گفتگو با گیل شاهام (I)

گیل شاهام و خواهرش
گیل شاهام و خواهرش
وقتی بدشانسی به تو رو میکنه، تو یه لحظه شانس در خونتو میزنه! همه ما داستانهای زیادی راجب آدمهای بی سواد که یه شب راه ترقی را طی کردن شنیدیم. این داستانها علاوه بر تئاتر روی صحنه کنسرت هم اتفاق می افته. وقتی ویلونیست مشهور پرلمن (Itzhak Perlman) در سال ۱۹۸۹ به علت عفونت گوش نمی تونه به لندن سفر کنه، گیل شاهام ۱۸ ساله بزرگ ترین شانس زندگیشو بدست میاره و کنسرتو های سیبلیوس و بروخ را با همکاری London Symphony Orchestra اجرا میکنه.

حالا دورش شروع شده و داره پیشرفت میکنه، شاهام به تمام دنیا سفر کرده، تک نوازی انجام داده و حتی با بسیاری از رهبران ارکستر مشهور جهان اجرا داشته. او قطعه های زیادی رو ضبط کرده و بارها نامزد جایزه بین المللی گرمی شده.

چندین سال پیش برای اولین بار اسم اونو در New York Philharmonic شنیدم و خیلی زود شیفته ذوق فطری و زیبایی موسیقی، صدای زیبا (صدای که میتونه مثل برنز بدرخشه و مثل طلا ارزشمند باشه) اون شدم.

شاهام از این موفقیت خیره کننده لذت میبره و خوشی رو مثل یه بیماری واگیر دار بین طرفدارانش پخش میکنه! همین تابستانی که گذشت با او مصاحبه ای داشتم که در آن چیزی جز نشاط همراه با فروتنی یافت نمی شد، شهرت برای او هدف اصلی نبوده بلکه هدف ثانویه ای بوده که به گفته خودش به شانسش بر میگرده، (هرچند) با این تلاش و استعداد چیز دیگری هم انتظار نمیره.

در مورد گذشتت کمی صحبت کن.
والدین من هر دو اسرائیلی بودند، در واقع خانواده مادرم ادعا میکنند که ۹ نسل از اونها در بیت المقدس زندگی کرده. در سال ۱۹۷۱ در اوربانا، جای که والدینم دوره دکترای خود را در آنجا گذرانده اند به دنیا آمدم. وقتی ۲ سالم بود به اسرائیل برگشتیم، بنابرین من تابعیت دوگانه دارم. در طول این مدت مناطق وسیعی رو زیر پا گذاشتم. در بیت المقدس بزرگ شدم و در سن ۱۱ سالگی به این کشور آمدم و در حال حاضر در نیویورک زندگی میکنم.

آیا پدر و مادرت هنوز در اسرائیل هستند؟
مادرم در نیویورک زندگی میکنه، پدرم ۴ سال پیش وقتی هنوز خیلی جوان بود فوت کرد. برادر بزرگتری دارم که در سانفرانسیسکو زندگی میکنه، خواهرم در نیویورک زندگی میکنه و یک پیانیسته.

شنیدم با اون می زنی!
مردم همیشه از ما می خوان که با هم دیگه بزنیم. میدونی، هم نوازی خواهر و برادر بیشتر شبیه یه قماره یا شایدم مدیریت یا چیزی مثل این! با این حال از چند سال پیش ما تصمیم گرفتیم که دیگه این کارو نکنیم. پدر و مادرم مارو جدا از هم بزرگ کردند، که به نظر من کار خوبی بوده. تقریبا ۲ یا ۳ سال پیش ما تصمیم گرفتیم برای یه مدت کوتاه با هم دیگه کار کنیم. با هم دیگر یک شو رادیوی در نیویورک اجرا کردیم، چند شرک آلمانی این برنامه رو شنیدن و به ما پیشنهاد ضبط دادند، ما هم به همدیگه نگاه کردیم و گفتیم OK چرا که نه؟

اسم اون برنامه دورژاک بود، نه؟
بله، ما وقتی نوجوان بودیم عاشق موسیقی اون بودیم. Sonatina خیلی مشهور بود، سوناتینا در تمام مدت عمرش مشهور بود و هیچوقت از مد نیفتاد، مثل قطعه های رمانتیک که اغفال کننده و هم سخت هستند.من شیفته این نوع قطعات هستم.

ما چندین اجرا قبل از ضبط داشتیم، سال بعد یک تور سه هفته ای در سرتاسر آمریکا، از آلسکا تا فلوریدا اجرا کردیم که واقعا مفرح بود. بعد از اون دیگه برنامه خاصی اجرا نکردیم و گه گاهی باهم کار کردیم. در تابستان امسال (۱۹۹۹) کنسرتو ویولون را با ویولون و پیانو اجرا کردیم که به راستی بسیار دشوار بود.

تو با دیلی (Dorothy DeLay) کار کردی؟ می دونم که در جولیارد استاد تو بوده.
بله، من در سن ۱۰ سالگی در فستیوال Aspen شرکت کردم و در اونجا با خانم DeLay در باره رفتنم به جولیارد در سال بعدی صحبت کردم، مادرم سخت درگیره دکترا بود و پدرم هم در مرخصی بود، بنابراین ما تصمیم گرفتیم که به آمریکا بیایم. من با خانم DeLay نزدیک به ۹ سال تمریم کردم و در طول اون مدت با Jens Ellermann و Hyo Kang کار کردم؛ اونها استادانی فوق العاده بودند. موسیقی مجلسی رو نیز نزد Felix Galimir یاد گرفتم. من خیلی خوش شانس بودم. قبل از اون در بیت المقدس تحت نظر Samuel Bernstein و Chaim Taub، که مایستر Israel Philharmonic بود و در حال حاضر بازنشسته شده است؛ بودم.

تا به حال برای ایشترن (Isaac Stern) نواختی؟
بله، بارها، و بسیار جالب بود. یادم میاد که کنسرتو ویولون مندلسون و کنسرتو شماره یک پروکوفیف و سونات برامس در D-Minor را با همکاری Rohan de Silva، اجرا کردم که پیانیست عالی ای است ومن مدتهاست که با اون کار میکنم. آقای ایشترن به ما گفت که باید به ضرب ها دقت کنیم، مثلا در مورد اولین قسمت برامس گفت: D در اطراف A قرار داره و بالای اون نواخته میشه.

شما هنوز نوجوان بودید که صحنه کنسرت رو منفجر کردین! و به عنوان یک اعجوبه معرفی شدید و مسابقات زیادی رو بردید.
بله من خیلی خوش شانس بودم. من کودکی نرمالی داشتم، هم زمان با تحصیل موسیقی رو یاد گرفتم. وقتی شما کنسرت اجرا میکنید برای رضایت شنوندگانی که برای عشق به موسیقی و برای لذت بردن از اون به اونجا آمده اند، است. اما در مسابقه شما احساس میکنید که دیگران می خواهند چیزی رو از شما بگیرند!

4 دیدگاه

  • مطلبی
    ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۸۶ در ۹:۳۳ ب.ظ

    گیل شاهام ویولونیست پر تکنیک و فوق العاده پر احساسیه. اما اینکه اولا آیا این شانسی رو که گفتین در خونه همه رو میزنه و یا فقط در خونه ویولنیست های اسرائیلی رو جای تامل بسیار داره زیرا قطعا در سراسر دنیا ویولنیست های پرتوانی هستند که هیچگاه به علت اتفاقاتی مثل گوش درد ناگهانی پرلمن جانشین او نمی تونن بشن و خواب همچین چیزی رو هم نمی بینن مثل ایگور ایستراخ ها دوما شاهام آدم بی سواد و بی اطلاعاتی نیست و کاملا با برنامه ریزی ابتدا علاقه و استعدادش در نوازندگی شناسایی شده و بعد در آموزش روش سرمایه گذاری شده(( متاسفانه این دقیقا همون چیزیه که ما در کشورمون نداریم)) تا بتونه در لابی اسرائیلی ویولن، جای پرلمن رو که دیگه داره پا به سن می ذاره رو بگیره و این با کمی دقت از اولین جمله شاهام در مصاحبه که به داشتن نه نسل اسرائیلی خود اشاره میکنه مشهوده. بنابراین تنها داشتن تکنیک و فهم و اطلاعات موسیقی در نوازندگی برای احراز این جایگاهها و یا بستن قرارداد های انتشار سی دی با کمپانی های نظیر دویچه گرامافون کافی نیست و نیاز به پشتوانه های سیاسی قوی نیز مطرحه و باید همه موارد رو با هم دید…

  • sorush
    ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۶ در ۳:۴۴ ق.ظ

    agha ya khanume matlabi be nokteye khubi eshare kardan man ham ba nazare ishan movafegham.tu musice herfei khub ejra kardan va musiciane khubi budan sharte lazeme amma kafi nist ,ma kheyli navazandehaye violon darim dar donia ke shayad az maruftarin navazandehaye violon behtar bashan amma nashenakhte mundan chonke chance dare khuneye hame ro nemizane.kheylia kareshun alie amma chon hemaiat nemishan ta abad gomnam mimunan.tu hamin keshvare darbodaghune khodemun alan age ye navazadeye clasic khodaye aalam bashe ki mikhad kashfesh kone va be hame moarefish kone?hala doniaie herfei ke bahsesh jodast

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۶ ق.ظ

    قسمت دوم مصاحبه رو هست؟ چند قسمتی هست این مطلب؟مرسی

  • ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۱ در ۱۲:۰۵ ب.ظ

    دوست گرامی تیتر مطلب را در بخش جستجو وارد کنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

انتشار اولین کتابشناسی توصیفی موسیقی ایران (II)

انتشار اولین کتابشناسی توصیفی موسیقی ایران (II)

خلاصه نویسی مقالات موسیقی غیر از مشقت زیادی که به نویسنده وارد میکند، عملی بسیار فنی و دشوار است که لغزش در آن میتواند اعتبار نویسنده را به کلی زیر سئوال برد ولی در این زمینه میرعلینقی با همراه داشتن تجربه سالها نشست و برخواست با اهالی موسیقی و شنیدن نکاتی از آنها که در هیچ کنسرواتوار و دانشگاهی هم ممکن است تدریس نشود، این توانایی را کسب کرده تا نقاط کلیدی مقالات را شناسایی و جان مطلب را خلاصه نویسی کند.
ری تا روم (I)

ری تا روم (I)

نوشتن درباره برخی آثار موسیقی دست کم در مقطع انتشار آنها تاحدودی دشوار است. صحبت از این گونه آثار به واسطه ویژگی های بدیع شان و در مواردی به سبب تازگی داشتن آنها به گوش متعارف جامعه، نیاز به گذشت زمان دارد. از سوی دیگر این امر زمانی دشوارتر خواهد بود که اثر شنیداری، همراه با شرح و توصیفی روشنگر و نسبتا جامع در قالب کتابچه آلبوم مربوطه منتشر شده باشد.
از کافه تا رودکی (II)

از کافه تا رودکی (II)

مهمترین عنصر گروه موسیقی در سفره خانه از نظر مراجعین، تماشاچیان و مدیر سفره خانه خواننده گروه است. با توجه به مشاهدات عینی در سه سفره خانه ی متفاوت در پایین شهر وسط شهر و بالای شهر تهران آشکارا می توان به محبوبیت بالای خواننده در میان شنوندگان، صاحبان سفره خانه ها و همچنین عوامل پذیرایی و کارکنان پی برد. بر خلاف گروه نوازندگان که در اکثر سفره خانه ها پوششی بصورت لباس فرم با نقوش سنتی خاص دارند و هنگام اجرا روی صندلی های خودشان می نشینند، خواننده ی گروه با پوششی دلخواه که غالبا کت وشلواری است با رنگ های متفاوت برای هر شب، به هنگام اجرا روی صحنه راه می رود و مستقیما با تماشاچیان در حین اجرا گفتگوی مختصری دارد.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت هشتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت هشتم)

شبِ هجران در آغاز به عنوان برنامهِ عادی موسیقی ایرانی و با ارکستری نسبتاً ساده و در سطح سایر آثار آنزمان اجرا و پخش میگردد. امّا همین اثر بعدها در برنامه های گلهای رنگارنگ شماره های ۲۲۸ و ۲۲۸ ب به یکی از زیباترین و جاندارترین آثاری تبدیل میشود که تاکنون در مایهِ افشاری ساخته شده اند.
دو اجرا از Why Don’t You Do Right

دو اجرا از Why Don’t You Do Right

تنظیم و اجرای پیانو Alan Silvestri : آلان سیلوستری بیشتر بعنوان یک آهنگساز فیلم در دنیای موسیقی امروز مطرح است. متولد سال ۱۹۵۰ در نیویورک است و موسیقی را با نوازندگی پیانو آغاز کرد.
گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

با همدلی و همراهی شما به نهمین سال فعالیت «گفتگوی هارمونیک» رسیدیم و توانستیم، روزانه مطالبی متنوع را به نظر شما برسانیم که تعداد این مطالب امروز ۳۳۱۵ نوشته بوده است. در جشنی که به مناسبت تولد سایت برپا شد، نویسندگان و مترجمین سایت حضور داشتند و طرح جدید سایت مورد ارزیابی قرار گرفت.
آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

مجاب‌کردن هنرجوی موسیقی به شنیدنِ آنچه می‌نوازد، دشوار است. یک موسیقی‌دان جوان به‌ندرت به آنچه می‌نوازد، توجه کافی دارد و حتی از آن کمتر به «چگونگی» نواختنش. گاهی هنرجو برای اجرای صحیح ریتم، به شمارش می‌پردازد؛ اما حتی موسیقی‌دانانی که خوب و درست آموزش دیده‌اند هم ممکن است در کار با مترونوم به زحمت بیفتند. هنرجو آن‌قدر درگیر نواختن نت‌هاست که دیگر انرژی و زمانی برای امور دیگر برایش باقی نمی‌ماند؛ حتی شمردن و شنیدن.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IV)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IV)

اینکه قطعات «غیر موزون»، «به شکل باکلام» دارای «ریتمِ برگرفته از وزن یا بحر عروضی شعر» است، که «به صورت آزاد» اجرا می شوند، منسجم نیست: چگونه قطعه های«غیر موزون»، «ریتمِ برگرفته از وزن» را دارند، و مبهم است، چرا که«صورت آزاد»، تعریف نشده است و وضع «قطعات غیر موزون به شکل بی کلام» هم بررسی نشده است، و اصولاً (نثرالنغمات) بمعنی «غیر موزون» نیست. در ادبیات «نثر موزون» شناخته شده است. (گلستان سعدی و (نک جعفرزاده ۱۳۹۶ وزن در فرم آواز ص ۲۳۴) نکته مبهم دیگر«موسیقی قدیم» است که قدمتش معلوم نیست. در ضمن در این اثر واژه های «دستگاه» و «مقام» هم مترادف هستند. (همچنین در مورد استفاده از واژه «ضرب» برای دو مفهوم مختلفِ نقره یا «بیت» فرنگی و تاکید یا «اکسان» فرنگی نگاه کنید جعفرزاده ۱۳۹۶ ص ۲۰۰)
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IX)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IX)

در ادامه آدرنو به شیوه ی کارکرد نظامِ تولیدِ صنعتیِ موسیقی (صنعت ضبط) می پردازد و آن را با نقطه نظرات خود بسط و گسترش می دهد. (این بخش ها که در زیر شماره های [۱۷] تا [۲۰] در متنِ اصلی آمده است، می تواند برای پژوهشگران عرصه ی موسیقی که قصد پژوهش در موسیقی های وابسته به صنعت ضبط را دارند بسیار گره گشا و یاری رسان باشد؛ چرا که امروزه این نظام ها به شکل بسیار گسترده تر و پیچیده تری از زمان آدرنو (دهه ی ۴۰ و ۵۰ میلادی) مشغول به تولید بخش بزرگی از منابعِ شنیداریِ جهان اند).
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

تا اینجا با روشی تدریجا گسترش یابنده، گام به گام نشان داده شد که حتا اگر آن دید باریک و سخت‌گیرانه را نسبت به کتاب نداشته باشیم و تنها از منظر تنگ یک کتاب دیگر -که احتمالا مدل اولیه‌ی این فرهنگ یا نخستین محرک ذهنی مولف بوده است- بدان ننگریم و از رهگذر آن مستبدانه حق اندیشیدن یک مولف را هر چند از دیگران تاثیر پذیرفته باشد، سلب نکنیم، اشکالات کتاب برسرجای خود باقی می‌ماند و گاه حتا شدیدتر هم می‌شود.