گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VIX)

در حرکت پایین‌رونده به سمت R1، که زمینه‌ساز فرود به ماهور است، درجه‌ی پنجم نقش ایستِ موقت را دارد. این مسئله در حقیقت تمهیدی ظریف است برای تأکید بر فاصله‌ی طنینی میان درجه‌ی چهارم و پنجم (فا و سل)، که همان اختلاف میان تتراکردهای سل‌ـ دو و فاـ سی‌بمل در ماهور است، بدون تغییر دادن فواصل درجات و آماده‌کردن فضا برای فرود به دانگ M3. لازم به ذکر است که علاوه بر ذکر نام دانگ‌ها، به‌دلیل اهمیت محور فاـ سل در فرود، از علامت قراردادی A برای توصیف این محور استفاده شده است. با تأکید بر این فاصله و همچنین درجه‌ی چهارم، کرانه‌ی پایینی تتراکرد فاـ سی‌بمل (نت فا) تعریف می‌شود و در ادامه، با حرکتی بالارونده دانگ سوم ماهور (M3) اجرا می‌شود.

در حرکت پایین‌رونده به سمت R1، که زمینه‌ساز فرود به ماهور است، درجه‌ی پنجم نقش ایستِ موقت را دارد. این مسئله در حقیقت تمهیدی ظریف است برای تأکید بر فاصله‌ی طنینی میان درجه‌ی چهارم و پنجم (فا و سل)، که همان اختلاف میان تتراکردهای سل‌ـ دو و فاـ سی‌بمل در ماهور است، بدون تغییر دادن فواصل درجات و آماده‌کردن فضا برای فرود به دانگ M3. لازم به ذکر است که علاوه بر ذکر نام دانگ‌ها، به‌دلیل اهمیت محور فاـ سل در فرود، از علامت قراردادی A برای توصیف این محور استفاده شده است. با تأکید بر این فاصله و همچنین درجه‌ی چهارم، کرانه‌ی پایینی تتراکرد فاـ سی‌بمل (نت فا) تعریف می‌شود و در ادامه، با حرکتی بالارونده دانگ سوم ماهور (M3) اجرا می‌شود.

در ادامه، مطابق با الگوی مألوف فرود ماهور، حرکت از این دانگ به سمت دانگ دوم ماهور انجام می‌گیرد و فرود کامل می‌شود.

شکل ۵. راک هندی، ادامه و فرود

در انتهای گوشه نیز، با حرکتی بالارونده به سمت دانگ R1 (تتراکرد سل‌ـ لاکرن‌ـ سی‌ـ دو) و تأکید روی درجه‌ی هشتم، زمینه برای اجرای گوشه‌ی بعدی (راک کشمیر) فراهم می‌شود. این اتفاق، به‌استثنای صفیر راک، که گوشه‌ی انتهایی ردیف است، در سایر گوشه‌های راک رخ می‌دهد. چون این حرکت بیشتر تمهیدی است برای آماده‌سازی فضا برای گوشه‌ی بعدی و جزو پیکربندی اصلی و ساختاری گوشه به‌حساب نمی‌آید، آن را در آنالیز دانگی لحاظ نمی‌کنیم.

می‌توان سیر کلی گوشه، به‌استثنای بازگشت دوباره‌ی گوشه به انگاره‌ی راک در انتهای گوشه، را به اختصار و برای درک و تحلیل بهتر این‌گونه دانست: R1-R2-R1-A-M3-M2.

این الگو و توالی را می‌توان در اصل الگوی بنیادی و ثابت گوشه‌های راک دانست، که در گوشه‌ی راک هندی معرفی می‌شود. در هرکدام از گوشه‌های بعدی، چنان‌که مشاهده خواهد شد، خصوصیتی ویژه دیده می‌شود که به این الگو مرتبط می‌شود. شاید به همین دلیل است که این گوشه پیش از سایر گوشه‌ها در ردیف آورده شده است.

راک کشمیر

راک کشمیر دومین گوشه از سلسله گوشه‌های راک در ردیف میرزاعبدالله است. آنچه در مورد این گوشه بدیهی می‌نماید تأکید آن بر فواصل ماهور است. نکته‌ی جالب در مورد آن این است که هنگام تأکید بر تتراکرد سل‌ـ دو در ابتدای گوشه ـ همراه با نواخته‌شدن انگاره‌ی ریتمیک کرشمه ـ درجه‌ی ششم (لا) نواخته نمی‌شود و هویت این دانگ میان ماهور و تتراکردِ خاصِ راک، که می‌تواند به شوشتری یا اصفهان شبیه باشد، سرگردان می‌ماند، زیرا کرن یا بکار بودن درجه‌ی ششم است که مشخص می‌کند هویت این دانگ چیست. چون تصمیم‌گیری دراین‌باره منوط به شناخت بیشتر گوشه و سیر پیشروی آن است، موقتاً این دانگ را رها می‌کنیم و به دانگ بعدی گوشه می‌پردازیم و پس ‌از آن، دلایل خود را برای ماهور یا راک دانستن این تتراکرد ذکر می‌کنیم.

کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان
پژوهشگر حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی و تاریخ معاصر موسیقی در ایران
کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است