اراده آهنین پرلمن

ایزاک پرلمن
ایزاک پرلمن
عده ای بر این باور هستند که ویولن زدن کاریست بس دشوار. بسیاری از هنرجویانی که به این ساز روی می آورند پس از مدتی از ادامه باز مانده و دلسرد میشوند و یا به سازی دیگر روی آورده و یا به طور کلی با دنیای موسیقی وداع میکنند. بالاخره سلطان سازها باید هم سخت باشد. درمورد ویولنیست شدن از بتهوون نقل میکنند: “برای ویولنیست شدن روزانه هشت ساعت تمرین تا سی سال لازم است.” در اروپا به ویولن ساز شیطانی نیز گفته اند.

میگویند ویولن همچون اسب چموش و سرکشی است که به هرکس سواری نمیدهد.به راستی که رام کردن این اسب سرکش ارده ای آهنین میخواهد.اما خوشا به سعادت آن کس که این اسب چموش را رام کرده و چه سواری ها که با آن نکرده و چه بسیارند کسانی که گوش و جان به نوای این سواری سپرده اند و خود را خوشبخت عالم یافته اند.

منوهین درباره ویولنیست میگوید:” نوازنده ی ویولن موجودی است مستقل .هیچ دست بیگانه ای در ملک طلق او اختیار ندارد.هیچ گوشی جز گوش او زیر و بم صدا را تعیین نخواهد کرد.او به تنهایی مخدوم است و خادم به محض اینکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشی شگفت انگیز آغاز میشود.در این چالش که بی وقفه ادامه می یابد کسب پیروزی به تمامی بر عهده ی خود اوست.این ارتباط بین ویولن و نوازنده اش است که این ساز را منحصر فرد ساخته.

ویولنیست واقعی حق ندارد خسته شود .گرچه ممکن است با ناکامی هایی مواجه شود اما هرگز نباید از پا بیفتد” شبی پس از کنسرتی که فریتز کرایسلر ویولن زن و آهنگساز بنام قرن بیستم برگزار میکند یکی از مخاطبان کنسرت آن چنان تحت تاثیر قرار میگیرد که کرایسلر را در آغوش گرفته و میگوید :”دوست داشتم تمام زندگی خود را بدهم در عوض مانند شما ویولن بزنم.” کرایسلر در پاسخ میگوید:(من هم همین کار را کرده ام) آری برای تسلط یافتن براین تکه چوب و تارهایش باید زندگی داد.

کسانی را میشناسیم که این اسب سرکش را رام کرده اند.اویستراخ هایفتز میلشتاین اشترن شاهام ریچی و … ایزاک پرلمن را هم میتوان به نام های بالا اضافه کرد.کسی که به راستی اراده ای آهنین دارد.پرلمن با تکنیک بی عیب و ویرتوئوزیک خود بسیاری از شنوندگان خود را محظوظ نموده.کسی که توانایی اجرای هر نوع قطعه اعم از کلاسیک جاز کانتری جیبسی سینمایی و… را دراست ایزاک پرلمن در ۳۱ آگوست ۱۹۴۵ در جافا منطقه ای از تل آویو پایتخت کشور اسراییل به دنیا آمد.وی را به عنوان یکی از بهترین ویولنیست های قرن بیست وبیست ویکم میشناسند.شاید در بین ویولنیست هایی که در قید حیات هستند نتوان کسی را بالاتر از پرلمن یافت.

audio file بشنوید قسمتی از کاپریس شماره یک پاگانینی با اجرای ایزاک پرلمن

پرلمن زمانی که کودکی خردسال بود با شنیدن یک رسیتال ویولن از رادیو به این ساز علاقه مند شد و تصمیم گرفت ویولنیست شود.

وی فراگیری ویولن را در سنین پایین کودکی در آکادمی موسیقی تل آویو شروع کرد.استعداد او از همان دوران کودکی به خوبی نمایان بود. تنها اندکی پس از فراگیری به برگزاری کنسرت با ارکسترهای محلی پرداخت و زمانی که فقط ده سال داشت اولین بار به عنوان سولیست رسیتال برگزار کرد.

در زمان کودکی با فاجعه ای جانسوز یعنی فلج اطفال مواجه بود که در چهار سالگی به آن دچار شد که هنوز هم از این بیماری رنج میبرد وی به کمک عصا راه میرود و در کنسرت ها نشسته بر روی صندلی ویولن مینوازند.این جاست که اراده آهنین او خودنمایی میکند. به راستی که همین اراده است که پرلمن را پرلمن کرد.


ایزاک پرلمن
زمانی که ۱۳ سال داشت در یک برنامه مردمی تلویزیونی در نیویورک شرکت و توجه بینندگان برنامه را به خود جلب کرد.

همین برنامه برای او کافی بود تا استعداد سرشار خود را به نمایش بگذارد.به او اقامت در شهر نیویورک و جایزه تحصیل در جولیارد دادند.

در مدرسه جولیارد از محضر استادان مسلم موسیقی همچون ایوان گالامیان و دروتی دلای بهره برد. دوری کاری وی به عنوان نوازنده حرفه ای ویولن در سال ۱۹۶۳ آغاز شد. در این سال کنسرتو ویلن فا دیز مینور وینیاوسکی را به همراه ارکستر انجمن ملی در کارنگی هال نیویورک به مرحله اجرا گذاشت. البته این اجرا چندان موفقیت آمیز نبود و پرلمن مورد انتقاد و نکوهش قرار گرفت.بسیاری از منتقدین بر این باور بودند که وی در اجرای دقیق و واضح پاساژهای بسیار دشوار این اثر ناتوان بوده است.

Audio File ببینید Wieniawski – Etude Op.18,4 ‘Caprice in a minor’ با ویولون ایزاک پرلمن

اما ویولنیست جوان ما مایوس نشد و با صلابت به راه خود ادامه داد و یک سال پس از این واقعه در سال ۱۹۶۴ اولین جایزه خود را در رقابت ویولن لوینتریت در نیو یورک کسب کرد.

در سال ۱۹۶۵ وی دیگر به عنوان یک نوازنده ی جهانی مطرح بود.از این دوره به بعد شروع به ضبط صفحه کرد و تورهایی را برگزار نمود.

در اولین قدم به زادگاه خود اسراییل باز گشت و اقدام به برگزاری هشت کنسرت با ارکستر فیلارمونیک اسراییل کرد. از جمله تورهای هنری وی میتوان تور لندن به همراه ارکستر سمفونیک این شهر در سال ۱۹۶۸ تور سالزبورگ به همراه ارکستر فیلارمونیک وین در سال ۱۹۷۲ وتور هنری سال ۱۹۹۰ در شوروی سابق به همراه ژوبین مهتا و فیلارمونیک اسراییل را نام برد.این تور هنری با عنوان “پرلمن در روسیه “به صورت دی وی دی در بازارهای جهانی منتشر شده است.در این دوره مشغول به کار فرهنگی در کاخ سفید نیز شد و مستر کلاس برگزار نمود.

هنگامی که کنسرتو ویولن دیوسان و دشوار سیبلیوس را اجرا کرد منتقد موسیقی هاوارد کلین در نیویورک تایمز او را مورد تحسین وستایش قرار داد و اجرای وی را یکی از بهترین اجراهای ارائه شده از این اثر توصیف کرد.

هاوارد کلین که به وجد آمده بود در نیویورک تایمز نوشت:”چه نوازندگی شور انگیزی.چه سونوریته ی گرم و دلنشینی.گویی در بخش هایی از فلاژوله های موومان سوم پرلمن با ویولن خود سوت میزند! تپیدن را در این اجرا تجربه کنید.. از گوش دادن به او لذت ببرید…

با توجه به عظمت ویولن و سازگاری این ساز با فرهنگ ها و سبک های مختلف پرلمن به نوازندگی در حیطه موسیقی کلاسیک بسنده نکرد. وی در زمینه موسیقی جیبسی و فولکلریک هم فعال بوده و در این زمینه صفحه هایی ازاو موجود است.اجرای وی از زیگونروایژن -که ساراسات با الهام از موسیقی محلی کولی ها اقدام به ساخت آن کرد یکی از بهترین اجراهای ارائه شده از این اثر میباشد.


زوکرمن و ایزاک پرلمن
در زمینه موسیقی آثار سینمایی نیز همکاری او با جان ویلیامز آهنگساز بزرگ فیلم قابل تحسین است. این آهنگساز بزرگ که در گذشته برای موسیقی فیلم ویولن زن روی بام با ایزاک اشترن همکاری هایی داشت موسیقی فیلم فهرست شیندلر را به پرلمن تقدیم کرد و پرلمن با اجرای قطعات سولوی این اثر به دریافت جایزه آکادمی در سال ۹۳ نایل آمد.

به طور کلی پرلمن رپرتوار بسیار گسترده و فراگیری دارد .در این رپرتوار انواع فرمهای موسیقی اعم از سونات کنسرتو وحتی انواع انکورهاو ملودی ها شامل کلیه ی دوره های موسیقی اعم از باروک کلاسیک رمانتیک و مدرن به چشم میخورند.به همین دلیل نمیتوان پرلمن را متخصص اجرای آثاری مربوط به مکتب و یا دوره ای خاص دانست.در واقع شعور ودرک بالای موسیقیایی او باعث شده از باروک تا مدرن را به نحو احسن بنوازد.

audio file بشنوید قسمتی از پلونز شماره یک وینیاوسکی با اجرای ایزاک پرلمن

اجرای پرلمن از چهار فصل ویوالدی از باروک اجرای کنسرتو سل ماژور موزارت از دوران کلاسیک اجرای کنسرتو ویولن بتهوون از دوران رمانتیک و اجراهای کنسرتو ویولن شوستاکوویچ و وکالایز راخمانینوف از موسیقی سده بیستم هر کدام از بهترین اجراهای ارائه شده از این آثار هستند. در واقع چنین ویژگی در کمتر نوازنده ای یافت میشود برای مثال روجیرو ریچی متخصص در اجرای آثار پاگانینی است و آرتور گرومیو متخصص در اجرای آثار باخ. از نوازندگان نسل پیش میتوان اویستراخ و هایفتز و از نوازندگان امروزی میتوان گیل شاهام را مثال زد که چنین شعور بالای موسیقیایی برای اجرای انواع آثار از مکتب ها و دوره های مختلف را دارا بودند.

پرلمن به عنوان سولیست ویولن با بسیاری از نوازنده های مطرح دوران خود همکاری داشته که از آن ها میتوان ایزاک اشترن . پینشاس زوکرمان دانیل بارنبویم لین هارل و یویو ما را نام برد.او به مناسبت شصتمین سالگرد ویولنیست شهیر ایزاک اشترن با همکاری خود او و ژوبین مهتا به همراه ارکستر فیلارمونیک نیویورک صفحه ای را به بازار عرضه نمودند که در آن اثاری از باخ موزارت و ویوالدی اجرا شده بود. اکومپانیمان های وی در سال های اخیر ساموئل سندرز و ولادیمیر اشکنازی بوده اند که حاصل همکاری پرلمن و اشکنازی چند جایزه گرمی در زمینه نوازندگی موسیقی مجلسی بوده است.

علاوه براین پرلمن با بسیاری از رهبران طراز اول دنیا همکاری داشته که میتوان همکاری وی با اورماندی برای ضبط کنسرتو ویولن چایکوفسکی همکاری با بارنبویم برای ضبط کنسرتو ویولنهای برامس و بتهوون همکاری با آندره پروین برای ضبط کنسرتو ویلن های مندلسون و سیبلیوس و همکاری با جیمز لیواین برای ضبط کنسرتوهای موزارت را نام برد.

اکثر اجراهای پرلمن توسط لیبل ای ام آی کلاسیک ویا دویچه گرامافون منتشر شده اند در سال ۱۹۹۵ هنگامی که ۵۰ سال داشت به عنوان هنرمند سال از سوی مدیران ای ام آی انتخاب شد و در همین سال قرارداد پنج ساله ای با این شرکت امضا نمود.

audio file بشنوید قسمتی از کنسرتو ویولون خاچاطوریان با رهبری زوبین مهتا و ویولون ایزاک پرلمن

پرلمن در سال ۱۹۸۷ به اسراییل باز گشت و به همراه ارکستر فیلارمونیک کشور نامبرده کنسرتهایی رادر کشور های بلوک شرق برگزار نمود.


ایزاک پرلمن و جان ویلیامز
وی همچنین در سال ۱۹۹۰ کنسرت هایی را با همان ارکستر در چین و هند برگزار نمود. ایزاک از یک ساز استرادیواریوس استفاده میکند که نام آن سویل است.این ساز در سال ۱۷۱۴در شهر کرمونا ساخته شده و سازیست بسیار زیبا .از سال ۱۹۰۲ که شخصی به نام سویل این ساز را خریداری کرد این ساز سویل نام گرفت. در سال ۱۹۵۰ لرد یهودی منوهین این ساز را خریداری کرد و در نهایت در سال ۱۹۸۶ در اختیار پرلمن قرار گرفت.

از سال ۱۹۹۷ پرلمن به رهبری ارکستر روی آورده و در اکثر اجراهای اخیر هم به عنوان سولیست و هم به عنوان رهبر ایفای نقش نموده. به عنوان رهبر با بسیاری از ارکسترهای بزرگ ایالات متحده همچون ارکسترهای فیلادلفیا شیکاگو و لس آنجلس همکاری داشته و درسال ۲۰۰۱ به عنوان رهبر میهمان ارکستر سمفونیک دیترویت انتخاب شد.در سال ۲۰۰۵ پرلمن رهبری بر روی سکوی ارکستر های سیاتل شیکاگو و فیلارمونیک نیو یورک را نیز تجربه کرد.

یکی از آخرین کنسرت های پرلمن در۲۲ ژانویه ۲۰۰۶ در ونکوور کانادا برگزار شد که پرلمن به همراه ارکستر سمفونیک این شهر کنسرتو ویولن بتهوون را اجرا کرد.

در پایین لیستی از جایزه های گرمی کسب شده توسط پرلمن می آید تا بتوانید به عظمت این نوازنده پی ببرید:

جوایز گرمی در بخش نوازندگی موسیقی مجلسی:
پرلمن و بارنبویم : برامس سه سونات ویولن وپیانو(۱۹۹۱)
پرلمن واشکنازی و لین هارل : تریوهای پیانوی بتهوون (۱۹۸۸)
پرلمن اشکنازی و هارل: چایکوفسکی تریو در لا مینور(۱۹۸۲)
پرلمن و زوکرمان : دوئت شوستاکوویچ و پروکفیف سونات برای دو ویولن(۱۹۸۱)
پرلمن و اشکنازی : سوناتهای ویولن بتهوون (۱۹۷۹)
جوایز گرمی در بخش نوازندگی سولیست به همراه ارکستر:
پرلمن و سی جی اوزاوا:البوم امریکایی آثاری از برنشتاین و..(۱۹۹۶)
پرلمن و زوبین مهتا :شوستاکوویچ و گلازونف کنسرتو ویولن(۱۹۹۱)
پرلمن ولیواین : موزارت کنسرتو ویولن ۲و۴(۱۹۸۸)
پرلمن و بارنبویم: کنسرتو ویولن الگار(۱۹۸۳)
پرلمن مهتا اشترن وزوکرمان: آلبوم شصتمین سالگرد اشترن(۱۹۸۲)
پرلمن وروستروپوویچ:برامس دوبل کنسرتو(۱۹۸۱)
پرلمن و سی جی اوزاروا : کنسرتو ویلنهای استراوینسکی و برگ(۱۹۸۱)
پرلمن و ارکستر فیلارمونیک لندن: چهار فصل ویوالدی(۱۹۷۶)
جایزه گرمی در بخش بهترین آلبوم موسیقی کلاسیک:
پرلمن و کارلو ماریا جولینی : کنسرتو ویولن برامس (۱۹۷۹)
جایزه گرمی در بخش بهترین طراحی آلبوم موسیقی کلاسیک :
پرلمن اشترن زوکرمان و ژوبین مهتا:شصتمین سالگرد آیزاک اشترن(۱۹۸۲)
علاوه بر جوایز گرمی پرلمن در زمینه موسیقی فیلم جوایزی همچون آکادمی و اسکار را از آن خود کرده است.یکی از افتخارات وی دریافت جایزه از دست بزرگانی همچون پرزیدنت ریگان و پرزیدنت کلینتون میباشد. شاید هم یکی از افتخارات کلینتون این باشد که به پرلمن جایزه داده است!

پرلمن در حال حاضر به تدریس موسیقی مشغول است و هر تابستان در “برنامه موسیقی پرلمن” به طور تمام وقت به شاگردان با استعداد درس میدهد. هنر ایزاک پرلمن این است که توانسته ایزاک پرلمن باشد.

30 دیدگاه

  • Babak
    ارسال شده در فروردین ۲۷, ۱۳۸۵ در ۴:۱۵ ب.ظ

    Ahsant… yek soal az aghayoon dashtam va oon ine ke, aya baraye neveshtane masalan yek violin concerto hatman bayad yek violiniste herfei ya aslan violonist bood? ya inke yek composer faghat dast be sakhte music mizane va ba’d violinist tasmim migire oono chejoori ejra kone? lotfan ye tozihi bedid, baz ham mamnoon.

  • ارسال شده در فروردین ۲۷, ۱۳۸۵ در ۹:۱۱ ب.ظ

    زنده باد.

  • ali
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۵ در ۶:۰۱ ق.ظ

    khaste nabashid vali akhe vase ma guitaristaye madar morde ham ye chizi benivisin baba mam adamin

  • sheyda
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۵ در ۹:۰۴ ق.ظ

    ممنون از این مطلب؛

    @babak
    باید گفت که برای نوشتن یک قطعه ویلن لزومآ نباید یک ویلنیست حرفه ای بود اما توجه داشته باشید که خیلی از آهنگسازان بزرگ برای خلق شاهکارهایی در این زمینه از تجربیات و یا حتی علنآ همکاری یک ویلنیست حرفه ای استفاده کردن،وقتی سیبلیوس کنسرتو ویلن رمینور رو نوشت بعد از یک سال اون رو باز نویسی کرد چون گفته میشه اون اثر خیلی سنگین بوده،پس داشتن اطلاعات خلص درمورد آهنگسازی برای یک اثر کافی کافی هم نیست.

  • Babak
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۵ در ۹:۳۸ ق.ظ

    mamnoon az tozihetoon sheyda khanoom, aya kesi ke ta be hal dast be violin nazade mitoone chonin ettela’ati ro dashte bashe?

  • Babak
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۵ در ۹:۴۱ ق.ظ

    midoonam ke tamame kesani ke masalan violon concerto haye shahkari ro neveshtan ashnayi ba in technique ha dashtan, faghat mikhastam in ghaziye ro matrah konam ke aya mishe be hamoon soorati ke awal arz kardam asari (hala na lozooman shahkar) ro khalgh kard?

  • sheyda
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۹ ب.ظ

    جواب این سوالتون رو حقیقتش نمیدونم که اگه یک نفر ویلن بلد نیست چه طور باید براش بنویسه ولی اگه براتون مهم هست میل بذارین،میتونم براتون از چند تا آهنگساز ماهر سوال کنم.موفق باشید.

  • Babak
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۵ در ۶:۳۰ ب.ظ

    Babak750@hotmail.com

  • erfan
    ارسال شده در فروردین ۳۰, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

    kheili ali bood.vaghaan hala halaha mesle Perlman be vojood nemiad

  • sheyda
    ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۸۵ در ۶:۱۵ ق.ظ

    @Babak
    جواب سوال شما به آدرس شما فرستاده شد.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۵ در ۶:۳۴ ق.ظ

    آفرین بر نویسنده جوان. فقط چند نکته را اضافه کنم، پرلمن زیبا نمی نوازد، ولی در تکنیک خارق العاده است. کنسرتوی بتهوون با اجرای استرن و کنسرتوی خاچاطوریان با اجرای اویستراخ را مثلا مقایسه کنید با اجراهای پرلمن. در این مقایسه همیشه یاد علی فروغ و بیژن خادم میثاق می افتم. اولی که شاگرد اویستراخ بود، هرگز شیرین کاری از نوع پاگانینی نمی کرد. دومی در سال ۱۳۵۳ می مینور مندلسون را اجرا کرد با ارکستر سنفونیک تهران، و سال بعد کنسرتوی دوم پاگانینی را، و درست قبل از کادانس موومان اول سیم می را پاره کرد و تا آخر موومان ساز ژرژ ماردیروسیان را امانت گرفت! به هر صورت، رنده باد سیامک. . .

  • motaleb
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۶ ق.ظ

    perlman ghate`at ro bi naghs ejra mikoneh,vali faghat hamin!yani dar navakhtanesh hich hese khasi ya didgahi ya sabki dideh nemisheh va moredi ke faria gofteh sahihe va az lahaze tekniki ham accardo az tamame violonist haye ham senesh ghavitareh

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱:۰۵ ب.ظ

    بابا این دیگه ازون حرفاست!!!!!!!!! پرلمن سبک خاصی نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پرلمن زیبا نمی نوازد؟؟؟؟؟؟؟؟

    باید خدمت جناب متلبی عرض شود که آکاردو هم سن پرلمن نیست!!!! در حال حاضر هم دیگه اثری از اون آکاردوی دهه ی ۱۹۷۰-۸۰ نیست. آکاردو دیگه نمیتونه آرشه رو درست کنترل کنه. دقیقاً همون اتفاقی که برای منوهین در ۴۰ سالگی افتاد. پیشنهاد میکنم ضبطهای جدید آکاردو رو گوش کنید. اگر بنا رو به مقاسیه ی سنی بذاریم، ریچی با ۸۶ سال سن هنوز از نظر تکنیکی از نوازنده های معاصر بالاتر قرار داره.
    نکته ای که نوازندگی پرلمن رو شاخص کرده، سبک خاص اون و نحوه ی صداگیری از ویولن هست. پرلمن تکنیک بی نظیری نداشته، اما در تفسیر آثار شاخص بوده. بله، در کنسرتوهای خاچاطوریان و بتهوون، اویستراخ بهترین هست، اما در اجرای آثار لالو، سن-سانس، چایکفسکی و حتی وینیافسکی بسیار بهتر از اویستراخ عمل کرده.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۵ در ۹:۱۱ ب.ظ

    موسیقی و هنر، سیاست نیست، که با رگهای بیرون زده گردن و با جزم از آن بگوییم. موسیقی لطیف است و انسانی، و می تواند و باید انسانها را نزدیک تر کند. این همه !!! و ؟؟؟ رگ متورم گردن را در نظر می آورد. در اصل مطلب دوستان بحثی نیست، که همه سلیقه است و شخصی، ولی به نظرم می رسد این که آکاردو متولد ۴۱ باشد و پرلمن زاده ۴۵ برای هم دوره بودن آنان لازم و کافی باشد، به تعبیر ریاضیدانان. تصور نمی کنم در جست و جوی چند ویولن نواز در حد این بزرگواران و همه متولد یک سال توفیقی چندان حاصل شود، که اگر ده نفر از این دست متولد یک سده باشند توفیقی است گران. لذا بد نیست اگر به مسامحه بزرگان یک دهه را هم دوره، یا با تسامح بیشتر هم سن بدانیم، چنان که مُطلب (امیدوارم املای اسم درست باشد) دانسته است.

  • سهراب
    ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۸۵ در ۹:۵۰ ق.ظ

    به نظر من اجرای زیگونروایزن ساراتزات آروم بود.
    به هتون پیشنهاد می کنم فیلم I now that i play every notesپرلمن رو ببینید هم چنین نوار تدی پاپاورامی(هنر اول شماره ۲۱) رو هم گوش بدید که پاپاورامی توش زیگونر وایزن اجرا کرده بعد می فهمید زیگونر وایزن یعنی چی
    همچنین ممنون از اینکه مطالب سایتهای انگلیسی رو ترجمه کردید.

  • faraz
    ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۸:۳۰ ب.ظ

    be nazare man ye farde ke violon minavaze bayad khili khili bayad poro bashe mesle hamye kasani ke violon mizadan eradeye ahanine perlman ke violoniste gharn ke hame name mashhore on ro midonin Jascha Iossif Robertovich Heifetz va akhar az hame feraz ke baz ham joze violonist haye bozorge

  • ارسال شده در آذر ۲۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    dar navazandegi mr perlman.nemitavan shak kard

  • ارسال شده در آذر ۲۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    dar navazandegi mr perlman.nemitavan shak kard

  • ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۸۵ در ۱:۲۱ ب.ظ

    سلام وبسایت خیلی زیبایی دارید
    به من هم سر بزنید
    موفق باشید

  • سالار.ز
    ارسال شده در فروردین ۱۴, ۱۳۸۶ در ۶:۱۹ ب.ظ

    لطفادرباره زندگی نامه اوژن ایزایی هم مطلب بنویسید

  • محمد
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۸۶ در ۵:۵۷ ب.ظ

    واقعآ عالی بود باز هم از پارلمن بنویسید

  • nasser
    ارسال شده در مهر ۲۱, ۱۳۸۶ در ۹:۳۱ ب.ظ

    man mekam shagrd aval bsham chy kar konam?

  • Mehran
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۸۶ در ۵:۲۲ ب.ظ

    پرلمن انتقاد پزیر نیست

  • الیا س
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۴ ق.ظ

    به نظر من باید به همه در همه جهالت اجازه داده شود تا استعدادهای خود را شکوفا کنند اما باید این نکته را در یاد داشته باشیم هرگز یکی مثل بتهون وجود دارد بتهون کشف شد اما …………کشف نشد با ید دنبال …….گشت پیدا کرد و به نظر من انتقاد نباید صریح باشد یعنی نبا د یکی را مصتقیم مورد ستایش قرار دادزیرا این فاریا که می گود خوب نمی نوازد باید شیوه سخن گفتن ما طوری باشد که طرف مقابل ما مورد تعرض قرار نگیردباید این نکته در یاد ما باشد با تشکر از وب سایت شما

  • احسان
    ارسال شده در مهر ۱۸, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۰ ق.ظ

    از شاهکار این سایت واقعا قدر دانی می کنم. که این شاهکار زحمات و فرهنگ سازی موسیقی واقعی هست. ولی ای کاش یکی به این افراد بالا که این پیام ها رو گذاشتند فرهنگ موسیقی رو یاد میداد نه ادا اصول در اوردنو .چنان از پرلمن حرف می رنن که انگار خدای موسیقی هستن. هر وقت تونستید چیزی مثل پرلمن خلق کنید بعد دربارش اظهار نظر کنید. این حرفها نشون دهنده اینه که هیچی نیستید مغزهاتون خالیه چون اصل و ول کریدید چسبیدید به فرع. پرلمن پرلمنه منوهینم منوهینه همشون خواستن موسیقی رو به مردم عرضه کنن و هر کدوم احساساته خودشون رو داشتن .اداما ماشین نیستن که مثل هم باشن. مرسی. (احسان براری فارغ والتحصیل موسیقی از کالج سلطنتی استکهلم)

  • Amir'abbas
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۹ در ۲:۵۳ ب.ظ

    salam ehsan joon,omidvaram ke halet khoob bashe,az shoma be khatere javabe manteghi ke be in aghayane Be estelah Montaghed dadai Mamnoon va sepasgozar hastam,be ghole shoma Har vaght khodeshoon toonestand tek asari mesle perlman khalgh bekoonand va ejra bekoonand,oon moghe Nazar bedan,mer30 az to ehsane ezizam,Amir’abbas Hastam !

  • عاطفه
    ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

    خیلی جالب و قشنگ بود ممنون که به خاطر غنای فرهنگ ایرانی تالش میکنید

  • آرشه ی شکسته
    ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۹۰ در ۴:۳۲ ب.ظ

    واقعا درسته.من با اینکه خیلی سن ندارم(۱۷سال) نیست دارم آرشه میکشم(حدود۱۲سال)ولی باور کنید اونقدری که با شنیدن یه کاراز پرلمن یا یروینیان یا منوهین یاماکسیم و یا …به وجد میام و جلوشون لنگ میندازم.

  • نسیم
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۹۰ در ۳:۲۰ ب.ظ

    ممنون از مطالب مفیدتون.من عاشق کارهای قشنگ پرلمن هسم ولی باید بهتون بگم که توی ایران خیلی ها هستن که از پرلمن قشنگ تر ساز میزنن ولی به دلیل مشکلاتی که توی ایران هست نیتونن مثل پرلمن مشهور بشن.اگه پرلمن توی ایران بود و این مشکلات رو داشت میخواستم ببینم بازم پرلمن میشد

  • مهشید
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۹۰ در ۳:۴۵ ب.ظ

    مطالبتون خیلی قشنگه.مرسی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (III)

شجریان پس از طی دهه نخست فعالیتش به خصوص در اوایل انقلاب به خواندن تصنیف هم روی آورد که از تصانیف شاخص آن زمان می توان به آثاری همچون سپیده ساخته مرحوم محمد رضا لطفی، از خون جوانان وطن ساخته عارف قزوینی و…اشاره کرد. می دانیم که همایون شجریان دست پرورده ی پدر است و موقعیت و پیشرفتش را مدیون زحمات ایشان و پشتکار خودش است و بدون شک فعالیتهای هنری همایون از چشم پدر و نگاه موشکافانه وی پنهان نیست.

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

گویی ارتباط هنری ایران و هند از این زمان آغاز شد و ایران از موسیقی هند تأثیر گرفت. این نوازندگان و خوانندگان در کوچه و بازار و روستاهای ایران به راه می‌افتادند و برای مردم ترانه می‌خواندند. این گروه به کولی معروف شدند و به ترانه‌هایی که می‌خواندند “ترنگ” یا “ترانک” می‌گفتند و گمان می‌رود که در زمان ساسانی، ترانک به اشعار هشت‌هجایی عشقی و انتقادی گفته می‌شده است که به تصنیف عامیانه امروز شباهت داشته است. (مستوفی، به نقل از انجمن آرای ناصری، بی‌تا)

از روزهای گذشته…

دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین

دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین

دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین (Universität für Musik und darstellende Kunst Wien) در سال 1819 به وجود آمد. این دانشگاه در حدود سه هزار هنرجو دارد و بزرگترین دانشگاه هنری اتریش و یکی از بزرگترین ها در جهان می باشد. در سال 1808 تصمیم گیری مبنی بر ایجاد دانشکده هنر در وین شکل گرفت. در سال 1812 اجتماع دوستداران موسیقی با هدف ایجاد یک کنسرواتوآر به وجود آمد که سرانجام در سال 1817 تشکیل شد.
شیوه ای برای نت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (I)

شیوه ای برای نت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (I)

موسیقی میکروتونال بر اساس فواصل کمتر یا بیشتر از ترکیبات پرده و نیم پرده شکل می گیرد. این فواصل متنوع بوده و اندازه های گوناگون را شامل می شوند. همچنانکه امروزه برای نشان دادن تغییر فاصله به اندازه نیم پرده از علائم “بمل” و “دیز” استفاده می شود برای نشان دادن فواصل میکروتونال نیز علائم عرضی متفاوت ابداع شده است. به هنگام مطالعه نوشته های مرتبط با میکروتونالیته با انبوهی از مدلهای پیشنهادی برای نوشتار موسیقی مواجه می شویم. تعدد مدلها گویای عدم اتفاق نظر برای ابداع علائمی واحد است. دلیل این مسئله می تواند تاکید بر دقت درتعیین اندازه فاصله یا اعمال سلیقه شخصی فرد ارائه دهنده علامت باشد. مثالی از این مورد تفاوت علائم ربع پرده در دیدگاههای مختلف است:
جلسه تفسیر سمفونی عاشقانه فنتاستیک

جلسه تفسیر سمفونی عاشقانه فنتاستیک

در روز جمعه مورخ 14 تیرماه 1392، انجمن فیلهارمونیک (فیلارمونیک) اصفهان، در تالار سوره-حوزه هنری اصفهان واقع در ابتدای خیابان آمادگاه، از ساعت 16 تا 18:30، به تفسیر سمفونی عاشقانه “فنتاستیک” اثر آهنگساز شهیر فرانسوی، “هکتور برلیوز” خواهد پرداخت.

وان موریسون، نوری در تاریکی (VIII)

در سال 1972 بعد از اجرا برای نزدیک به 10 سال موریسون آغاز به اجراهای بزرگ زنده نمود. وی بر روی سن بسیار عصبی میشد و از نگاه چشم در چشم با حضار اجتناب می کرد. یک بار در مصاحبه ای درباره اجرای زنده گفت: “من با تمام وجودم آهنگی را اجرا می کنم اما گاه تاب آوردن روی سن رنج آور می شود.”
چارلی چاپلین ، قسمت دوم

چارلی چاپلین ، قسمت دوم

در ادامه مطلب قبل (چارلی چاپلین) که راجع به زندگی هنری چارلی چاپلین و توانایی های او در آهنگسازی بود، ابتدا توجه شما را به قسمتی از موسیقی فیلم عصر جدید که ساخته چارلی چاپلین هست جلب می کنیم. بخصوص به ملودی های زیبای تم اول و دوم آن دقت کنید.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

سازهای موسیقی ایرانی سازهای کهنی هستند و موسیقی ما نیز موسیقی کهنی است. اگر بخواهید نظر بنده را بدانید، من مطمئن هستم که در آینده نسلهای بعدی این تعصب جاهلانه را کنار خواهند زد و سازهای ما هم مثل افکار و رفتار و کردار و منش و تفکرمان پیشرفت خواهند کرد و آنروز روزی خواهد بود که مثل اروپاییان که سازهایی چون ربک و ویول و لاوویول و کلاوسن و هارپسیکورد را در موارد خاص برای شنیدن موسیقی کهن یا بهتر بگوییم، موسیقی قرون وسطایی خود استفاده می کنند، ما نیز از این سازها برای شنیدن موسیقی قرنهای گذشته ی خود استفاده کنیم… این محقق نمی شود مگر اینکه امروز به تجربیات و تلاشهای افرادی چون استاد شجریان عزیز و استاد قنبری مهر گرامی ارج نهیم و به آنها توجه کنیم و بجای کوبیدن و به سخره گرفتن و مقایسه های بی ربط، مطالعه علمی کنیم و انتقاد سازنده کنیم و محققانه آنرا تبدیل به یک علم کنیم و از آن پلی بسازیم برای به پیش رفتن و نه چسبیدن به تعصبات و توهمات کهنه…. ولی اول باید به عقاید خودمان به دیده ی”شک و تردید” بنگریم چیزی که من در استاد شجریان دیدم و به همین دلیل تا آخرش ایستاده ام…
آرتور روبنشتاین، ویرتوز قرن بیست (I)

آرتور روبنشتاین، ویرتوز قرن بیست (I)

آرتور روبنشتاین را یکی از برترین نوازندگان ویرتئوز پیانو در قرن 21 میشناسند. نوازنده آمریکایی – لهستانی که 28 ژانویه سال 1887 و در خانواده ای یهودی بدنیا آمد. وی هیچ نسبتی با نوازنده و پیانیست معاصر آنتون روبنشتاین و یا هلنا روبنشتاین ندارد.
راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند  (II)

راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (II)

برای یافتن چگونگی وجود نت نگاری موسیقی هندی در نت نگاری غرب، شانکار، دیوید مورفی (رهبر ارکستری از کشور ولش) را متقاعد کرد تا به او برای تبدیل آثارش به قطعه ای برای ارکستر کمک کند. کنسرتوی شانکار همراه با مقدمه ای شورانگیز آغاز می شود، معرفی این موسیقی بیگانه (موسیقی هند برای غربیان) شامل چرخش ملودیها، تغییر وزنها و صدای پائین نتها، بر خلاف موسیقی غرب که حرکت و پیشرفتش بیشتر از طریق هارمونی است، موسیقی هندی شدیدا تحت تاثیر ملودی و ریتم است.
حضور آهنگساز چینی در اپرای متروپولیتن

حضور آهنگساز چینی در اپرای متروپولیتن

او در کشور خود چین، به کار جمع آوری ترانه های فولکلور از روستاها مشغول بود، سپس در پی انقلاب فرهنگی به برنج کاری پرداخت و پس از آن برای خرید غذا، در خیابانهای نیویورک به نوازندگی مشغول شد و اکنون، تن دان Tan Dun در اپرای متروپولیتن، به اجرای اولین اپرای خود میپردازد.
هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

من ساز آقای لطف الله مجد را بسیار دوست داشتم و وقتی هم به هنرستان رفتم، آقای خالقی پرسیدند، چه سازی دوست داری بزنی؟ گفتم تار! همان موقع من با چوب، یک چهارچوب درست کرده بودم، یک دسته که به آن میخ شده بود داشت و به آن نخ بسته بودم …! به تار علاقه زیادی داشتم.