Posts by علیرضا میرعلی نقی
درباره تاریخ نگاری موسیقی در ایران (۱)
با کمال واقعگرایی و فروتنی عرض کنم که بدون هیچ ادعایی در این عرصه کار کردهام. در واقع میتوان گفت شاید یک فعال عاشق بودهام که تمام وقت سعی کردهام در این حوزه کار کنم. تاریخنگاری موسیقی در ایران مقوله بسیار تازهای است و اصلاً به اندازه خود تاریخ موسیقی ایران قدمت ندارد.
از سنطور تا سنتور (۳)
پریشان احوالی ده سال آخر عمر صبا، فرصت تحقق آرزوهای او را از بین برد. با این حال، او برای معرفی «سنطور» کوشش هایی ارزنده کرد: مطالب و مضراب های حبیب را فراگرفت. نوشت، نواخت و یاد داد. حسین ملک را در روشی که برای نوازندگی و سنتورسازی انتخاب کرده بود راهنمایی کرد. همچنین منوچهر جهانبگلو را تا حدی یاری داد تا در حد استعداد خود، با سنتور آشنا شود.
به احترام استاد همیشه ماندگار: عبدالوهاب شهیدی
نمی شد گفت انتظارش را نداشتیم. اما می توانیم بگوئیم هیچوقت در انتظارش هم نبودیم. چطور می توان به انتظار خبر سفر هنرمندی این چنین بود؟ آنهم هنگامی که نزدیک به یک قرن را چنین سپری کرده باشد. اکنون از چهار خواننده اصلی برنامه های گلها، تنها استاد اکبر گلپایگانی باقی مانده، که سایه شان مستدام باد. بازماندگان دیگر نیز انگشت شمارند. کاش بیش از این قدر و منزلت شان را بدانند.
از سنطور تا سنتور (۲)
آشنایی صبا با حبیب سماعی در سالهای ۱۳۱۶ – ۱۳۱۵ و شنیدن بداهه های ظریف و پیچیده او، علاقه به این ساز، دوباره بیدار کرد. او برای سماعی کلاس سنتور ترتیب داد و با مطالعه هنر نوازندگی او که دنباله هنر اساتیدی چون سماع حضور و سرورالملک بود، قابلیت های دیگری از سنتورنوازی را شناخت که در روش نوازندگی علی اکبر شاهی، حسن خان و اسدالله خان اتابکی نبود. فرهنگی فراموش شده، با اجرای یک هنرمند خلاق، از نو مطرح شد و هنرمندی استاد، آن را پروراند و تا حدی که شرایط زندگی اش اجازه می داد، دستاوردهایش را منظم و مدون کرد.
از سنطور تا سنتور (۱)
ابوالحسن خان نوجوان، فرزند ابوالقاسم خان کمال السلطنه پزشک دربار مظفرالدین شاه نیز یکی از آن افراد انگشت شمار بود. علاقه های شخصی او به کنار، نمی توان به این نکته نیندیشید که مشکلات کوک و حمل و نقل و نگهداری «سنطور» و محدودیت های فنی آن در اجرای برخی گوشه ها و دستگاهها، هیچگاه این ساز را در حد و مرتبه کاربرد تار و کمانچه (و البته بعدها ویولون) مطرح نکرد. صبای جوان هم از این مسائل آگاه بود و تقدیر، او بنا نداشت که از او نوازنده سنتور بسازد. هرچند که او سرنوشت سازترین چهره موسیقی معاصر در ارتباط با «این ساز ملی و باستانی» (اصطلاح از استاد صبا) بوده است.
نقد و بررسی کتاب «هزاردستان؛ انگاره موسیقی ایران» (۳)
موضوعی که جناب میرعلینقی اشاره فرمودند در خصوص کارکرد تحریرهاست. در کتاب هم اشارهای به این موضوع شده که ما به طور کلی دو نوع تحریر داریم؛ یکی تحریرهای مستقل که یک تم کامل را تشکیل میدهد و وابستگی به شعر ندارد. یکی تحریرهای وابسته که در تکمیل ملودی شعر اجرا میشود و یا حکم زینت برای شعر دارد. استاد مجید کیانی هم به این موضوع معتقد هستند که در موسیقی ایرانی، موسیقی بر کلام غالب است.
نقد و بررسی کتاب «هزاردستان؛ انگاره موسیقی ایران» (۲)
پس این مربوط به یک بازهی زمانی خاص است که موسیقیدان با طبیعت خیلی بیشتر ارتباط داشته و در واقع منبع الهامش طبیعت بوده. آیا میتوان گفت که بر طبق فرضیهای که شما آنجا مطرح کردید روند تحریرها از آن شکل طبیعتگرا به یک روند ملودیک در طول دورهی گلها تبدیل شده؟ یعنی شما این را به صورت اضمحلال و انحلال تحریر میبینید یا اینکه تحول تحریر به صورت یک انگارهی موسیقی نو یا هیچکدام؟
دوقلوهای آواز اصیل
«بی من مرو» تا هفته آخر تیر ماه ۱۳۹۱ خورشیدی بیش از شصت بار از کانال های مختلف صدا و سیما پخش شده است. رکوردی تقریبا بی سابقه برای آهنگسازی جوان که سابقه کاری خیلی پر طول و تفصیلی هم ندارد.
نقد و بررسی کتاب «هزاردستان؛ انگاره موسیقی ایران» (۱)
نقد و بررسی کتاب «هزاردستان؛ انگاره موسیقی ایران» با حضور محسن محسنی، مؤلف اثر و سیدعلیرضا میرعلینقی، منتقد و پژوهشگرِ موسیقی جمعه شب ۲۷ مرداد در برنامهی «سیم و زر» از رادیو فرهنگ پخش شد. در این برنامه که به صورت زنده از رادیو فرهنگ پخش شد موضوعاتی از سوی محسن محسنی مؤلف کتاب و سیدعلیرضا میرعلینقی مطرح شد که در ذیل میخوانید.
پایان غربت چهل ساله
گلنوش خالقی کمی بیش از نیمی از عمر را خواسته ناخواسته در غربت گذراند. سرنوشتش چنین خواسته بود و او هم با درایت و شکیبایی با سرنوشتش کنار آمده بود. اما نه سازشکاری ای از او دیده شد و نه واپس نشینی. اصالت ایرانی اش را هم هیچ گاه از یاد نبرد. چه قبل از ۱۳۵۷ و چه بعد از آن، همیشه پرکار و باثمر بود و برای موسیقی کلاسیک ایران گام های موثر برداشت.

