گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

سعید مجیدی

متولد ۱۳۵۳، خواننده و منتقد موسیقی

Posts by سعید مجیدی

مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۶)

بله، یکی از هنرمندان بزرگ جملۀ خوبی درباره بداهه‌نوازی مطرح می‌کردند که بداهه‌نوازی بر روی صحنه همانند شکار است، وقتی تیری به سمت شکار شلیک می‌شود همیشه هم به هدف نمی‌خورد. بحث فعلی ما هم مربوط به سولیست است یعنی خلق آنی در لحظه با بهترین سونوریته و این عدم برخورد به هدف به هزاران پارامتر بستگی دارد از جمله ارتباط با مخاطب در لحظه، صحنه ای که روی آن قرار دارید و مسایلی که از برنامه ریزی برای اجرا تا زمان رفتن روی صحنه برای هنرمند وجود دارد. اختلاف بداهه پردازی در کنسرت وضبط استودیویی این گونه است که اگر در ضبط استودیویی، بداهه نوازی مطلوب نبود امکان تکرار وجود دارد اما در کنسرت این حس و اجرا تکرار نشدنی است.

مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۵)

من خیلی خلاصه و نظری به این مقوله پرداختم، اما اگر بخواهیم به حقایق بپردازیم واقعیت‌های زیادی پیش رو داریم. شما حتی در آلبومهای زیادی می بینید که نام بداهه‌نوازی بر روی آنها نهاده شده است اما در واقع، از پیش تمرین شده اند و خلق آنی نیستند. من اگر بخواهم تعریفی حسی از بداهه‌نوازی ارائه دهم باید بگویم: بداهه‌نوازی لحظۀ زیبایی است که وقتی از آن می‌گذرید آرزوی تکرار مجدد و ثبت آن لحظه را داشته باشید و جدای از تعریف تئوریک، من به واقع این احساس را به بداهه‌نوازی دارم. در این مقوله بحث اصلی آفرینش است یعنی برهه‌ای از زمان که در آن آفرینش وجود دارد و این را مطمئن باشید اگر نوازنده روی صحنه به‌واقع بداهه‌نوازی کند مخاطب زیبایی و حقیقت آن را حس می کند، و خلاقیت در لحظه مقوله‌ای نیست که بتوان با دروغ به آن اقدام نمود، نواخت یا از آن صحبت کرد.

مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۴)

بله، به اعتقاد من نیز گاهی موسیقیدان می‌تواند در یک ساز امکانات صوتی جدیدی ایجاد کرده و در موسیقی وارد کند، و اگر در گذر زمان این صدا در زبان موسیقی بنشیند باقی می‌ماند و اگر هم نه، با گذشت زمان فراموش می‌شود، لذا زمان بزرگترین و بهترین داور است.

مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۳)

سؤال شما شامل چند بخش است اولاً: در مورد مصاحبۀ گذشته خودم باید بگویم که منظور، همۀ بزرگان نبوده‌اند بلکه بعضی از آنها بوده است و در پاسخ به برخی نقدها باید بگویم که من همیشه حق استادی همه ی اساتیدم من جمله آقای لطفی را مد نظر دارم و برایم همیشه حکم استادی خواهند داشت. اما در مورد بروشور CD آلبوم انتظار به نظرم نوشتۀ ایشان دور از منطق است، و در ضمن تعریف آثار مصرفی چیست؟ آیا اگر اثری با اقبال عمومی هم مواجه شد صرفاً مصرفی است؟ آیا همه هنرمندان می‌بایست پیش از تولید آثارشان سلیقۀ خود را با سلیقه ایشان تطبیق دهند، در غیر این‌صورت آثارشان غیرجدی و مصرفی است؟

مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۲)

مجدداً یادآوری می‌کنم که فلاژوله هم تکنیکی است که در خیلی از سازها استفاده می‌شود و فقط مخصوص گیتار نیست و البته در سه‌تار هم قابل اجراست و چرا از این تکنیک برای افزایش امکانات صوتی ساز بهره نبریم یا استفاده نکنیم!

مسعود شعاری سیرِِ خلاق نوازندگی (۱)

گفتگوی صریح با هنرمندان، فعالیتی فرهنگی و روشنگرانه است که به ارتباط و درک بهتر آثار هنری یاری می رساند. بدون شک برای هنرآموزان و مخاطبان نیز، درک آثار یک هنرمند از زبان خود هنرمند حاوی تجارب و نکات فنی قابل توجهی است. این گفتگو که با جدیت و استقبال آگاهانۀ مسعود شعاری پیگیری شد، هدفی جز واکاوی و نقادی صحیح موسیقی ایران نداشته و تلاش دارد از کلیشه‌های رایج در مصاحبه‌ها نیز فاصله بگیرد.

حسام‌الدین سراج خواننده‌ای غم‌افزا (۲)

«ما چیزهایی را به غم نسبت می‌دهیم که الزاماً مربوط به واقعیت نیست مثل در خود فرورفتن یا در تنهایی اندیشیدن، اگر بگوییم موسیقی ما درون‌گراست درست گفته ایم، موسیقی ما این خصلت را دارد و درون‌گرایی اساساً غم نیست و می‌تواند یک حالت فلسفی یا عرفانی باشد. این را از نظر ژست بدنی هم می‌توان بررسی کرد مثلا یک خواننده اپرا سینه‌اش را جلو می‌دهد و سرش را بالا می‌گیرد و صدایش را هم به گونه‌ای تأثیربرانگیز تغییر می‌دهد، اما یک خوانندۀ هندی یا ایرانی کمی حالت در خود فرو رفته می‌گیرد و سرش را پائین می‌اندازد. مطالعۀ این ژست‌ها می‌تواند بیانگر نکات جالبی باشد.» (شهرنازدار ۱۳۸۳).

محسن کرامتی؛ خواننده، محقق یا معلم آواز؟ (۱۰)

از نظر من در وهله اول تلفیق شعر و موسیقی درست باشد تحریرها به جا صورت بگیرد و تحریز مکمل شعر باشد، شعر با تحریر پک جمله موسیقایی کامل درست می کند، نه اینکه از همدیگر مجزا باشند. بهترین شکل آوازهایی که می‌توانم نمونه بیاورم. آوازهای مرحوم قوامی، مرحوم بنان، مرحوم طاهرزاده و استاد شجریان است.

محسن کرامتی؛ خواننده، محقق یا معلم آواز؟ (۹)

بلى، هست. دیدگاهی را که ترتیب گوشه‌های آوازی باید رعایت شود، را صحیح نمی‌دانم. به خاطر اینکه روایت‌های مختلف از ردیف، تسلسل واحدی ندارند. به‌طورمثال در یک روایت گشایش در ماهور داریم و در روایت دیگر نداریم.

محسن کرامتی؛ خواننده، محقق یا معلم آواز؟ (۸)

بلى آوازی خوانده‌ام که سنتی نیست بلکه آن آواز طراحی شده است حتی اگر دقت کنید شعر آقای شفیعی‌کدکنی را در قسمت‌هایی تکرار کرده‌ام. در آن مقاله توضیح داده‌ام در موسیقی ردیف برای هرگوشه‌ای یک ملودی داریم. یعنی هر گوشه‌ای استقلال دارد و در شعر کلاسیک ما هم هر بیت برای خودش مستقل است و مجموعه آن کامل است. در صورتی‌که شعرنو چنین ساختاری ندارد. ممکن است در شعر نو چندین خط را بخوانید تا به یک مضمون دست یابید. انتقال این مضمون در قالب ردیف نشدنی است. شما باید روی قالب شعر کار کنید تا بتوانید آن را با قالب ردیف سازگار کنید به‌عبارتی قالب ردیف را تغییر بدهید چرا که نمی‌توانید شعر نـو را خرد کنید.

بیشتر بحث شده است