جایگاه خوانندگان نسبت به نوازندگان

اگر تا به حال شاهد پرداخت دستمزد به نوازندگان سازهای مختلف در استودیو ها بوده باشید، دیده اید که نوازندگان، با وجود نواختن در یک زمان خاص، دستمزد های متفاوتی از صاحب اثر دریافت میکنند. دلیل این اتفاق بسیار ساده است، موسیقیدانها، حدی تقریبی را برای سختی سازهای مختلف در نظر گرفته و نسبت به آن، به نوازندگان دستمزدهای گوناگون می پردازند.

مثلا اگر از ۱۰ هنرجوی سه تار در طول ۷ سال، ۸ نوازنده به طور تقریبی به حد نواختن رپرتوار دوره عالی سه تار میرسند، در ساز ویولن از هر ۱۰ هنرجو ممکن است یک نفر به دوره عالی برسد (البته در صورت داشتن استعداد و تمرین فشرده) می توان نتیجه گرفت که ساز ویولون به نسبت سه تار، مشکل تر است.

به این ترتیب همه سازها را میتوان از نظر سهولت در نوازندگی، به طور تقریبی، با هم قیاس کرد. البته با در نظر گرفتن شرایط مشابه از نظر سطح تدریس و استعداد هنرجویان.

اکثرا در میان سازهای مختلف نوازندگان سازهای کوبه ای دستمزد کمتری دارند؛ چراکه به دلیل نداشتن اصوات ملودیک، بخشهای مربوط به آنها تا حدی ساده تر است و به همین دلیل، این نوازندگان با مدت زمان کمتری نسبت به سازهای دیگر قادر به اجرا همراه با گروه ها و سازهای مختلف هستند. (البته در این مطلب به وجه آهنگسازی و خلق موسیقی جدید نمیپردازیم و هدف ما بررسی نوازندگی و خوانندگی صرف است.)

تا اینجا مسئله کاملا روشن است و تکلیف دستمزد نوازندگان با تلورانس کمی قابل سنجش است ولی وقتی ماجرای خوانندگان به میان می آید، موضوع تغییر می کند.

خوانندگان که در بیشتر مواقع کارشان از نواختن ساده ترین سازها هم ساده تر است، به دلیل سنت غلطی که در ایران وجود دارد، دستمزدی بالاتر از بقیه نوازندگان دارند و حتی در بعضی مواقع چندین برابر نوازندگان سازهای دیگر طلب دستمزد میکنند!

برای اینکه تصور بهتری از وضعیت خوانندگان داشته باشید، میتوانیم کمی به اصول آواز بپردازیم و میزان مشقات یک خواننده را مقایسه کنیم با یک نوازنده مثلا نوازندهْ ویولنسل… البته با این شرایط که هر دو بدنی سالم و مستعد نوازندگی یا خوانندگی و در سن ۷ سالگی باشند و هیچ دوره مربوط به موسیقی ندیده باشند. (لازم به ذکر است که مرغوبیت ساز یا حنجره را جزو توانایی های این دو به حساب نمی آوریم، همانطور که چهره زیبا برای یک بازیگر نشان دهندهْ بازی خوب او نیست)
۱- یک هنرجوی ویولونسل اگر سالها صدای این ساز را شنیده باشد و علاقه زیادی هم به آن داشته باشد، به هیچ وجه نمیتواند بدون دیدن این ساز، حتی تصویر آن را از دیگر سازها تمیز دهد.
۲- اگر این ساز را هم ببیند، بدون اینکه کسی برای او بنوازد، به هیچ وجه نمیتواند متوجه شود که اصول نوازندگی این ساز چیست، شاید پس از مدتی تلاش برای به صدا در آوردن آن، این ساز را به شکلی عجیب دست بگیرد و در نهایت تا حد یک یا دو کتاب آموزشی سوزوکی آن هم با استیل غلط بتواند بنوازد که در این صورت او دارای استعدادی غیر طبیعی و بسیار بالا است!
۳- اگر این هنرجو با یک استاد خوب کار کند، سالها طول می کشد، با منطق آرشه کشی و نواختن ژوست روی گریف ساز آشنا شود و سالیان دیگری طول میکشد که این دو دست را با مهارت لازم برای اجرای رپرتوار بسیار مشکل آن بکار گیرد و بتواند قطعات مشکل این ساز را مانند کنسرتو ویلنسل الگار را بنوازد.

حالا شرایط این هنرجو را مقایسه کنید با یک هنرجوی آواز ۷ ساله:
۱- از سن سه سالگی میتوانسته بوسیله حنجره خود تولید اصوات گوناگون کند، سخن بگوید و فرکانسهای مختلفی را تولید کند (در واقع در این سن با ساز خود که حنجره است آشنایی دارد)

۲- هر روز از ساز خود بهره میگیرد و با فرکانسهای مختلف تولید صدا میکند، پس به ساز خود مسلط است و به محض اینکه اراده کند میتواند در حد ابتدایی با آن بنوازد (در واقع بخواند) حالا این را مقایسه کنید با کسی که با داشتن ساز هم هیچ کاری نمیتوانست بکند!

۳- تکنیک های آواز به ۳ تا ۴ تکنیک (که بیشتر مواقع از دو تکنیک بیشتر استفاده نمیکنند) تشکیل شده که در صورت داشتن حنجره و فضای صوتی مناسب در بدن (که هنر او نیست و مادرزادی است) می توانند این تکنیک ها را فرا گیرند و یک خواننده درجه یک شوند. البته چون خوانندگی همراه کلام است باید با ادبیات آشنا باشند تا بتوانند به خوبی از پس القای مفاهیم برآیند ولی اگر قرار به تقلید صرف باشد، در این زمینه هم مشکلی نخواهند داشت (شناخت ادبیات و فهم آن در آوازخوانی، تنها نقطه مشکل آواز است که در سازها وجود ندارد)

از قضا، خوانندگان زیادی با این شرایط مشغول به کار شده اند و آینده موفقی نیز داشته اند ولی محال است نوازنده ویولونسل یا پیانو یا … بتواند بدون معلم کاردان به سطح بسیار عالی برسد (حتی به سطح متوسط هم نمیرسد!)

نمونه این اتفاق بسیار زیاد است، ملموس ترین آن که به رویت نگارنده هم رسیده جوان چوپانی بود که به تقلید از آلبوم دستان (با آواز بسیار تکنیکی و مشکل محمدرضا شجریان) audio file آوازهای آن را در حد عالی خوانده بود بدون اینکه کوچکترین اطلاعاتی در مورد موسیقی داشته باشد! در صورتی که اگر ایشان در میان گوسفندان، ویولونی پیدا میکرد، در سطح فوق عالی که هیچ، در حد دو کتاب ابتدایی آن هم نمیتوانست به صورت خود آموز کار کند (البته بعید است اصلا میفهمید که این ساز است و ساز چیست؟!)

با این توصیف، بسیار مضحک است که یک خواننده که مهارت او در حد نواختن چند لو ویولون هم نیست، دستمزدی چند برابر کسی که مثلا توانایی نواختن چند کاپریس پاگانینی یا دست کم مومان اول کنسرتو ویولون مندلسون را دارد بگیرد!

حال به این میپردازیم که سر نخ این انحراف کجاست؟ چرا خوانندگان با کمترین مهارتها و سواد موسیقایی (بگذریم از چند انگشت شمار خواننده ای که به یمن نواختن دست و پا شکسته سازی، در حد مبتدی سواد موسیقی دارند و یا به تحصیل موسیقی پرداخته اند) چنین جایگاهی دارند؟

بارها و بارها در این مورد صحبت شده و اکثرا این موارد مطرح شده است:
۱- ممنوعیت هایی که برای نواختن ساز وجود داشته در مقابل آزاد بودن آواز در تاریخ ۱۴۰۰ سال گذشته ایران. (توصیه میشود به این مقاله هم در این مورد توجه شود)
۲- همراه بودن با کلام (که دارای معانی قابل توجه است)
۳- جذابیت بیشتر صدای انسان نسبت به سازها.
۴- سنتی که با دست به دست دادن مافیایی بعضی از خوانندگان، قیمت خواننده را در موسیقی ما نهادینه کرده است.
۵- تدریس بد معلمین آواز و موانعی که به خاطر مخفی بدون ساز خوانندگان! (وجود غیر قابل دید حنجره) قابل رویت نیست و در دراز مدت اکثر افراد را از داشتن نعمت صدای خوش محروم میکند. (که به این مورد در ادامه بیشتر میپردازیم)

حال سئوال مهمی که پیش می آید این است که دلیل کمبود خواننده خوب چیست؟ عقیده نگارنده چنین است:
۱- روی نیاوردن خیلی از افراد به سمت موسیقی به دلیل نداشتن علاقه (چه در زمینه خوانندگی و چه نوازندگی)
۲- فضای ناسالمی که در آن تقلید کردن تکنیک ملاک نیست و در عوض تقلید از رنگ صدا صورت میگیرد (یعنی هنرجو به جای فراگیری تکنیک های خوانندگان حرفه ای، سعی در تقلید رنگ صدای آنها دارد که به دلیل یگانه بودن اکثر صداها، این تقلید منجر به ضربات جبران ناپذیر به حنجره و از دست دادن توانایی آن میشود.)
۳- نداشتن اطلاعات در مورد اینکه ژانر صدایی فرد هنرجو چیست (از طرف خود او یا مربیش) که غیر از صدا برای سلامتی شخص هنرآموز هم میتواند مشکل آفرین باشد.
۴- نداشتن اطلاعات در مورد آناتومی و در جهت بیماری های گوناگون قرار دادن حنجره (از خوردن خوردنی های تند، بسیار داغ، بسیار سرد گرفته تا آواز خواندن در هوای سرد، کثیف و …)
۵- تاثیر مخرب مربیان بی سواد در این زمینه که میتوان به جرات گفت بیش از ۹۸% معلیمن آواز را شامل میشود.

در واقع بسیاری از ما صدای لازم را برای آواز داریم (حال در ژانر های صوتی گوناگون) ولی با بی مبالاتی های مختلف آن را کم کم از بین می بریم! جالب است که وقتی به لیست نامهای خوانندگان پیش از انقلاب نگاهی می اندازیم متوجه میشویم با این سیستم غلط آموزشی جدید در زمینه آواز (که بسیاری از موارد بالا ناشی از آن است) چه خیانتی به این هنر روا داشته ایم. افرادی مثل: طاهرزاده، ادیب، ایرج، شجریان، گلپایگانی، روح انگیز، دلکش، پریوش، پوران، الهه و … در نسل ما بسیار کم تعداد هستند!

وقتی یکی از بزرگترین خوانندگان ایران (یا به قولی بزرگترین خواننده!) که داعیه تدریس صدا سازی و آموزش صحیح آواز را دارد حتی از دانستن ژانر صدایی خود عاجز است! از خوانندگانی که نه ادعایی دارند، نه به همان اندازه ناچیز سواد و پشت کار، چه انتظاری میرود؟!

50 دیدگاه

  • م.ن
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۵ ب.ظ

    ای ولل
    این چوپونه کی بود آقا؟
    بقیه ش رو هم می ذاشتین!

  • تروبادور
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۳ ب.ظ

    فقط جناب پورقناد ، ژانر صدایی یعنی چه ؟ همان گستره ی صدایی منظورتان است ؟

  • moosa
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ب.ظ

    درباره‏ی واپسین پاراگراف، توضیح بیشتری نمی‏دهید؟! منظورم این است که چگونه به این نتیجه رسیده‏اید؟

  • mehdi_hessami@yahoo.com
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۴۶ ق.ظ

    aghay por ghanad aziz

    besyar jaleb va manteghi tahlil nemodit

    ba kamale tashakor

    mehdi hessami

  • ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۷ در ۲:۰۶ ق.ظ

    با سلام

    بیشتر استدلالهای شما که مبتنی بر صرف وقت بیشتر برای نوازندگی نسبت به خوانندگی بود، صحیح است. اما این دلایل در هر زمینه ای قابل قبول باشد، در زمینه ی اقتصادی پذیرفته نیست. البته من هم به اصول اقتصادی آشنایی ندارم اما می دانم اولین و معروفترین آنها، اصل عرضه و تقاضاست.
    کافی است از این منظر به مساله بنگرید که حتی اگر ۱۰۰ نوازنده ی ویلن ماهر و عالی با هم کنسرتی بگذراند، نمی توانند یک دهم جمعیتی را که برای کنسرت شجریان می آیند، به صحنه آورند.
    میزان فروش نوار و سی دی هم همینطور.
    پس هیچ سرمایه گذاری به یک اندازه به این افراد دستمزد نمی پردازد چرا که اصول علم اقتصاد از بحث حق و باطل و مسائل اخلاقی جداست.
    این وضعیت در همه ی رشته ها و در همه جای دنیا برقرار است. اصلاً با مشاهده ی دوستان و آشنایان و … ملاحظه می کنید که میزان ثروت افراد چندان رابطه ای به میزان زحمت کشیده شده ندارد.

    مثلاً در سینما و ورزش و … که نیک بنگرید، می بینید که استعداد خدادادی بیشتر از زحمت کشیده شده کارساز است.(حالا به ثروتهای نامشروع کاری نداریم)

    صدای خوب هم یک موهبت خدادادی است. شاید از هر ۱۰ نوازنده ی ویلن یکی بتواند به مرحله ی عالی برسد که قطعاً نقش تمرین در این زمینه اساسی است، اما از هر ۱۰۰۰ خواننده هم یک نفر به مرحله ی قابل قبولی نمی رسد، چون بدون داشتن صدایی خوش، تمرین کارساز نیست.
    بنابر این، یک انسانی که مادرزادی نابینا است نمی تواند خلبان شود، یک انسان کم استعداد نمی تواند ریاضیدان شود و … این یعنی استعدادهای مادرزادی انسان گاهی بیشتر از زحمت کشیدن مفید واقع می شوند.

  • taknawaz
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۷ در ۳:۵۰ ق.ظ

    سجاد عزیزبا سلام.

    در یادداشت بالا احتمالا بدلیل شتاب در نوشتن و عدم ویرایش. کلمه ژانر را درمعنای رژیستر بکار گرفته اید.

    گمان می کنم در مورد اول منظور انواع مختلف خواندن و در مورد دوم منظور رژیستر یا حدود یا وسعت صدا بوده.

    ترکیب ژانر صوتی بهرحال ترکیب صحیحی به نظر نمی رسد.

    موفق باشید

    ج س

  • mehdi
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۷ در ۹:۰۱ ق.ظ

    اقا واقعا متاسفم برای شما.یک نگاهی به دنیا بیاندازید می بینید که صدای انسان و کلام او جذابتر ین عنصر در شکل گیری یک موسیقی بیادماندنی است و این نکته ای که شما و برخی از نوازندکان به آن اشاره دارید در همه جا وجود دارد. خوب است در اظهار نظر هاحب و بغض را کنار بگذاریم و بیش از این نا اگاهانه تیشه به ریشه خود نزنیم.

  • سنتور ني
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۷ در ۹:۰۲ ق.ظ

    سلام
    بسیار به جا بود جنابعالی به نکاتی اشاره کردید که ندانستن آنها می تواند منشا اختلافات بزرگی مابین خواننده و نوازنده شود و حتی بین نوازندگان شود فی المثل همان مورد نوازندگی و دستمزد نواختن سازهای مختلف در گروه آیا واقعا سازی مانند نی که ارکسترنوازان برجسته آن حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد در قیاس با سازهای دیگر که عمدتا نوازندگان پرقدرت زیادتری دارد دستمزد نوازنده اش با سایرین برابر است؟
    باز هم برمیگردد به کم دانی و یا نادانی که منشا همه مشکلات است یعنی کم سوادی یا بی سوادی موسیقیدان و آهنگساز نسبت به شناخت سازها.
    یا در مورد دیگر، سازی مثل قانون و قیچک که نوازنده ای به آن صورت ندارد تکلیف چیست؟…
    پس اصل عرضه و تقاضا هم در اینجا تا حدی قابل اعمال می باشد

  • ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۷ در ۵:۴۳ ب.ظ

    با سلام خدمت دوستان عزیز مخصوصا استاد ج س که همچنان مقالات بنده را پیگیری میکنند. واژه ژانر امروز در موسیقی و ادبیات به جای “نوع” بکار میرود، شاید به قول شما صحیح تر باشد که رژیستور را بکار ببرند (همانطور که مثلا در صداهای سازهای بادی چوبی از این واژه استفاده میکنند) ضمن اینکه ژانر را برای زیر مجموعه انواع صدا مانند “دراماتیک”، “لیریک” و … نیز بکار میبرند که باعث سردرگمی بیشتر هم میشود؛ باید برای این نوع تعاریف واژه استانداردی تثبیت شود.
    دوست عزیز جناب رزمجویی،‌ فرمایش شما از منظر اقتصادی صحیح است ولی آیا جامعه موسیقی خود باعث و بانی این اتفاق نبوده؟ وقتی یک آهنگساز با تجربه روی آلبومش عکس خواننده ای را می اندازد که اولین کار خود را خوانده آیا این سنت غلط رشد نمیکند؟!
    چرا در موسیقی کلاسیک این سنت وجود ندارد؟ پاواروتی هم که شهرتی غیر طبیعی پیدا کرد پس از همکاریهایش با خوانندگان پاپ بود والا پیش از آن شهرت عادی مثل دیگر موسیقیدانان کلاسیک داشت، یعنی تقریبا همانقدر که یک ویولونیست بزرگ را می شناختند او را هم میشناختند، همانطور که مثلا آن سوفی وان اتر را بسیار کمتر از آن سوفی موتر میشناسند و آثارش فروش میرود.
    در موسیقی کلاسیک خود موسیقیدانان این بالانس را بوجود آورده اند که جایگاه واگنر نسبت به مثلا نترپکو کجاست! در مورد صدا هم اینگونه نیست و همانطور که در مقاله اشاره کردم در صورت حفاظت صدا و شناخت نوع صدایمان، خیلی از ما میتوانیم خواننده باشیم توجه داشته باشید که دلیلی ندارد همه ما مثلا صدای تنور داشته باشیم شاید منظور شما از کمیاب بودن صدا های خوب داشتن مثلا صدای تنور دراماتیک، کلوراتور است!)
    دوست عزیز، سنتور نی! بعضس از سازها همانطور که در مقاله هم نوشتم به خاظر نوع تدریس بد آنها بسیار کم نوازنده هستند، یکی از آنها نی است. در مورد تدریس نی و شیوه نوازندگی آن دوستان ما در حال تهیه مقالات و آزمایشهایی در مورد انواع چوب نی هستند که روی سایت در آینده خواهد آمد.
    آقای مهدی،‌ در مقاله هم گفتم که ممکن است کسی بخاطر قیافه یک بازیگر بگوید او بهتر از بازیگران دیگر است یک مثال دیگر میزنم، اگر شما صدای زنبورک را بیشتر از تار دوسته باشید دلیل بر این است که نوازنده زنبورک باید حقوق مالی بیشتری دریافت کند؟!
    جناب اقای موسی، برای پیدا کردن سند آن گفته رجوع کنید به گفتگو تصویری در این لینک که امیدورام هنز قابل دسترسی باشد : http://www.parstimes.com/video/shajarian_discussion.ram
    (اگر هم در دسترس نبود احتمال قوی نزد بسیاری از سینه چاکان ایشان وجود دارد که هر لحظه در حال ثبت زندگی و عادی ترین حرکات ایشان هستند)
    خانم ثریا، منظور من فقط گستره صدایی نیست، بلکه جایگاه این گستره صدایی است. یک محور مختصات را در نظر بگیرید که مثلا صفر آن بمترین یا پایینترین نت خواننده باس است و بالاترین قابل اجرا برای آن خواننده عدد ۱۵ است، پس وسعت صدایی این فرد عدد ۱۵ است ولی یک خواننده تنور هم وسعت خواننده باس، کسی است که مثلا نت پایین صدای آن عدد ۵ و بالاترین نت آن ۲۰ است (یعنی محدوده وسعت صدایی آنها هر دو ۱۵ نت است ولی جایگاه فرکانسی آنها مختلف است)

  • محمد
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۳ ب.ظ

    سلام و خسته نباشید از مقالات خوبتون
    به این مفاله یه ایراد وارد است اولا در مورد صدای انسان نمیتوانید این گونه تمام خوانندها را در یک زمره قرار بدهید واینکه یک نوازنده در طول روز ممکن تا پنج استودیو بره وکار ظبط کنه و پول بگیره اما یک خواننده مثل آقای دکتر قره باغی ممکن در طول سال پنج اجرا داشته باشند.

  • سنتور نی
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۸۷ در ۲:۲۳ ب.ظ

    سلام آقای پورقناد
    امیدوارم با تهیه متد آموزشی این ساز هم نوازندگانش بیشر شوند
    اما فبل از اون اگر با جناب افشارنیا هم مشورتی بفرمایید بد نیست
    آقای رزمجویی
    سلام
    اینجا بیشتر بحث میزان دستمزد است نه میزان ثروت

  • کورش 22 ساله از تهران
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۲ ب.ظ

    سلام من از مقاله های قبلی کمی ناراحت شدم ولی در رابطه با این مقاله:
    sajad pourghanad you rock
    سپاسگذارم

  • moosa
    ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۸۷ در ۵:۳۰ ق.ظ

    جناب پورقناد، چند روز پیش، پرسشی پرسیدم(
    http://www.harmonytalk.com/id/1852#comment-11215) ولی مرا به یک فایل ویدویی ارجاع دادید. سرعت اینترنت، اجازه‏ی بارگزاری چیزی بیش از متن و فوقش یکی‏دو تصویر نمی‏دهد. اگر منظورتان و یا حداقل بخش مهم سخنان آقای شجریان را برایم بنویسید، سپاسگزار خواهم شد.

  • هيرش
    ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴ ق.ظ

    با سلام آقای پور قناد عزیز این چوپان گرامی و با استعداد تقلید کرده بود ولی باید دید که این شعوری که در ابتدا باعث خلق این اثر بوده چیه؟؟!!!!
    یک مسئله دیگر اینکه این بحث ها خواننده ها و نوازنده ها را بیشتر دور می کند تا نزدیک به هم شما که صاحب نظرید راهی برای نزدیکی پیدا کنید نه جدایی.

  • کاظم طبا طبایی
    ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۸۷ در ۳:۵۱ ب.ظ

    آقای نویسنده.
    برای شما بهترین کار این است که موسیقی بی کلام کار کنید و اینقدر پای اینترنت خود را خسته نکنید.
    به دیگران هم توهین نکنید.
    اگر با این دو تا تکنیکی که گفتید خواننده بوجود می آمد پس چرا خود شما بجای اینکه خواننده شوی داری نویسندگی میکنی؟ مگرآواز خواندن کشک است؟
    شما ۱۰۰ سال هم زحمت بکشی نه خودت خواننده خوبی میشوی نه میتوانی خواننده خوبی بسازی.
    نه شما و نه هیچ کس دیگر.
    واقع بین باش و خود خوری نکن.

  • ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۸۷ در ۶:۳۲ ب.ظ

    دوست عزیز هیرش، همانطور که در مطلب هم نوشته بودم، اینجا صحبت از خلق اثر نیست، کاملا درست است که آقای شجریان این آواز را به شکلی کاملا استادانه هم ساخته و هم خوانده است، اینجا صحبت در مورد خواندن بود فقط…
    اگر منظور شما از این گفته این است که خوانندگان به این دلیل حقوق زیادی دریافت میکنند که در خلق اثر نقش دارند، باید بدانید که این دفاعی غیر منطقی است؛ چراکه هر نوازنده که به صورت آوازی در آلبوم ها مینوازد (۹۹% ضبطها) قسمت مربود به خود را خود ساخته است و غیر از این مقایسه سطح کار یک سازنده جمله آوازی (چه نوازنده چه خواننده) نسبت به یک آهنگساز مانند بهزاد رنجبران، محمد سعید شریفیان، حسین دهلوی، مرتضی حنانه و … مانند فاصله یک شرکت تولید ماشین حساب و شرکت اپل مکینتاش است!
    شما کمتر نوازنده ای را میبینید که مثلا ۱۵ سال ساز زده باشد و نتواند یک جمله آوازی خوب خلق کند (حتی بداهه هم میتواند این کار را بکند) ولی از هزاران آهنگساز تحصیل کرده به ندرت کسی سر برمی آورد که آثاری مثل استراوینسکی بوجود بیاورد.

  • ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۸۷ در ۷:۱۰ ب.ظ

    دوست عزیز آقای کاظم طبا طبایی، دلایل اینکه چرا خوانندگان کم هستند را در مقاله نوشته ام مطالعه بفرمایید ضمنا “شما ۱۰۰ سال هم زحمت بکشی نه خودت خواننده خوبی میشوی نه میتوانی خواننده خوبی بسازی.
    نه شما و نه هیچ کس دیگر.
    واقع بین باش و خود خوری نکن.” گفته ای عصبی و غیر عملی است، شما نه من را میشناسید نه میتوانید در مورد آن کسان دیگر اینطور قضاوت کنید… خوشبختانه نمونه ای که در مقاله هست میتواند محک خوبی باشد برای گفته های هردوی ما!

  • kasi
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱:۳۹ ق.ظ

    man ba nimui az harfaye sha moaffegham vali lahne bayaneton jori bod ke daghighan be adam inro elgha mikard ke avaz khondan kheyli kheyli kare sadeyie vali aslan in ghaziye az bikh moshkel dare chon in harf aslan manteghi nist ke shoma az nazare tekniki in 2magholaro ba ham moghayese konid bahsi ke shoma entekhab kardid dar inja be masaeele eghtesadi va didgahaye farhangi ejtemai bar migarde na elzaman estedado teknik

  • جواد
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۷ در ۶:۰۴ ب.ظ

    بادرود.البته شایدچوپان ،مکانیک یابقالی باشدکه بتواندصدای نی رابه مانندحسن کسایی دربیاوردیابه زلالی کیهان کلهرکمانچه بزنددراین صورت این فردصاحب یک استعداد خدادادی است ونمی توان ازاین مواردبه میزان مرارت یادگیری موسیقی پرداخت.بارهاشنیده ایم استادانی چون مشکاتیان ولطفی از
    دوره گردان وچوپانان ملودیهایی شنیده وتأثیرگرفته اند.
    درموردتکنیکهای آوازویادگیری سهل آن وساده بودن جمله بندی ها،همین کافی است که به قسمتی ازصحبت شمادرجواب “هیرش”عزیزاشاره کنم که حداقل ۱۵ سال نوازندگی رابرای خلق جملات آوازی لازم دانسته اید.البته اگرمنصف باشیداعتراف می کنیدمشکاتیان ولطفی هم بابیش از۴۰ سال نوازندگی نمی توانندجملات آوازی چون اثردستان یانوامرکب خوانی به وجودآورندهمانگونه که شجریان نمی تواندجملات سازی یاقطعاتی بسان آنهابه وجودآورد.
    درموردزنبورک وتارلازم است عرض کنم مردم تاررابیشتردوست دارند.تاروآوازرابیشتردوست دارندزنبورک وویلن راکمتردرک می کنندچون متعلق به فرهنگشان نیست..
    یکی ازملزومات آوازرابدرستی شعروکلام اشاره داشتیدامابه بزرگی ووسعت این دریای بیکران اشاره نداشتید.اگربه بزرگان موسیقی ایران بنگریدهمگی دراین دریاشناکرده اندوحتی تکنوازیهای آنهامتأثرازادبیات است وجمله بندیهای آنهاهرکدام مصرعی ازیک شعرزیباست.
    اگردریک دستمان جام باده ودردیگری زلف یارباشدآنگاه بایک ریتم وموسیقی برگرفته ازآن حال خواهیم رقصیدولی اگردرذهنمان ژانرومدرنیته واستراوینسکی وشاملوو…باشدقطعاًطوردیگری به دنیامی نگریم.انتخاب کنیم ولی دیگران رابه چالش نکشیم.

  • ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۷ در ۴:۱۶ ق.ظ

    آقای جواد عزیز، مثل اینکه شما منظور این مطلب را متوجه نشدید! وقتی صحبت از چوپان کردم منظور من این بود که کسی را در ذهنتان مجسم کنید که اولا در منطقه ای غیر شهری در حال زندگی ات، دوما تنهاست در بیشتر ساعات روز، با این توصیف نمیتواند به روش اکتسابی فراگیری یک شهروند عادی را داشته باشد.
    شما از کجا میدانید لطفی و مشکاتیان نمیتوانند جملات آوازی بوجود بیاورند در سطح دستان یا مرکب خوانی نوا؟ هر کس که مسلط به ردیف آوازی باشد و در موسیقی نیز ورزیده باشد (مثل مشکاتیان یا لطفی) میتواند، فراموش نکنید که پیچیدگی های ردیف آوازی هم از سازی کمتر است بخاطر تکنیک های فراوانی که سازها قادر به اجرای آن هستند (مقایسه کنید ردیف صبا برای سنتور یا ویولون را با ردیف آوازی دوامی) آقای شجریان نیز به خاطر فراگرفتن ردیف سنتور پیش آقای پایور میتوانند جملات سازی خوبی خلق کنند.
    نوشته شما تا حدی کنایه آمیز است ولی من سعی مکنم هم پاسخ به کنایات شما دهم و هم به ظاهر آنها!
    اولا ما در مورد علایق مردم صحبت نمیکنیم، مردم ممکن است از قیافه یک هنرپیشه خوششان بیاید و بگویند که او بهترین بازیگر است کما اینکه می بینیم که میگویند در مورد انتخابهایشان هم اینگونه است، راستی از مردم اگر سئوال کنید چند نوازنده ویولون نام ببرند حتما این اسمها را میشنوید، پرویز یاحقی، علی تجویدی، همایون خرم، بیژن مرتضوی و احتمالا شادمهر عقیلی! ولی اگر بگویید چند نوازنده تار نام ببرند، شهناز، شریف و احتمالا لطفی یا علیزاده را بشناسند، پس ویولون دست کمی از تار در محبوبیت که ندارد شاید محبوب تر باشد ولی ما به این خاطر که ویولون از تار محبوب تر است بین مردم دستمزد ها را تعیین نمیکنیم، بلکه به سختی کارش مربوط میشود و غیر قابل دسترس بودنش…
    راستی خیلی به اشتباه میروید اگر فکر میکنید مردم به فرهنگ ملیشان توجه خواصی دارند، همین مردم ۱۰۰ احمد هاشمی را به یک یانگوم نمیدهند!
    ببینید دوست عزیز، این ادعا که “تکنوازی های بزرگان موسیقی ما هر کدام آنهامتأثرازادبیات است و جمله بندیهای آنهاهرکدام مصرعی ازیک شعرزیباست” فرمایشی از روی احساس و غیر دقیق است! یک نگاهی به ردیف سازی که آقای کرامتی با آواز خوانده بیاندازید! حتی شعرها هم نتوانسته اند به زور روی این ردیف جا خوش کنند!
    مثل اینکه سعی دارید به هر روش از متن من استفاده ای غیر از منظور مطلب را داشته باشید! پای مرحوم استراوینسکی به این خاطر به وسط کشیده شد که به خلاقیت ایشان استناد کنم نه اینکه شما که عاشق مولانا و جام باده و زلف یار هستید به سبک اکسپرسیونیسم تصنیف اثر کنید!

  • فرزین کشاورز
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    آقایون دست از سر این چوپان بردارید!!
    به نظر من چه خواننده و چه نوازنده هر دو اجراگر موسیقی هستند و از آن دو مهمتر “آهنگساز” است.حتی بسیار میبینیم که دستمزد خواننده از آهنگساز هم بیشتر است.من از آقایون خواننده میپرسم که اگر اهنگسازان این اهنگهای زیبا را نمیساختند شما چه چیزی در آستین داشتید؟! به جز دو تا چهچه زوار در رفته!!

  • جواد
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۷ در ۹:۳۵ ق.ظ

    درموردکنایه آمیزبودن سخنان بنده،این مسأله درموردنوشته آقای پورقناد بارزتراست؛ چنانکه ارتباط خوانندگی ویک چوپان(البته بعید می دانم چوپان مذکورسلفژرانیاموخته باشد!)ویامقایسه آوازبازنبورک ..
    برای مقایسه خلق جملات آوازی توسط اساتیدی چون لطفی(که یکی ازآشناترین اساتید نوازنده به آوازاست)واستاد شجریان،دوآلبوم به “یاد عارف” و”سپیده” ، اولی دربیات ترک ودومی درماهوررابادوآلبوم “درخیال” و”شب وصل” دربیات ترک وماهور مقایسه کنید.
    آوازدوآلبوم اول ازاستادلطفی است واستادشجریان فقط مجری آن است ودوآلبوم دوم ازاستاد شجریان است.اگرمنصفانه این مقایسه راانجام دهید مطمئناً به اشتباه خودپی خواهید برد.
    درموردردیف صباوتأثیرآن برجناب شجریان بایدعرض کنم این تأثیرقابل کتمان نیست واستفاده خوانندگان بزرگی چون شجریان وشهرام ناظری ازردیف سازی ازنقاط قوت آنان است.ردیفهای سازی وآوازی منشأی یکسان دارند وبه خاطرتکنیکها وقابلیت وتوانایی بیشترساز وهمچنین تواناتربودن نوازندگان آن دوره نسبت به خوانندگان، فاصله این دوردیف بیشترشده است .نکته ای که باید به آن اشاره داشته باشم این است که استادشجریان ۶۰ درصد أوازخودرامتآثراز استادشهنازمی داند وتأکیددارد که شهناز،آوازی سازمی زند..
    البته فکرنمیکنم بحث مابه ردیف مربوط باشد؛بحث برسرمقایسه تکنیکهای آوازی ومومان اول کنسرتو ویولون مندلسون بود!!
    درباره دوری مردمازفرهنگ اصیل حق باشماست البته منظوربنده اقلیتی هنرشناس بودند نه عامه مردم که بدرستی منظورخودرابیان نکردم.
    فکرمی کنم اساتیدی که شما نام بردید به واسطه مقوله آهنگسازی درذهن مردم ماندگارند نه تکنوازی ویلن.اگرازمردم بپرسید تجویدی کیست می گویند”آتشی زکاروان جدامانده”!
    درباره شعرپذیرنبودن ردیف سازی،دومطلب قابل عرض است: اول اینکه منظورحقیر این نبود که هرجمله سازی دقیقاًیک مصرع شعراست؛ بلکه به تأثیرشعروادبیات درذهن هنرمندحین خلق این جملات اشاره داشتم؛ به عنوان مثال توجه شمارابه توضیحات استادمشکاتیان درکاست کنسرت گروه عارف(همایون) جلب می کنم.
    نکته بعدی این است که یافتن شعربرای ردیف سازی ازتوانایی آقای کرامتی خارج است وافرادی چون سایه وشفیعی کدکنی دراین مقوله بسیارپربارترعمل خواهندکرد.هرچنداین عمل، بجزبرای تسهیل یادگیری ردیف سازی توسط نوازندگان(به دلیل دلپذیرتربودن کلام آهنگین) ضروری نمی نماید!
    تذکرشمادرباره احساسی بودن مطلب بنده مبنی بر تأثیرپذیری اکثراساتیدموسیقی ازشعروادبیات رامی پذیرم واین مسأله راتنهابه بخشی ازنوازندگی وآهنگسازی استادان موسیقی مرتبط خواهم دانست.
    باتشکر؛محمدجوادکرمیافتی.

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۷ در ۳:۰۸ ب.ظ

    سلفژ؟! حتما شوخی میکنید! ۹۰% خوانندگان حرفه ای آواز ایران سواد خواندن نت ندارند چطور فکر میکنید این چوپان سلفژ میداند؟
    لطفا دقیقتر صحبت کنید که باعث بوجود آمدن کلی گویی و خلط مبحث نشود، من در این قسمت مقایسه ای بین زنبورک با آواز نداشتم و زنبورک به عنوان یک ساز بسیار ساده که فراگیری آن در ده دقیقه قابل انجام است، نام برده شد.
    در مورد آلبومهایی که برای آواز مثال زدید باید عرض کنم درست است که یک خواننده به این خاطر که بیشتر این ردیف را میخواند تسلط بیشتری بر روی ردیف آوازی و تکنیکهای آن دارد ولی یک نوازنده هم اگر مسلط و کارکشته باشد مانند کسانی که نام بردیم میتواند جمله های آوازی برای آواز خلق کند.
    شجریان بسیاری آواز های متوسط و گاه بسیار معمولی و ضعیف هم در دستگاه ماهور و بیات ترک خوانده است، این دلیل نمیشود که آنها را برای محک استعداد شجریان به کار ببریم (البته لازم است اضافه کنم بعید میدانم دو آواز نام برده ساخته لطفی باشد و احتمال قوی آنها هم از شجریان است چون در این زمینه شجریان کمتر از کسی حرف شنوی دارد ولی با این حال مثلا آواز سپیده را بسیار زیباتر و نو آورانه تر از شب وصل میدانم)
    جالب است در مقیاسی بسیار بزرگتر، بحثی بوده در مورد اینکه آیا آهنگسازی که نوازنده مثلا پیانو نیست، آیا میتواند مانند آهنگسازی که نوازنده پیانو بوده به خلق اثر برای این ساز بپردازد؟ بسیاری جوابشان منفی بوده ولی تاریخ نشان میدهد که نه بسیاری از آهنگسازان از نوازندگی پیانو (حتی در یک سوم توانایی ای که قطعاتشان لازم دارد) ناتوان هستند. (برای مثال نگاه کنید به کنسرتو ویولون چایکوفسکی و سطح نوازندگی ویولون او!) حالا آواز و تکنیکهای محدود آن جای خود دارد…
    امیدوارم در پاسخ چایکوفسکی و زنبورک و شجریان را کنار هم نچینید! با دقت بیشتر روی سیر مقاله میتوانید بهتر متوجه منظور شوید و دچار چنین سردرگمی هایی نشوید.
    بله بسیاری از مردم تجویدی را با آهنگهایش میشناسند ولی اگر قرار باشد که نامهای آهنگسازان را از نوازندگان جدا کنیم احتمالا به چنین نامهایی برخورد میکنیم حبیب بدیعی، اسدالله ملک، پرویز یاحقی و در تار جلیل شهناز و فرهنگ شریف (البته همه اینها آهنگ هم ساخته اند ولی مردم هنرشناس هم شاید فقط یک آهنگ از آنها را بشناسند)
    فکر میکنم منظور شما را متوجه شدم، برای خلق جملات آوازی بعضی از نوازندگان بیتی را در ذهن مجسم میکنند (البته میشود جای آن فعولا فعولا … گذاشت) تا جملات با طول بیشتری ساخته شود که البته این یکی از راه های ساخت جملات آوازی برای ساز است.
    درست است میشود بهتر از آقای کرامتی هم روی ردیف سازی شعر گذشت ولی وقتی مثلا در گوشه راک عبدالله ماهور جمله ها به آن شکل است چه شعری میشود روی آن گذاشت؟ به جز اینکه مانند ساز بدون کلام اجرا شود؟

  • علي
    ارسال شده در خرداد ۱۶, ۱۳۸۸ در ۶:۳۳ ب.ظ

    با تشکر از مقاله ی شما
    بنظر من در سازهای سنتی کمتر سازی به دشواری سنتور میرسه. در نظر عموم مردم سنتور سازی بسیار ساده است که با یکی دو سال تمرین ان هم روزی ۱ ساعت! میتوان در ان استاد شد. ولی فکر کنم از ان ده نفر با همان شرایطی که شما ذکر کردید باز هم فقط یک نفر یا شاید از ۱۰۰ نفر ۱ نفر سنتور را به خوبی و در حد استادی بتواند بنوازد. فقط این که هنرجو بتواند ساز را کوک کند و ردیف را در حد عالی بنوازد و ۱۰ قطعه ی ظربی در حد استادانی مانند استاد مشکاتیان و دو برادر کامکار و … بتواند بنوازد ۱۰ سال طول می کشد (حالا کی مرده که بیاد سنتور بزند؟!)

  • موسیقی
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۰ ق.ظ

    ممنونم ازت سجاد جان ، به خاطر مقاله ی خوبت حالا افرادی به دلایل گوناگون از تعصب گرفته تا سه نقطه ، نمیخوان باور کنن که خواننده با نوازنده برابر نیست مگر به شروطی که مثلا ، ساز ساده ای باشه (نه ویولن و غیره) خواننده هم ساده بگم بدونه صداش کجاست و نت بخونه و غیره ، اونوقت میشه گفت : (فلان) خواننده با نوازنده ی (مثلا) سه تار که اونم نوازندش آقای ایکسه برابره در این موارد . با این کار میشه واقعا اثباتش کرد ، که همه میدونیم که وقت گیره و غیره ، مواردی هم که شما سجاد عزیز ، تو خود مقاله گفتی درستند . به صورت کلی خواننده سالاری در ایران بیداد میکنه ، تمام .

  • محمدرضا
    ارسال شده در مهر ۲۵, ۱۳۹۰ در ۴:۰۷ ب.ظ

    با سلام،

    اول از همه شما حق ندارید نام آواز خوان را روی اکثریت خوانندگان امروز بگذارید، علت هم این است که همگی انها طبق دیدگاه شما خواننده شده اند، یعنی فکر می کنند چون صدای خوبی دارند دیگر حل است، شاید به سختی کار خوانندگی در مقابل نوازندگی واقف نباشید، خواننده باید ردیف بداند و با توجه به ذوق هنری خود و قدرت صدای خود، از ان بهترین استفاده را بکند !! همین ذوق هنری خودش داستان ها دارد، مثلا

    همان کلیپی که از ان بابایی که صدای شجریان را تقلید کرده است را گذاشته اید، درحالی که به زحمتی که برای به وجود آمدن این اثر و سلیقه ی آن دقت نکرده اید !! آن بابا فقط دارد کار کپی را انجام می دهد، که البته در کامپیوتر بهتر می توان !!! منظورم این نیست که کار آن هم آسان بوده است، بلکه هنری در آن نیست !!

    نوازندگان زیادی که داریم و همه دنیای ادعا هستند، خیلی هاشان هنوز قطعات بزرگان را می نوازند، و از خود هنری ندارند، بله جایی که نوازنده یا خواننده، با دیگری به راحتی قابل تعویض باشد بدون آنکه اثر کوچکی بر اثر هنری داشته باشد، بایستی کمتر پول بگیرد، زیرا کمتر تلاش کرده است. ولی آن نوازنده و خواننده ای که کنار گذاشتنش موجب بر هم خوردن نظم گروه می شود بایستی به خاطر توانایی و تلاش هایش، نتیجه و پول بیشتری بگیرد.

    در مورد سختی کار خواننده را هم باید بگویم، همه نوازندگان، بی شکی هر آنچه را می آموزند در حافظه تصویری خود ذخیره می کنند، مثلا اگر فلان سیم را گرفته و فلان صورت بر سیم بزنید، فلان ثدا را می دهد و می شود فلان نت !! در حالی که خواننده فقط به صورت حسی می تواند این را در ذهنش و بر اساس تجربه ذخیره کند !! بدون هیچگونه حافظه تصویری !!

    خواننده بایستی از روی صدای ساز دستگاه و .. را تشخیص دهد ولی نوازنده چطور ؟! با کمک حافظه تصویری+صدا !

    و این سختی کار خواننده است، حال به نظر من طرف اگر آوازه خوان بوده است(همانطور که گفته شد) حق خود را خواسته و اگر آوازه خوان نبوده است، همان بهتر که کسی که برای ساخت آهنگ به نزد او رفته و به سراغ بهترین ها نرفته است، پول بیشتری بپردازد !

  • ارسال شده در مهر ۲۵, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۳ ب.ظ

    آقای محمد رضا
    گفتید:”شما حق ندارید نام آواز خوان را روی اکثریت خوانندگان امروز بگذارید” کجای مطلب من چنین گفته ای مطرح شده؟!
    ضمنا گفته دیگر شما در مورد آواز خواندن یا دقیقتر بگویم “آواز ساختن” هم اصلا موضوع بحث من در این مطلب نبوده و صرفا ما به یک تکنیک اجرایی توجه داریم نه تولید یک ملودی آوازی که در نظر شماره ۱۶ هم عرض کردم نسبت به سطح آهنگسازی آکادمیک بسیار ساده است.

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۲۸, ۱۳۹۲ در ۴:۵۳ ب.ظ

    دوست عزیزمتاسفم که به هنر وشخصیت ان چوپان وزحمتی که برای ان اواز کشیده توهین کردید فهمیدم که از اواز چیزی نمیدانید.من بیست ساله اواز کار میکنم میدانم چقدر زحمت کشیده.اگرشماتوانستیدیک نفر دیگرتاظرف یکماه نه دربیابان که درهر اموزشگاهی بیابید که ان اواز رابخواند انگاه حق باشماست .

  • ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۴ ق.ظ

    آقا یا خانم سناتور! نمونه مورد نظر آماده است شما شماره تلفنتان را برای من بفرستید تا نمونه را بشنوید. ضمنا به کسی هم توهین نشده است.

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در ۹:۳۰ ب.ظ

    اولا”اگرموردی پیدا کردی مثل اواز چوپان بذار همه بشنون برای من ثابت نکن نمیتونی دوما”شناخت بسیار پایین شما ازاوازه که نمیدونید بهترین مکان برای صداسازی کوه ودشته یعنی همون جایی که چوچانها میرن. مکانی که بهترین اساتید اواز ۳ تا۴ ساعت باید پیاده روی کنن تا یجای ساکت برای اوازپیدا کنن اونماگه بتونن هفته ای یکبار یا ماهی شایدم اصلا. نه توی اپارتمان که بتونی مثل ویولن خفه کن صدا نصب کنی.کوه و دشت برای اون چوپان بهترین امکاناتی بوده که جنابعالی بعنوان محدودیت ازاون یاد کردی.سوماکسی که بتونه شعر حافظ وسعدی رو بابهترین شکل بخونه هیچوقت چوپانی نمیکنه شاید اونم مثل من دانشجویی بوده که بجای لیسانس گرفتن لحظه های باارزشمند عمرش رو تو کوه وبیابون تمرین اواز کرده

  • ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در ۹:۴۸ ب.ظ

    آقا یا خانم سناتور
    اولا اگر کسی که فکر می کند اگر پیشاپیش شما حدس میزنید که من نمیتوانم ثابت کنم لطفا وارد دیالوگ با من نشوید چون ثابت کرده اید که فردی متعصب هستید.
    دوما شما لازم نیست در کوه و دشت فریاد بزنید تا خواننده شوید، خوانندگان آواز کلاسیک غربی که با صدایی قدرتمند تر از آواز ایرانی می خوانند، پای پیانو در منزل تمرین می کنند ولی به جای پیاده روی چند ساعته برای پیدا کردن سکوت، بهتر است اتاقشان را آکوستیک کنند! راستی شما با انشائی بسیار غلط و نا مفهوم نوشتید: «مکانی که بهترین اساتید اواز ۳ تا۴ ساعت باید پیاده روی کنن تا یجای ساکت برای اوازپیدا کنن اونماگه بتونن هفته ای یکبار یا ماهی شایدم اصلا» گمان کنم ترجمه چیزی که نوشتید چنین می شود: استادان آواز برای هر بار تمرین سه تا چهار ساعت پیاده رویی می کنند تا بتوانند هفته ای یکبار یاماهی یکبار شاید هم اصلا (!) تمرین کنند! به نظر شما این ادعا دور از منطق نیست؟! یعنی استادان آواز مثل تاج و شجریان و صدیف و بنان هفته ای یکبار یا ماهی یکبار و شاید اصلا (این اصلا واقعا شاهکار است!) تمرین می کردند و می کنند؟! بخش سوم نوشته شما هم که تناقضی اساسی دارد؛ بالاخره خودتان هم نفهمیدید که کسی که سعدی و حافظ را خوب می خواند به جای ما که درس خواندیم، در کوه و بیابان تمرین آواز کرده یا اصلا نمی تواند چوپان باشد!

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۷ ب.ظ

    لطفا باکلمات بازی نکنید و تفسیرنامفهوم نفرمایید گفتم که ادعاتون رو ثابت کنید برداشت ضد ونقیض مشکل شماست قضاوت با دیگران.گفته های اخیر غیر فنی شما مشخص کرد متعصب کیست

  • ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۴ ب.ظ

    اصلا با کلمات بازی نکردم و دقیقا کلمات کج و معوج شما را بازگو کردم. ضمنا حدس می زدم از بیان مشخصاتتان حراس داشته باشید. مسئله ای نیست، با اینکه دلیلی نمی بینم به هر مخاطبی با هر لحن و هر ادبیاتی پاسخ بدهم، به احترام دوستانی که این بحث را دنبال کرده اند یک مثال دیگر می زنم،‌ مثال من شخص استاد شجریان است! ایشان تا سال ۴۶ که اولین برنامه برگ سبز را با سنتور ورزنده ضبط می کند (برنامه ۲۱۶) در موسیقی دستگاهی هیچ استاد آوازی نداشته است؛ تنها استاد موسیقی دستگاهی او تا آن روز مرحوم مهرتاش بوده که او خواننده نبوده و تنها ردیف را با کمک تار و مختصری آواز اجرا می کرده است. در برنامه ۲۱۶ می توانید در واقع کار یک هنرمند خودآموخته را بشنوید.

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در ۲:۱۲ ق.ظ

    واقعا جالبه بگویند یک ایه مانند قران بیاور بگوید قران.بگویند بیتی مانند حافظ بیار بگوید حافظ .میگویم خواننده ای که یک بیت مثل شجریان بخونه میگویید شجریان.واقعا مثال شما همین بود خیلی زحمت کشیدید

  • ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در ۱:۱۹ ب.ظ

    یک مثال نقض هم میتونه ادعای غلط شما را ثابت کنه ولی نمونه فراوان هست. درصد بالایی از خوانندگان برجسته استادانشون همچین افرادی بودن. شهیدی، منتشری، قمر، قوامی، دلکش و… از همین دست خوانندگان بودند. افراد دیگه ای هم هستن که اگر نام ببرم نمیشناسید، مثل همین چوپان عزیز ولی به کارهای دیگه ای مشغولند، یکی راننده تاکسی، یکی باغبان و…
    ضمنا نمونه استاد شجریان را هم که در همین مقاله دیدید (البته فقط در تکنیک آواز)

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در ۶:۵۱ ب.ظ

    اگه بخوای به راننده تاکسی وباغبونی که وقتی میخونه حتی نمیدونه چه دستگاهیه یاچه گوشه ای داره اواز میخونه بگی خواننده پس همه مادربزرگا هم که لالایی میخونن اوازخونن.نمونه اینجوری بخوای تا صدتا ویولن زن که تو عروسی وقهوه خونه هاارشه میکشن رو نشونت بدم.پس طبق نظر شماهمه این نوازنده ها استاد ویولنن وبا خواننده فرقی ندارن.که باادعای اخیرتون کاملا متناقضه

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در ۷:۲۰ ب.ظ

    درضمن درمورد توهینهایی زیرکانه ای که به استاد شجریان میکنی تا تو اذهان دوستان تفهیم کنی مثلا رو هوا یاد گرفته یااوازش ۲ تا ۳تا تکنیک بیشتر نمیخواد.لازمه بدونی جنابعالی که سهله لطفی هم حتی وقتی به شخصیت استاد توهین کرد اماج حملات هنرمندان طراز اول موسیقی شد.تازه اون جرات نداشت ونداره به هنر استاد که اوازه حتی نقدی بکنه چه رسد به اینکه بخوادمثل شما توهین بکنه چونکه خودش رو خیلی پایینتراز اونی میدونه که درمورد اواز استاد اظهار نظر کنه وفقط انتقاد سیاسی واخلاقی داشت.

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در ۷:۳۵ ب.ظ

    اثبات اینکه گفتم جنابعالی ازاواز چیزی نمیدانی روهم میگم:”کسانی که از اواز بویی برده باشند حتی درحد یک شنونده عادی اواز. مثلا اگر درشهرشون کنسرت اوازی باشه با اجرای استادیدی مثل شجریان-ناظری حتما میرن اماخیلی ها اگر مختاباد یا افتخاری بیادبراشون مهم نیست چون صدای این دو کاری باهاشون نمیکنه وسطح توقعشون بالاتراز اینهاست.درحالیکه طبق ادعای خودتون شماباصدای راننده وباغبون هم راضی هستید واونها رو بعنوان خواننده میشناسید”

  • ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در ۹:۳۳ ب.ظ

    اول از همه! مودب باشید، تا همینجا هم که با شما هم کلام شدم، قدر بدانید و پا از حد خود فراتر نگذارید. افراد محترمی خواننده این سایت هستند که لحن شما به هیچ وجه مناسب این عزیزان نیست. در این سایت، نظرات بی ادبانه و قلدر مابانه حذف می شود. پس یا این ادبیات را کنار گذارید یا دیگر زحمت حضور در این بخش و پست نظر را نکشید.
    در پاسخ به نظر ۳۶: مغلطه نفرمایید! خود به خوبی می دانید که منظور هر باغبانی یا راننده ای که آواز می خواند نیست، منظور کسی است که «خوب» می خواند، مثل همین چوپان عزیزی که صدایش را شنیدید.
    در پاسخ به نظر ۳۷: توهینی به استاد شجریان نشده، این کار شما نوعی هوچی گری است، اگر توان بحث منطقی دارید، نظرات خود را به صورت مستدل بیان کنید اگر هم ندارید این نوع گردن کشی ها مربوط به فضایی دیگر است نه این وب سایت.
    در پاسخ به نظر ۳۸: در این مورد هم باز سعی در انحراف بحث دارید. موضوع روشن است؛ چیزی که برای آواز مطبوع لازم است، صدا و تکنیک است ولی وجود این عوامل نمی تواند یک خواننده را درجه یک کند، چون این موارد لازم است ولی کافی نیست. شناخت شعر، ادیت، فهم موسیقی و… عواملی دیگر است که تفاوت ایجاد می کند بین خواننده ای مثل شجریان و آن چوپان که تکنیک و صدایش برابری می کند با استاد. ولی نکته اینجاست که آن چوپان می تواند یک اثر شجریان را بی کم و کاست تقلید کند، حتی اگر اثری تکنیکی و بسیار مشکل مثل همین نمونه آواز از آلبوم دستان باشد (که این چوپان به خوبی اجرا کرده است) ولی کسی که به صورت خودآموخته ویولون زده است حتی یک چهارمضراب ساده صبا را هم نمی تواند درست اجرا کند چه رسد به اجرای کاپریسی از پاگانینی.

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    راجع به اخرین جملات شما درنظر۳۹ که فرمودید “تکنیک وصدای چوپان با استاد برابری میکند ومیتواندیک اثر شجریان را بی کم وکاست تقلید کند”باز هم کاملا در اشتباهید.بعنوان مثال اگر چنین است چرا تاکنون صدا وسیمانتوانسته یک ربنای تقلیدی جایگزین شجریان کند.یا فرضا اینکه ان چوپان امکانش را ندارد اساتید وخواننده های دیگر چرا نمیتوانند حتی یک غزل استاد راتقلید کنند یادر حد ان منتشر نمایند.لطفا بپذیرید اشتباهتون رو و بیش ازاین اساتید وهنر موسیقی سنتی را باجملات غیرفنی خود مورد اهانت قرار ندهید

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۵ ب.ظ

    نکته دیگر اینکه شما وقتی به اواز میرسید به یاد چوپان- باغبان وراننده و… می افتید ولی وقتی صحبت از ویلن میکنید” پاگانینی “رو دنبالش میارید.واضح است که نسبت به موسیقی سنتی ایرانی که تخصص شما نیست بسیار متنفریدو موسیقی کلاسیک غربی رو ترجیح مدهید.

  • ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۹ ق.ظ

    در پاسخ نظر شماره ۴۰: اولا اینکه صدا و سیما نتوانست ربنا خوان پیدا کند (البته به جز آن پسرک که انصافا در آن سن و سال عالی خوانده بود) دلیل عدم همکاری خیلی از خوانندگان سرشناس با این حرکت زشت صدا و سیما بود. باز یک مثال میزنم، شما می توانید به آقای اشکان کمانگری مراجعه کنید، ایشان ربنا را از همان کوک با همان کیفیت برای شما می خوانند ولی ایشان هیچ وقت حاضر نشده است به جای این هنرمند ربنا را بخواند.

  • ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۲ ق.ظ

    در پاسخ نظر شماره ۴۱: ویولون یکی از مظاهرش پاگانینی است و یکی از مظاهر آواز هم شجریان. اگر یک باغبان پاگانینی نمی زند دلیلش همان است که در مقاله گفتم و منظورم به هیچ وجه تحقیر نیست. باغبانی هم شغلی شریف است ولی غیر تخصصی در زمینه موسیقی.
    ضمنا تخصص اصلی بنده نوازندگی سه تار است و با این ساز در آلبومها و کنسرتهای مختلف حضور داشته ام. لطفا پیش از وارد کردن اتهام اطلاعاتتان را از طرف مقابل بالا ببرید.

  • منصوری
    ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۵ ق.ظ

    من هم با نظر اقا یا خانم سناتور موافقم وصحبتهای شما رو در جهت مقابله با موسیقی سنتی واواز ایرانی میدانم

  • منصوری
    ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۱ ق.ظ

    اقا سجاد شما که متخصص ونوازنده سه تار هستید. چهار مضراب همون کاست دستان رو با سه تارتون تکنوازی کنید بگذارید بشنویم اصلا اینکاره اید یا فقط مقاله نویسید. منم میتونم مثل خیلی ها تو گروه سه تار دست بگیرم بگم اجرا کردم.تکنوازی کن بشنویم ثابت کن.اصلا همون جواب اواز بیت چوپانه روبا سه تاربده ببینیم .

  • ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    آقا یا خانم منصوری
    من دلیلی نمی بینم که برای یک فرد مجهول الهویه ای مانند شما از سطح دانش موسیقایم دفاع کنم. شما اگر علاقه بیشتر بدانید می توانید به اجرا های بنده مراجعه کنید، چه آثار صوتی و چه تصویری. ضمنا اگر دلایلی برای رد یک نوشته ندارید لطفا اظهار نظر نفرمایید.

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۹۲ در ۸:۲۲ ب.ظ

    اول: از جناب منصوری متشکرم نه بخاطر همراهی بنده بلکه بخاطر دفاع از اواز وموسیقی سنتی.دوم”من ادعا نکردم که خواننده خوب پیدا نمیشه ولی گفتم که کمیابن که شما مثلا میگید اقای کمانگری. که اون روهم شاید اسمش رو شنیدید وسالی یکبار هم شایداونو نمیبینید.سوم”من قضاوت وتعصب یکطرفه ندارم وازاینکه باعث شدید دنبال اشکان کمانگری در اپارات بگردم متشکرم…دوقطعه که یکیشون زنده بود روازایشون دیدم اما شمارو پیدا نکردم.درمورد اواز کمانگری صادقانه وکاملا فنی دقت کردم.صدای ایشون رو برخواننده هایی چون قربانی- عقیلی ترجیح میدهم.ودر مقایسه باهمایون فقط ازلحاظ تکنیک وتجربه اواز کمتراست ومیتواند بهترازهمایون بشود.رنگ هایی از صدای قربانی و سرلک رو درصدای ایشون شنیدم ومیپسندم.در محدوده های بم و وسط بسیار عالی اما دراوج که حس وقدرت صدادرانجا لازمه کاراست ضعف داردوشنونده راجذب نمیکنددر واقع میتوانداما راهش را هنوز نیافته. از نظرمن صدای سالار عقیلی پنجاه درصد صدای ایشون رو هم نداره ولی یاد گرفته شنونده رو جذب کنه.به زبان ساده صداش هنوز جا نیفتاده ومطمینم هنوز نمیتونه ربنا روکه فقط دراوج اجرا شده بخوبی تقلید کنه.بنده پنج قطعه صوتی دیگر هم ازایشون پیدا کردم اما در هیچ کدوم اوج نگرفت که بازهم نشان از همون ضعفه که گفتم. واگه جای صداش رو پیدا کنه میتونه بهتراز همایون و بسطامی هم بشه وگرنه همون اشکان کمانگری خوش صدا باقی خواهد ماند

  • سناتور
    ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۹۲ در ۹:۲۵ ب.ظ

    نتونستم خودم روبگیرم دوباره رفتم توی سایت دنبال کارهای دیگر اقای کمانگری اسم اهنگی جدید ازایشون بنام “طرحی دگر” همه جا بچشمم میخورد هرطور بود دانلودش کردم دردقیقه ۳ ایشون بالاترین اوج صداش رو بزحمت نشون میده که حتی من با اینکه این همه وقت روش گذاشتم بیش از ۲ بارنتونستم به اوچندثانیه گوش بدم.دوستان میتونن برن گوش بدن.ایا واقعا این صدامیتونه ربنا رو با اون کوک وکیفیتی که اقای قنادپور فرمودن بخونه.محاله!

  • ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۶ ق.ظ

    آقا یا خانم سناتور
    باز عجله کردید! بهتر از بدانید آقای کمانگری اولین کنسرت رسمی شان را در تهران با گروه ما اجرا کردند (به سایت صهبای کهن سر بزنید) در این برنامه که فیلم آن هم وجود دارد تا دو ۵ خواندند و امروز شاید تنها خواننده ای باشند که دو ۶ را هم می خوانند.
    بهتر است سریع قضاوت نکنید و وقتی هنوز نه من را می شناسید و نه آقای کمانگری، قضاوت سریعی نفرمایید. هنوز شما نام من را قنادپور مینویسید، چطور می خواهید با این سهل انگاری ها با سرچ کردن به اطلاعات مورد نیازتان دست یابید؟
    آقای کمانگری پیش از وارد شدن به محضر یکی از خوانندگان مشهور، بد نمی خوانده ولی بعد از ورود به کلاس این آقا، بخش اعظم تکنیک و استیل خود را از دست داده بود تا اینکه به مرور توانست تکنیک و استیل خود را بازیابی کند و بهتر است کارهای امروز او را بشنوید، مخصوصا دو اثر اخیرش با مدیا فرج نژاد و پیمان سلطانی.

  • ارسال شده در مهر ۲, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۰ ب.ظ

    آقا یا خانم سناتور، پیشتر درخواست کرده بودم کمی لحن گفته هایتان را تغییر دهید، این ادبیات مناسب چنین فضایی نیست. متاسفانه به خاطر وجود چند جمله نامناسب (مخصوصا بخشی که در مورد خانم شکیلا بود) مجبور شدیم این نظر را حذف کنیم، اما در پاسخ به گفته های شما:
    ۱- اشاره کرده بودید که روی پیانو صدای آقای کمانگری را چک کردم و گفتم آواز خوان خوبی است! خیر چنین کاری نکردم،‌ آواز خوانی ترکیب دو رشته ملودی سازی آوازی و تکنیک آواز است. روی پیانو وسعت صدا را می شود فهمید و هنگام اجرای چهار تکنیک اصلی آواز تکنیک ها را؛ هر کس این تکنیک را به همراه وسعتی مناسب برای آواز ایرانی داشته باشد (که آقای کمانگری به بهترین حالت دارد) می تواند آواز یک خواننده طراز اول را تقلید کند (مثل همین چوپان یا آن راننده تاکسی) ولی در بخش ملودی سازی آوازی ممکن است توانایی بالایی نداشته باشد؛ چنانکه خودتان هم از خوانندگانی نام بردید که در این زمینه توانایی نداشتند.
    در نتیجه همیشه باید در ذهنتان مسائل را طبقه بندی کنید. مثلا آقای ایکس در وسعت صدا از ۱۰۰ می تواند ۷۰ و در حجم صدا از ۱۰۰ می تواند ۵۰ و در سونوریته از ۱۰۰ می تواند۷۹ و در جنس تحریر از ۱۰۰ می تواند ۸۰ و… حالا بحث جمله بندی هم یک مقوله دیگر است که می تواند به همین روش نمره بندی شود. مثلا شجریان، ایرج، بنان، قوامی و … خوانندگانی طراز اول هستند ولی بعضی در زمینه هایی از دیگری قدرتمند ترند، مثلا حجم صدا و تحریر ایرج از شجریان ولی شجریان در بخش جمله بندی و ملودی سازی آوازی توانایی های بالاتری نسبت به ایرج دارد و…
    ۲- خوشحالم که شما زحمت کشیدید و بیوگرافی بنده را خواندید ولی دو مسئله را فراموش کردید: یکی اینکه در میان استادان من استاد آواز ایرانی هم وجود داشته و با منطق شما، باید در این رشته هم سر رشته داشته باشم! دوم مشکل من با این نوع استدلال شماست، در نقد موسیقی بسیاری از منتقدان موفق که در روزنامه های معروف مثل گاردین، تایمز و … مجله های هنری می نویسند، گاهی فقط در یک رشته تخصص دارند آن هم نوازندگی سازی است و بعضی هم فقط موزیکولوگ هستند و با ساز و آواز به صورت شنیداری آشنا هستند ولی نقدهایی می نویسند که نوازندگان با سابقه هم گفته او را تایید می کنند. پس دنبال منطق قوی تر باشید نه سابقه کاری. خواننده مشهوری میهمان رادیو بود و نیم ساعت داشت درباره بیهوده بودن فراگیری سلفژ صحبت می کرد، مجری برنامه درخواست کرد آوازی از او پخش شود و آنجا بود که شنیدیم چرا ایشان به سلفژ بی اعتناست، دریغ از یک نت ژوست!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار فروشِ پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

شهرام ناظری و کامکارها پیشگام کمک به زلزله زدگان شدند

شهرام ناظری و گروه موسیقی کامکارها کنسرت خیریه بزرگی را در تالار وزارت کشور برگزار می کنند که تمامی عواید آن به زلزله زدگان کرمانشاه* اختصاص پیدا می کند. شهرام ناظری، خواننده موسیقی مقامی و دستگاهی ایران، ضمن ابراز همدردی با هموطنان و همزبانان کردش، درباره برگزاری این کنسرت خیریه گفت: درست است که ما نمی توانیم همه مشکلات را حل کنیم اما بخشی از آنها را قطعا می‌توانیم. امیدوارم که مسئولین و هنرمندان در این زمینه بیاندیشند و راهکارهای خوبی برای آن پیدا کنند. من شخصا بسیار علاقمندم که در این زمینه با مردم کرد همدردی کنم و از همین روی برنامه ای را به همراه گروه موسیقی کامکارها برای روز ۲۹ آبان ماه است در سالن وزارت کشور تدارک دیده ام.

از روزهای گذشته…

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (I)

یکی از شاخه‌های اصلی اتنوموزیکولوژی که در مباحث مردم‌شناسی (۳) نیز به آن پرداخته می‌شود، «زندگی دور از وطن و جهانی‌‌سازی» است. معمولاً مباحث هویت (۴)، جهانی‌سازی و اقوام مهاجر (۵) در یکدیگر تنیده می‌شوند (۶).
فراخوان «ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت»

فراخوان «ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت»

«ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت» روز سه شنبه سوم اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود. علاقه مندان به شرکت در این جشنواره که با حمایت موسسه فرهنگی و هنری راداندیش نو و فرهنگسرای ارسباران برگزار می گردد، می توانند آثار خود را تا ۲۵ بهمن ماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
روش سوزوکی (قسمت اول)

روش سوزوکی (قسمت اول)

مقدمه: شینی چی سوزوکی (Shinichi Suzuki)، مدرس ویولون که شهرت جهانی دارد، در شهر ناگویای ژاپن متولد شد. پدرش معروفترین کارگاه ویولون سازی را داشت. ابتدا نزد پدرش شاغل بود؛ نواختن را هفده سالگی شروع و تحصیل خود را در توکیو به انتها رساند و بعد عازم برلین شد، جایی که هشت سال تمام شاگردی کارل کلینگلر (Karl Klinglers) را کرد، به علاوه در این شهر توانست با نامدارترین هنرمندان و پژوهشگران آشنا شود، از جمله آلبرت انیشتن.
خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (V)

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (V)

بعد از آن خیام چند نوع ذو الاربع از ابن سینا نقل کرده است که آخرین آنها را خوش آهنگ نمى‏داند. واحد تبدیل شده آنها به سنت در جدول ذو الاربع‏هاى خیام در مقاله حاضر آمده است. نوع چهارم ملون که خیام آورده است، آن را خوش آهنگ خوانده است و آن عبارتست از:۱۱۱-۷۰۱-۳۱۵ این نوع تقریبا فضاى گوشه شوشترى را در دستگاه همایون موسیقى دستگاهى کنونى ایران تداعى مى‏کند.
مردان حرفه ای آواز ایران (II)

مردان حرفه ای آواز ایران (II)

به همین دلیل ما سال هاست با روایت های متعدد و متکثر روبه رو شده ایم و هیچ راوی ای نتوانسته است ما را در برابر انسجام روایت ها متقاعد کند. برای همین است که هنوز هم تعداد اندکی از راویان آوازیِ قبل، به گونه ای باور نکردنی به اذهان نفوذ می کنند و صدای اقتدار و عامل وحدت و انسجام به حساب می آیند. ما اکنون به یک راویِ سنخیِ آواز نیازمندیم که همزمان به رنجی که از بیگانگیِ انسان ها و نابسامانی جامعه می برد، چاره ی خود را در پناه بردن به درونِ جهانِ خود بیابد.
امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

مـــن سمفونی پرسپولیس را به یاد و خاطره سرزمین عظیم و کهنسالی نگاشتم که بدان با خون خود وابسته ام و از اینکه خود را فرزند این سرزمین بنامم احساس غرور و سربلندی می کنم. در قلب خود به یاد این شهر پر فخامت، ویرانه های آن، بر روح تخته سنگهای به کار رفته در آن، برای ستونهایی که تاریخ گذشته دردناکشان را بازگو می کنند گریسته و نغمه سر داده ام….
یکصدمین سال تولد روح الله خالقی

یکصدمین سال تولد روح الله خالقی

شاید تنها ساخت سرود «ای ایران» کافی بود تا نام روح الله خالقی را در موسیقی ایران جاودان سازد. ولی خالقی نه تنها سازنده این سرود، بلکه آفریننده دهها اثر به یادماندنی دیگر مانند «حالا چرا»، «می ناب» و «رنگارنگ» است؛ بنیانگذار هنرستان موسیقی ملی و نویسنده دهها مقاله و چندین کتاب پژوهشی در زمینه تاریخ و تئوری موسیقی ایرانی است.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (III)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (III)

بسی روشن است که اگر وقایع‌نگار باشیم برای تشخیص این‌که کدام موسیقی یک رویداد تاریخی است و کدام تغییر در موسیقی‌ها شایسته‌ی ثبت است، باید توانایی جداسازی و درک موسیقایی کافی داشته باشیم و همچنین اگر در مورد دوره‌ی گذشته کار می‌کنیم این توانایی تحلیلی را برای یافتن علیت‌ها و شرح ارتباطات لازم خواهیم داشت.
چیستا غریب: تکنیک تدریس من شبیه به استادم اصلانیان است

چیستا غریب: تکنیک تدریس من شبیه به استادم اصلانیان است

چیستا غریب فرزند زنده یاد غلامحسین غریب موسیقیدان و ادیب نامدار ایرانی است. وی بیش از ۳۰ سال است که در مراکز آکادمیک موسیقی کشور ما به تدریس پیانو می پردازد و امروز بسیاری از بهترین نوازندگان پیانوی ایران، شاگرد ایشان بوده اند. امروز اولین قسمت از مصاحبه ای که با ایشان انجام گرفته را می خوانید:
گفتگو با ند رورم (II)

گفتگو با ند رورم (II)

من برای سالهای زیادی در فرانسه زندگی کرده ام، در حدود چهارصد یا پانصد هزار شعر دارم که ۲۰ تای آنها به زبان فرانسوی است و چندین قطعه برای کر به زبان لاتین دارم. به عقیده من اگر ما ادبیات خود را خلق نکنیم هیچ کس دیگری اینکار را برایمان انجام نخواهد داد. موسیقی هیچ معنای تعریف شده ای ندارد. هیچ کس نمی تواند ثابت کند که آن معنایی دارد آنچنان که ادبیات همواره معنایی دارد همچنین نقاشی… اما موسیقی آنگونه نیست، نمی توانید بگویید این یک سیب است، یا شخص است. حتی معانی انتزاعی تر همچون مرگ یا باد را نیز نمی دهد.