گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (II)

البته چنین تفسیری، بر پایه ی این فرض مورد پذیرش و نسبتاَ عمومیّت یافته بنا شده که «ماهور» تداعی گر احساسات نشاط آورتری است. تداعی حس «تحرک» در این موتیف ها به گونه ای دیگر نیز بروز یافته و آن نیز نواختن تمامی نت های چنگ (به استثنای آنهایی که با تریل اجرا می شوند) با «استکاتو» ست که حالتی کوبه ای تر به آنها می بخشد.

البته چنین تفسیری، بر پایه ی این فرض مورد پذیرش و نسبتاَ عمومیّت یافته بنا شده که «ماهور» تداعی گر احساسات نشاط آورتری است. تداعی حس «تحرک» در این موتیف ها به گونه ای دیگر نیز بروز یافته و آن نیز نواختن تمامی نت های چنگ (به استثنای آنهایی که با تریل اجرا می شوند) با «استکاتو» ست که حالتی کوبه ای تر به آنها می بخشد.

این موتیف ها در کنار موتیف های متشکل از نت های دو لاچنگ که طبیعتاَ پرتحرکترند در انتقال این حس به شنونده موثرند.

ضمناَ، متر ۴/۲ (و تا حدی ۴/۴) را به دلیل شباهتش به راه رفتن انسان، مترهای اولیّه ی انسانی می دانند و به دلیل این تداعی، گاه «روندگی» تطبیق ذهنی بهتری با این ریتم ها دارد.

پس از این اورتور پرتحرک، بخش اصلی تصنیف آغاز می شود و متر قطعه به ۴/۳ تغییر می کند؛ هر چند، به دلیل فیگورهای ریتمیک غالب موسیقی در این بخش و البته تمپوی قطعه، به نظر می رسد که میزان نمای ۸/۶ نیز می توانست انتخاب مناسبی باشد.

ملودی آغازین پیش از آواز نیز، در همان محدوده ی پیشین و تاکید اصلی آن بر دانگ های دوم و سوم دستگاه اصفهان است.

در کنار اکثر فواصل ملودیک که پیوسته هستند (به خصوص در بخش آوازی)، حرکات منفصلی با فواصل پنجم، چهارم و سوم شنیده می شوند.

موتیف های پرتحرّک و نسبتاَ کوبنده ی پیشین، جای خود را به موتیف های روانی می دهند که عموماَ لگاتو اجرا می شوند.

ملودی آوازی خوانده شده توسط خواننده ی زن (مرضیه)، در تمام میزان ها با سنکوپ (یا ضدّ ضرب در میزان پیشین) آغاز می شود.

اگر از دیدگاه تفسیری بر اساس شعر همراهی کننده به این تمهید نگاه کنیم، معنای آن را هنگام ورود خواننده ی مرد (بنان) بهتر در می یابیم.

پس از اتمام بخش اوّل آواز خواننده ی زن که با خواندن مصرع «زیر پایم پرنیان آید همی» همراه است و با ورود خواننده ی مرد، تاکیدات به جای اصلی و طبیعی خود بر می گردد؛ یعنی برخلاف مصرع های پیشین که با دو ضرب تاخیر، «مرضیه» ابیات را می خواند، با ورود «بنان» این دو ضرب تاخیر دیگر شنیده نمی شود و ملودی جدید –برخلاف رویه ی قبلی و احتمالاَ انتظار ذهنی شنونده- بلافاصله و در همان ضرب اوّل آغاز می شود.

این تکنیک، تاثیری تحسین برانگیز –از لحاظ تداعی حس شعر- با خود در بر دارد و «بی قراری» یا «اشتیاق» برای شنونده محسوس تر می گردد.

به طور کلّی، در تمام طول قطعه، شنونده با نوعی احساس بی قراری –یا به تعبیری ساده تر، عجله و شتاب- مواجه است.

چنین تنوع هدفمندی در همراهی شعر و ملودی، بر روی غزلی با وزن ثابت (که در دوره ی ساخت اثر چندان رواج نداشته)، الگویی ست مثال زدنی برای نسل کنونی که همچنان همراهی با فرمهایی مانند غزل را ارجح می شمارد.

کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان
پژوهشگر حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی و تاریخ معاصر موسیقی در ایران
کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
Kamyar.Salavati@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است