Posts by سعید مجیدی
بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۵)
در تائید حرف شما به کسانی که میگویند چرا رجبی حرف میزند، حق میدهم. شاید آنها این قسمت کار را نمیبینند که مفسری نیست و اگر هم هست صالح نیست که بتوان به نظرش اعتماد کرد. من خودم مجبورم بگویم این خَرمهره است و آن دُرّ ! اگر سطح پذیرش جامعه و شنونده بالا بود من اصلا نباید سخنرانیهای زیباییشناسی، تکامل فرهنگسرای بهمن و… را انجام میدادم، کس دیگری میبایست این کار را میکرد. آیا وظیفه من است بگویم رکن الدین مختاری هنرمند نیست. او فقط ویلن میزد و ارتباطی با اصطلاح پُرمغز «هنرمند» ندارد. آیا من باید بگویم که هنرمند لب فرخی یزدی را نمیدوزد میرزاده عشقی را نمیکشد او جلاد رژیم است نه هنرمند!
بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۴)
ما که شما را به خاطر ابراز نظرتان دار نمیزنیم. این نظر شماست، سلیقه شماست و در ابراز آن آزادید. اما اگر بخواهید به عنوان عقیدهتان آن را مطرح کنید، میبایست حتماً به جمیع جهات علم مورد نظر اشراف داشته باشید. درست مثل اینکه یکی داد بزند من عاشق اشکنهام!
بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۳)
نه! برای اینکه اولاً ریتم جهانی است، ثانیاً ما در زیباییشناسی مبحثی به نام تأثیرپذیری داریم. یعنی ما میتوانیم از زیبایی یک اثر متعلق به هرجای دنیا استفاده کنیم و زیبایی جدیدی بیافرینیم. در کنسرواتوار، فرانسه بینندگان ما اکثراً نوازندگان سازهای کوبهای دنیا بودند. هیچکس از ما سؤال نکرد این چی بود که زدید؟ چون خودشان میفهمیدند. جالب است بدانید آنجا یک ژاپنی حرکات من را بسیار خوب تقلید میکرد که این برای خودم هم جالب بود.
بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۲)
مثال من منظورم را به خوبی میرساند، در توصیف ادوار ایقاعی همین بس که منِ رجبی هیچوقت از آن استفاده نکردهام و اصلاً نمیدانم چیست، اما بهمن رجبی شدهام. پس شدت بدیهی و بیاهمیت بودن ادوار ایقاعی را ملاحظه بفرمایید. زمانی که ماشین پیشرفته امروزی با تمام امکانات مهیاست چه وجوبی و الزامی برای سفر با الاغ است؟ این حکایت همان نظریهای است که بهرغم استفاده از تمام امکانات قرن بیستم و زندگی در این دوره، به سنتور که رسیدیم بگوییم فقط سماعی. پس تکلیف تکامل چه میشود؟
بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱)
فکر گفتوگو با بهمن رجبی زمانی در ذهنمان شکل گرفت که پس از تحقیق در آثار و پیگیری فعالیتهای ایشان، متوجه شدیم بسیاری از جنبههای مثبت فعالیتها، تحت شعاع حواشی زبان شفاهی رجبی قرار گرفته است. از سویی سالها خلا یک گفتوگوی تخصصی و شفاف در حوزه ریتم و تمبک با وی احساس میشد و در عین حال شنیدهها از دشواری این امر حکایت میکرد. ولی برخلاف آن، بهمن رجبی با شرایط خاص روحی، جسمی و سنیاش با صبر و حوصلهایی درخور تحسین و برخوردی انسانی پاسخگوی سئوالات و حتی انتقادات و مخالفتهای صریح ضمن گفتوگو شد.
مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۱۱)
خب این امر ناگزیری است، چون آنها سالها با من زندگی میکنند با من ساز میزدند، ولی مطمئناً بعد از دورهای به این استقلال خواهند رسید. شما اگر ساز زدن برخی هنرجویان شاخصم را مثلاً در کنسرت اولشان با من دیده باشید و امروز هم بشنوید، کاملا متفاوت مینوازد چرا که بعد از مدتی در خودشان سلیقۀ شنیداری خاصی پیدا می کنند. البته هنرجویانی هم هستند که سلیقۀ شنیداریشان سونوریتۀ ساز شعاری است و به این سمت و سیاق سوق پیدا میکنند که من هم آنها را منع نمیکنم.
مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۱۰)
در بحث آموزش دو مورد قابل بررسی است. یکی آموزش شفاهی و دیگری آموزش آکادمیک که این دو روش در حال حاضر در ایران متدی ندارند که همۀ عناصر آموزش را در خود داشته باشد. در ضمن آموزش شفاهی به تنهایی نمیتواند در این زمانه پاسخگوی نیازهای هنرجو باشد، به دلیل تعدد مسائلی که در ذهن انسان امروز وجود دارد. از طرفی هم، کتب و جزوههای آموزشی به طور تخصصی و صرفاً برای سهتار بسیار بسیار اندکند و بقیه هم متدهای مشترکی برای تار و سهتار هستند که به علت تفاوتهای بنیادی در نحوۀ نوازندگی این دو ساز میبایست با گفتگو و تبادلنظر جمعی مدرسان طراز اول این سازها به نتیجه علمی و بهتری برسیم.
مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۹)
لازم میدانم این نکته را بگویم که من خودم را آهنگساز نمی دانم. من بیشتر یک نغمهپرداز یا ملودیپرداز هستم، و آثاری را هم که شما مثال زدید تنظیم و هماهنگی شان به کمک دوستان بوده است. آقای رضاعی وآقای میتوئی که کمکهای زیادی در بخشی از تنظیمات به من کردند. اما معمولاً ارکستراسیون حدود و سازبندی را قبل از شروع کار تعیین می کنم و نوع صدادهی کار را از پیش پردازش می کنم. و در تکنوازیهای آثار مذکور از قدرت بداههنوازی تکنوازان استفاده شده است.
مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۸)
این کار درعین جذابیت، خیلی سخت و پیچیده هم هست. بنا به سلیقۀ شخصی من بهترین نوع تلفیق در همنوازی، یافتن جملات مشترک و نواختن آنها، بعد از آن نیز هر هنرمند به بیان شخصی می پردازد و سپس بیان خود را به ترجیعبند متصل می کند. در نهایت باید بگویم که من موسیقی تلفیقی را یک گفتگوی فرهنگی میدانم.
مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۷)
چگونگی تولید این سازها باید بگویم در زمان تمرین با گروه سه تارنوازان همسـاز کمبود صدایی زیرتر و بمتر از صدای سهتار معمولی احساس کردم و به دلیل این ایده ساخت سهتارهایی با گسترۀ صوتی زیر و بمتر را در گروه آزمودم، که رنگآمیزی صوتی بهتری بدست آمد و این کار ادامه یافت. اما در مورد سه تار شش سیـم، که «دلربا» نامگذاری شد، بر اساس احساس و درک کمبودهایی بود که من در تکنوازی سه تار در محدودۀ بم و رنگآمیزی متنوعتر داشتم که با همکاری آقای صدر این ساز ساخته شد و چند کنسرت بصورت تکنوازی و نیز در آلبوم «در سایهی باد» از آن استفاده شد، و البته کارکرد خوبی هم در گروهنوازی دارد.

