فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (II)

فلیکس مندلسون (1809-1847)
فلیکس مندلسون (1809-1847)
باز آفرینی مندلسون از آثار بزرگانی چون، باخ و شوبرت
مندلسون عمیقا تحت تاثیر موسیقی غنی باخ بود. سارا لوی (Sarah Levy) هنرجوی پسر باخ، ویلهم فردمان باخ (Wilhelm Friedemann Bach) بود؛ او بسیاری از دست نویسهای باخ را که در قهقرای قرن نوزدهم فرو رفته بودند، گرد آوری کرده بود و آن موسیقی ناب را از نابودی و فراموش شدن نجات داد. وی با استاد مندلسون؛ زلتر، رابطه نزدیکی داشت و از این طریق مندلسون آهنگهای باخ را به دست آورد.

پس از مرگ باخ در سال ۱۷۵۰ این اولین بار بود که آن دست آثار باخ با چنین موفقیتی اجرا می شد، این اجرا همچنین در جهت شکوفا شدن مجدد موسیقی باخ در آلمان و به تدریج در اروپا، نقش مهمی ایفا نمود و برای مندلسون در سن بیست سالگی موفقیت فوق العاده ای محسوب می شد؛ خود او در این باره می گوید: “فکر کردن درباره انتخاب یک هنرپیشه و پسری یهودی برای بازآفرینی موسیقی بین المللی مهم مسیحی، دشوار و هیجان انگیز بود.” مندلسون همچنین آثار فرانس شوبرت را اجرا می نمود. در ۲۱ مارچ ۱۸۳۹ بیش از گذشت یک دهه از مرگ آهنگساز، سمفونی نهم شوبرت را برای اولین بار در شهر لپزیگ رهبری کرد. مندلسون نسبت به دیگر معاصران رادیکال خود، میانه رو بود.

او در نامه ای به موسیقیدانان هم عصرش همچون، برلیوز (Berlioz) لیست (Liszt) و میربر (Meyerbeer) مخالفت خود را با آثار آنان اعلام می داشت! به نظر می آید مندلسون برای پاریس و موسیقی آن احترام ویژه ای قائل بود، با تمام بدگمانی و بی رغبتی که نسبت به آنجا داشت! وی پاریس را همچون شهری با سبک اپرای آمیانه می پنداشت و آثار میربر را ناصادقانه یافت، اما این سفر زمانی برایش پایان شرمگینانه ای داشت که باید با میربر (نسبت فامیلی اسرائیلی نیز با او داشت و چهره هایشان شبیه یکدیگر بود) روبرو می شد!

مندلسون از شدت ناراحتی بلافاصله موهایش را کوتاه کرد تا خود را از او متمایز کند! نکته جالب آنجاست که او با تنها موسیقی دانی که روابط نزدیکی داشت، موشلس (Moscheles) بود، شخصی از نسل گذشته با دیدگاهی محافظه کارانه همچون مندلسون. موشلس این شیوه خود را تا پایان زندگیش در کنسرواتوار لپزیگ حفظ نمود. کشش محافظه کارانه مندلسون، همچنین محبوبیتش و اصلیت یهودیش، باعث جدایی وی از دیگر معاصرانش بود.

audio file بشنوید قسمتی از “مارش تولد” اثر مندلسون را

رساله ای ضد یهودی و علیه مندلسون به ویژه، نوشته ریچارد واگنر سه سال پس از مرگ مندلسون به چاپ رسید به نام “یهودیت در موسیقی” (Das Judenthum in der Musik) که آن شروعی بود بر لکه دار شدن هنر مندلسون که یک قرن برجای مانده بود. تنفری که همچنان در بعضی از نویسندگان نسبت به وی باقی مانده، با اینجال رژیم نازی به دلیل اصلیت یهودی او، آثارش را غیر قانونی خواند و مجسمه یادبود وی را از بین برد!‌

در انگلستان شهرت او برای مدت زمانی طولانی باقی ماند، رمانی درباره زندگی فیلیکس مندلسون از دختری نوجوان به نام سارا شپرد (Sarah Sheppard) با نام “شوالیه سرافل” (Chevalier Seraphael) در سال ۱۸۵۱ به چاپ رسید و در طول ۸۰ سال تجدید چاپ شد، اگرچه منتقدانی همچون، جرج برنارد شاو (George Bernard Shaw) موسیقی وی را به دلیل نزدیکی آن به فرهنگ سلطنتی و محافظه کارانه محکوم کرده اند، اما در این کتاب از هنر و زندگی کوتاه مدت اما پربار مندلسون به نحوی شایسته تجلیل شده است. در طول پنجاه سال اخیر هنر مندلسون مورد توجه بسزایی قرار گرفته، همانند کنسرتوهای ویولونش و سمفونی ایتالیایی که علاوه بر افزودن به شهرت وی، جلای سلطنتی را از آثارش همچون “الیاس” زدوده اند و در بسیاری از موسیقی گروهی کلاسیک در تمام دنیا نواخته شده اند.

امروزه تمام آثار مندلسون به روی CD عرضه شده، اگرچه بیشتر سمفونیهایی که نوشته بود، سالهای بسیار زیادی پس از مرگش اجرا شدند. قابلیتهای حیرت آور وی در آثار اولیه اش به درستی و هوشمندانه آشکار شده؛ اُکتت زهی در سال ۱۸۲۵، “رویاهای نیمه شب تابستان” سال ۱۸۲۶ و کوارتتهای زهی در مینور A در سال ۱۸۲۷٫ آثار وی، تحلیل و بینشی روشن بینانه از رنگ، تکنیک، هارمونی و ترکیب بندی موجود در آثار بتهوون را دریافت نموده اند. مندلسون قطعه ” غار فینگل” را در سال ۱۸۳۰ با الهام از دیداری به استوکهلم در اواخر دهه ۱۸۲۰ نوشت، اگرچه ایده اصلی آن اثر قبل از این سفر به ذهن او آمده بود.

این سفر همچنین ساخت سمفونی شماره ۳ او به نام “اسکاتلندی” را در پی داشت که در بین سالهای ۱۸۳۰ و ۱۸۴۲ نوشته شد، قطعه ای که در واقع هیچ کدام از ویژگیهای موسیقی اسکاتلندی را دارا نمی باشد و فضای از موسیقی رومانتیسیزم دارد. مندلسون در طول زندگیش به طور گسترده ای به اروپا سفر کرد و سفرش به ایتالیا، ساخت سمفونی شماره ۴ در ماژور A را رقم زد. مندلسون این قطعه را برای اولین بار در سال ۱۸۳۳ رهبری کرد اما خود، اجازه چاپ این قطعه را نداد.

کنسرتوی ویولن وی در E مینور، سال ۱۸۴۴ برای فردیناند داوید (Ferdinand David) نوشته شده بود که معروفترین اثر آهنگسازی مندلسون به شمار می رود. بسیاری از ویولنیستها، حرفه خود را با اجرای این کنسرتوی فوق العاده ارتقا داده اند و خود را مطرح کرده اند همچون؛ یاشا هایفتز (Jascha Heifetz) که در سن ۷ سالگی اولین اجرایش را با نواختن این کنسرتو برگزار نمود. مندلسون همچنین دو کنسرتوی پیانو و دوبل کنسرتو برای ویولون و پیانو نوشته است.

bach-cantatas.com

یک دیدگاه

  • h.karami
    ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۸ در ۲:۱۳ ق.ظ

    salam..fekr konam yeki az behtarin Symphonyhaye f-mendellson symphonye Bartholdy bashe hatman goosh konid

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج (Erol Erdinç)، متولد ۱۹۴۵، پس از فارغ التحصیلی در رشته های نوازندگی پیانو و آهنگسازی از کنسرواتور آنکارا به تدریس در همان کنسرواتور پرداخت. او در سال ۱۹۷۵ به پاریس رفت و رهبری را نزد موزیسین های مشهوری مانند ژان مارتینون ( Jean Martinon ) در کنسرواتوار پاریس و پی یر دروو (Pierre Dervaux) در مدرسه ملی موسیقی پاریس (Ecole Normal de Musique de Paris) فراگرفت. اردینج در سال ۱۹۸۰ به ترکیه بازگشت و رهبر اپرا و باله آنکارا شد. او در سال ۱۹۸۳ به استانبول رفت و رهبر اصلی (chief conductor) و مدیر موسیقی ارکستر سمفونیک استانبول شد.
بنجامین وبستر

بنجامین وبستر

بنجامین فرانسیس وبستر (Benjamin Francis Webster) یکی از نوازندگان بنام ساکسیفون (تنور ساکسیفون) آمریکا و در سبک جز میباشد او در شهر میسوری ایالت کانزاس آمریکا و در تاریخ ۲۷ مارس ۱۹۰۹ بدنیا آمد. بن وبستر و Lester Young و Coleman Hawkins سه تن از برجسته ترین نوازندگان تنور ساکسیفون در تاریخ موسیقی جز محسوب میشوند.
فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

سعید فرجپوری در قسمتی دیگر از گفتگویش به این نکته اشاره می کند که : “علاوه بر این، نوع موسیقی ما هم با موسیقی آذربایجان فرق می کند. موسیقی ما خیلی درونگراست و تحرک و حرکتی که در موسیقی آذربایجانی می بینید در آن وجود ندارد. هر کدام شان خاصیت و زیبایی های خودشان را دارند. با این حساب موافق نیستم که بگوییم آنها قوی ترند. در ایران هم کارهایی اجرا شده، خیلی خوب است مخصوصاً اینکه ما در اینجا فواصل ربع پرده را داریم و آنها ندارند. این مساله کار آنها را راحت تر می کند و به جای ربع پرده در فواصل سازی شان (کمانچه) نیم پرده می گیرند.”
لیدی بلانت و مسیح (IV)

لیدی بلانت و مسیح (IV)

تفاوت در عرض ها، ترکیب آرکها در یکریگر و فرم منحنی های آزاد در سه بخش بالایی، میانی و تحتانی و همچنین ترکیب این ۳ بخش و تشکیل ساختار دوبعدی ویلن، توانسته است دو ویلن را با دو تعریف محیطی بسیار زیبا خلق نماید. آن طور که شواهد و مستندات نشان می دهد نمونه مسیح در عرض ها کمی وسیع تراست و ساختار سطحی سازکمی بزرگتر از لیدی بلانت به نظر می رسد.
گروه ریمونز (VIII)

گروه ریمونز (VIII)

دیگر گروههای پانکی همچونن؛ راسویی با صدای ناهنجار (Screeching Weasel)، کینه جویان (The Vindictives)، نامتعارفها (The Queers)، آقای تی.با تجربه (The Mr. T Experience)، موریانه های سرکش (Beatnik Termites) و زندان سیاسی جان کوگر (Jon Cougar Concentration Camp) تمام آلبومهای ریمونز را ضبط کردند، شامل: خانه را ترک کن، موشک به روسیه، جاده رو به خرابی، رویاهای شیرین و خیلی سخت برای مردن.
ادیت در ویولن (VIII)

ادیت در ویولن (VIII)

در ادامه به بررسی انگشت گذاری هفت دسته جمله سه نتی سه لا چنگ (از لا بکار تا می بمل) می پردازیم. اجرای لا بکار در پوزیسیون سوم سیم می و با انگشت اول انجام می پذیرد، در اینجا اولین انتخاب مهم انگشت گذاری در نت فا دیز (اولین نت سه لا چنگ بعد از لا بکار) انجام می پذیرد. برای جلوگیری از جابجایی اضافه طولی بر روی گریف و نیز جلوگیری از انجام تغییر پوزیسیون های اضافه، فادیز همچنان در پوزیسیون سوم سیم دوم اجرا می گردد و برای اجرای لا بکار در جهت جلوگیری از ناچار شدن نوازنده در دو بار تغییر سیم در اجرای یک جمله سه نتی می توان این نت را با انگشت چهارم نواخت.
شریف؛ مردم سالار موسیقی (I)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (I)

از زمان اختراع رادیو و ورود آن به ایران، موسیقی یکی از مهمترین ابزارهایی بوده که می توانست این اختراع جدید را در میان مردم رواج دهد. بدین جهت بود که از همان ابتدا، برنامه های موسیقی در رادیو شکل گرفت. نکته حائز اهمیت در این رابطه این بود که به همان میزان که رواج رادیو در ایران نیازمند برنامه های موسیقی بود، موسیقی آن دوره نیز برای رواج در بین مردم از طریق رادیو نیازمند تغییر و تحولات اساسی بود.
نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (I)

نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (I)

کافی است به نزدیکترین فروشگاه محصولات فرهنگی بروید تا در بخش موسیقی ملل “world music” آن بتوانید حداقل یکی از آثار نصرت فاتح علی خان را ببینید. این هنرمند بزرگ، انقلابی در موسیقی قوالی پاکستان ایجاد کرد و آن را به جهانیان شناساند. البته پیش از او هم عده ای در این زمینه تلاش کرده بودند،اما محبوبیت وشهرت خاص او به دلیل تکنیک منحصربه فرد آوازش است. تلاش او برای ادغام موسیقی غربی مانند تکنو با قوالی باعث خلق آثار خارق العاده ای شد.
بالشتک نوین (IV)

بالشتک نوین (IV)

برای ساخت این محصول جنبه های مختلفی در نظر گرفته شده است که مهمترین آن قابلیت انعطاف پذیری بالا (full flexible) می باشد و همچنین روشی را برای آن در نظر گرفته ایم که می تواند توام با زیر چانه ایی (chinrest) بوده و یا کاملا مستقل از آن عمل نماید.
اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار که کوچکترین عضو گروه خانواده کامکار است، در زمانی که هنوز پا به دهه دوم زندگی خود نگذاشته بود به همراه برادرش هوشنگ کامکار کنسرتو سنتوری تصنیف کرد که در کاستی به نام “بر تارک سپیده” (همراه با یک کنسرتو کمانچه از برادرش) به بازار عرضه شد.