ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ
ویلهلم کمپ
ویلهلم کمپ (Wilhelm Walter Friedrich Kempff) در ۲۵ نوامبر سال ۱۸۹۵ و در براندینبورگ آلمان چشم به جهان گشود. در دنیای موسیقی وی بعنوان یک نوازنده متبحر در پیانو و همچنین یک آهنگساز آلمانی تبار شناخته شده است. در کارنامه نوازندگی او میتوان رپرتوار گسترده ای از قطعات مختلف آهنگسازان بنام را مشاهده نمود؛ آثاری از باخ، لیست، شوپن، شومان و برامس که او با استادی تمام در کنسرتهایش به نمایش میگذاشت.

اما اجراهایی که او از آثار بتهوون و فرانتس شوبرت نمود وی را از دیگران متمایز ساخته بود. تعبیری آگاهانه و برداشتی عمیق از آثار این دو آهنگساز باعث شده بود تا به ظرافت هر چه بیشتر، قطعات را به اجرا و ضبط درآورد.

پدر و پدر بزرگش نوازنده ارگ در کلیسای بودند و برادرش نیز مدیر مدرسه موسیقی کلیسا در دانشگاه “Erlangen” بود؛ تاثیری که خانواده اش در رشد و بروز استعداد های او در موسیقی داشت، بسیار بود و با توجه به اهمیت موسیقی در این خاندان، ویلهلم را به مدرسه موسیقی در برلین فرستادند، هر چند وی دروس اولیه موسیقی را از پدر و برادرش فرا گرفته بود.

در مدرسه موسیقی نوازندگی پیانو را زیر نظر “Robert Kahn” و آهنگسازی را به کمک “Heinrich Barth” فرا گرفت.

در سال ۱۹۱ اولین رسیتال حرفه ای و معتبر خویش را با اجرای قطعاتی چون: “Beethoven’s Hammerklavier Sonata” و “Brahms Variations on a theme of Paganini” به اجرا در آورد.

وی به سرعت در سرتاسر اروپا کنسرتهایی را برگزار نمود و پس از آن، اجراهای دیگری را در اقصی نقاط جهان در طی سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۷۹ به اجرا در آورد.

audio fileبه قسمتی از سونات شماره هشت بتهوون با نوازندگی کمپ گوش کنید.

ژاپن از جمله کشورهایی بود که وی ده ها بار در آنجا کنسرت داشت و هواداران بسیاری را هم از آن خود نموده بود. شایان ذکر است ژاپنی ها جزیره ای به پاس تلاش های این هنرمند را “Kempu-san to” نام گذاری نموده اند!

اولین اجرای وی در لندن در سال ۱۹۵۱ و در نیویورک در سال ۱۹۶۴ بود. کمپ آخرین کنسرت عمومیش را در سال ۱۹۸۱ اجرا نمود و بعد از آن به دلیل بیماری پارکینسون، رسما از دنیای نوازندگی کناره گیری نمود. تکنیک و مهارت او در نوازندگی مورد تحسین همگان بود.

audio fileبه قسمتی از سونات شماره چهارده بتهوون با نوازندگی کمپ گوش کنید

نوازنده ای که قطعات را همچون یک شاعر می سرود و زیبایی در آثارش کاملا محسوس بود. توانای و قدرت در اجرای بی نقص پاساژهای سریع و اجرای قطعات دشوار بدون از دست دادن ریتم و ضرباهنگ قطعه و در عین حال موزیکالیته ای ستودنی کمپ را نوازنده ای بی نقص ساخته بود.

اما هیچگاه سعی ننمود تا در اجرای قطعات، سرعت آنها را مورد خدشه قرار دهد و یا با سرعت بی نهایت به اجرا در آورد! او توانایی های خودش را در نوازندگی پیانو میدانست و رعایت همین نکته باعث موفقیتش بود.

کمپ قطعات مختلفی را ضبط نموده است که از میان میتوان به ضبط کلیه سوناتهای بتهوون و شوبرت اشاره نمود. ویلهلم کمپ در سال ۲۳ ماه می در سال ۱۹۹۱ چشم از جهان برگشود.

در زمینه آهنگسازی وی کادانس های خودش را در پیانو کنسرتو های یک تا چهار بتهوون اجرا نمود و شاگردش “Idil Biret” آثار پیانویی او را اجرا نموده است. در سال ۱۹۲۹ دومین کنسرتویش توسط “Leipzig Gewandhaus” و به رهبری “Wilhelm Furtwängler” به اجرا در آمد. تنظیمات وی از آثار باخ نیز یکی دیگر از فعالیتهای درخشان هنری وی بشمار می آید.

wikipedia.org

4 دیدگاه

  • امیر
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۶ ق.ظ

    هیچ نوازنده ای مثله kempff پاتتیک رو اجرا نکرده!! یه سوال ؛ چرا دیگه هیچکس راجع به مقالات سایت نظری نمیده ؟

  • ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۸ ب.ظ

    نظرات کاربران در این سایت کمتر که نشده بسیار هم بیشتر شده ولی در شاخه هایی که مورد علاقه کاربران است.
    شما اگر به این صفحه ها سر بزنید می بینید که بحث طولانی ای بین بینندگان سایت روی داده که تا اکنون هم ادامه دارد. همکاران ما در تایید این نظرها با مشکل هم مواجه هستند!
    http://www.harmonytalk.com/id/1563
    http://www.harmonytalk.com/id/1493
    http://www.harmonytalk.com/id/758
    http://www.harmonytalk.com/id/721

    اینها نمونه هایی از دهه ها مقاله دردسرساز سایت هستند!

  • امیر
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۸۷ در ۸:۲۸ ق.ظ

    مسوول عزیز بنده در نوشتن یا ننوشتن نظرات ذیع نفع نیستم ! این کاملا مشخصه که کاربران سایت بشدت کم شده و نظرات و پیشنهادات راجع به موضوعات جدی و علمی موسیقی(و نه نوشتاری راجع به آقای نامجو ) بسیار کمتر شده شما راجع به کنترپوان مفاله ای بنویسید ببینید چند نفر نظر میدن . . . . ابته باید از سال ۸۷ بع این طرف رو مد نظر داشته باشید …. برای همه مسولین زحمت کش سایت آرزوی موفقیت دارم.

  • saman
    ارسال شده در شهریور ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۷ ق.ظ

    lazem be zekre ke ajdade kempff ta 13 nasl ghbl az vey nvazandeye orge kelisa budeand.ejraye monlighte sonate beethovene kempff bi nazire.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

کنسرت ارکستر باربد در سومین جشنواره موسیقی معاصر تهران به روی صحنه می رود

ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه خواهد رفت.

از روزهای گذشته…

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (I)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (I)

احتمالاً اختلاف نظر در روشِ استفاده از دست چپ را با این جدیتی که در بین نوازندگان ویولنسل وجود دارد، در بینِ هیچ یک از نوازندگانِ سازهای زهیِ دیگر نمی‌توان یافت. در انگشت‌گذاریِ ویولنسل، دو مکتب با اختلافِ نظرِ بنیادی وجود دارد:
یک تم و چند تنظیم (La Campanella)

یک تم و چند تنظیم (La Campanella)

در موسیقی کلاسیک، گاهی با قطعاتی برخورد میکنیم که با وجود اینکه قبلا توسط آهنگسازی برای ارکستر و ساز خواصی تصنیف شده اند، به گونه ای دیگر بازنوازی و بازسازی میشوند. اینگونه قطعات اکثرا از ایده های بکری در ملودی سازی یا فرم برخوردارند که به آهنگسازان این امکان را میدهند که چند گونه تنظیم و اجرا شوند. در این مطلب و چند مقاله ای که در آینده روی سایت قرار خواهد گرفت به بعضی از این آثار میپردازیم.
اولین دکتر موسیقی (I)

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.
پدرخوانده (۱۹۷۲)

پدرخوانده (۱۹۷۲)

“پدرخوانده” محصول سال ۱۹۷۲ به عقیده بسیاری از منتقدان و تماشاگران حرفه ای سینما یکی از بهترین فیلمهایی است که در طول تاریخ فیلمسازی آمریکا تهیه شده است، نمونه واقعی از یک فیلم کلاسیک آمریکایی. کارگردانی کاملا” حرفه ای فرانسیس فورد کوپلا (Francis Ford Coppola) و بازی زیبای مارلون براندو (Marlon Brando) و آل پاچیونو (Al Pacino) در نقش ویتو کورله اونه (Vito Corleone) و کوچکترین پسرش مایکل از جمله دلایل موفقیت فیلم محسوب می شوند.
چند سوال!

چند سوال!

شبکه ی آموزش در برنامه ای تحت عنوان دستان در تاریخ ۱ شهریور ۹۲ میزبان کیوان ساکت بود.* متاسفانه یا خوشبختانه فقط چند دقیقه ی پایانی برنامه را دیدم اما همین مقدار کافی بود تا سوال های بسیاری در ذهنم نقش بندد.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

زمانی که مرتضی نی داوود درآمد نوا را با محوریت درجه ی چهارم شور سُل اجرا می کند، قبل و بعد از آن نت (نت شاهد)، هر چه هست به سوی آن درجه کشیده می شود و جذب آن می گردد. تمامی تأکید ها و قدرت را همان نت محوری نشان می دهد و تداوم را یادآوری می کند، می ایستد و دوباره قرن را به صورت کشیده اجرا و یادآوری می کند، پدال می سازد، به واخون می زند، چرا که می خواهد بگوید پایانی وجود نخواهد داشت و بگوید که چهارچوب و قلمرو موسیقی دستگاهی این شرایط را به گونه ای برای او فراهم ساخته است که تکرار، آن را زیبا تر ساخته و این زیبایی زمانی دو چندان می شود، که آواز او را همراهی می کند.
فقط تصور کن! (II)

فقط تصور کن! (II)

و اما پل مک کارتنی، دو سال از جان لنون کوچک‌تر بود و مثل او در لیورپول به دنیا آمده بود. او هم مثل جان در کودکی مادر خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود و تا حدودی با روحیات لنون همخوانی داشت.در سال ۱۹۵۷ لنون گروه QUARRYMEN راتشکیل داد و در همان سال دوست و همکلاسی مک کارتنی یعنی جورج هریسون به آنها پیوست در حالی که تنها ۱۴ سال داشت! در سال ۱۹۶۰ ابتدا ترومپت نواخت و پس از آن به سمت گیتار و پیانو گرایش پیدا کرد.
در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (I)

در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، از کتاب “خاطرات هنرمندان” نوشته پرویز خطیبی انتخاب شده و سعی شده قسمتی از آن حذف نگردد تا کاملا فضای زمان وقوع ماجرا و همچنین نوع نگارش این نویسنده حذف شود: سال ۱۳۲۷، جمشید شیبانی در آمریکا به سر میبرد، همان سال اولین صفحات سی و سه دور او در لس آنجلس ضبط شد که حاصل همکاری من و کریم فکور و خود او بود. پیش از آن من و حسین استوار و پرویز محمود قراردادی بسته بودیم تا در انگلستان اقدام به ضبط صفحه کنیم ولی متاسفانه بنابر دلایلی این کار انجام نگرفت.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

مجلهء موزیک ایران را بهمن هیربد، شش سالی پیش از دورهء سوّم مجله موسیقی، بنیاد کرده بود. جالب است که هیربد، که کارمند وزارت دارائی بود و تنها آشنائی تفنن‌آمیزی با ویولن داشت، بدون برخورداری از حمایت‌های مالی دولتی، توانسته بود جمع مخاطبان گسترده‌تری برای مجلهء خود فراهم آورد. مجلهء موزیک ایران‌ را هم استادان و هنرجویان هنرستان‌ها می‌خواندند، هم جانبداران موسیقی‌ مغرب زمین و هم هواخواهان موسیقی سنتی و حتی جوانان و نوجوانانی که به‌ موسیقی سبک شهری (ترانه‌ها) دلبسته بودند.
مصاحبه با ایگور ایستراخ (IV)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (IV)

من با شوستاکویچ (Shostakovich) نیز کار کرده ام. شوستاکویچ در حالی دومین کنسرتویش را که پدرم برای اولین بار آن را اجرا کرد، ساخت که در بیمارستان بستری بود (شوستاکویچ این کنسرتو و هر قطعه دیگری که برای ویولون ساخت را به پدرم هدیه کرد). اولین اجرای این کار قبل از اولین اجرای رسمی در سالن کوچکی در مسکو بود. من کاست این اجرا را برای او بردم و شوستاکویچ تلفنی با پدرم درباره تمپوها و بالانس آن صحبت کرد. فکر می کنم که شوستاکویچ در اولین اجرای رسمی اثرش حضور نداشت و حدودا ۳ یا ۴ ماه بعد من نیز آن کنسرتو را نواختم.