- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری

۲۴ خرداد ارکستر سمفونیک تهران پس از ۳۰ سال با چوب علی رهبری شروع به نواختن کرد. اگرچه ارکستر قدرت ارکستر های اروپایی را نداشت، ولی نشانه هایی از تمرین منظم زیر نظر رهبری کارکشته در نواختن ارکستر مشخص بود.

رهبری ۵۷ ساله با تسلطی چشمگیر سکان ارکستر را در دست داشت و هنگام رهبری این گفته او که” رهبری ساده ترین شغل دنیاست” بخوبی در ذهن تداعی می شد.

او سمفونی دنیای نو دورژاک و سمفونی ۴ چایکوفسکی را بدون استفاده از پارتیتور رهبری کرد نکته ای که شاید توجه بینندگان آماتور را هم در این برنامه به خود جلب می کرد، شیوه خاص رهبری او بود. رهبری پارتیتور را رهبری نمی کند؛ بلکه تمام سعی او روی اجرای بی نقص و قوی ارکستر است.

رهبری مانند اکثر رهبران با رسیدن قسمت اوج قطعه بالا و پایین نمی پرد! فقط در قسمتهایی که ارکستر نیاز دارد با دقت ارکستر را رهبری می کند. شوخ طبعی ذاتی او هنگام رهبریش هم قابل مشاهده است، در عین حال دیسیپلین رهبریش را هم حفظ می کند(جالب است بدانید در این دو هفته نوازندگان ارکستر با نظم و پشتکار کم نظیری به تمرین پرداخته بودند!)

البته ارکستر سمفونیک تهران اولین بارنیست که با یک رهبر توانمند کار می کند ولی موضوع چیز دیگریست! علی رهبری تا قبل از اینکه (۳۰ سال پیش) ایران را ترک کند و در مجامع بین المللی مورد تحسین قرار گیرد از طرف بسیاری از اهالی موسیقی مورد انتقاد قرار می گرفت!

اکثر این انتقادات غرض ورزانه بود.(البته چون معمولا” تعداد رهبرها بیشتر از ارکسترهاست رهبران برای بدست آوردن ارکستر با هم رقابت می کنند، ولی رقابتهای موسیقیدانان ایرانی بیشتر غیرهنری و بدور از اخلاق است.) مشکل اینجاست که متاسفانه گاه اهالی هنر در ایران تا حد زیادی غیر منطقی هستند و اصطلاحا “عقلشان به چشمشان است”!


علی رحیمیان، علی رهبری و حسین دهلوی
دقایقی پس از پایان کنسرت
نگارنده “روندو” اثر سن سانس را با ویلن یک نوازنده ایرانی شنیدم که به مراتب فنی تر و زیباتر از اجرای یهودی منوهین بود؛ ولی تا وقتی همین نوازنده با یک رهبر بزرگ غربی و یک انتشارات معروف کاری ارائه ندهد، ایرانیان نامی از او نخواهند برد.

در دوره ای که هنر مندان ما از هیچ حمایتی از طرف دولت برای تبلیغات جهانی برخوردار نیستند، بهتر است انتقادات با توجه به شرایط کشور ایراد شود تا حق هنر مندی ضایع نشود.

در پایان اشاره می کنم به حضور هنرمندان زیادی که برای دیدن این کنسرت آمده بودند که همان ماجرای دوری و دوستی را تداعی می کرد؛ ضرب المثلی که متاسفانه در جامعه فاقد همبستگی ایران مصداقی دردناک دارد.