ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

سامان ضرابی
سامان ضرابی
آیا آقای پایور در مورد نوازندگی و آهنگسازی آقای اردوان کامکار و آقای پرویز مشکاتیان نظری داده بودند؟
آقای پایور قبلا با صراحت زیادی درباره این نوازندگان صحبت میکردند ولی این اواخر که نظرشان را پرسیدم بسیار با لطافت و ظرافت جواب دادند و چیزی که جواب دادند تعریف شامخی از نوازندگی آقای مشکاتیان و کامکار نبود، البته این به نظر من رسید و نمیدانم تا چه حد دقیقا نظر ایشان است، برداشتی که من کردم اینطور بود که مثلا ایشان نسبت به زمانی که کار کرده اند خیلی خوب است مثلا آقای مشکاتیان نسبت به این استادانی که داشته و این زمانی که ساز زده است بسیار خوب مینوازد.

آیا کلا ایشان مثلا “آستان جانان” و آثار مشهور دیگر سنتور نوازان را گوش میکردند؟
بله همه اینها را حدالقل یکبار شنیده بودند ولی اینکه آیا جزو علایق ایشان شده بوده و بارها گوش میدادند یا خیر اطلاعی ندارم ولی ساز آقای اردوان را فکر نمیکنم به اندازه آقای پشنگ شنیده بودند و تاییدی که در مورد این افراد میکردند و به عنوان یک استاد تمام از این هنرمندان یاد میکردند در مقایسه با خودشان نبود تا جایی که من متوجه شدم!

حالا فکر میکنید، کسانی که با متدهای دیگری زده اند، مثل کتابهای آقای پشنک کامکار یا روش آقای اردوان کامکار، وقتی به دوره عالی میرسند، در حدود چه زمانی میتوانند، سبک آقای پایور را بنوازند؟
من فکر میکنم یک شاگرد خوب آقای اردوان، میتواند راحت و کامل دوره عالی ایشان را اجرا کند و حتی قطعات سخت تری که آقای پایور دست نویس نوشته اند. حالا باز بحث تفاوت سونوریته مطرح است.

اگر بخواهم توضیحی کلی در مورد تفاوت نوازندگی آقای پایور و آقای اردوان کامکار بدهم باید بگویم، در سبک آقای پایور سونوریته نسبت به قطعه بسیار تنوع دارد، البته نمی خواهم بگویم در هر مضراب سونوریته تغییر میکند ولی کلا حس قطعه سونوریته را تحت تاثیر زیادی قرار میدهد.

قطعات آقای پایور هم تفاوت زیادی با هم دارند، یکی خیلی ریتمیک و تند و تیز است، یکی بسیار آرام و … تکنیک نوازندگی از مچ، آرنج، انگشت و ساعد بر اساس حالت قطعه تغییر میکند ولی بیشتر قطعات آقای اردوان کامکار یک مبحث واحد هستند و شکل کلی خاصی دارند، البته این به این معنی نیست که ایشان نمیتوانند نوع دیگری بنوازند بلکه منظور بیشتر نظر به نواخته های کلی ایشان است.

آقای اردوان و پشنگ هم میتوانند قطعات یکدیگر را اجرا کنند ولی ممکن است نواخته شان از نظر سونوریته مورد تایید دیگری قرار نگیرد.

در نوازندگی آقای پایور هم دیده ایم که بسیاری از تکنیک هایی که از آقای اردوان شنیدیم، ایشان اجرا کردند ولی آیا طعمی که آقای پایور تولید میکنند مطابق با سلیقه آقای کامکار است باید از خودشان پرسید که متولد کننده آن سبک هستند ولی از نظر نت نوازی در تمپوی مورد نظر مشکلی نخواهند داشت.

3 دیدگاه

  • ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۸۷ در ۹:۳۴ ب.ظ

    سلام
    اول بسیار قدردانی میکنم از سایت خوبتان
    انتقاد و پیشنهادی هم داشتم . وقتی صقحه موسیقی کلاسیک ایرانی را در این سایت باز میکنم نود درصد مقالات مربوط به ساز سنتور واساتید آن است که البته مرجع خوبی برای نوازندگان و هنرجویان شده اما فکر نمیکنید جای مباحث دیگر در این بین خیلی خالیست . از جمله تنوع سازها از تار گرفته تا رباب و… اصلا چرا مباحث نظری موسیقی ایرانی در وبسایتتان اینقدر کم است . مطمئنم نویسندگان دانشمندی در این وبگاه مشغول فرهنگ سازی اند و دلیل توقع بنده هم همین است.

  • kurosh
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۷ در ۴:۳۴ ب.ظ

    آقای ضرابی طبق گفته ی خودتان در اینجا و بروشور آثار درویشخان شمااز سال ۶۴ تا ۷۶ نزد آقایان ثابت و سینکی ساز زده اید.بیماری استاد پایور هم از سال ۷۶ شروع شده است.مگر میشود شمااز۷۶ تاسال ۸۰_۸۱ نزد ایشان ساز زده باشید؟اصلا با عقل جور درنمیاد.در این مدت فقط عده ای بسیار اندکی به خانه اش می رفته و برای استاد ساز می زدند( تدریسی در کار نبوده).
    دوما:شما می گویید که استعداد من از پنج نمره چهار است آن وقت درطول ۱۷ سال مکتب پایور را یاد گرفته اید؟ من کسانی را می شناسم که نصف این مدت ساز زدند بعدش در حال زدن ردیف چپ کوک نزد استاد پایور بودند.

  • ارسال شده در بهمن ۱۰, ۱۳۸۷ در ۷:۱۳ ب.ظ

    سلام کورش
    از نکته سنجی خوبت ممنونم. کمتر کسانی هستند که دقتی در خور داشته باشند.
    همیشه سعی کردم از گفتن این نکته پرهیز کنم بله من جزو همان معدود شاگردان و شاید هم معدودترین شاگرد ایشان بودم که با حال نه چندان خوب ایشان میتوانستم مرتب به نزد ایشان بروم.
    در مورد نکته ی دوم: اگر منظورت نواختن قطعات اصلی و موجود سنتور است که البته باید بگویم من دوره ی عالی را نزد آقای سینکی در سال ۱۳۷۳ تمام کردم. اما چرا کلاس من ادامه پیدا کرد؟ همانطور که حتما میدانید استاد پایور نه تنها استاد بی بدیل سنتور بلکه بطور کلی استاد موسیقی بودند و هستند. حال نسبت به اینکه نادانسته های من نسبت به استاد چقدر بود انگیزه ی مجدد برای رفتن من نزد ایشان و استفاده از تجربیات ایشان و نکات ناگفتنی ای که معمولا از حوصله و حد یک کلاس معمولی خارج است بود. مگر کلاس موسیقی تمام شدنیست؟ مخصوصا که کسی امکان حضور را نزد یک استاد کامل را داشته باشد. به نظر من حداقل زمان رفتن به کلاس تا زمانی است که شما میتوانید از معلم خود چیزی بیاموزید. حال از خودت سوال میکنم چند سال باید به کلاس استاد پایور و نظایر ایشان رفت تا تمام دانسته های ایشان و تجربیاتشان را فرا گرفت؟
    در مورد نکته سوم: من خودم به خودم نمره ی ۴ دادم تا نظر اساتید چه باشد؟!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

آکوردهای شش

آکوردهای شش

کافی است در گامی که هستید فاصله ششم بزرگ را هم به آکورد پایه – مینور یا ماژور – اضافه کنید، آکورد جدیدی با صدای پر رنگ تری بنام آکورد ششم بدست می آید.
بد فهمی از گفتار وزیری (III)

بد فهمی از گفتار وزیری (III)

این جریان تا سالهای پایانی دهه چهل شمسی ادامه داشت، همزمان با تاسیس «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی ایران» رادیو در اواخر دهه چهل، پر شده بود از موسیقی های عامیانه و سطحی که البته بعضی از شاگردان مکتب وزیری هم جزو پدیدآورندگان آن بودند.
ولادیمیر اشکنازی، نابغه یهودی

ولادیمیر اشکنازی، نابغه یهودی

ولادیمیر اشکنازی (Vladimir Ashkenazy) نابغه، در خانواده ای با پدر یهودی و مادر اُرتدوکس به دنیا آمد. والدین اش هر دو پیانیستهای حرفه ای بودند و به او نوازندگی پیانو را از سن بسیار کم آموزش دادند. ولادیمیر با نشان دادن استعداد فوق العاده اش در سال ۱۹۴۵ یعنی در سن ۸ سالگی به مرکز موسیقی موسکو راه یافت و در آنجا از آنایدا سامبیشن درسهای اصلی را آموخت. در سال ۱۹۵۵ به کلاس لو اُبرین (Lev Oborin) در کنسرواتوار موسکو راه یافت و در سال ۱۹۶۳ فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۵۵ در رقابت بین المللی پیانوی فردریک شوپن در ورشو جایزه دوم را به دست آورد. سال ۱۹۵۶ نقطه اوج حرفه اش بود، در سن ۱۹ سالگی جایزه اول ملکه الیزابت را در رقابتی در بلژیک به دست آورد!
فریادی میهن پرستانه! (II)

فریادی میهن پرستانه! (II)

پس از آن تم رود را که حالتی آوازگونه و پیوسته دارد، در تونالیته می مینور میشنویم که به وسیله ویولون ها اجرا شده و سازهای بم زهی آنها را همراهی میکنند. این تم که حرکتی کمانی دارد، همچون انسانی که باری سنگین به دوش میکشد آغاز شده و جریان میابد. گویی هنگام گذر از شهر تمامی خاطرات خوب و بد گذشته برایش زنده شده و آنها را به یاد می آورد. نوایی حزن انگیز که حسی از امید در آن قابل شنیدن است.
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (IV)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (IV)

عدم اتکای یک اثر موسیقی پست‌مدرن به یک روایت کلان موسیقایی، سبب می‌شود تا این نوع از آثار، هم در تمامیت خود قائم به ذات باشند و هم اجزایشان استقلال بیشتری داشته باشند. می‌توان هر جزئی از چنین موسیقی‌هایی را حذف و به جای آن هر چیز دیگری جایگزین کرد. همین وی‍ژگی، خاستگاه انواع بی پایانی از فُرم‌هاست که می‌تواند وجود داشته‌ باشد و به همین دلیل است که فرم در پست‌مدرنیسم همواره خود، بخشی از محتوا و در مواردی تمام محتوا بوده است و «چیزی خارج از متن وجود ندارد»(۳). در یک اثر کلاسیک، فراروایت به عنوان اصل ساختاری حاکم، نقش اجزا را تعیین می‌کند و آنها را در قالب کلیّتی وحدت‌یافته با یکدیگر پیوند می‌دهد؛ اما در یک اثر اوانگارد، اجزا از استقلال چشمگیری در برابر کل، برخوردارند (بورگر، ۱۳۸۶: ۱۵۳).
ال گالادورو افسانه جاودان ساکسیفون

ال گالادورو افسانه جاودان ساکسیفون

ال گالادورو (Al Gallodoro)یکی از افسانه های عرصه موسیقی است، این استاد با سابقه ای ۸۰ ساله در زمینه ساکسیفون و کلارینت کماکان در اجراهایش شنوندگان را متحیر می کند. او آموزش موسیقی را از سن هفت سالگی آغاز نمود، در سن ۱۳ سالگی به طور حرفه ای وارد دنیای موسیقی گشت و امروز در آستانه ۹۳ سالگی همچنان به فعالیت مشغول است.
about violin design – طرح و مدل (I)

about violin design – طرح و مدل (I)

در این قسمت از مباحث ساخت ویلن، به مرحله ای می رسیم که از دقت و توجه خاصی برخوردار است. این موضوع مشخصا در تمام متد های آموزشی ساخت ساز، بخشی مهم و قابل پردازش است. در طول تاریخ سازگری نظرات متفاوتی در راستای چگونگی عملکرد برای ورود به عرصه ظهور ماهیت فیزیکی ساز مطرح بوده است.
طلوع مشکاتیان

طلوع مشکاتیان

مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسیقی ایرانی بوسیله نورعلی خان برومند و داریوش صفوت، تاسیس و سپس با دعوت از اساتید بزرگ آن زمان تکمیل شد. نقش این مرکز، در پیشرفت موسیقی ملی، غیر قابل انکار است بطوریکه بسیاری از اساتید شاخص حال حاضر، پرورش یافته همین مرکز بودند.
آلبومی شنیدنی برای دوستداران موسیقی کلاسیک

آلبومی شنیدنی برای دوستداران موسیقی کلاسیک

«گنج صدا» یکی از آلبوم‌های منتشر شده از ارکستر مجلسی هنرمندان موسیقی در وین، به رهبری بیژن خادم میثاق است. این هنرمند ایرانی که در تهران و خانواده‌ای هنرمند متولد شده از کودکی در اتریش به تحصیل موسیقی مشغول بوده و در سال‌های پیش از انقلاب، بارها با ارکستر مجلسی رادیو و تلویزیون ملی ایران و همچنین ارکستر سمفونیک تهران به عنوان تکنواز، برنامه اجرا کرد.
رنگین چون هزار دستان (III)

رنگین چون هزار دستان (III)

بر حسب پاره‌ای شرایط موسیقایی و غیر موسیقایی یکی از این قطعات که بر تیتراژ این سریال پخش می‌شد در خاطر شنونده‌ی ایرانی مانده است. پرسش این است؛ آیا موسیقی هزاردستان نسبت به دیگر آثار حنانه ویژگی خاصی داشت؟ نسبت به دیگر آثار هم‌دوره‌اش چطور؟ خود قطعه‌ی همراه تیتراژ از یک دیدگاه مهم با آثار موسیقایی و سینمایی او متفاوت بود؛ یک ملودی کاملا شناخته شده داشت که البته از ملودی‌های موسیقی محلی نبود.