گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

Posts by علیرضا میرعلی نقی

درباره حسام ‌السلطنه

حسام‌السلطنه، جهانگیرمراد، نوازنده و از نخستین تصنیف‌سازان ایرانى در دوره جدید. وى نبیره فتحعلی‌شاه و نوه سلطان مرادمیرزا حسام‌السلطنه بود. مادرش، ابتهاج‌السلطنه، نزد خواهر آقا حسینقلى، استاد عصر ناصرى، تعلیم تار می‌گرفت و با نقاشى و خوشنویسى نیز آشنا بود (خالقى، بخش ۱، ص ۲۵۶).

تنگنای موسیقی ملی (۳)

نمی خواهم با آن رهبر ارکستر هموطن مان همصدا شوم و بگویم که «ارکستر سمفونیک هر مملکت در حکم تیم ملی آن کشور است و باید… باید… باید!». این مقایسه، هرچند که از حسن نیت مایه می گیرد ولی ساده انگارانه هم هست و از دیدگاه فرهنگی بهره ای ندارد.

آواز از کنگره عرش (۳)

در دوره صفحات گرامافون، تاثیرپذیری مستقیم از سبک طاهرزاده عیان است. توانایی صدا و حنجره در اوج است و پیچیدگی‌های دوره اجراهای رادیویی را ندارد. بخشی از تاثیرگذاری صدای هر خواننده به استادی و قدرت همنوازان او مربوط است و در دوره صفحات گرامافون و بلکه در تمام عمر، بیشترین همدلی آواز استاد ادیب با پیانوی استاد محجوبی و بعد از آن با ویولن حسین یاحقی است.در دوره رادیو نیز با سنتور ورزنده، تار مجد، سه‌تار درگاهی و در چند مورد با ویولون پرویز یاحقی هنرمند جوان دهه ۱۳۳۰ نیز چنین هماهنگی شنیده می‌شود. در اجراهای خانگی نیز بیشترین هماهنگی با ویولن استاد صبا و نی استاد کسایی است.

تنگنای موسیقی ملی (۲)

اگر ارکستر ملی نوع دگردیسی شده ارکستر گلها بود، یادمان نرود که آن ارکستر «دوره طلایی» هم نوع تکامل یافته تری بود از ارکستر انجمن موسیقی ملی (۱۳۲۳)، ارکستر نوین (۱۳۳۰) و سرمنشأ همه آنها، ارکستر مدرسه عالی موسیقی وزیری (۱۳۰۳) که صداهایش هم ضبط شده و وجود دارد. جان کلام این که، مهم نیست تأسیس یک ارکستر با چه انگیزه ای صورت می گیرد، حتی مهم این نیست که در عمل تا چه حد به انگیزه های ابتدای کار خود وفادار مانده است.

تنگنای موسیقی ملی (۱)

ارکستر ملی، به عنوان یک نماد ملیت؟ کسی تا به حال به طور جدی برای یافتن پاسخ این سئوال کوشش کرده است؟ یا این که در همان اولین قدم، با زنجیره ای از سئوالات غامض مواجه شده که آخرالامر ترجیح داده عطایش را به لقایش ببخشد، و تنها مخاطب،شنونده،بیننده کنسرتهای این ارکستر وسیع و حجیم باشد؟ مسیری که پرسشگر کنجکاو طی می کند تا به صندلی مشتری هر ازگاهی در سالن کنسرت برسد، مسیر کوتاهی است.

آواز از کنگره عرش (۲)

انصاف را که لحن فردی استاد ادیب بین خوانندگان هم‌دوره خودش متمایز بود و نه قبل و نه بعد از خودش کسی پیدا نشد که حتی بتواند تقلید ظاهری او را درست از عهده بربیاید. گذشته از جنس ممتاز حنجره خدادادی، بنیه طبیعی نیرومند و انعطاف فراوان، چکیده تمام روحیات و احساسات و منش فرهنگی متعالی و روحیه لطیف طبیعت‌گرای استاد ادیب، طعم منحصر به فردی از احساس اصیل ایرانی از آواز را ارائه می‌کند که توصیفش بسیار دشوار است و فقط باید آن را شنید. در اینجا راجع به آن صحبتی نمی‌کنم چرا که به قول مولانا «هم قلب بشکست و هم کاغذ درید.»

درباره غلامحسین بنان (۲)

بنان حوصله لازم برای معلمی آواز نداشت و از شاگردان هنرستان او کسی شناخته نیست. امّا از میان شاگردان خصوصی او کاوه دیلمی شهرت دارد (همان، ص ۱۹۷). بنان در ۸ اسفند ۱۳۶۴، بر اثر بیماری مزمن جهاز هاضمه درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر (در حومه کرج) به خاک سپرده شد (آور، ص ۱۸ـ۱۹).

درباره داوود پیرنیا بنیانگذار برنامه های «گلها»

پیرنیا، داوود، ادیب، موسیقی شناس و بنیانگذار و مبتکر سلسله برنامه های «گلها» در رادیو تهران (۱۳۳۴ـ ۱۳۴۴ ش). نخست نزد پدرش، حسن پیرنیا * (مشیرالدوله)، و برخی استادان زمان به تحصیل پرداخت (ترقی، مصاحبه، تیر ۱۳۶۸) و تحصیلات بعدی را در مدرسه سن لوئی تهران و سپس در سویس ادامه داد و در رشته حقوق فارغ التحصیل شد. پیرنیا، همزمان با تحصیل در حقوق، با موسیقی کلاسیک اروپایی آشنا گردید، و در بازگشت به ایران به استخدام وزارت دادگستری درآمد و کانون وکلا را بنیان نهاد. سپس به وزارت دارایی منتقل شد و در این وزارتخانه، اداره احصائیه (آمار) را تأسیس کرد. آنگاه در نخست وزیری، ریاست بازرسیِ کل کشور را بر عهده گرفت و تا معاونت نخست وزیری پیش رفت (نواب صفا، مصاحبه، مرداد ۱۳۷۸).

درباره غلامحسین بنان (۱)

غلامحسین بنان خواننده سرشناس ایرانی، در ۱۲۹۰ ش در انگه رودِ نور به دنیا آمد (جهانگیری، ص ۱۲؛ ملاّ ح، «زندگی نامه ی بنان»، ص ۳۱). محیط خانواده او را به موسیقی علاقه مند کرد و با استعدادی که در فراگیری موسیقی داشت توانست پیش از ده سالگی برخی از تصانیف مشهور و قطعات ساده را با ارگهای معمول در اواخر دوران قاجار بنوازد. بنان در حضور مرتضی نی داود*، استاد تار، قابلیت خود را در آوازخوانی نشان داد و نخستین درسها را از او گرفت (ملاّح، «زندگی نامه ی بنان»، ص ۳۲ـ۳۳). سپس به محضر میرزا طاهر ضیاء رسایی، ملقب به ضیاءالذاکرین، راه یافت و فنون اجرای آواز ایرانی را آموخت. چندی نیز از استاد ناصر سیف تعلیم گرفت (همان، ص ۳۷). همزمان با این آموزشها، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسه ثروت و مدارس دیگر دنبال کرد. بنان علاوه بر آموزش حضوری نزد اساتید، از طریق صفحات خوانندگانی مانند سیدحسن طاهرزاده و اقبال آذر (اقبال السلطان) نیز با رموز خوانندگی آشنا شد (میرعلی نقی، ص ۱۹۳).

درباره پرویز منصوری (۳)

علاقه او به موسیقی ایرانی نیز موضوعی قابل توجه است. در زمانی که بیشتر موسیقیدانان تحصیلکرده از نسل او، تحت تاثیر نوعی اسنوبیسم کور و افراطی، موسیقی ایرانی را از جمیع جهات تحقیر می کردند و آن را شایسته توجه نمی دانستند، منصوری به موسیقی دستگاهی ایران و موسیقیدانان برجسته آن علاقه آشکاری داشت و با نوشتن مقالاتی درباره موسیقی ایرانی (که بعدها در کتاب کاوشی در قلمرو موسیقی ایرانی چاپ شد) و درباره موسیقیدانان بزرگ مثل خالقی و صبا، دقت نظر و مسؤولیت فرهنگی خود را نسبت به موسیقی کشورش نشان داد.

بیشتر بحث شده است