چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (V)

جان کیج
جان کیج
قاعده ی هارمونیک ها خلاص شود ودر عین حال می دانیم که صدای خالص از دامان طبیعت گرفته می شود و پس از پالایش و فیلتر به دست ما نمی رسد، این امکان به وجود می آید، زمانی که صدا از دستان ما خارج می شود و مجدداً به دامان طبیعت باز می گردد ،به حیاتش ادامه می دهد. سؤال این جاست که در چنین شرایطی چگونه می توان پذیرفت که “سکوت” (Silence) اثر جان کیج (John Cage) در اتمسفر “۳۳:′۴ اش خالی از صدا بوده است؟ موسیقی کیج موسیقی طبیعت و انسان است، موسیقی ماندگار است؛ چرا که از مجموعه صداهای موجود در طبیعت استفاده می کند.

او زمانی که قصد خلق اثرش را دارد پیشنهاد ترکیب آن ها را می دهد و زمانی که انسان و صدا را به خود واگذار می کند، باز صدا وجود دارد و به شنونده می گوید خودِ او (شنونده)، بی آن که بخواهد، عامل حیات و زنده ماندن صدا خواهد بود.

کیج صدا را از طبیعت می گیرد و به طبیعت باز می گرداند. زمانی که صدا در اختیار او قرار می گیرد، آن را به گونه ای نمایان می سازد که زاییده ی خودش است. کیج صدا را آرایش نمی کند. همان گونه که هست به رؤیت ما می رساند، با این تفاوت که او می کوشد آن را برای ما معنی کند و این کار را به خوبی انجام می دهد.

زمانی که صدا در کنار ماست به درک و حضورش پی نبرده ایم. اما زمانی که کیج کنار آن صدا قرار می گیرد، تازه متوجه حضور صدا خواهیم شد و این برخورد و نگرش نسبت به صدا، سبب می شود تا در هر موقعیتی صدا دوران جاودانگی و حیاتش را در هر زمان با ما طی کند. پرسش این جاست که در چنین شرایطی آیا صدا خواهد مُرد و آیا سکوت می تواند مرگ را یادآوری کند؟ آیا صدا اجازه می دهد سکوت پدیدار گردد؟

بسیاری از آهنگ سازان عصر کیج و پس از او، سکوت را بخشی از شنود مخاطب خود به حساب می آورند و حتا گاه نَفَس مخاطب خود را به سکوت پیوند می زنند. با همین تصور، پیر شیفر (Pierre Schaeffer) و ژاک پولن (Jacques Poulenc) دستگاهی برای تولید صدا به وجود می آورند؛ دستگاهی که می تواند دینامیک را به یک صوت گسترده و متراکم تبدیل کند و این عمل را آن قدر ادامه می دهند و صوت آن قدر متراکم می گردد که مخاطب سکوت را فرا می خواند و در این لحظه سکوت پر است از صداهایی که می خواهد بشنود یا نشنیده است.

در صورتی که مجری قصد اجرای پیوسته و بی محابای آن صوت متراکم را داشته باشد و سکوت را به مثابه مرگ در نظر بگیرد، در پی نوسان های سینوزویدی (Synosoid) خواهد گشت و در پی آن نوسان های دوم، سوم، چهارم و … را به وجود خواهد آورد. هر یک از منحنی های سینوزویدی برحسب اندازه ی طول نوار مغناطیسی و برحسب سرعت چرخش نوار انجام می گیرد و به این صورت، صوت ها بایگانی می شوند و به کمک ضبط صوت های همزمان به گونه ای فراهم می شوند که صوت ها ساکن شوند و نتیجتاً سکوت، برآمده از دنیای پیرامونمان خواهد بود.

پیر شیفر روش دیگری برای درک و شنود موسیقی پیشنهاد می کند. او معتقد است که موسیقی انسان شناختی است و همواره دست نیافتنی و نا روشن مانده است. نگرشی در میان قرن بیستمی های موسیقی وجود دارد که معتقدند از آن جا که انسان موجودی اسرار آمیز و همچنین معمایی ناشناخته است، به همین سبب صدا و حیات آن را نه تنها تحت اختیار خود (انسان) می داند، بلکه معتقد است مرگ آن نیز به خواست انسان عملی خواهد بود.

در این میان پیر شیفر جزو آن دسته از موسیقی دانانی است که می کوشد به قدرت بیان اصوات ضبط شده و ارزش صوتی آن ها پی ببرد و مستقل از منشأ آن صوت و مولدی که آن را تولید می کند، به آن توجه نشان دهد. او سعی می کند با دقت بسیار بالا و با تجربه های شخصی اش سبب ترقی صوت موسیقایی گردد.

در بسیاری از کارهایش انبوهی از صداهای ضبط شده و همچنین صداهایی را که از ماهیت اصلی خود خارج شده و تغییر ماهوی داده اند، گردآوری کرده و با توسل به تکنیک مونتاژ و دستکاری کردن شان، صوت را از خاستگاهش جدا می کند و با تقویت جنبه ی روایت گونه اش به حیات صوت کمک می کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

درباره‌ی حالِ نزارِ موزه‌ی صبا

ابوالحسن صبا ورایِ نبوغ‌اش در موسیقی، به خوشرویی و مطایبه و لبخندِ همیشگی‌اش نیز شهره بود. سال‌های سال، آنها که درِ خانه‌اش در خیابان ظهیرالاسلام تهران را زده بودند، خاطرات شیرینی را از مصاحبت‌شان با صبا نقل کرده‌اند؛ چه شاگردان و چه دوستان و همکاران و آشنایان. تصاویری که از او باقیمانده و خاطرات پرشمار اهالی موسیقی، خود گویای این واقعیت است.

از روزهای گذشته…

هنگامی که باد می وزد

هنگامی که باد می وزد

رمان مصور “هنگامی که باد می وزد”When the Wind Blows”، نوشته هنرمند بریتانیایی ریموند بریگز Raymond Briggs در سال ۱۹۸۲، داستانی است که حمله اتمی شوروی به بریتانیا را از دیدگاه زوجی بازنشسته به نامهای جیم Jim و هیلدا بلاگز Hilda Bloggs بیان میکند.
مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (II)

مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (II)

موسیقی مینی مالیستی بر مبنای مفهوم فرو کاستن و به کارگیری حداقل مضامینی که یک آهنگ ساز در یک اثر مورد استفاده قرار می دهد، استوار می شود. در ساخته های مینی مالیستی دهه ی ۱۹۶۰ ، تقریباً تمامی عناصر موسیقایی (هارمونی، ریتم، دینامیک، انتخاب سازها) غالباً در طول اثر ثابت می مانند یا بسیار آزاد دچار تغییرات می شوند. در حالی که در موسیقی کلاسیک غربی، در بیشتر ژانرها، به خصوص آثار پیش اکسپرسیونیستی، تکرار در متن یک فرم دراماتیک انجام می شود.
نابوکو (I)

نابوکو (I)

نابوکو (Nabucco) بخت النصر، اپرایی در چهار قسمت، ساخته جوزپه وردی و اشعاری از تمیستوکل سولرا (Temistocle Solera) است. این اپرا بر اساس داستانی از کتاب مقدس و نمایشنامه ای در سال ۱۸۳۷ از آگوسته بوگریوز (Auguste Anicet-Bourgeois) و فرانسیس کورنو (Francis Cornue) ساخته شده است. این سومین اپرای وردی می باشد و اولین اثری که او را به عنوان یک آهنگساز قدر مطرح نمود. نوبوکو داستان وضعیت یهودیانی است که به آنان یورش برده شد و سرانجام از سرزمینشان توسط نابوکو پادشاه بابل به تبعید فرستاده شدند.
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (V)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (V)

جنبش اجتماعی چپ جدید: بلند شدن صدای دانشجویان چپ گرا در اروپا به ویژه در فرانسه جهان غرب را با یک شوک بزرگ مواجه ساخت. شورش بزرگی که دانشجویان در ۱۹۶۸ به راه ‌انداختند، بدون گرایش به شوروی سابق، نسبت به رویه ‌های ظالمانه و فاصله طبقاتی در نظام سیاسی اقتصادی لیبرالیسم معترض بود. ریشه این جنبش در مکتب فرانکفورت قرار داشت که یورگن هابرماس آخرین و برترین فیلسوف آن به شمار می رود. جنبش تسخیر وال‌ استریت که به جنبش ۹۹% نیز مشهور است، از نسل های بعدی همان دانشجویان چپ گرا محسوب می شود.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

مقایسهِ پیوندِ عارفانه شمس و مولانا با دوستی خالقی و وزیری به معنای یکسان شمردن ابعاد و ثمراتِ آنها نیست؛ اما چگونه میتوان وجوهِ مشترک آنها را نادیده گرفت. هر دو تمام کمال، دوستی روحی و رابطه ای متعالی و آسمانی بوده و هر دو تأثیری عمیقاً عاطفی به جای گذارده اند.
نمود علم و خلاقیت در پایگاه های مجازی

نمود علم و خلاقیت در پایگاه های مجازی

نوشته ای که می خوانید متن سخنرانی سجاد پورقناد، نوازنده و سردبیر ژورنال گفتگوی هارمونیک است که در نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران، در خبرگزار مهر خوانده شد: هر اثر موسیقی دو وجه دارد، یکی بخش علمی که همان کلیشه هاست و دیگری بخش خلاقه که در بخش علمی موسیقی جایی ندارد و این در واقع همان قسمتی است که باعث میشود هر تحصیل کرده موسیقی نتواند به جایگاه هنرمندی برسد و در حد یک تکنیسین بماند.
دو نمود از یک تفکر (I)

دو نمود از یک تفکر (I)

موسیقی و معماری سنتی ایرانی، دو هنر پرسابقه و ارزشمند در تاریخ ایران هستند. در این نوشتار، ابتدا خصوصیات کلی این دو هنر ذکر می شود و سپس به صورت موردی مفاهیم تقارن، مدول و تکرار، تزیین و ریتم با ذکر نمونه هایی مورد بررسی قرار می گیرد. هم چنین به ذکر برخی خصوصیات مانند عوامل تنوع بخش و چگونگی ادراک این دو هنر پرداخته می شود.
ویلنسل (VIII)

ویلنسل (VIII)

گلیساندو افکت اجرایی است که بوسیله سراندن انگشت به بالا و پایین گریف، بدون رها کردن سیم اجرا می شود. این حرکت باعث می شود ارتفاع صدا به نرمی و بدون بریدگی و تغییرات پله پله، بالا و پایین برود.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و پنجم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و پنجم)

یک مثال قدیمی ‌می‌گوید در آنجا که خواسته وجود دارد، برای آن راهش هم وجود دارد: چراکه به این سادگی به نظر می‌آید به این دلیل آن را مبادا که نپذیری و فکر کنی که به تو مربوط نیست! همه چیز به همه ما مربوط است.
درباره‌ی پتریس وسکس (I)

درباره‌ی پتریس وسکس (I)

پتریس ‌وسکس در ۱۶ اپریل سال ۱۹۴۶ در شهر آیزپوت (Aizpute) کشور لتونی متولد ‌شد. او پسر یک تعمید‌دهنده‌ بود و تحصیلات اولیه‌ی خود را در یک مدرسه‌ی موسیقی محلی با نام جوزف ویتولز لتونی میوزیک (Jazeps Vitols Latvian Academy Of Music) گذاراند. همچنین از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ به یادگیری کنترباس در مدرسه‌ی موسیقی امیلز دارسینز (Emils Darzins Music School) شهر ریگا (پایتخت لتونی) پرداخت و از سال ۱۹۶۱ به عنوان نوازنده در ارکستر سمفونیک و ارکسترهای مجلسی‌ متعددی از جمله ارکستر فیلارمونیک لتونی، ارکستر فیلارمونیک لیتوانی و ارکستر رادیو لتونی فعالیت کرد.