سیسیلیا بارتولی، ملکه هنرمندی!

آندره بوچلی، سیسیلیا بارتولی و میونگ هون چونگ
آندره بوچلی، سیسیلیا بارتولی و میونگ هون چونگ
سیسیلیا بارتولی (Cecilia Bartoli) متولد ۴ ژوئن ۱۹۶۶ در روم است. او امروزه به عنوان یکی از بزرگترین سولیست های متسو سوپرانوی جهان شناخته میشود. بارتولی برای اجراهایش از آثار موزار و روسینی و همچنین به دلیل اجراهای فوق العاده اش از آثار سبک باروک و موسیقی کلاسیک، همچنین تنوع در اجرای نقشهای هم متسو و هم سوپرانو، شهرت فراوان دارد، عنوان “ملکه هنرمندی” به وی داده شده است.

بارتولی به عنوان یک خواننده متسوسوپرانو کلوراتور (coloratura) به همراه طنینی نا متعارف شناخته شده است. وی یکی از مشهورترین و محبوب ترین خوانندگان اپرا در دوره معاصر می باشد؛ بارتولی با صدای سرزنده و شاعرانه خود بر روی سن و فضایی دلنشین از موسیقی باروک، حتی در بین عمومی که طرفدار اپرا نیستند نیز محبوبیت دارد.

والدین بارتولی؛ سیلویا بازونی (Silvana Bazzoni) و پیرو آنجلو بارتولی (Pietro Angelo Bartoli)، هر دو خوانندگان حرفه ای بودند و اولین درسهای موسیقی را به وی آموختند. اولین اجرای رسمی سیسیلیا در سن ۸ سالگی در نقش پسر چوپان در اپرای “توسکا” بود. وی بعدها در کنسرواتوری دی-سانته سیسیلیا در شهر روم تحصیل کرد.

برخلاف بیشتر خوانندگان اپرا، بارتولی در اوایل سنین بیست سالگی به شهرت رسیده بود، این در سطح حرفه ای پدیده ای نا متعارف است، زیرا یک خواننده اپرا تا سن سی سالگی به این شهرت و مهارت دست نمی یابد! بارتولی اولین اجرای حرفه ای خود را در سال ۱۹۸۷ در تالار اپرای “آرنا دی ورنا” (Arena di Verona) اجرا کرد. یک سال بعد نقش روزینا را در اپرای “آرایشگر شهر سویل” اثر روسینی (Rossini) در خانه اپرای شهر کلن، همچنین در جشنواره اسشوتزینگ و اپرای زوریخ اجرا کرد که تحسین منتقدان را در پی داشت.

audio file بشنوید اجرایی از سیسیلیا بارتولی را از “آرایشگر شهر سویل”

بارتولی از طرف هربرت فُن کارایان (Herbert von Karajan) به جشنواره سالزبورگ دعوت شد، در این دوره، زمانی که دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) اجرای وی را در تلویزیون فرانسه مشاهده کرد و بارتولی مورد توجه وی واقع شد. با شروع همکاری بارتولی با رهبرانی همچون بارنبویم و نیکولاس هارنونکورت (Nikolaus Harnoncourt)، وی بیشتر بر روی نقشهای اپراهای موزار متمرکز شد، همچون؛ نقش زرلین (Zerlina) در اپرای دون جیوانی و نقش دورابلا در اپرای “مدرسه عشاق” (Così fan tutte) اثر موزار.

از آن زمان به بعد شهرتش در سطح بین المللی زیاد شد؛ در سال ۱۹۹۰ برای اولین بار در تالار اپرای باستیل در پاریس، اجرا داشت و در آنجا نقش شروبینو (Cherubino) از اپرای “عروسی فیگارو” (Le nozze di Figaro) اثر موزار را خواند و همچنین در مرکز اپرای هامبورگ نقش ایدامانتس از “اپرای ایدومنو” (Idomeneo) موزار را به خوبی اجرا کرد. وی در تالار تاتر لا-اسکالا (La Scala) در نقش ایزولیر (Isolier) در اپرای له-مته اُری (Le comte Ory) در سال ۱۹۹۱ حضور یافت، این اجرا شهرتش را به عنوان خواننده بین المللی پیشگام، در اجرای آثار روسینی مطرح کرد. در سال ۱۹۹۶ برای اولین بار در اپرا متروپولیتن نیویورک، نقش دیزپینا از اپرای “مدرسه عشاق” را خواند و یک سال بعد مجدد برای خواندن “سیندرلا” (La Cenerentola) به آنجا بازگشت.

پندارهای اشتباه فراوانی وجود دارد مبنی بر آنکه سیسیلیا بارتولی به طور مخفیانه تقلباتی انجام داده تا بتواند به خانه اپرای “مت” (Met) که از بزرگترین اپراهای دنیا است راه یابد، اما این شایعات درباره وی توسط مدیریت ” خانه اپرای مت” رد شد.

در سال ۲۰۰۰ بارتولی نقش سوپرانوی “دونا الویرا” اثری دیگر از موزار، را در خانه اپرای برلین اجرا کرد. در سال ۲۰۰۱ در منطقه باغ کوونت (Covent Garden) لندن، حضور یافت و نقشهای ائوریدیسه (Euridice) و ژینیو (Genio) را در اپرای “روح فیلسوف” اجرا کرد. به علاوه بر اجرای آثار موزار و روسینی، سیسیلیا بارتولی زمان زیادی را صرف اجرا و ضبط آثار سبک باروک و موسیقی کلاسیک اولیه کرد، آثار آهنگسازانی همچون؛ گلوک (Gluck)، ویوالدی (Vivaldi)، هایدن (Haydn) و سالیری (Salieri).

در اوایل سال ۲۰۰۵ وی نقش کلوپاترا را در اپرای سزار جولیو اثر هندل اجرا کرد، این نقش که برای صدای سوپرانو نوشته شده بود، اما در اصل برای صدای متسو-سوپرانو مناسب بود. همانطور که صدای بارتولی آن نقش را پخته تر کرد، بزرگی و غنی بودن آن شخصیت به دست آمد.

audio file بشنوید اجرایی درخشان از سیسیلیا بارتولی را

در سال ۱۹۹۵ مدال “شوالیه هنرها” را از دولت فرانسه دریافت نمود. در سال ۲۰۰۷-۰۸ بارتولی زمان خود را وقف مطالعه، تمرین و ضبط آثار موسیقی اوایل قرن نوزدهم کرد یعنی سبک رومانتیسیزم ایتالیایی و به خصوص آثار خواننده افسانه ای “ماریا مالیبارن” (Maria Malibran) که دویستمین سالگرد تولد وی در مارچ ۲۰۰۸ جشن گرفته شد. آلبوم “ماریا” اثر بارتولی در سپتامبر ۲۰۰۷ عرضه شد و در جدول رقابتهای آلبومهای موسیقی کلاسیک ایالات متحده آمریکا در مقام اول جای گرفت و مجسمه طلایی از کشورهای بلژیک و هلند دریافت نمود. در مه ۲۰۰۸ نقش ملیبران (Malibran) را اپرایی اثر فورمنتال هالوی (Fromental Halévy) متعلق به سال ۱۸۲۸ در زوریخ اجرا کرد. بارتولی اغلب با گروه جیاردینو آرمونیکو (Giardino Armonico) همکاری داشته است. در سال ۲۰۱۰ بارتولی جایزه موسیقی لئونی سونینگ (Léonie Sonning) را دریافت خواهد کرد.

en.wikipedia.org

4 دیدگاه

  • 2
    ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۸ در ۸:۰۶ ب.ظ

    albate fekr mikonam tarikhe tavalodo eshtebeh neveshtin be har sorat matlabe jalebi bood thanks

  • نیوشا
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۸ ب.ظ

    تلفظ درست و قشنگ ترش چیچیلیا هست. سیسیلیا یه جوری میشه.

  • ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۹ در ۳:۲۳ ب.ظ

    دوست دارم

  • sofia
    ارسال شده در بهمن ۸, ۱۳۹۰ در ۴:۵۶ ب.ظ

    she is perfect…..

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVI)

هرچند، ایده ی ساختن قطعه ای بر اساس زندگانی حواریون در ذهن او باقی ماند تا اینکه در فستیوال سال ۱۹۰۳ او دوباره به موضوع دلخواه خود بازگشت. وی در ابتدا یک اوراتوریو در سه قسمت تدارک دیده بود که شامل خیانت یهودا، نفی کردن پطرس و به عروج رفتـن عیسی مسیح بود. بیماری دوباره به سراغ او آمد و بدین ترتیب او تنها به قسمت عروج روحانی مسیح پرداخته و آن را “سلطنت” نام نهاد. مدت ها بعد، او قسمت سومی به نام “قضاوت آخر” به این اوراتوریو اضافه کرد اما هیچگاه این قطعه را به پایان نرساند.

از روزهای گذشته…

ویلنسل (VIII)

ویلنسل (VIII)

گلیساندو افکت اجرایی است که بوسیله سراندن انگشت به بالا و پایین گریف، بدون رها کردن سیم اجرا می شود. این حرکت باعث می شود ارتفاع صدا به نرمی و بدون بریدگی و تغییرات پله پله، بالا و پایین برود.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

«پس از شنیدن قطعه‌ها [اول و دوم]، می‌بایست تغییراتی را که در موسیقی سنتی ایران با تاثیرپذیری یا تقلید از موسیقی اروپایی پدید آمده و شیوه‌های جدید را عرضه کرده، مورد بررسی قرار داد: اولین عنصر یا محوری که در این تغییر یا بهتر گفته شود «تحریف» به نظر می‌رسد، قلب ماهیت صدا یا سونوریتۀ «ساز» ایرانی است.[…] دومین وجه مشخصه دیگر از این تغییرات اساسی، تغییرات در نسبت‌های فواصل است. […] آشناترین مظاهر زیانبار این تحریفات عبارتند از: وفور نغمه‌های سردرگم، تکراری و کاملا بی‌هویتی که تا آخرین حد از رخوتی سنگین، غمهای تصنعی و افسردگی‌هایی، اشباع شده هستند.» (صص ۳۲-۲۸)
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه، چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۹۲، دوازدهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» با عنوان «نقد روان‌شناسانه‌، و تحلیل زبان‌شناسانه‌ی موسیقی» در محل ساختمان فاطمی خانه‌ی موسیقی برگزار شد.
حفظ  قطعه برای اجرا

حفظ قطعه برای اجرا

همواره دیده شده است، نوازنده ای که قطعه مورد اجراء را به حافظه سپرده و سپس می نوازد از توانایی بیشتری در اجرای تکنیکی و همچنین بیان احساسات برخوردار است.
ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ (Wilhelm Walter Friedrich Kempff) در ۲۵ نوامبر سال ۱۸۹۵ و در براندینبورگ آلمان چشم به جهان گشود. در دنیای موسیقی وی بعنوان یک نوازنده متبحر در پیانو و همچنین یک آهنگساز آلمانی تبار شناخته شده است. در کارنامه نوازندگی او میتوان رپرتوار گسترده ای از قطعات مختلف آهنگسازان بنام را مشاهده نمود؛ آثاری از باخ، لیست، شوپن، شومان و برامس که او با استادی تمام در کنسرتهایش به نمایش میگذاشت.
سلطانی: اسپانسر در ایران نزول خور است!

سلطانی: اسپانسر در ایران نزول خور است!

بسیار حیف است که کار کسی مثل کاظم داوودیان بماند و کاش استاد شجریان که انسان توانمندی هستند و الگو هستند ولی در این اواخر کمی کار هایشان نسبت به آثار قبلی ایشان افت داشته، به جای اینکارها کار آقای داودیان را ضبط میکردند.
آرمیک ستاره ایرانی گیتار

آرمیک ستاره ایرانی گیتار

آرمیک (Armik Dashchi) را میتوان یکی از محبوبترین گیتاریست های جهان دانست. نوازنده ای که آثارش توانسته است جایگاه بسیار مناسبی را در میان علاقمندان عام و خاص بدست آورد و همچنین از نظر تجاری آثار وی جز پرفروشترین آلبومها در سبک New Age نیست. آثار وی مخلوطی است از موسیقی ملل مختلف، اما نمیتوان از علاقه وی به سبک فلامنکو چشم پوشی نمود که منجر شده است، در بسیاری از آثارش، از تکنیک ها و فرمهای دستگاهی این سبک استفاده نماید اما سبک وی فلامنکو نمیباشد بلکه باید به آن عنوان تجاری Nuevo Flamenco (سبکی که فلامنکو اصیل نمیباشد اما از بسیاری از خصوصیات این سبک در اجرا استفاده میشود بالاخص تکنیک ها و دستگاههای مردمی چون رومبا.)
گفتگو با پولینی (V)

گفتگو با پولینی (V)

پلینی هنوز هم چپی است و از اینکه برلوسکنی این چنین قدرت را در دست گفته است اظهار تأسف می کند. «اوضاع الآن با اوضاع دهه شصت فرق کرده است اما هنوز هم وحشتناک است. برلوسکنی دارد با تصویب قانون هایی که در مغایرت با دموکراسی هستند قدم به قدم به سوی دیکتاتور شدن پیش می رود. آنچه دارد رخ می دهد نمایش خنده دار و کاملا مضحک، شرم آور و همچنین خطرناک است و به نظر می رسد که حزب چپ هم ضعیف تر از آن است که مخالفتی کند. به عبارت هنری، اوضاع بسیار اسفناک است. درست است که با یک بحران مالی روبرو هستیم اما دولت نیز با فرهنگ مخالف است. قطع بودجه سازمان های موسیقیایی توسط دولت، ادامه فعالیت را برای آن ها تقریبا غیر ممکن ساخته است که این امر فاجعه ایست که نباید رخ می داد.»
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (VII)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (VII)

ایده پست مدرنیسم در آغاز در صحنه ظاهر شد تا بحران غالب قوانین معماری آمریکایی را معین کند. هگل هنگامیکه دنیا شکل تاریخی هنر رومانتیک داشت معماری را بالاتر از موسیقی قرار داد، بدلیل اینکه در معماری آشتی میان روح و ماده، خرد و تاریخ، نهایتا بوسیله حالاتی که کامل‌تر تحقق یافته نشان داده شده است. برای مثال رجحان معماری در بحثهای گوناگون جِیمسون درباره پست مدرنیسم از همین روست.
آتشی در سینه دارم جاودانی (II)

آتشی در سینه دارم جاودانی (II)

همایون شجریان این قسمت را (قسمت ابوعطا) مانند دیگر قسمتهای تصنیف پخته و استادانه اجرا می کند که شاید تا بحال چنین اجرایی از او نشنیده بودیم.