گفتگو با ویولونیست هلندی، جانین جانسون (III)

آیا اتفاق افتاده است که شما روش نوازندگی را بر اساس جو حاکم در سالن کنسرت تغییر دهید؟
بله همیشه، حتی اگر یک قطعه ای را بارها اجرا کنید اما حس و لحظه حضور، هیچ گاه مثل هم نخواهد بود، به عقیده من موسیقی باید خود جوش باشد. احساسات شما در لحظه اجرا از پیش تعیین شده نخواهد بود و این متفاوت بودن نکته ای فوق العاده در عالم موسیقی است. برای مثال “چهار فصل” ویوالدی را بارها اجرا کرده ام و همه این سوال برایشان پیش می آید که چرا؟ زیرا هر شخصی متفاوت است! بنابراین هر بار برداشت و اجراهای متفاوتی از یک قطعه ارائه خواهد شد.

احتمالا شما اعتقاد ندارید که مردم نیاز به آموزش برای توانایی درک موسیقی کلاسیک را دارند؟
خیر اعتقادی به آن ندارم. بعد از کنسرت، تماشاچیان نزد من می آیند و می گویند ما متوجه نشدیم اما از آن لذت بردیم. همین نکته اهمیت دارد که شنونده بتواند با موسیقی ارتباط برقرار کند و بر دل و جانشان بنشیند.

به عقیده شما یک نوازنده باید احساسات خود را در موسیقی ای که می نوازد آشکار کند؟

خب موسیقی بدون احساس وجود ندارد، حتی یک آهنگساز نیز حس خود را به نتهای نگارش شده اش منتقل می کند. این بستگی به نوازنده و شنونده دارد که چگونه احساس شخصی خود را در میان موسیقی جاری دریابند و ارائه کنند.

آیا شما به موسیقی جاز نیز درکنار موسیقی کلاسیک گوش می دهید؟
اُه، البته.

به عنوان آخرین سئوال: آیا برنامه جشنواره اوترخت آینده ای که خودتان برگزار خواهید کرد را می دانید؟
امسال برنامه های گوناگونی برگزار خواهد شد؛ ترکیبی از کنسرتو کلارینت اثر پندرسکی (Penderecki)، اُکتتی (Octet) از مندلسون، کوارتتهای زهی آرنسکی (Arensky)، آثار گریگ (Grieg) و برامس (Brahms) و … این جشنواره ترکیبی از اجرای آثار مشهور بزرگان موسیقی خواهد بود. من به دنبال موضوع مشخصی برای جشنواره امسال نمیگردم، سعی میکنم برنامه هایی را در کنار هم بگذارم که مناسب یکدیگر باشند و مجموعه ای زیبا تولید کنند.

مانند کنسرتهای اسپکترام در اوترخت…
(با خنده) کسی نمی داند…!

***

در پایان این مصاحبه جای دارد مختصری از زندگی پر بار و پر از موسیقی خانم جانین جانسون بیان کنیم.

جانین متولد ۱۹۷۸ اوترخت، هلند است؛ او در سن ۶ ساگی به یادگیری موسیقی پرداخت و از اساتیدی همچون؛ کوشیه ویزنبیک (Coosje Wijzenbeek)، فیلیپ هیرشورن (Philipp Hirshhorn) و بوریس بلکین (Boris Belkin) نوازندگی ویولون را آموخت. پدر و هر دو برادرش موسیقیدان هستند و مادر وی خواننده کلاسیک می باشد. او به همراه ارکستر جوان ملی اسکاتلند در سال ۲۰۰۱ به عنوان سولیست حضور یافت و کنسرتو ویولن برامس را در آنجا نواخت.

می توان به حضور او هم در کنسرتهای فصل تابستان ۲۰۰۱ BBC Proms اشاره کرد، وی با داشتن پنج آلبوم که تنها موسیقی مجلسی است نه به همراه ارکستر، سنت شکنی بزرگی را در عرصه موسیقی کلاسیک انجام می دهد.

در کنسرتهایش با اجرای زنده همواره با تشویق و احترام حضار روبرو شده، همانند کنسرتی که به همراه ارکستر فیلارمونیک برلین در سال ۲۰۰۶ در آمفی تئاتر والدبوهن برلین که سالن ۲۵۰۰۰ نفری کاملا مملو بود از جمعیتی مشتاق و علاقمند به موسیقی برگزار شد. برنامه جانین جانسون به همراه ارکستر فیلارمونیک لس انجلس در سال ۲۰۰۸ که پیش فروش بلیطهای آن تمام شده بود، بسیار شگفتی حضار را برانگیخت.

جانین در حال حاضر با یک ویولون آنتونیو استرادیواری (Antonio Stradivari) برنامه اجرا می کند. همانطور که خود نیز اشاره کرد، جشنواره موسیقی را در اوترخت برگزار می کند. جانین و دوست پسر قبلی اش، یولیان راچلین (Julian Rachlin) ویلونیست، با یک دیگر در اجرای موسیقی مجلسی مشارکت دارند. او در ‍ژانویه ۲۰۰۶ دو CD بسیار مهم ضبط کرد؛ که اولین، مجموعه ای از آثاری که قبلا نیز نواخته، بود با رهبری باری وُردز ُورث (Barry Wordsworth) و دومین چهار فصل ویوالدی.

به طور ویژه ضبطهای وی از آثار ویوالدی در زمینه فروش از طریق دانلود اینترنتی موفقیت فراوانی برایش بوجود آورده است. در اکتبر ۲۰۰۶ سومین آلبومش را عرضه کرد؛ این CD آثار مندلسون و کنسرتوهای ویولن ماکس بروخ (Max Bruch) را در بر می گیرد به همراه رهبری ریکاردو چایلی (Riccardo Chailly) و ارکستر لپزینگ. در سال ۲۰۰۷ چهارمین آلبوم خود؛ اجرای آثار باخ، را عرضه کرد. در سال ۲۰۰۸ موسیقی زنده ای را برای “آی تیونز” (iTunes) از آثار سونات تریوی باخ در جی ماژور و سونات برای ویولون و هارپسیکورد شماره ۶ ماژور ۶ را اجرا و ضبط کرد.

tokafi.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت بیست و ششم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و ششم)

کشتی ما همچنان به پیش می‌رفت و جزایر را پشت سر می‌گذاشت تا اینکه به جزیره شوموشو (Shumushu) رسیدیم. جزیره مورد نظر ما هنگامی‌که همگی در ساحل کایکوکوتان (Kaykokutan) که شمالی ترین نقطه جزیره بود سیاحت می‌کردیم، نقطه‌ای عجیب و خارق العاده ای را که لکه‌ های فلز لاجورد رنگی (Moosflecken) را تشکیل می داد کشف کردیم که در یک بلندی شیب‌دار مانندی رشد کرده بود.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

می‌دانیم، می‌دانیم که دانش معاصر به شکلی همگن توزیع نشده است و اگر بخواهیم آن را امری اخلاقی تلقی کنیم خواهیم گفت در جهان امروز دانش توزیعی عادلانه ندارد. به یاد نداریم زمانی در طول تاریخ در دسترس، دانش کاملا «عادلانه» میان بخش‌های مختلف جهان توزیع شده باشد، اما از طرفی هرگز –با وجود امکانات انتقالی بیش از هر وقت دیگر در تاریخ- به ناهمگنی امروز نیز نبوده است.از آن‌سوتر در ذهنمان چیزی سرک می‌کشد که جهت این توزیع ناعادلانه به زیان ما است، یعنی که بیشترین بهره‌ی دانش را در هر رشته‌ای ما تولید نمی‌کنیم و دست‌بالا، اگر بتوانیم، مصرف کننده‌ی آن هستیم.
“رازهای” استرادیواری (VIII)

“رازهای” استرادیواری (VIII)

Stradivari ضمن رسیدن به این حد کمال در حرفه اش، باز هم از نتایج بدست آمده راضی نبود، بنابراین طرح های جدیدی را ترسیم و در آنها اندازه ها و مقادیر را تغییر می داد و در نتیجه سازهای زهی را با ویژگیهای متمایز خلق می نمود با این هدف که این سازها صدای بهتری تولید کنند تا جائیکه دیگر نیازی به تکرار و ساخت مجدد آنها نباشد.
منتشری: اجازه دهید سیاست‌گذاری موسیقی به دست موسیقیدان باشد

منتشری: اجازه دهید سیاست‌گذاری موسیقی به دست موسیقیدان باشد

آقای شریف زاده مسئول شبکه فرهنگ رادیو گفت: مداحان قم تماس گرفتند که از طرف ما از منتشری تشکر کنید. چون آن ها نیز ردیف ها را گوش می دهند و از آن استفاده می کنند چون می دانند که اگر این ردیف ها را بشناسند، -بدانند “دشتی” چند گوشه دارد و… دارد، گیلکی و دیلمانی و چوپانی دارد- کارشان پر رونق تر می شود. اگر این ها را بدانند می توانند در جایگاه بالاتری در مجالس خودش قرار بگیرند و خودش را بیشتر مطرح کنند. من گفتم که ردیف ها را ما ضبط ‌کردیم و در بازار است. سی دی هایش را هم بگیرند –ممکن است کسی به رادیو گوش نکند- و از آن استفاده کنند. دغدغه من، این آشفته بازار موسیقی است؛ هر زمان تلویزیون را روشن می کنیم می بینیم که هر کسی با هر صدایی در حال خواندن است. مثلا می گویند سلطان آواز ایران! این موسیقی وارداتی است. در ثانی این تصنیف است که فرق تصنیف با آواز را نمی دانند.
دومین کنسرت مهدی قاسمی در آبان

دومین کنسرت مهدی قاسمی در آبان

ارکستر مجلسی تهران سینفونیا در روز شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۰ در سالن رودکی به اجرای کنسرت می پردازد و با این کنسرت، مهدی قاسمی دومین کنسرت خود را در این ماه به روی صحنه میبرد. در این کنسرت، قطعاتی از ویوالدی، هندل، باربر و بریتن به اجرا در می آید. همچنین بهنام ابوالقاسم، سولیست پیانو، قطعه ای از دبوسی را به همراهی ارکستر اجرا می کند. مهدی قاسمی رهبری ارکستر مجلسی سینفونیا در این کنسرت را بر عهده دارد.
ریچارد اشتراوس (I)

ریچارد اشتراوس (I)

ریچارد جورج اشتروس ( ۱۱ ژوئن ۱۸۶۴- ۸ سپتامبر ۱۹۴۹) آهنگسازی آلمانی از اواخر دوره رمانتیک و اوایل دوره مدرن بود که به ویژه اپراها و موسیقی با کلامش برجسته بود، معروفترین آنها Also sprach Zarathustra ( بخش آغاز فیلم ادیسه فضایی :۲۰۰۱ از استنلی کوبریک). او همچنین به دلیل رهبریش نیز مشهور بود.
آفتاب آمد دلیل آفتاب

آفتاب آمد دلیل آفتاب

چهارشنبه هفته گذشته عصمت باقرپوربابلی (دلکش) از بهترین خوانندگان زن ایران در سکوت رسانه های خبری درگذشت! و شاید مرگ او پایانی باشد بر خوانندگان صاحب سبک زن که سالها بخش بزرگی از موسیقی آوازی ایران را در سیطره داشته اند.
چند سوال!

چند سوال!

شبکه ی آموزش در برنامه ای تحت عنوان دستان در تاریخ ۱ شهریور ۹۲ میزبان کیوان ساکت بود.* متاسفانه یا خوشبختانه فقط چند دقیقه ی پایانی برنامه را دیدم اما همین مقدار کافی بود تا سوال های بسیاری در ذهنم نقش بندد.
ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (II)

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (II)

کتاب «پیدایش موسیقی مردم‌پسند در ایران» تالیف ساسان فاطمی که چند ماهی است توسط انتشارات ماهور چاپ شده گویی در پی برطرف کردن همین کمبودها و ابهامات است. نخستین نکته‌ی جالب ‌توجه در کتاب مسلم فرض نگرفتن موضوعات ظاهرا معلوم (از قبیل وجود از پیش پذیرفته شده ی گونه‌های مردم‌پسند) و ارائه‌ی پژوهشی تاریخی-موسیقایی با کمک مدارک باقی‌مانده از دوران قاجار (و گاه قدیم‌تر) برای پاسخ به این پرسش است که؛ آیا موسیقی ایرانی گونه‌ای «سبک» هم‌سنخ با خودش داشته است یا خیر؟ از دیدگاه فاطمی پاسخ به این پرسش مثبت است. از همین رو تعریف و کاربرد اصطلاحاتی مانند مردم‌پسند، مردمی و کلاسیک برای مطالعات موسیقی در ایران نیاز به تامل بیشتر و شفاف‌سازی نظری دارد.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه اول

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه اول

مطلبی که پیش رو دارید اولین شماره چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی است که اخیرا دوره اول آن با تدریس دکتر محمدرضا آزاده فر به پایان رسید و اکنون وارد دوره دوم خود شده است. این مجموعه از نوشته ها با همکاری یکی از دانشجویان این کلاس، نسیم احمدیان (دانشجوی کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی و نوازنده سنتور) ویراستاری شده و در این سایت به انتشار می رسد.