Posts by علیرضا میرعلی نقی
آواز از کنگره عرش (۱)
استاد ادیب خوانساری از نظر من بزرگترین خواننده ۷۰ سال گذشته ایران است و فکر میکنم افراد بسیاری در این زمینه با من همدل و همعقیده باشند. استاد ادیب در تمام عمرش خوانندهای بود مخصوص طبقه خواص موسیقیدان و هنرش در عالیترین سطح قرار داشت. طبیعی است که چنین هنرمندی در دوره حیاتش بهدرستی درک نشود. استاد ادیب و همتای او در نوازندگی، استاد مرتضی محجوبی از این کمتوجهیها رنج میبردند ولی مانع نمیشد که هنرشان را به اجتماع عرضه کنند.
ای ایران
اکنون دیگر «ای ایران» تبدیل به سمبل و نماد ملیت (بدون هیچ گرایش سیاسی) در موسیقی ایرانی شده است. این سرود هنوز هم در نوع خود بی بدیل است. استفاده از وزن مارش همراه با یک مایه کاملاً ایرانی (آواز دشتی)، تا حدود چهل سال بعد از آن هم عملاً مورد استفاده قرار نمی گرفت. تنها سرودی که می توان از لحاظ هنری با ای ایران مقایسه کرد، سرود «این پیروزی» (در مایه بیات ترک با ملودی احمدعلی راغب و تنظیم استاد زنده یاد مجتبی میرزاده و صدای محمد گلریز) است که شور و حال ایرانی – حماسی ویژه ای دارد.
فاجعه در راه است
این که بشود آینده را پیش بینی کرد کار من نیست، کار پیش بین و پیشگوست! آن هم در کشور ما و در عرصه موسیقی که دیگر هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. شرایط کاملاخارج از هر گونه منطق بوده و شک ندارم پیش بینی اش برای خود دست اندرکاران هم دشوار است. فقط می توانم بگویم اگر اوضاع اقتصادی به همین شکل پیش برود سرمایه گذاری برای آلبوم ها و بویژه آلبوم های هنری عملاغیرممکن می شود. آنقدر که تولید آلبوم هنری در مقایسه با سال های گذشته کمتر خواهد شد.
درباره ساز تنبک
تنبک، از سازهای کوبه ایِ پوستی که بدنه آن بیشتر از چوب ساخته می شود. انواع این ساز، با شیوه های گوناگونِ اجرا، در کشورهای عربی و ایران و افغانستان و ترکیه رایج است (رجوع کنید به فروغ، ص ۱۲۶ـ۱۲۷). نام این ساز در منابع به صورتهای تُمبَک، تُبتَک، تُنبیک، تنبوک، دُنبک، دُمبرک، دُمبُلک، تُبنُک، دُمبک، خُنبَک و تینبَک نیز آمده است (ملاح، ص ۱۸۴؛ فروغ، ص ۵۰؛ ستایشگر، ذیل «تنبک»). امروزه آن را «ضرب» نیز می نامند، اما معلوم نیست این نام از چه زمانی متداول شده است (ملاح، ص ۱۹۲). به عقیده ابوالحسن صبا (متوفی ۱۳۳۶ ش؛ ذیل «تنبک »)، واژه تمبک از تُم (صدای ناحیه مرکزی پوست) و بَک (صدای ناحیه کناری پوست) تشکیل شده است. برخی این واژه را صورت تغییریافته خُنبَک یا خُمَک به معنای خُم کوچک می دانند (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به ملاح، ص ۱۸۵ـ۱۸۶).
درباره آلبوم «طنین کاشی های آبی»
«طنین کاشی های آبی» عنوان یک مجموعه دوتایی لوح فشرده از نشر باربد است. این دو لوح شامل مجموعه ای با ارزش از پیانو نوازی مرتضی محجوبی نوازنده و آهنگساز نامدار برنامه «گلها» است که هنوز علاقمندان بسیار در میان مخاطبان موسیقی دستگاهی ایران دارد. مرتضی محجوبی در کنار جواد معروفی صاحب سبک و بیان ویژه ای در پیانو نوازی به سبک ایرانی بود که تفاوت های زیادی نسبت به سبک پیانو نوازی آکادمیک پیانوی ایرانی در آن زمان که جواد معروفی آن را نمایندگی می کرد داشت. علیرضا میرعلی نقی که تحقیقات زیادی درباره زندگی و آثار مرتضی محجوبی انجام داده است، درباره این آلبوم (طنین کاشی های آبی) یادداشتی نوشته است که می خوانیم:
ردیفهای پیانوی مرتضی محجوبی به روایت فخری ملکپور
سرانجام ردیفهای مرتضی محجوبی برای پیانو به روایت فخری ملکپور منتشر شد. انتشارات موسیقی عارف کتاب ردیفهای مرتضی محجوبی این استاد فقید پیانو را به روایت تنها یادگار ایشان خانم فخری ملکپور منتشر کرده است که اقدامی سترگ و ارزنده برای حفظ و اشاعه تلاشهای بینظیر آن استاد فقید در پیانوی ایرانی و برای موسیقی ایران است.
درباره بهمن بوستان (۲)
پایان نامهای در اوایل دهه ۵۰ در گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ارائه شد که درباره موسیقی ضربهای زورخانه بود. مرحوم ابوالقاسم داروغه کاظم (شناخته شده با نام کامران داروغه؛ نوازنده ارزنده ویولن و کمانچه) نویسنده آن بود که حدود ۱۰ سال پیش فوت کرد. آن پایاننامه به اضافه نت نویسیها با همکاری استاد محمد اسماعیلی به گروه موسیقی برای اخذ مدرک لیسانس ارائه داده شد که متأسفانه به انتشار نرسید ولی نسخه آن موجود است.
درباره بهمن بوستان (۱)
بهمن بوستان، ادیب و پژوهشگر با سابقه عرصه موسیقی در روز ۲۷ آبان ۱۳۹۳ در سن ۷۹ سالگی در تهران بر اثر ایست قلبی درگذشت وی فرزند مجدالعلی (مهرداد) بوستان حقوقدان و محقق ادبیات فارسی و عرب و نوه محمد حسن وحید دستگردی ادیب و شاعر دوران مشروطه بود. علیرضا میرعلی نقی محقق عرصه موسیقی […]
نگاهی به آلبوم «گریهی ابر»
این صدا از «بم» آمده است. صدایی در اصطلاح اهلفن «سوخته و کویری». تولید و انتشار این آلبومها در شهرستانها و مراکز استانها و گرفتاریهای شبکه پخش آثار صوتی و معرفی آنها، این مجال را نمیدهد که ثمره تلاشهای افراد علاقهمند و مستعد، در محیط شلوغ و پرازدحام تولید موسیقی در پایتخت شنیده شوند. حتی اگر نام آهنگساز پرکار و در حد خود نامداری مثل حسین پرنیا پشت آن قرار داشته باشد. صدای کاوه یوسفزاده از بم برآمده است. از دیار استادش ایرج بسطامی و آخرین آهنگسازی که با بسطامی کارکرد اولین آهنگسازی است که با او این آلبوم را تدارک کردهاند.
مرجعیتهای بیصلاحیت (۲)
مجموعه ردیف و موسیقی کلاسیک ایرانی، بدون در نظر گرفتن این شاخصههای فرهنگی، که بخش مهمی از آن به رعایت قوانین (نوشتهشده و حتی نوشتهنشده) قانونی و اخلاقی برمیگردد، تبدیل میشود به مشتی ماده خام صوتی(ماتریال سونور) که هر آماتور بیصلاحیت و هر جوانان جویای نامی، میتواند از دیوار بارها کوتاه شده آن بالا برود و فضای ذهن متوهم خود و «فالوئرهای» دنیای مجازیاش، برای خودشان و جایگاه در نظر بگیرد و حتی مدعی انجام کاری نو و محیرالعقول هم بشود؛ بیاخلاقیاش، سوای بیهنریاش، به موسیقی و موسیقیدان و فرهنگ و اخلاق، آسیبهای جدی و جبرانناپذیر وارد کند.

