ارکستر سمفونیک فیلادلفیا

ارکستر سمفونیک فیلادلفیا در سال ۱۹۰۰ متولد شد. این ارکستر به دلیل اجراهای تحسین برانگیزش، خود را به عنوان یکی از پیشروترین ارکسترها در طی قرن شناسانده است، مخصوصا با درخشش در تورهای بین المللی تاریخی و داشتن بهترین فروش آثار. مدیریت این ارکستر مدتها (تا سال ۱۹۹۳) برعهده ولفگنگ ساوالیچ (Wolfgang Sawallisch) بود. ارکستر در سال ۲۰۰۰ همراه با چندین اجرا، صدمین سالگرد خود را جشن گرفت که تور و برنامه تلویزیونی موفقی به همراه داشت. این کنسرت به طور جهانی از شبکه های تلویزیونی در ۱۶ نوامبر ۲۰۰۰ پخش شد.

این ارکستر هر ساله بیش از یک میلیون نفر از عاشقان موسیقی را در سرتاسر دنیا با کنسرتهای زنده اش تحت تاثیر قرار می دهد، در واقع این ارکستر بیش از ۳۰۰ کنسرت و اجراهای دیگر در هر سال دارد!

فصل اجراهای زمستان از سپتامبر تا مه است که شامل برنامه های آموزشی نیز می باشد. فصل تابستانی آن شامل اجراهای خارج از فیلادلفیا است، مثل مرکز مان برای هنرهای نمایشی (Mann Center for the Performing Arts) و سه هفته در مرکز هنری ساراتوگا (Saratoga) اطراف نیویورک. همچنین این ارکستر سالانه با خلاصه اجراهایی از بهترین کنسرتهای خود در طول سال در تالار کارنگی نیویورک حضور دارد.

موفقیتهای جهانی ارکستر همراه بوده با تورهای آنها در خانه، آمریکایی شمالی و دیگر کشورها. ارکستر در سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۰۱ در آسیا حضور فعال داشته و در سال ۲۰۰۰ به اروپا و تور سه هفته ای در سرتاسر ایالات متحده آمریکا از سپتامبر تا اُکتبر ۲۰۰۱ داشته است. در طول یک قرن تنها شش رهبر ارکستر در آن فعالیت کردند؛ دو آلمانی: فریتس اسشیل (Fritz Scheel) از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۷ و کارل پولیگ (Carl Pohlig) از ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۲؛ اینها اولین مدیران موسیقی ارکستر بودند که برای دوازده فصل آن را مدریت و سازماندهی کردند.

لئوپلد استوکووسکی (Leopold Stokowski) متولد انگلستان در سال ۱۹۱۲ به عنوان رهبر ارکستر منصوب شد و به سرعت ارکستر را در جهت تازه های موسیقی پیش برد و آنرا در اجراهای مهم در ایلات متحده آمریکا با آثاری از آلبان برگ (Alban Berg)، مالر (Mahler)، راخمانینوف (Sergei Rachmaninov)، شوئنبرگ (Schoenberg)، اسکریابین (Scriabin)، سیبلیوس (Sibelius) و استراوینسکی رهبری کرد. لئوپلد استوکووسکی شهرت فیلادلفیا را در موسیقی کلاسیک آمریکا تثبیت کرد.

وی علاوه بر ضبط آثار بسیار برجسته به همراه ارکستر، بسیاری دیگر از ارکسترهای فیلادلفیا را مدیریت کرده است همانند: کنسرتهای ویژه کودکان و تورهای سمفونی در سرتاسر کشور. ائوگین اورماندی (Eugene Ormandy) متولد مجارستان رهبری ارکستر را در سال ۱۹۳۶ برای ۴۴ سال بر عهده گرفت. تحت نظارت دستان ماهر اورماندی این ارکستر نام “صدای فیلادلفیا” را به خود گرفت و تورهای فراوانی داشت در سرتاسر آمریکا، اروپا، آمریکای لاتین، ژاپن، کره و چین خوش درخشید. شاید آخرین میراث اورماندی آثار ضبط شده ارکستر باشد که نزدیک به ۴۰۰ ضبط است (شامل سه اثر طلایی بهترین فروش) که بسیاری از آنها مجددا تکثیر شدند.

اورماندی در سال ۱۹۸۰ جای خود را به ریکاردو موتی (Riccardo Muti) داد. موتی متولد ایتالیا، تنوع و گوناگونی را در ارکستر از طریق معرفی کردن موسیقی جدید و نا آشنا از تمام دورانها بنا کرد. او از آهنگسازان فراوانی دعوت به همکاری می کرد، همچنین سنت اپرایی ارکستر را بار دیگر جان بخشید، دادن کنسرتهای اپرا از وردی (Verdi)، پوچینی (Puccini)، واگنر (Wagner) و دیگران. ولفگنگ ساوالیچ بعد از ۲۱ سال مدیریت اپرای باولین در مونیخ، در سال ۱۹۹۳ رهبر ارکستر فیلادلفیا شد.

تورهای او به همراه ارکستر شامل کنسرتهایی در چهار قاره و برانگیختن شور و هیجان تماشاچیان و تحسین آنان از پکن تا برمنگام و از بنس آیرس تا بوستون… او به عنوان یکی از برترین حامیان موسیقی سنتی آلمانی شناخته شده و توانسته شهرت ارکستر را افزایش دهد البته در حالی که او تلاش کرده از آهنگهای تازه تر و نا شناخته تر استفاده کند.

در دسامبر ۲۰۰۱ ارکستر فیلادلفیا به خانه جدید خود در مرکز هنرهای نمایشی کیمل (Kimmel) نقل مکان کرد. ساختمان آن مخصوص ارکستر طراحی شده. مرکز کیمل سالنه از ماه سپتامبر تا مه پذیرای ارکستر می باشد. این مرکز دو فضای مناسب برای اجرای کنسرت دارد: یک تالار با ۲۵۰۰ صندلی و دیگر سالن تاتر پرلمان (Perelman Theater) با ۶۵۰ صندلی که مناسب برای اجرای کنسرتهای گروهی است.

نام آن به احترام بزرگترین تاجر و نیکوکار فیلادلفیا سیدنی کیمل (Sidney Kimmel) گذارده شد (کسی که بیشترین هزینه بنای آن را متحمل شد). ارکستر فیلادلفیا اولین ارکستری بود که در سال ۱۹۲۵ کار خود را به شیوه ضبط الکترونیکی (electrical recordings) ضبط کرد و توانست از حمایت مالی شبکه رادیویی NBC در سال ۱۹۲۹ برخوردار شود. در سابقه ارکستر سمفونیک فیلادلفیا، بارها به تیتر اولین برمیخوریم، اولین ارکستر در ساخت موسیقی فیلم در سال ۱۹۳۷، اولین برای حضور در پخش ملی تلویزیونی CBS در سال ۱۹۴۸، اولین ارکستر آمریکایی که در سال ۱۹۸۸ تمام سمفونی های بتهوون را در یک ریکورد اجرا و روی دیسکت، ضبط و تکثیر کرد و اولین ارکستر مهمی که در سال ۱۹۹۷ کنسرتی زنده را به شیوه cybercast از اینترنت پخش کرد.

همچنین این ارکستر در سال ۱۹۳۹ اثری جاودان در حیطه سینما از خود به جای گذاشت با ساخت موسیقی انیمیشنی از والت دیسنی که آن نقش مهمی در محبوب کردن موسیقی سمفونیک در آمریکا داشت. در سال ۱۹۷۳ در عرصه سیاست کاری تاریخی انجام داد، با دادن توری در جمهوری خلق چین، کنسرتی در تالار بزرگ پکن، رل با شکوهی در سیاست جهانی به عهده گرفت! نیز در سال ۱۹۹۹ به همراه ساوالیچ اولین ارکستری بود که به ویتنام رفت.

bach-cantatas.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه  موسیقی را زندانی کرده بود

بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را زندانی کرده بود

من با آقای ناظری به یکی از بهترین استودیهای دنیا که در پاریس بود رفتیم. فضای استودیو چنان خلاءی بود که آدم وحشت می‌کرد. رفتیم و از صدای ایشان و صدای دف من نمونه‌هایی گرفتند که بر اساس آنها بروند میکروفون‌های مخصوص تولید کنند. یک میکروفون اختصاصی برای دف. من چهل سال است دف می‌زنم هیچ وقت نشده است که یک صدای درست از دف بشنوم. صدای دف خانقاه را در هیچ ضبطی نشنیده‌ام.
آندراس لیگتی، رهبر ارکستر بوداپست

آندراس لیگتی، رهبر ارکستر بوداپست

آندراس لیگتی (András Ligeti)در سال ۱۹۵۳ در شهر Pecs کشور مجارستان بدنیا آمد و تحصیلات خود را در زمینه نوازندگی ویولن و رهبری در آکادمی Liszt در شهر بوداپست گذراند. وی جایزه نفر اول مسابقات ویولون Leo Weiner را در سال ۱۹۸۰ که در Bloomington برگزار میشد بدست آورد. آندراس در سال ۱۹۷۹ و در رشته رهبری ارکستر فارغ التحصیل شد و بدلیل کسب نمرات بالا و ممتاز توانست بورس تحصیلی بدست آورد و زیر نظر Osterreichern در وین اتریش مشغول به تکمیل آموخته های خود نماید که بعدا این آموزشها را زیر نظر Igor Markevich ادامه داد.
اصول نوازندگی ویولن (XIII)

اصول نوازندگی ویولن (XIII)

در راهکار پیشنهادی نگارنده، متناظر با هر یک از چهار سیم ویولن یک زاویه متفاوت میان امتداد بازوی راست و بدن نوازنده ایجاد می گردد که میزان این زاویه به گونه ای است که در سیم اول (می) هر چند بازو کمترین میزان زاویه را با بدن داراست، به بدن تکیه نکرده و در سیم چهارم(سل) شانه و بازو در یک امتداد قرار می گیرند.
به دنبال نگاه (I)

به دنبال نگاه (I)

«هر یک از این آهنگ‌های مردم ما نمونه‌ی واقعی تکامل هنری است. من آن‌ها را شاهکارهای مینیاتور می‌دانم. همسطح فرم‌های وسیع‌تری که فوگ باخ و سونات موتزارت نمونه‌ی آن باشند. این آهنگ‌ها از لحاظ کیفیت و پرمایگی در دنیای فکر موسیقی خود را بدون جزئیات بیان می‌کنند.» (۲) این‌ها کلمات یکی از آهنگ‌سازان نامدار قرن گذشته است کسی که نامش پیوندی ناگسستنی با پژوهش جدی موسیقی‌های غیر کلاسیک دارد. ارزشی که او به این ساخته‌های فرهنگی می‌دهد یکی از کلیدهای اصلی نگاه انسان مدرن به پدیده‌های فرهنگی است.
موسیقی و معنا (XII)

موسیقی و معنا (XII)

معانی موسیقایی در موسیقی غیرغربی، از دیدگاه روان‌شناختی بررسی نشده‌اند، هرچند این مسئله با توجه به میزان اندک مطالعات موسیقی‌شناختی در فرهنگ غیرغربی، در مقایسه با فرهنگ غربی، چندان تعجب‌آور نیست. مسئله‌ی معنای موسیقی تنها زمانی می‌تواند به کمک علوم شناختی به درستی مطرح می‌شود ‌که معانی مشروح در متون پرشمار قوم‌موسیقی‌شناسی، مرکز تحقیقات روان‌شناختی قرار گیرند.
گاه های گمشده (IX)

گاه های گمشده (IX)

هم چنین در مقام راست اعراب یک مدولاسیون مرسوم، رجعت به «سیکاه» (از نت می ربع پرده کم، یا می کرن) است. یعنی سیکاه بر درجه سوم مقام راست و یا مقام یکاه قرار می گیرد. در اجناس موسیقی اعراب، سیکاه به صورت یک تریکورد با فواصل جـ + ط است که بر روی نت ربعی بسته می شود. با توجه به خصوصیات سه گاه و سیکاه، شباهت این دو غیرقابل انکار است.
دومینانت های دوم

دومینانت های دوم

همانگونه که شاید از اسم این موضوع مشخص باشد بنا به تعریف در موسیقی آکورده های درجه پنجم از درجه پنجم یک گام را دومینانت دوم یا Secondary Dominant می گوییم. بنابراین اگر در گام دو ماژور باشیم دومینانت اول G7 می شود و دومین دومینانت، دومینانت همین آکورد (G7)، یعنی آکورد D7 خواهد بود.
جک برایمر، سلطان انگلیسی کلارینت (I)

جک برایمر، سلطان انگلیسی کلارینت (I)

جک برایمر (Jack Brymer) کلارینت نوازی بود که سبک آرامش بخش نوازندگی و تُن آرام او الهام بخش یک نسل از نوازندگان پس از جنگ بود. همانطور که بسیاری از موسیقیدان ها پس از شنیدن فلوت نوازی جیمز گالوی تصمیم به نواختن فلوت کردند، تنوع و شکوه نوازندگی برایمر نیز کلارینت را برای انگلیسی ها جذاب تر از ویولون ساخت.
رئیسیان: «چاووش، از درآمد تا فرود» به تشکیل و انحلال چاووش می پردازد

رئیسیان: «چاووش، از درآمد تا فرود» به تشکیل و انحلال چاووش می پردازد

تقریباً حدود یک سال این مصاحبه ها طول کشید چون هر قرار با قرار بعدی روزها و گاهی ماه ها فاصله داشت. به چند علت ما در آن سال ها فیلم را تدوین نکردیم، یکی این بود که بعضی از اساتید من جمله زنده یاد محمدرضا لطفی و زنده یاد پرویز مشکاتیان به دلایلی که هیچ گاه بر ما معلوم نشد، همیشه موعد مصاحبه ها را به تعویق می انداختند و متأسفانه این قدر به تعویق افتاد که ما از مصاحبه با این عزیزان محروم شدیم برای همیشه. مسأله دیگری که ساخت فیلم را به تعویق انداخت این بود که هم من و هم خانم کامکار زندگی و امرار معاش را از راه هنر و فیلمسازی انجام می دادیم و مسلماً مجبور بودیم بسیاری از وقت خود را صرف انجام پروژه هایی کنیم که برای ما بازگشت مالی داشته باشه اما خوشبختانه نتیجه این به تعویق افتادن ها باعث شد که هر دوی ما (هم من و هم خانم کامکار) تجربه های بسیار زیادی را در فیلمسازی کسب کنیم تا وقتی که سر مونتاژ و تدوین نهایی این فیلم می نشینیم از تجربه کافی برخوردار شده باشیم و یک چنین سوژه جذاب و باارزشی را درست به سرانجام برسانیم.
موسیقی آفریقای جنوبی (III)

موسیقی آفریقای جنوبی (III)

یکی از شاخه های مارابی، کوئلاست که موسیقی آفریقای جنوبی را در دهه پنجاه قرن بیستم به جایگاهی جهانی رساند. موسیقی کوئلا نام خود را از کلمه ای به زبان زولو (قبیله ای در آفریقای جنوبی) به معنی «بالا رفتن» گرفته است و همچنین اشاره ای است به ماشین های ون پلیس که کوئلا-کوئلا نامیده می شدند. این نوع موسیقی مورد استقبال نوازندگان خیابانی در شهرهای آلونک نشین قرار گرفت. سازِ موسیقی کوئلا، نی لبک (Penny Whistle) بود که هم ارزان قیمت و ساده بود و هم می توانست به صورت سولو یا در آنسامبل نواخته شود.