بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (II)

کتاب “دنیای سازدهنی” نوشته آقای امیرعباس ابوطالبی (متولد ۱۳۵۵) و در سال ۱۳۸۳ توسط ایشان به چاپ رسیده است. این کتاب به همراه یک CD عرضه شده که به دو شکل Audio CD و فایل های WMA قابل تهیه است. نسخه WMA حاوی فایل های موسیقی زمینه (بدون سازدهنی) است که هنرجو می تواند برای همنوازی از آن استفاده کند. این کتاب هم در اصل برای سازدهنی ترمولو ۲۴ سوراخ تالیف شده ولی بنا بر توضیحی که در قسمت قبلی دادیم در متن کتاب واژه “دیاتونیک” ذکر شده است.

آن طور که در خود کتاب اشاره شده از جزوه مارکوس در تهیه مطالب کتاب استفاده شده است. این جزوه در اصل کتابچه ای است با نام How To Play Chromatic Harmonica Instantly تالیف Marcos که در برخی آموزشگاه ها جهت تدریس گام های مختلف قابل اجرا با سازدهنی کروماتیک به کار می رود.

در شروع کتاب مقدمه ای آمده در باب تاریخچه و ساختمان سازدهنی و شکل های ابتدایی آن (به قلم دکتر امیر اشرف آریان پور) که متاسفانه حاوی یک اشتباه رایج تاریخی در مورد سازدهنی است. در مقدمه می خوانیم: “موتسارت در سال ۱۷۹۱ میلادی، یک کوئینتت برای سازهای آرمونیکا (تلفظ فرانسوی هارمونیکا) ،فلوت،ابوآ،ویولون آلتو و ویولون سل تصنیف کرد.” این در حالی است که در آن زمان اصلا سازدهنی به شکل امروزی در اروپا وجود نداشت و موتسارت هم قطعه مزبور را برای سازی به نام audio file Glass Harmonica تصنیف کرده که اصولا در خانواده سازهای بادی قرار نمی گیرد.

همان طور که می شنوید صدای این ساز شبیه پیانو است و ارتباطی با سازدهنی ندارد. برای اطلاعات بیشتر در مورد Glass Harmonica می توانید به این مطلب مراجعه کنید.

اما اولین نکته جالب توجه در این کتاب گرافیک و طراحی شخصیت های مصور آن است که حالتی فانتزی گونه و مفرح دارد. در ابتدای کتاب فهرست آهنگ های CD با ذکر صفحه مربوطه آورده شده که مشتمل بر ۵۳ آهنگ ایرانی و خارجی می باشد. از این تعداد ۱۳ آهنگ ابتدایی و نیز ۷ آهنگ محلی ایرانی با سیستم نت نویسی استاندارد و بقیه با سیستم Tablature عرضه شده اند. در سیستم Tablature معمولا ارزش زمانی نت ها مشخص نمی شود ولی در اینجا به دلیل وجود CD همراه کتاب از این نظر برای هنرجو مشکلی پیش نمی آید.

نویسنده کتاب را به دو بخش اصلی تقسیم می کند: “دریافت حس” که شامل آموزش های مقدماتی و تعدادی آهنگ ساده و جذاب است و “دریافت عالی” که دربرگیرنده تکنیک های پیشرفته تر است.

مطالب مقدماتی با توضیح در مورد نت های موجود در سازدهنی ترمولو شروع می شود و سپس به نحوه صحیح نگه داشتن سازدهنی و نواختن نت ها به صورت گروهی و انفرادی (اصطلاحا Single Note ) اشاره شده است. تمرین های این بخش همگی در CD همراه کتاب ضبط شده و هنرجو می تواند با کمک آن ها در نواختن Single Note مهارت کافی به دست آورد.

از آهنگ های عرضه شده در بخش اول کتاب می توان به آهنگ های Jingle Bells و دو قطعه از Richard Clyderman اشاره کرد. بهتر بود نام آهنگ ها به زبان انگلیسی ذکر می شد و شماره Track مربوطه بر روی CD آموزشی نیز آورده می شد. نویسنده آهنگ تعدادی از فیلم ها ی سینمایی و برنامه های دوست داشتنی تلویزیونی را برای اجرا با سازدهنی ترمولو تنظیم کرده که همگی را با همراهی کیبورد یا پیانو در CD همراه می شنویم.

آهنگ ها با لحن بسیار پرنشاط و سرزنده ای اجرا شده که هنرجویان از آن لذت خواهند برد. آهنگ های جالب این بخش شامل موسیقی فیلم های معما ( Charade با بازی کری گرانت و ادری هپبورن) و “خوب، بد، زشت” (ساخته Sergio Leone و با موسیقی Ennio Morricone ) ونیز سریال “جاده ابریشم” و برنامه قدیمی “دیدنیها” است. به بخشی از موسیقی فیلم “خوب، بد، زشت” توجه کنید که در آن نوازنده به خوبی از تکنیک Wah-Wah استفاده می کند.

audio file بشنویدThe Good,The Bad & The Ugly

از آهنگ های محلی و ایرانی موجود هم می توان “گل پامچال”، “مرا ببوس” و “نازنین مریم” را نام برد. بخش دوم کتاب (“دریافت عالی”) به معرفی تکنیک های پیشرفته تر اختصاص دارد که از حیث جامعیت در بین کتاب های مشابه کم نظیر است. اما در عین حال سه ایراد اساسی به این بخش وارد است:
۱٫ نام تکنیک ها به زبان انگلیسی بیان نشده و صرفا به ترجمه آن ها اکتفا شده که اغلب ترجمه ای نارسا (مانند “نواختن ضربدری” به جای Cross Harp Playing یا “پیچش” به جای Bending ) یا حتی اشتباه (مانند “لرزش نای” در برابر Throat Vibrato ) است.

ضمن این که اگر خواننده کتاب بخواهد در مورد این تکنیک ها در منابع دیگر (بخصوص اینترنت) جستجو کند، به دلیل ندانستن کلیدواژه (Keyword ) مناسب با مشکل روبرو خواهد شد. از این گذشته، به زعم نگارنده، هنرجویی که به دنبال فراگیری یک سبک یا یک ساز موسیقی خاص است باید با اصطلاحات مربوطه در زبان اصلی آن آشنا باشد. مثلا فرض بگیرید یک نفر انگلیسی زبان که بخواهد ساز سه تار یاد بگیرد، با اصطلاحاتی نظیر “ریز زدن” یا “کنده کاری” آشنا نباشد و صرفا به ترجمه آنها بسنده کند!

۲٫ توضیحاتی که در مورد تکنیک ها آمده مختصر و گذرا است و نویسنده به شرح و بسط مطلب نپرداخته است. این در حالی است که تکنیک هایی مانند Bending و Throat Vibrato از مهمترین تکنیک های پایه در نواختن هارمونیکا محسوب می شوند. همان طور که در قسمت قبلی این مقاله توضیح دادیم از Bending برای نواختن Missing Notes و نیزبه دست آوردن نت های گام بلوز ( Blues Scale ) استفاده می شود. در ضمن خوانندگان باید توجه داشته باشند شکلی که در صفحه ۴۰کتاب در مبحث Bending ترسیم شده خالی از اشتباه نیست (احتمالا اشتباه چاپی بوده است). برای توضیحات بیشتر می توانید به این مطلب مراجعه کنید.

در مورد Throat Vibrato هم باید گفت که از مهمترین تکنیک های لازم برای تسلط بر نواختن هارمونیکا است که هم در سازدهنی دیاتونیک و هم در سازدهنی کروماتیک کاربرد زیادی دارد. مثلا Cham-Ber Huang نوازنده برجسته سازدهنی کروماتیک در سبک Classical در Masterclass هایی که برگزار می کند دست کم ۱۸ نوع مختلف Throat Vibrato را به هنرجویان آموزش می دهد. به یک نمونه بسیار خوب از اجرای این تکنیک (با سازدهنی دیاتونیک) توجه نمایید.

audio file بشنوید Throat Vibrato

۳٫ غیر از تکنیک ها، به دو شیوه خاص سنتی ( Traditional ) در نواختن هارمونیکا اشاره شده ولی بدون ادای توضیحات بیشتر یا آوردن نمونه صوتی در CD همراه و درواقع جای توضیحات بیشتر در این زمینه خالی است.

5 دیدگاه

  • ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۶ در ۹:۲۲ ق.ظ

    …سطح اطلاع و قدرت تحلیل خوبی روی بلوز دارین ؛ لطفآ بیشتر مقاله بنویسید.ممنون

  • Gircha
    ارسال شده در بهمن ۹, ۱۳۸۶ در ۴:۴۱ ب.ظ

    Salam.chera be nazarha javab nemidin? mishe dar morede OCARINA ham maghale benevisid. http://www.10holes.com

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۸, ۱۳۸۸ در ۸:۵۲ ب.ظ

    در مورد اون قسمت از نوشتتونن:(موتسارت هم قطعه مزبور را برای سازی به نام Glass Harmonica تصنیف کرده که اصولا در خانواده سازهای بادی قرار نمی گیرد.
    همان طور که می شنوید صدای این ساز شبیه پیانو است و ارتباطی با سازدهنی ندارد)
    باید بگم که اون صدای پیانو مانند صدای گلاس آرمونیکا نیست-گلاس آرمونیکه تو اون قطعه تو پس زمینه و هارمونی قطعه ست-همونی که صداش مثل فلوت و ارگانه.

  • m
    ارسال شده در بهمن ۴, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۴ ب.ظ

    لطفا به معرفی ساز اوکارینا نیز بپردازید.
    مرسی

  • مهدی
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۰ ب.ظ

    می خواستم در مورد ساز ocarino بدانم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

چرا بیشتر انسان ها به این می‌اندیشند که کاری را انجام دهند اما در پایان آن را انجام نمی‌دهند؟ چرا آنها قدرت آن را ندارند که آن کاری را که در مغزشان می‌خواهند به آن عمل کنند عمل نمی‌کنند اگر آدم به انجام آن کار فکر کند باید به اجرای آن کار عمل کند.

ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت برگزار شد

سوم اسفند ماه ساعت ۲۰ مراسم اختتامیه ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با معرفی برگزیدگان در رشته های مختلف در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار شد. این جشنواره با حمایت موسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

از روزهای گذشته…

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIX)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIX)

بیشترین اختلاف میان برداشت شماره ۱ (عدد عنوان شده در جدول) و برداشت شماره ۳ (اندازه مقطع طولی ساز در الگوی خط محیطی) بوده، که حدود ۱ میلی مترمی باشد. (این نوسان قابل توجه در ساختار طراحی می تواند مسیر را به سمت طرحی دیگر سوق دهد.)
شکافتن یک بافته (I)

شکافتن یک بافته (I)

دیرگاهی است، مساله‌ی چند‌صدایی(۱) از پرسش‌های چالش‌برانگیز موسیقی ایرانی است. راه‌کارهایی چند، برای این چالش از پیش موجود بوده؛ هر چند که هیچ‌کدام برساخته‌ی فرهنگی موسیقی ایرانی نیست اما از آن استفاده می‌شود. تلاش برای آفریدن «هارمونی» وابسته به موسیقی ایرانی در ابتدای سده‌ی کنونی از جریان‌های آشنا در تاریخ موسیقی ایران است.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (IV)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (IV)

همانند شوئنبرگ، آیوز نیز برای مصالح موسیقایی بیش از روش اهمیت قائل بود، یا اگر به زبان شوئنبرگی گفته شود: ایده و سبک؛ ولی آیوز بر آن بود که محدودیت های سنت کلاسیکی را بیشتر از شوئنبرگ درنوردد و برای مصالح موسیقایی خویش بیانی مناسب بیابد. گاهی نیز اصلا به محدوده عملکرد نوازندگان یا سازها توجهی نمی کند. او می نویسد: «چرا موسیقی نتواند همانطور که به درون آدمی رسوخ می کند از درون او به بیرون هم ساطع شود؟ چرا موسیقی باید از این همه مانع و حصار حنجره، دیافراگم، روده، سیم، چوب و مس راه خود را به بیرون باز کند؟… مگر آهنگساز گناه کرده است که بشر فقط ده انگشت دارد؟»
منصوری: تا امروز اسپانسری نداشتیم

منصوری: تا امروز اسپانسری نداشتیم

قطعا ولی فعلا ما یک سری مشکلات داریم. می دانید که ما اگر بخواهیم یک اپرای کامل را با تمام ابعادش روی صحنه ببریم به خاطر مشکلات دکور، مشکلات لباس، جای تمرین و این قبیل مشکلات که داریم چه پروژه سنگینی است. اگر یک سری مساعدتها بشود، امیدوار هستیم اپراهای زیادی را روی صحنه ببریم. در حقیقت ما به سازمانی نیاز داریم که همه چیز را به صورت مستقل مدیریت کند و ما، درگیری هایی به غیر از درگیری موسیقی نداشته باشیم. مثلا آرا کاراپتیان وقتی بخواهد کار خوانندگی را انجام دهد، فقط درگیری خوانندگی را داشته باشد یا من که کار ارکستر و رهبری اپرا را انجام می دهم، دیگر درگیری خارج از برنامه نداشته باشم که مثلا من امروز جای تمرینم کجاست یا مثلا فردا چه جور تمرین کنیم یا مثلا این هزینه لباس و دکور را چکار کنیم.

پدرام فریوسفی: می خواهیم با ارکسترهای غربی مقایسه شویم

پدرام فریوسفی: می خواهیم با ارکسترهای غربی مقایسه شویم

آرشه گذاری را آقای گوران با نظر شف های ارکستر انجام می دهند که بخشی با حضور ارکستر و بخشی بدون حضور آنها انجام می گیرد.
بی احترامی به موسیقی (I)

بی احترامی به موسیقی (I)

آنچه در زیر می خوانید ترجمه ایست توسط محبوبه خلوتی، از مقاله ای نوشته لوسی جونز که چند روز پیش در سایت روزنامه تلگراف به چاپ رسید.
محمد سعید شریفیان، گوهری از موسیقی کلاسیک

محمد سعید شریفیان، گوهری از موسیقی کلاسیک

برای ما ایرانیها که بطور معمول، به دلیل محدودیتها (یا دست کم محدودیت در زمینه موسیقی)، اساتید بزرگ موسیقی کلاسیک را غیر ایرانی می دانیم، شاید دانستن اینکه یکی از این اساتید بزرگ اتفاقا ایرانی است می تواند بسیار مسرت بخش باشد. اگر بخواهیم با چشمانی باز به دور از تعصب و با منطق مطلق به دنبال یادگیری موسیقی کلاسیک باشیم و پله پله این مسیر تاریک و دور از دسترس را بپیماییم، دکتر محمد سعید شریفیان نهایت هدفی است که می توان به دنبال آن بود او یکی از نخبگان موسیقی کلاسیک است که حضور خودخواسته اش در داخل ایران، قابل ستایش است.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گفت و گو در مورد قیاس با طرح یک ایراد معمول علیه آن گسترده شد. معمول است که گفته می‌شود «این دو چیز را نمی‌توان با یکدیگر مقایسه کرد زیرا از یک جنس نیستند» این ایرادی است که خیلی وقت‌ها به قیاس انجام شده می‌گیرند. اما در مورد موسیقی بهتر است پیش از این که تسلیم این ایراد شویم بررسی کنیم که قیاس از کدام جنبه انجام شده است. برای مثال مقایسه‌ی «شب دگرگون» اثر آرنولد شونبرگ و «مقام شاختایی» از کارگان خراسانی به طور عمومی ممکن است امکان‌پذیر نبوده و شایسته‌ی عنوان «قیاس مع الفارق» گردد اما مقایسه‌ی همین دو قطعه از نظر میزان جمعیتی که به آنها توجه نشان می‌دهند (آمار عددی میزان مردم‌پسندی) قیاسی -از لحاظ منطقی- درست است.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (III)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (III)

باید گفت ابتهاج در زمره ی شاعرانی است که پیوند میان اندیشه و تخیل را با مهارتی وصف ناپذیر به وجود آورده و این گونه به شاعری ماندگار تبدیل شده است. سلطانی در ادامه می نویسد: “موسیقی در غزل کلاسیک به استثنای بخشی از غزلیات مولوی غالبا با تکیه بر عنصر درونی شعر که همان ضرباهنگ و انگاره های ریتمیک عروض است پیش می رود اما در شعر ابتهاج بر عنصری بیرونی و تقارن کلمات و آهنگ حروف و تعدد حروف مشابه است که ساخته می شود” اول باید گفت ضرباهنگ شعر جزء موسیقی بیرونی شعر محسوب می شود و نمی دانم تحت چه استدلالی پیمان سلطانی آن را عنصر درون شعر معرفی کرده است. دوم اینکه موسیقی در تمام غزلهای کلاسیک که استثنایی هم ندارند در چهار حوزه ی موسیقی بیرونی، موسیقی درونی، موسیقی کناری و موسیقی معنوی روی داده است.
همراه با موسیقی تا آخرین لحظه

همراه با موسیقی تا آخرین لحظه

فریدون ناصری رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران جمعه هفدهم تیر ماه در بیمارستان مدائن تهران درگذشت. وی در سال ۱۳۶۹ در مراسمی که به مناسبت بزرگداشت مرتضی حنانه رهبر و دوست دیرینه او، برگزار شده بود، برای اولین بار هدایت ارکستر سمفونیک تهران را به دست گرفت.