فرزند زمان

کیوان میرهادی
کیوان میرهادی
کیوان میرهادی یکی از موسیقیدانان بنام ایرانی است که در حال حاضر در تهران به فعالیت موسیقی می پردازد. او را میتوان نماینده موجی نو از موسیقی در کشور دانست. سجاد پورقناد همکار خوب harmony talk طی مطلبی این موسیقیدان ارجمند را معرفی نموده و بزودی مصاحبه ای از ایشان راجع به موسیقی برای سایت تهیه خواهد کرد.

کیوان میرهادی فرزند زمان
در مورد میرهادی نوشتن، قدرت و جسارت خاصی می طلبد که بی شک در توان من نیست! ولی سعی می کنم در این نوشته گوشه هایی از شخصیت این موسیقیدان برجسته کشور را در حد شناخت خود بنویسم.

کیوان میرهادی را مردم، اکثرا” به عنوان نوازنده ومدرس برجسته گیتار یا در این اواخر به عنوان رهبر و آهنگساز می شناسند، ولی او فراتر از این عنوانها بوده و روحیه جوان و پویا، همواره میرهادی را از همکارانش متمایز کرده. کیوان میرهادی سالهاست به عنوان یکی از مروجان موسیقی معاصرجهان در دانشگاه، هنرستان وآموزشگاههای تهران مشغول به فعالیت است. اگرمیرهادی نبود، شاید سالها طول میکشید تا علاقمندان به موسیقی در ایران با سبکهای مینیمال وNew Age آشنا شوند. میرهادی یکی از تاثیر گذارترین شخصیتهای فرهنگی موسیقی بوده و هست (موضوعی که خودش همواره تکذیب می کند!)

(جالب هست CDهای ECM امروز در خانه غیر حرفه ای ها هم دیده می شود! که اطمینان دارم بدون میرهادی هنوز هم نایاب بود!)

کنسرتهای میرهادی در کنار کلاسهای متعددش ،همیشه آبشخوری برای هنرجویان بوده تا از این روزنه با تحولات جهانی موسیقی آشنا شوند. میرهادی پرچمدار انقلاب موسیقی مینیمال ایران بوده و شاید اولین کسی بود در ایران که آروو پارت Arvo Part، فلیپ گلس Philip Glass، الفرد اشنیتکه Alfred Schnittke ، استور پیازولا Astor Piazzolla و … را بطور جدی معرفی و حتی با گروهای جوانی که به رهبری او گرد هم آمده بودند اجرا کرد.

میرهادی نمونه یک موسیقیدان امروزی یا به بیان بهتر به روز است. او جزو معدود موسیقیدانان امروزی ایران است که از سبکهایی که خود معرف آنها بود، در زمانی که احساس کرد زبان حالش نیست، به راحتی گذشت! این آزادگی و شاید جسارت در مبارزه با محافظه کاری و سنت گرایی در تمام نوشته ها و جهت گیری های او موج می زند! (اکثرا موسیقیدانان – مخصوصا آوانگارد – اگر اثری بسازند که مورد توجه قرار گیرد، تا آخر عمر تکرار همان سبک را پیش می گیرند! به عقیده نگارنده، میرهادی برای جوانان هنرجو،الگوی تمام عیار یک موسیقیدان ایده آل است چه از نظر فکری چه از نظر اجرایی…

میرهادی به قدری در فلسفه هنر شناخت دارد که با توجه به قدرت فوق العاده وی در نوازندگی (که او را در زمره بهترین نوازندگان تاریخ گیتار ایران جای داده) و نیز آهنگسازی و رهبری و تدریسش، اکثر شاگردان به بهانه نشستن پای صحبتش بارها دوره هایی که گذرانده اند را تکرار می کنند…

وجود کیوان میر هادی در ایران غنیمت ایست که بجز عده ای از شاگردانش (نه همگی!) و عده قلیلی از موسیقیدانان! کمتر کسی قدر او را دانسته… کیوان میرهادی اسطوره دانش و فروتنیست… شاید افتادگی اوست که باعث ناشناخته ماندن نسبی او شده! ولی بدون شک افتادگی او بوده که در کمال دانش، او را دانشجو و آزمایشگر داشته و روز به روز بر علمش افزوده!

وادی اطمینان، سرزمین کیوان نیست…

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

«رو به آن وسعت بی‌واژه» به روایت موسیقی

«رو به آن وسعت بی‌واژه» به روایت موسیقی

«رو به آن وسعت بی‌واژه» عنوان آلبوم تازه‌ای است از رضا والی؛ آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا. نام آلبوم از اثری به همین نام (برای نی و ارکستر سمفونیک) گرفته شده است؛ اثری در سه بخش که با الهام یکی از سروده‌های سهراب سپهری آفریده شده است. اجرا کننده اثر، ارکستر مدرن بوستون در قالب یک سی.دی بوده است.
کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (I)

کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (I)

سنتورِ سل کوکِ نُه خرک نتهاى آن به ترتیب از خرک اول تا نهم اینگونه هستند: مى، فا، سل، لا، سى، دو، ر، مى و فا. کوکِ این سنتورِ سُل کوک در نوشته “استفاده از تیونر برای کوک سنتور” کاملاً شرح داده شده است. دلیلی که به این سنتور سل کوک مى گویند این است که نت خرک سومِ آن که اسم آن سُل مى باشد با صداى نت سُل تیونر یا دیاپازون کاملاً هماهنگ است. بنابراین بقیه نت ها هم با تیونر هماهنگ خواهند بود (هم اسمى و هم صدایى). تیونر یا دیاپازون وسیله اى است که صداى درست و دقیق هر نت را طبق استاندارد و قواعد بین المللى مشخص مى کند.
عمر فاروق، موسیقیدان ترک (IV)

عمر فاروق، موسیقیدان ترک (IV)

موسیقی متن سلیمان به صورت ویدئو نیز عرضه شد و این جا بود که اکارت ران (Eckart Rahn) مدیر Celestial Harmonies برای اولین بار کار فاروق را شنید. او می گوید: «کلیپ را تماشا کردم و فکر کردم که هیچ گاه نشنیده ام که کسی این طور فلوت بزند.» او نام آهنگ ساز را یادداشت کرد و به دنبال برایان کین رفت.
سان را و فلسفه کیهانی (I)

سان را و فلسفه کیهانی (I)

سان را (Sun Ra) که نام اصلیش هرمان پول بلاونت (Herman Poole Blount) و نام قانونیش Le Sony’r Ra است، در بیست و دوم ما می سال ۱۹۱۴ در بیرمنگام در آلاباما به دنیا آمد و در سی ماه می ۱۹۹۳ در گذشت. او آهنگساز پرکار جز، مدیر رهبر گروه موسیقی، نوازنده پیانو و سینت سایزر، شاعر و فیلسوفی بود که به خاطر «فلسفه کیهانی» (cosmic philosophy)، آهنگ ها و اجراهایش مشهور بود. او در سال ۱۹۷۹ به Alabama Jazz Hall of Fame پیوست.
اسکات برادلی، آهنگساز جاودانه تام و جری

اسکات برادلی، آهنگساز جاودانه تام و جری

در سال ۱۹۳۴ شرکت MGM تصمیم گرفت که به عرصه در حال رشد انیمیشن و کارتون سازی وارد شود اما شجاعت این را نداشت که واحد ساخت تصاویر متحرک خود را پایه گذاری کند. در عوض آن ها برنامه های انیمیشنی را از شرکت هیوگ هارمن/رادولف آیزینگ خریداری کردند (نام شرکت هارمن-آیزینگ نوعی بازی با کلمات به حساب می رفت). اسکات بردلی که سابقه کار با دیزنی را داشت در کنار کارل استالینگ در هارمن-آیزینگ کار می کرد. اسکات بردلی (Scott Bradley) در ۲۶ نوامبر ۱۸۹۱ در راسلویل آرکانزاس به دنیا آمد و شاید هنوز مشهورترین آهنگساز انیمیشن جهان باشد.
یادداشتی بر آلبوم «صوفی»

یادداشتی بر آلبوم «صوفی»

«صوفی» از دقیق‌ترین نام‌هایی‌ست که تاکنون برای یک آلبوم موسیقی انتخاب شده است. برای شرح این مدعا باید کمی به عقب برگردیم. سال ۱۳۷۹ آلبومی منتشر شد با نام «مستانه» به خوانندگی علیرضا افتخاری و سه‌تار جلال ذوالفنون که تا امروز به لطف رسانه‌ی ملی زیاد شنیده شده است. همه‌ی تصنیف‌های آلبوم -به جز یک مورد- شش‌‌وهشت‌های مستانه‌ای بودند، هر کدام روی غزلی. هر تصنیف از درآمد یک دستگاه شروع و با دم دستی‌ترین ملودی‌ها بالا و پایین می‌شد و با چاشنیِ الحان و اطوار آشنای خواننده‌ی آلبوم نیز همراه بود. چه ایرادی دارد؟
تونی روستیر، پدیده درام

تونی روستیر، پدیده درام

تونی روستیر (Tony Royster, Jr) تنها بیست و سه سال دارد اما با دیدن مهارت وی در درام نوازی، او را بسیار با تجربه تر از سن و سالش نشان میتوان مشاهده نمود. بدون تردید تونی روستیر یکی از نوازندگان بسیار برجسته در دنیای نوازندگی درام و جزو نوابغ این ساز است. او در سن ۳ سالگی شروع به نوازندگی درام نمود و تنها زمانی که ۱۱ ساله بود در مسابقات Drum-Off competition در هالیوود مقام نخست را از آن خود نمود!
دو نمود از یک تفکر (V)

دو نمود از یک تفکر (V)

تقارن، یکی از بنیادی ترین و طبیعی ترین شیوه های دست یابی به نظم و انسجام در یک اثر هنری است، ضمن این که در معماری و ساخت و ساز، تقارن موجب ایستایی و پایداری بیشتر بنا می گردد. در معماری ایرانی، تقارن نیز به مانند پیمون یا مدول، تنها در حد حفظ ساختار سازه ای ایفای نقش نمی کند و نتایجی فراتر از آن را با خود در بر دارد.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

همین مورخ می‌نویسد: «از خلفای عباسی هارون بود که درجات موسیکاران را همچنان برقرار کرد که اردشیر پاپکان ساز کرده بود و همو بود که طریقت پادشاهان ساسانی را برگزید. در این نظم و ترتیب، ابراهیم موصلی و ابن جامع و زلزل (منصور الضارب) درجه یکم را می‌داشتند. زلزل نوازندگی می‌کرد و ابن جامع خوانندگی و سلیم بن سلام (ابو عبیدالله کوفی) و عمروالغزل و امثال ایشان درجه دوم را حائز بودند و درجه سوم به کسانی داده شده بود که تنبور می‌زدند و سنتور می‌نواختند و ضرب گیر بودند.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (V)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (V)

مسایلی مانند این به حوزه‌ی جامعه‌شناسی یا دانش ارتباطات نقل مکان کرده‌ است. پرسش جالب دیگری که در همین قسمت آمده و وضعیتی مشابه دارد؛ «آیا به وجود آمدن موسیقی، همان‌طور که عده‌ای تصور کرده‌اند تصادفی بوده؟» (ص ۱۲۷) این پرسش نیز امروزه بیشتر در قلمرو تاریخ و باستان‌شناسی قرار دارد.