ارکستر سمفونیک شیکاگو (CSO)

نمایی از کنسرت ارکستر شیکاگو
نمایی از کنسرت ارکستر شیکاگو
در ۱۹۸۱ Charles Norman Fay، یک بازرگان اهل شیکاگو، تئودور توماس (Theodore Thomas) را دعوت کرد تا در شیکاگو یک ارکستر تاسیس کند. ارکستر به رهبری تئودور توماس تحت عنوان «ارکستر شیکاگو» اولین کنسرت خود را در ۱۶ اکتبر ۱۸۹۱ اجرا کرد. این ارکستر، همراه با فیلارمونیک نیویورک، ارکستر سمفونیک بوستون و ارکستر سمفونیک لوییس مقدس یکی از قدیمی ترین ارکسترهای آمریکاست.

سالن ارکستر که الان یک جزء از مجتمع مرکز سمفونی است، توسط Daniel H. Burnham معمار معروف شیکاگو طراحی و در سال ۱۹۰۴ کامل شد.

رهبر ارکستر تئودور توماس، تا روز درگذشتش ۱۳ سال به عنوان رهبر به ارکستر خدمت کرد. مرگ او کمی پس از تاسیس ساختمان جدید ارکستر که در روز ۱۴ سپتامبر ۱۹۰۴افتتاح شد بود.

در سال ۱۹۰۵ نام ارکستر به ارکستر تئودر توماس تغییر نام یافت، که امروز هم نام «سالن ارکستر تئودر توماس» بر سر در آن حکاکی شده و دیده می شود. در همین سال، فردریک استوک (Frederick Stock) به سمت رهبر ارکستر و مدیر هنری، نائل آمد و تا پایان عمرش یعنی سال ۱۹۴۲ نیز در این سمت باقی ماند. در سال ۱۹۱۳ ارکستر به « ارکستر سمفونیک شیکاگو» (CSO) تغییر نام داد.

دیگر رهبران ارکستر شامل Désiré Defauw، Artur Rodziński، Rafael Kubelík، Fritz Reiner، Jean Martinon، Georg Solti و Daniel Barenboim بودند (که رینر، سولتی و بارنبویم در این میان باعث شهرت زیادی برای ارکستر CSO شدند)

بارنبویم (رهبر و پیانیست)، زمانی که کار رهبری ارکستر شیکاگو را قبول کرد، در ارکسترهای دیگری هم فعالیت داشت که به منظور تمرکز بیشتر بر روی فعالیتهایش در این ارکستر (شیکاگو) از کار با ارکسترهای دیگر کناره گیری کرد. آخرین باری که دانیل بارنبویم به عنوان رهبر برای ارکستر شیکاگو بر روی صحنه رفت ۱۵-۱۷ جون ۲۰۰۶ بود.

در ۲۷ آپریل ۲۰۰۶Bernard Haitink، به عنوان رهبر اصلی ارکستر و پیر بولز (Pierre Boulez) به عنوان رهبر افتخاری (تا انتخاب مدیر هنری جدید) مسئولیت را به عهده گرفت. برنامه های فصل طوری تنظیم شده بودند که حضور تمام رهبران میهمان به صورت یک برنامه واحد انجام شود(که از دهه ۵۰ چنین اتفاقی رخ نداده بود). Haitink رهبری ارکستر را در سال ۲۰۰۶ به عهده داشت و همچنین برای اجراهای آتی ارکستر در فصل ۲۰۰۷ – ۲۰۰۸ نیز برنامه ریزی کرده است.

همچنین برنامه هایی در سالن کارنگی هال نیویورک، در فستیوال “Luzern”، سوئیس و در میهمانی شبکه بی بی سی لندن اجرا میشود. بولز۳-۴ هفته از اجراهای ارکستر شیکاگو را در هر فصل رهبری خواهد کرد از جمله برنامه هایی در تورهای مختلف.

ارکستر سمفونیک شیکاگو، مدت زیادی با جشنواره Ravinia در پارک Highland Park، Illinois مشارکت داشت و اولین اجرای آنها را در سال ۱۹۰۵ انجام داد و این همکاری به صورت نامنظم تا اگوست ۱۹۳۱ نیز ادامه داشت.

ارکستر در برپایی اولین فصل فستیوال Ravinia Festival در آگوست ۱۹۳۶کمک کرده و از آن زمان هر تابستان در این فستیوال برنامه اجرا می کند.

برخی از رهبران اولین برنامه ی خود را با ارکسترسمفونیک شیکاگو درRavinia اجرا کردند از جمله:
Seiji Ozawa 1964-1968 James Levine 1973-1993 و Christoph Eschenbach 1995-2003 و در سال ۲۰۰۵ نیز James Conlon عنوان Ravinia music director را داشته است.


تئودور توماس اولین رهبر ارکستر شیکاگو
موسیقیدانان زیادی با ارکستر شیکاگو به عنوان رهبر میهمان ضبط های و کنسرتهای بزرگی داشته اند که از جمله آنها: Richard Strauss, Arnold Schoenberg, Sergei Prokofiev, Sergei Rachmaninov, Maurice Ravel, Edward Elgar, Aaron Copland, Leonard Slatkin, André Previn, Michael Tilson Thomas, Leonard Bernstein, Leopold Stokowski, Morton Gould, Erich Leinsdorf, Walter Hendl, Eugene Ormandy, George Szell و Charles Munch هستند.

رهبرانی که با عنوان رهبر دائم و مدیر هنری با این ارکستر همکاری داشته اند به ترتیب تاریخ به این ترتیب هستند:
۱۸۹۱-۱۹۰۵ Theodore Thomas
۱۹۰۵-۱۹۴۲ Frederick Stock
۱۹۴۳-۱۹۴۷ Désiré Defauw
۱۹۴۷-۱۹۴۸ Artur Rodziński
۱۹۵۰-۱۹۵۳ Rafael Kubelík
۱۹۵۳-۱۹۶۲ Fritz Reiner
۱۹۶۲-۱۹۶۳ Fritz Reiner (musical advisor)
۱۹۶۳-۱۹۶۸ Jean Martinon
۱۹۶۸-۱۹۶۹ Irwin Hoffman (acting)
۱۹۶۹-۱۹۹۱ Sir Georg Solti
۱۹۹۱-۲۰۰۶ Daniel Barenboim
۲۰۰۶ Bernard Haitink

مردم سراسر جهان برنامه هایی از ارکستر سمفونیک شیکاگو را که در برخی از فیلمها از جمله کازینو به رهبری سرجرج سولتی و فانتاسیا ۲۰۰۰ به رهبری جیمز لوین استفاده شده است، شنیده اند.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

ریتم

ریتم

هیچ فکر کردید که ریتم در زندگی تا چه اندازه نقش مهمی را ایفا می کند و تاثیرهای مثبت دارد؟ از گردش منظم شب و روز گرفته تا چهار فصل سال یا جزر و مد آب دریاها، ضربان قلب و … حتی بسیاری از ما علاقمند هستیم که خیلی از کارها را که می توان بدون دخالت ریتم انجام داد، با ریتم انجام بدهیم. مثلا” راه رفتن یا دویدن، هنگام کارکردن با کامپیوتر، مرتب کردن فولدرها و …
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (II)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (II)

در این جا در دو مورد سوء تفاهم ایجاد شده است؛ یکم علت وجود صداهای فرعی و دوم نقش جنسیت ها در مقام. از ص ۶۰ تا ۷۵ مقام های ماهور و سه گاه (با استناد به ردیف ها و ترانه ها) بررسی شده اند. این بررسی با تئوری «مقام های دودانگی» که در حال حاضر در ایران رواج یافته است، مقایسه شده و نشان می دهد که مقام ها از دو دانگ یا «سلول» های دیگری هم ساخته نشده اند. نقش صدا ها به ترتیب اهمیتشان در صفحه ۵۹ تعریف شده است: صداهای فرعی مشخص کننده حدود مقام هستند.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

تقریبا همیشه! ولی متخصص ها هم سطح بندی دارند، اینطور نیست که کسی که متخصص شد در تمام زمینه ها سرآمد باشد، غیر از این مورد، در عرصه هنر ممکن است یک هنرمند خلاق بعد از مدتی افت کند، نمونه هایش را در موسیقی ایرانی زیاد دیده اید. پس نمی توانیم بگوییم متخصصان همیشه در کمال هستند، هر چند کمتر از غیر متخصصی اثر قابل توجهی می بینیم یا می شنویم.
ویولون ۲٫۷ میلیون دلاری و تصمیم جدید EMI

ویولون ۲٫۷ میلیون دلاری و تصمیم جدید EMI

روز دوشنبه یک ویولون استرادیواری (Stradivari) متعلق به قرن ۱۸ در حراجی واقع در نیویورک به قیمت ۲٫۷ میلیون دلار فروخته شد. گفته میشود علی رغم اینکه قیمت نهایی دو برابر قیمتی است که توسط حراج براورد شده بود، اما باز این معامله برای خریدار این ویولون معامله ای “شیرین” بوده است.
اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

با جستجوی نام “وِدران اِسماعیلوویچ” در صفحات فارسی اینترنت، نمی توان اطلاعات زیادی از این نوازنده ی بوسنیایی ویولنسل، بدست آورد و البته آن چیزی هم که یافت می شود، بیشتر به بعد از انتشار ترجمه کتاب “ویولنسل نواز سارایوو” اثر “استیون گالووی” مربوط است که البته بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت ها باشد، بر اساس تخیلات نویسنده شکل گرفته است. اسماعیلوویچ شاید اثر موسیقایی خاصی خلق نکرده باشد و حتی در زمینه ی اجرا و نوازندگی نیز جزء نامداران این عرصه نباشد، ولی اقدام او در جلب افکار عمومی جهانیان به فجایع جنگ بوسنی و جنایات صربها توانست نام او را در تاریخ موسیقی جهان جاودانه سازد. او ثابت کرد موسیقی تنها عامل لذّت و یا حتی تفکر نیست. موسیقی می تواند منادی صلح و آرامش باشد البته نه در پس ژست های روشنفکر مآبانه و سالنهای مجلل کنسرت، بلکه در خرابه های کتابخانه سارایوو و در زیر آتش گلوله و خمپاره.
سازهای انتقالی

سازهای انتقالی

در مباحث گذشته راجع به کوک سازها و مبانی فیزیکی آنها صحبت کردیم و مشخص شد که برای سادگی و یکسان سازی کوک انواع سازها، استانداردی برای فرکانس هر نت تهیه شده است که در این حالت اولین نت لا پایین تر از دو وسط در پیانو، فرکانس ۴۴۰ هرتز را اختیار می کند. این کوک به کوک کنسرت یا Concert Pitch معروف است و تمامی سازها هنگامی که گروه نوازی می کنند باید آنرا رعایت کنند.
آواز بنان (III)

آواز بنان (III)

به عبارت دیگر با هماهنگ گرداندن افسون صدا و موسیقی با حرکت و تپش درونی شعر و ترانه، تأثیری شگرف به آوای خویش بخشیده است. کشش و تحریر و وقف و تأکید و اوج و فرود در آواز او بجاست. هیچ‌گاه شنیده نمی‌شود کلمه‌ای را بشکند و نابجا درنگ یا شتاب کند، یا بر سر حروف صامت و انسدادی برای تحریر دادن تلاشی عبث نماید، یا عبارتی را که با نوای بم سازگارتر است با صوت زیر بخواند و برعکس. خلاصه آنکه در آنچه از او می‌شنویم موسیقی و شعر و آواز همه دارای روحی واحد و همنوا و همگامند، آن هم در کسوت هم‌آهنگی ظریف و هنرمندانه. بعلاوه او در عرضه داشتن این کیفیت به ابتکارهایی دست می‌زند متنوّع و متناسب در هر مورد، چندان که تحریرها و زیر و بم‌ها و کرشمه‌هایی که در آواز اوست برای شنونده آشنا خود در حد موسیقی و آهنگی زیبا و شعری بلند، کشش و رُبایش و جلوه و تابش دارد.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

وی صدای خود را اگر عالی نه، اما جاودان می پنداشت. در ششمین سال تولدش پدرش به او گیتاری هدیه داد. اوربیسن در سن هفت سالگی دراین باره گفت: ” من تصمیم خودم را گرفته بودم، دیگر هیچ چیزی برایم اهمیتی نداشت… ” موسیقی همه زندگی او شد. تاثیر اصلی موسیقی بر روی اوربیسن جوان موسیقی کانتری بود، به ویژه از اشعار لفتی فریزل (Lefty Frizzell) بسیار متاثر شده بود.
سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (I)

سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (I)

روزهای سختی بود؛ سرد و سیاه. سایه مرگ بر سراسر اتحاد جماهیر شوروی گسترده بود. ترس از اعدام، تبعید و اسارت هیچکس را لحظه ای رها نمی کرد، به خصوص هنرمندان و دیگر افرادی را که اهل تفکر بودند. کسی جرات مخالفت با استالین را نداشت. مردم کاملا مسخ شده بودند. همه آنها انگار دو شخصیت داشتند: اول آنچه رژیم از آنها می خواست و دیگری موجودیت واقعی خودشان.
نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (IV)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (IV)

در ردیف دوره عالی شهنازی (در شور لا) هم به شور بم اشاره می شود و هم به صدای «می» که اشاره به پرده های سلمک یا دشتی است: