ماکسیم ونگروف

ماکسیم ونگروف
ماکسیم ونگروف
در دورانی که نوازندگان با استعداد، درخشان و جوان ویولون مانند گلهای پیوندی فراوانند، ماکسیم ونگروف Maxim Vengerov یک نمونه درخشان و متفاوت است. او به سال ۱۹۷۴ در نووسیبیرسک Novosibirskروسیه و در خانواده ای اهل موسیقی متولد شد. مادرش رهبر گروه کر و پدرش نوازنده ابوا در ارکستر فیلارمونیک نووسیبیرسک بودند. ماکسیم کوچک هنگام حضور در تمرینهای پدرش در ارکستر، با جدیت اعلام کرده بود که از نظر او، جایگاه نوازنده ویولون اول ارکستر بسیار جالبتر از نوازنده ابواست.

ماکسیم در سن چهار سالگی به تمرین ویولون پرداخت. او پس از شام، در حدود ساعت ۸ شب تمرین را آغاز میکرد و تا زمانی که بسیار خسته میشد به تمرین ادامه میداد و پس از آن برای سه چرخه سواری به خارج از خانه رفته تا حدود ۳ بامداد به بازی میپرداخت. پدرش به دنبال بهترین معلم موسیقی ممکن، ماکسیم را بدون قرار قبلی نزد گالینا تورچینینووا Galina Turchaninova برد و جالب اینکه این استاد مشهور موسیقی از بازدیدکنندگانش با گفتن ” اوه، منتظرتان بودم” استقبال کرده و ماکسیم را به شاگردی پذیرفت.

قبل از آغاز اولین درس، تورچینینووا متوجه شد که ماکسیم را با یک شاگرد سفارشی از طرف مدیر کنسرواتوار -که اصلا بر سر قرار حاضر نشد- اشتباه گرفته است. وی معلمی سختگیر بود و شاگرد کوچک او تا پنج درس متوالی از نواختن حتی یک نت، سرباز زد. تورچینینووا به مادر ماکسیم اعلام کرد که شاگردش را اخراج خواهد کرد و ماکسیم با دیدن اشکهای مادر، ویولون را برداشته و هر ۱۷ درس خود را –که پنهانی تمرین میکرده- از حفظ اجرا میکند. تورچینینووا با گفتن اینکه ” ویولونیستی مانند ماکسیم هر صد سال یک بار ظهور میکند” به کار با شاگرد جوان خود ادامه میدهد.

هنگامی که ماکسیم هفت ساله شد، دولت اجازه نقل مکان به مسکو را برای خانواده ونگروف صادر کرد تا وی بتواند در بهترین مدرسه کشور برای کودکان مستعد در موسیقی به تحصیل بپردازد. تکنیک او در سن ده سالگی به خوبی صیقل یافته و آراسته شده و اکنون زمان آن فرا رسیده بود تا ماکسیم به آموختن موضوعات تئوری و تفسیری موسیقی بپردازد.

پروفسور زاخار برون Zakhar Bron، استاد کنسرواتوار چایکوفسکی Tchaikovsky Conservatoryو دستیار سابق ایگور اویستراخ Igor Oistrakh (ویولونیست متولد ۱۹۳۱، ادسا و فرزند دیوید اویستراخ ویولونیست و استاد موسیقی مشهور اوکراینی)، استاد بعدی ماکسیم بود. او این نابغه جوان موسیقی را به یک موسیقی دان کامل و فاضل مبدل کرد.

پس از گذشت پنج سال و نیم در سمت شاگردی برون، ونگروف آماده ورود مستقل به دنیای موسیقی بود. ” من یک سال بدون داشتن استاد به کار پرداختم زیرا میخواستم ببینم موسیقی واقعا برای من چه معنایی دارد و چرا میخواهم آنرا ادامه دهم. این دوره ای بود که در آن فرصت یافتم با رهبران بزرگی چون بارنبویم Barenboim، روستروپوویچ Rostropovich و آبادو Abbado کار کنم و آنها بسیاری از نکات اساسی را به من آموختند. من متوجه شدم که اکنون زمان آن رسیده که دانسته هایم را نه تنها با نواختن که با تشویق دیگران به نواختن، با دیگران درمیان بگذارم.”

Audio File قسمتی از اجرای ونگرف را ببینید

در سال ۱۹۹۵، او اجرای خود از اولین کنسرتو ویولونهای شوستاکوویچ Shostakovich و پروکوفیف Prokofiev را با کمپانی Teldec ضبط نمود. این CD موفق به دریافت جایزه بهترین ضبط کنسرتو و بهترین صفحه سال از Gramophone Awards – یکی از پر اهمیت ترین جوایز در موسیقی کلاسیک- و کاندید دریافت دو جایزه گرمی شد. ونگروف این موفقیت را با تعداد بسیاری آثار ضبط شده دیگر ادامه داد که اجرای او از کنسرتو ویولون دوم شوستاکوویچ و پروکوفیف از آن جمله اند. این دو اثر نیز در سال ۱۹۹۷ موفق به دریافت جایزه مهم ادیسون شدند. او همچنین جایزه هنرمند جوان سال را از Gramophone دریافت نمود.

ماکسیم ونگروف در سال ۱۹۹۷ به عنوان نماینده موسیقی یونیسف UNICEF انتخاب شد.او اولین موسیقی دان کلاسیکی است که تا کنون به این مقام برگزیده شده است. در این سال او در اجرای آغاز فصل ارکستر فیلارمونیک نیویورک نیز شرکت کرد.

در سال ۲۰۰۰، ونگروف پس از ده سال قرارداد انحصاری با کمپانی Teldec، قراردادی با کمپانی EMI منعقد کرده و اجرایی از Concerto Cantabile را که رودیون شدرین Rodion Shchedrin برایش نوشته بود، را منتشر نمود. ساز ماکسیم ونگروف ویولون رینیرReynier استرادیواریوس Stradivarius متعلق به سال ۱۷۲۷ است. او در سال ۲۰۰۰ توانست ویولون استرادیواریوس متعلق به کروتزر Kreutzer (ویولونیست، استاد، آهنگساز و رهبر ارکستر فرانسوی قرن ۱۹-۱۸ فرانسه) را خریداری نماید.

ونگروف به طور منظم با ارکسترهای مهم و رهبران برجسته همکاری کرده و هم به عنوان تک نواز و هم به عنوان رهبر فعالیت داشته است.

scena.org
allmusic.com

12 دیدگاه

  • تینا
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ در ۳:۵۹ ب.ظ

    چه کار قشنگی
    اسم این اثر چیه ؟

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ در ۶:۲۷ ب.ظ

    این قطعه سازندش bazzini هست

  • محسن
    ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۷ ب.ظ

    بدون شک ونگروف بزرگترین نوازنده حال حاضر جهان است خوب است که راجع به نوازندگانی چون او بیش از اینها بنویسیددرضمن اسم این قطعهLa Ronde des Lutins است که طولانی تر از اینه و ونگروف به خاطر این که در یک برنامه تلویزیونی داره اون را اجرا میکنه کوتاهترش را انتخاب کرده

  • abtin
    ارسال شده در اردیبهشت ۸, ۱۳۸۶ در ۳:۰۶ ب.ظ

    ba arze salam va tashakor az inke be in sorat be darkhastam tartibe asar dadid maikhastam bedoonam vengerov be gheir az konkoore wieniawski dar che mosabegehaee magham avorde?

  • abtin
    ارسال شده در اردیبهشت ۸, ۱۳۸۶ در ۳:۲۵ ب.ظ

    tarjomeye la ronde des lutins mishe “raghse divha” va sazandeye oon antonio bazzini az violonisthaye ham doreye paganini va besyar tahte tasire oon boode va in ghate marooftarin asare oone

  • manuchehr
    ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۸۶ در ۱:۳۶ ق.ظ

    be nazare man hatta agar jenabe vengerof ta be hal tu hich mosabeghei ham aval nashode bashe age filmesho ye negah bekonid motevajeh khahid shod ke tu kolle tarikh shayad 5 ta navazandeye violon ba in maharat bian ru koreye zamin chon dige az in behtar ejra vojud nadare !vaghean shahkare karesh

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۹ ق.ظ

    این کار خیلی عالیاست

  • ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۵ ب.ظ

    salam mikhastam bedunam haifetz sonate ysaye va capris az paganini zabt carde

  • melody
    ارسال شده در دی ۱۴, ۱۳۸۷ در ۸:۱۳ ب.ظ

    man taghriban 1 mah mishe ke filme maxim ro didam. navazandegiye onu bi nazire .be nazaram oun tanha kasiye ke dar hale hazer violon ro mituni ba hese ahang va navazande hamzaman dar behtarin shekl benavaze.be ghole ostade teorim tarikh mige ke afradi mese vangerov har 100 sal yebar zohur mikonan.

  • ارسال شده در مهر ۱۰, ۱۳۸۹ در ۹:۱۳ ب.ظ

    salam
    mesle hamishe perfect bud

  • mohammad
    ارسال شده در شهریور ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۲ ب.ظ

    سلام…
    خیلی ممنون بابت مطالبتون…
    فیلا ماکسیم ونگروو که میگید جریانش چیه؟؟؟

  • mohammad
    ارسال شده در شهریور ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۵ ب.ظ

    ببخشد فیلم ماکسیم ونگروو.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

از روزهای گذشته…

به یاد و احترام نواب صفا

به یاد و احترام نواب صفا

حکایت هشتاد سال زندگی در میان غزل و ترانه های ناب، در مجالی این چنین در چند صفحه و چند سطر نمی گنجد. چه می توان گفت در نگاهی گذرا از نسلی که به یکباره در شعر وادب و موسیقی خوش درخشید؟ چه می توان گفت از نسلی که درخشانترین چهره های شعر و موسیقی را در خود داشته و هر چه می نگری نغمه است و ترانه و ترّنم. نغمه هائی که در روح و جان مردم این سامان جای گرفته و سالیانی است بس دراز و دورکه عاشقانه این نغمه ها را واژگویه میکنند و می خوانند.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VII)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VII)

شاید بی آنکه خود شجریان و پاواروتی هم بدانند، سه دیدگاه همه جانبه این دو درباره انسان و موقعیت انسان است که آنها را در دل مردم جای داده است. اما درک بنیادی ماهیت و مناسبات انسان معاصر درگیری عجیبی را با زمان، مکان، اب‍ژه و سوژه پدید می آورد. ما فقط میتوانیم به آنچه که خارج و ورای خویشتن مان جای دارد ایمان بیاوریم.
یادداشتی بر آلبوم «یادگار روزگار تار»

یادداشتی بر آلبوم «یادگار روزگار تار»

«همزاد همرنگ هراس، دونوازی دف (ژانر وحشت)»، «خوف دره خاموش، ۷ قطعه برای سه‌تار»، آلبوم «آمد ندید برفت…» و «تفسیر و ترجمه‌ی کتاب آقاسیدنصرالدین خاموشی جیحون‌آبادی» بخش کوچکی از رزومه‌ی نوازنده‌ی آلبومِ «یادگارْ روزگارْ تارْ» (۱) هستند. همچنین علاوه بر رزومه، این «آهنگساز، پژوهشگر موسیقی و نویسنده و نوازنده‌ی تنبور، دف، تار و سه‌تار» که موسیقی را با آموزش نزد سیدخلیل عالی‌نژاد شروع کرده و «از ۱۰ سالگی فعالیت‌های حرفه‌ای خود را…آغاز نموده»، دفترچه‌ی آلبوم را، که خود طراح و گرافیست آن است، به تصویری از خود (بسیار شبیه به استاد) و تصاویری از صدابردار و نیز عکاسِ آلبوم مزین کرده است.
بازگشت به «نیمه تاریک…»

بازگشت به «نیمه تاریک…»

نیویورک/مجله بیلبورد: در روز ۱۷ مارس ۱۹۷۳، گروهی به نام پینک فلوید، در گیر و دار تحول موسیقی خود آلبومی به نام “نیمه تاریک ماه” (Dark Side of the Moon) را منتشر کردند که به سرعت وارد جدول ۲۰۰ تایی بیلبورد (Billboard) شد و در این فهرست رتبه ۹۵ را به دست آورد که در آن هفته بالاترین رتبه برای اولین حضور در فهرست به شمار می رفت. سپس اتفاق جالبی افتاد، این آلبوم هرگز از چارت خارج نشد.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (V)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (V)

اگر تنها ایرادِ پنهان کردن یا آشکار نکردن سهوی رابطه با یک متن دیگر شبهه‌ی عدم صداقت علمی بود فقط یک نگرانی در ذهن شکل می‌گرفت آن هم همگانی شدن این الگوی تالیف کتاب بود، اما متاسفانه این تنها ایراد نیست. نمونه‌هایی در کتاب وجود دارند که نشان می‌دهد در فرآیند تاثیر گرفتن از یک متن مرجع دیگر، دقت علمی و انتقال مطلب هم دچار اشکالاتی شده است و بدون در نظر گرفتن دل‌مشغولیرعایت اخلاق انتقال مطلب علمی،خود متن‌ها هم معایبی دارند:
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (II)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (II)

اشاره‌ به «موسیقی رسمی» و سعی در تبیین آن از ویژگی‌های اندیشه‌ی لطفی در باره‌ی موسیقی ایران به حساب می‌آید. این بخشی از معادل‌هایی است که او به جای واژه‌های مرسوم که آن‌ها را نادرست می‌داند، می‌نشاند. او صفت «سنتی» را برای توصیف موسیقی دستگاهی ایران درست نمی‌داند و معتقد است، “آن‌چه در شدن مدام است” نمی‌تواند سنت باشد.
تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (II)

تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (II)

در این جا نیز از دیدگاه مالکیت ابزار تولید تفاوتی با مورد پیش مشاهده نمی‌شود و حتا مالکیت موسیقی‌دانان بر ابزار تولید رادیویی مشکل‌تر و دورتر از ذهن است. اگر در مورد قبل امکان این که یک موسیقی‌دان ثروتمند به طور استثنایی صاحب دستگاه‌های ضبط و تکثیر صفحه و استودیویی برای انجام این کار باشد، وجود داشت؛ در مورد رادیو به دلیل ملاحظات سیاسی دولت‌ها و مسائل فنی پیجیده‌تر، این امکان بسیار کم‌تر است.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

زمانی که مرتضی نی داوود درآمد نوا را با محوریت درجه ی چهارم شور سُل اجرا می کند، قبل و بعد از آن نت (نت شاهد)، هر چه هست به سوی آن درجه کشیده می شود و جذب آن می گردد. تمامی تأکید ها و قدرت را همان نت محوری نشان می دهد و تداوم را یادآوری می کند، می ایستد و دوباره قرن را به صورت کشیده اجرا و یادآوری می کند، پدال می سازد، به واخون می زند، چرا که می خواهد بگوید پایانی وجود نخواهد داشت و بگوید که چهارچوب و قلمرو موسیقی دستگاهی این شرایط را به گونه ای برای او فراهم ساخته است که تکرار، آن را زیبا تر ساخته و این زیبایی زمانی دو چندان می شود، که آواز او را همراهی می کند.
نقدی بر هارمونی زوج (III)

نقدی بر هارمونی زوج (III)

تاکید نویسنده در این مقاله بر روی درجه های زوج بوده و در ادامه خواسته است آن را اثبات کند اما درجه ی پنجم در موسیقی کلاسیک ایرانی چندان هم بی ارزش نیست چون شاهد بسیاری از شاه-گوشه ها (واژه ای که استاد عمومی برای گوشه های اصلی یک دستگاه نام برده است) درجه ی پنجم شاهد درآمد دستگاه ها هستند و هیچ دستگاهی نیست که در درجه پنجم یک تا چند گوشه ی مهم نداشته باشد. مثلا:
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VI)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VI)

جاهایی رویکرد انقلابی لازم است؛ برخی از عناصر باید تغییر کنند و در مجموع، کارهای آنالیتیک و عقلانی می‌تواند بسیار کمک کند حتی به فرایند هنری. من فکر می‌کنم در ایران سوء‌تفاهمی وجود دارد. هرجا اسم از عقل و آنالیز می‌آید، یک برچسب غرب و غرب‌زده به‌اش زده می‌شود و خود من‌هم که بیست‌ویک سال پیش شروع به تدریس کردم گاهی این برچسب به کارم زده می‌شد و می‌گفتند کار عقلانی در سنّت نیست و کار غربی است ولی چنین چیزی صحت ندارد برای اینکه اجداد ما ابن‌سینا و فارابی هستند و برخورد عقلانی کاملاً دقیقی هم کرده‌اند و به‌مرور زمان ایران به وضعیت خاصی دچار شد که شاید کارهای عقلانی و تحلیلی کمرنگ‌تر شده و نتیجه‌اش هم در سطح کلان‌تر، در حیات فرهنگی و اجتماعی ایران، کاملاً دیده می‌شود.