اتو کلمپرر

اتو كلمپر (1973-1885)
اتو كلمپر (1973-1885)
اتو کلمپررر (Otto Klemperer) آهنگساز و رهبر یهودی آلمانی است که از او به عنوان یکی از رهبران پیشرو قرن بیستم نامبرده شده است. کلمپرر در شهر برسلائو که در گذشته متعلق به آلمان و امروزه در کشور لهستان است، متولد شد. او پسر عموی ویکتور کلمپرر (Victor Klemperer) و پدر هنرپیشه آمریکایی، ورنر کلمپرر (Werner Klemperer) می باشد. کلمپرر موسیقی را ابتدا در کنسرواتوری فرانکفورت و بعد در برلین زیر نظر هانس فیتشنر (Hans Pfitzner) آموخت.

در سال ۱۹۰۵ در حالی که سمفونی شماره ۲ مالر “رستاخیز” را رهبری می کرد، با گوستاو مالر ملاقات کرد؛ آنان با یکدیگر دوست شدند و به پیشنهاد مالر، کلمپرر به عنوان رهبر اپرای آلمان در پراگ در سال ۱۹۰۷ منصوب شد.

مالر تصدیق نامه ای کوتاه درباره کلمپرر بر روی کارتی کوچک نگارش کرد و کلمپرر آن را تا آخر عمرش با خود حفظ نمود. در سال ۱۹۱۰ کلمپرر، مالر را در اجرای سمفونی شماره ۸ اش همراهی کرد. پس از آن چندین پست رهبری برای وی مقرر شد؛ در هامبورگ ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ در بارمن ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۳، در اپرای استراسبورگ ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷، اپرای کولگن ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۴ و اپرای ویسبادن ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۷٫

از سال ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۱ رهبری اپرای کرول در برلین به وی واگذار شد، در این پست توانست اعتبار و شهرت خود را به عنوان هنرمندی برجسته در موسیقی نوین، ارتقا بخشد و آثار تازه ای را رهبر کند از جمله؛ “خانه مرگ” اثر لئوز جاناچک (Leoš Janáček)، اروارتانگ (Erwartung) اثر شوئنبرگ، “افسانه پادشان ادیپوس” اثر ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky) و “کاردیلاک” اثر پائول هیندمیت (Paul Hindemith). در سال ۱۹۳۳ زمانی که حزب نازی به قدرت رسید، کلمپرر که یک یهودی بود آلمان را ترک کرد، اگرچه پیش از آن مذهبش را به کاتولیک تغییر داده بود اما به تدریج به مذهب یهودی روی آورد.

کلمپرر در آمریکا به عنوان مدیر موسیقی ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس منصوب و در سال ۱۹۳۷ شهروند رسمی آمریکا شد. در لس آنجلس بیشتر کنسرتهایی ارائه می داد که آثار هنرمندان آلمانی را در برداشت از جمله؛ بتهوون، برامس و مالر. وی همچنین به کشورهایی همچون، انگلستان و استرالیا نیز سفر کرد.

در حالی که در سفرهایش به همراه فیلارمونیک لس انجلس، این ارکستر با رهبری او کاملا هماهنگ بود با اینحال کلمپرر دوره بسیار سختی را در جنوب کالیفورنیا برای تطبیق دادن خود با شرایط آنجا گذراند، موسیقی تکرار شده و قطعه های غم افزا، روحیه او را دگرگون می کرد.

پس از تکمیل فصل تابستان ۱۹۳۹ به همراه فیلارمونیک لس انجلس در تالار هالیوود بُل، کلمپرر خود به بوستون سفر کرد و در آنجا به اشتباه مبتلا به بیماری تومور مغزی شناخته شد و در پی جراحیهایی که روی مغزش انجام شد، فلج و دچار افسرگی شدیدی شد!

او به یک آسایشگاه فرستاده شد و زمانی که از آنجا فرار کرد! نیویورک تایمز جلدی را با عنوان “گم شدن کلمپرر” چاپ کرد و مدتی بعد او در نیو جرسی یافته شد و تصویرش پشت میله ها بر روی روزنامه هرالد تریبون (Herald Tribune) به چاپ رسید!

اگرچه پس از آن اتفاق وی قادر به رهبری فیلارمونیک بود اما پستش را به عنوان مدیر موسیقی آنجا از دست داد. پیش از آن، رفتار غیر معقولش او را به رهبری ناخوشایند در آمریکا بدل ساخت و بنابراین حرفه خود را در کشورهای دیگری در پی گرفت. در پایان جنگ جهانی دوم کلمپرر به قاره اروپا بازگشت و اپرای بوداپست را از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۰ رهبری کرد.

Audio File قسمتی از اجرای اتو کلمپر را ببینید

پس از آن رهبری ارکستر سمفونیک مونتریال، ارکستر کُلن، ارکستر عمارت کنسرت آمستردام (Concertgebouw) و فیلارمونیای لندن را عهده دار شد. حرفه او در سال ۱۹۵۴ توسط والتر لژه (Walter Legge) دگرگون شد، شخصی که اجراهای کلمپرر ازآهنگهای بتهوون و برامس را به همراه فیلارمونیک ضبط کرد و با برچسب EMI تولید کرد. کلمپرر اولین رهبر اصلی ارکستر فیلارمونیک سوئیس در سال ۱۹۵۹ بود. او همچنین در تالار اپرای رویال کانونت گاردن رهبری و مدیریت آن اپرا را بر عهده داشته و در سال ۱۹۶۳ “لوهنگرین” اثر واگنر را اجرا و ضبط کرد.

کلمپرر بیشتر به عنوان یک رهبر معروف است تا یک آهنگساز با آنکه وی قطعه های فراوانی نوشته است، شامل؛ شش سمفونی، نه کوارتت زهی و اپرای “هدف” (Das Ziel). وی خود به ندرت آهنگهایش را اجرا می کرد و اگرچه پس از او بیشتر آثارش اجرا و ضبط شد اما تا قبل از مرگش با شکست مواجه شدند.

در دیدارش به مونتریال و رهبری ارکستر، دچار حمله شدیدی شد و تنها قادر بود نشسته ارکستر را رهبری کند. شوربختی دیگر وی سانحه سوختگی بود که وی را بیش از پیش فلج ساخت! علی رغم بحران شدید سلامتی کلمپرر، کمک و حمایت طاقت فرسا و بی وقفه دخترش “لوته” در موفقیت دوباره وی نقش اصلی ایفا کرد. پسرش ورنر کلمپرر هنرپیشه بود و برای نمایشی که نقش کلونل کلینک را در برنامه تلویزیونی “قهرمانان هوگان” ایفا می کرد، معروف است. در سال ۱۹۷۰ کلمپرر به تبعیت کشور اسرائیل درآمد. در سال ۱۹۷۱ از رهبری کناره گرفت و در سال ۱۹۷۳ در سن ۸۸ سالگی در زوریخ سوئیس از دنیا رفت و در قبرستان اسرائیلیهای زوریخ به خاک سپرده شد.

بسیاری ازشنوندگان، کلمپرر را با ریتمی کند و آهسته می شناسند، اما آثار ضبط شده وی حاکی از آن دارد که آثار اولیه اش سرعتی بالاتر داشته است و کارهای بعدی وی حسی از نوع گمراهی و بی تکلیفی دارند، برای مثال یکی از آثار برجسته کلمپرر سمفونی شماره ۳ بتهوون است به نام پروژه “ارویکا”. بسیاری از این مجموعه در استودیو اجرا و ضبط و بسیاری از آن کنسرتها با رهبری وی به طور زنده پخش شد. آثار اولیه کلمپرر کنسرتهایی بود که در کلن در سال ۱۹۵۴ اجرا و بر روی نوار کاست ضبط شد (زمانی که او ۶۹ ساله بود). آخرین اثر ضبط شده اش در لندن به همراه ارکستر فیلارمونیا در سال ۱۹۷۰ زمانی که ۸۵ ساله بود، انجام شد.

همانطور که گفته شد، در سالهای آخر زندگی ریتم آثارش کندتر شده بود، در سال ۱۹۵۴ یک اثر که اجرایش ۱۵ دقیقه و ۱۸ ثانیه به طول انجامید را در سال ۱۹۷۰ در مدت ۱۸ دقیقه و ۴۱ ثانیه انجام داد! در واقع در سال ۱۹۵۴ در هر دقیقه ۱۳۵ ضربه و در سال ۱۹۷۰ به ۱۱۰ ضربه در هر دقیقه افزایش یافته بود.

آهسته شدن ریتم در آثار کلمپرر در ضبطهای به جای مانده از اواخر سنین ۷۰ و ۸۰ وی در آثار بسیاری به جای مانده همچون؛ سمفونی شماره ۳۸ اثر موتسارت در پراگ، این اثر را در دسامبر ۱۹۵۰ در سن ۶۵ سالگی به همراه ارکستر برلین اجرا کرد با زمان ۹ دقیقه و ۴۵ ثانیه و همان قطعه را در سن ۷۷ سالگی به همراه فیلارمونیای لندن با سرعت ۱۰ دقیقه و ۵۳ ثانیه رهبری کرد. بدون توجه به سرعت در آثار کلمپرر، همچنان قدرت فراوانی دارند.

در سال حدودا ۱۹۵۴ هربرت فُن کارایان تنها برای شنیدن رهبری کامپر در اجرای “اروئیکا” به آمریکا پرواز کرد و بعدها به او گفت: “من تنها به این خاطر اینجا آمدم تا از تو سپاس گذاری کنم و به تو بگویم امیدوارم زنده باشم و بتوانم رژه عزاداری (بخشی از قطعه اروئیکا) را به خوبی تو رهبری کنم!”

en.wikipedia.org

3 دیدگاه

  • amir
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۱۴ ق.ظ

    حرکات دست چپشون تامل برانگیز بوده.

  • حسین دی پیر
    ارسال شده در دی ۱, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۲ ق.ظ

    فیلم اجرای رهبری اتو کمپلرر خوب نصب نشده است و لذا باعث وقفه جدی در کار کامپیوتر می شود. ناقص بارگذاری شده است و هیچ تصویری ندارد فقط چندثانیه صدای کف زدن می آید و بس .

  • ارسال شده در دی ۱, ۱۳۹۰ در ۵:۳۳ ب.ظ

    دوست عزیز دوباره تلاش کنید… حتما اشکال از دانلود شماست چراکه دانلود کردیم و فیلم کامل بود

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

در هر حال کسی هرگز فکر نمی کرد که او با آن بنیه سالم و جوان به این زودی از دست برود و اگر در «جزوات یادی از هنرمندان» (چاپ شده در سال ۱۳۵۷) یادی از او نیامده بود، شاید همین مقدار اطلاعات هم از او در دسترس نبود. از بازماندگان زرپنجه کسی باقی نیست. یحیی زرپنجه مطربی عاشق از نسلی دیگر و دورانی فراموش شده است که همچون صفحات کهنه اش تنها عده ای معدود را آشناست.

نی و دندان (II)

صدای نی ایجاد شده در نی ارتباط مستقیمی با طول و عرض و عمق کام و ارتفاع دندانها، شدت دمش و قوت و اندازه و پهنای زبان و… دارد و می شود به این نتیجه هم رسید که کیفیت تولید صدای نی برای هر نوازنده نی ای، نقطه اوجی دارد که بهتر از آن نمی تواند کیفیت صدای تولید شده را ارتقا بخشد و از توانایی فیزیکی او خارج است؛ همان طور که گفته شد در تولید صدای نی هر نوازنده ای در صورت تداوم به نقطه اوج خود خواهد رسید ولی در صورت عدم رعایت این ظرایف ممکن است سیر نزولی هم داشته باشد، اگر نوازنده ای صدای مطلوبی تولید می کند شک نیست که شرایط مناسب فیزیکی را هم داراست.

از روزهای گذشته…

پیترو ماسکانی (II)

پیترو ماسکانی (II)

کانتات “In Flinda” به “Pinotta” تغییر یافت و برای شرکت در مسابقه موسیقی کنسرواتوار پیشنهاد شد اما به دلیل ثبت نام دیر هنگام پذیرفته نشد. در سال ۱۸۸۴، ماسکاگنی “Ballata” برای تنور و پیانو، “M’ama non m’ama”، قطعه هزل نشاط انگیزی برای سپرانو و پیانو، “Messagio d’amore” و “Alla luna” را ساخت.
کتابی تازه از پدر اتنوموزیکولوژی ایران

کتابی تازه از پدر اتنوموزیکولوژی ایران

از محمد تقی مسعودیه (۱۳۷۷-۱۳۰۶) که به حق پدر اتنوموزیکولوژی ایران لقب گرفته، کتاب ها و مقاله های بسیاری به زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و پارسی در زمان حیات خود او انتشار یافته است.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

نخست خلاقیت وی در دگرگونه شیوش صدای ساز رخ نمود. صدایی که پلی شد میان صداهایی از خاطره سنتور و آینده هنوز آفریده نشده اش. او این همه را بر بنیاد راست، استوار نشستن در پشت سنتور، یکی شدن دست و مضراب و بهره بردن از تمامی جان دست برای به فریاد آوردن آن همه سیم به دست می آورد. به حرکت های دست، جز از گردش از سر مچ یا بازی حلقه مضراب به دور انگشتان باز، تازش مچ، هم گیری و فشردن انگشتان انتهایی و نرمی ته دست را افزود، بنابراین ظرافت نواختن مضراب با صلابت همنشین شد.
چه نوع موسیقی میل دارید؟ (III)

چه نوع موسیقی میل دارید؟ (III)

موسیقی رپ یا هیپ هاپ: موسیقی هیپ هاپ می تواند تأثیرهای متفاوت فراوانی بر نوجوانان بر جای بگذارد. از یک سو این نوع موسیقی احساس های منفی را ترویج داده و از سوی دیگر آن قدر پر انرژی است که شنونده دوست دارد بایستد و با آن برقصد. نتایج پژوهشی درباره چگونگی تأثیرگذاری نماآهنگ های رپ بر سلامت احساسی و جسمی نشان می دهد که نوجوانانی که زمان زیادی را به تماشای مسائل جنسی و خشونت بار به تصویر کشیده شده در نماآهنگ های رپ می گذرانند (مخصوصا گنگستر رپ)، بیشتر در معرض بروز این رفتارها در زندگی واقعی و به ویژه در برابر زنان هستند.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (X)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (X)

جنس این ساز از برنز است (این همان کاستانیت اسپانیائی هاست) رقاصان به هنگام رقص یک جفت از این زنگ ها را بر سر انگشتان دست خود می بندند. زنگ در تمام ایالات ایران متداول است.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

در سال ۱۷۹۰ پرنس نیکولاس از دنیا رفت و جانشین او پرنسی کاملا به دور از ذوق موسیقی بود که تمام موسیقیدانان از جمله هایدن را از قصر اخراج نمود! در این زمان هایدن دعوت جوهان پیر سالمون (Johann Peter Salomon) مدیر کنسرت آلمانی، مبنی بر دیدار از انگلستان و رهبری سمفونی های جدید خود به همراه ارکستری بزرگ را پذیرفت.
Toccata

Toccata

به قطعه ای آزاد از لحاظ فرم در موسیقی گفته می شود که معمولا” برای به تصویر کشیدن توانایی های ساز یا نوازنده نوشته میشود؛ دراین نوع از قطعات موسیقی که بیشتر در دوران باروک مورد استفاده بوده است از حرکت های سریع ملودیک با پاساژهای پیچیده و طولانی استفاده می شود.
بازگشت کت استیونس به دنیای موسیقی(II)

بازگشت کت استیونس به دنیای موسیقی(II)

این نامی است که برای بیشتر افراد آشناست، و من مخالفتی با به کار بردن آن در جهت شناخته شدن ندارم. برای افراد بسیاری، این نام یادآور چیزی است که میل دارند همچنان حفظش کنند. این نام بخشی از پیشینه من است و بسیاری از چیزهایی که من به عنوان کت استیونس درباره اش رویا پردازی کرده بودم، در زمان یوسف اسلام به حقیقت پیوسته اند.
طاهری: هنرمند باید از جامعه جلوتر باشد

طاهری: هنرمند باید از جامعه جلوتر باشد

پژمان طاهری آهنگساز و نوازنده سنتور که این روزها نامش با تصنیف “ایران کهن” با صدای شهرام ناظری سر زبانها افتاده است، همراه با گروه خود مشغول اجرای کنسرتی است به نام “از مشروطه تا کدام آزادی”. عطا نویدی از خبرنگاران سایت با این هنرمند مصاحبه ای انجام داده که میخوانید.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IV)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IV)

پیش از انقلاب، زمانی که حسین دهلوی در مسند رهبری ارکستر قرار داشت، «شوشتری برای ویولون و ارکستر» بارها به روی صحنه رفت که بعضی از این کنسرتها با سولیست های معتبر آن زمان مثل رحمت الله بدیعی و شجاع الدین لشکرلو و بعضی دیگر با هنرجویان هنرستان موسیقی ملی که در رشته ویولون تحصیل میکردند به اجرا رسید.