بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (III)

بلا بارتوک (1881-1945)
بلا بارتوک (1881-1945)
آثار سالهای ۱۹۳۰ بارتوک بیش از دیگر آثارش به یاد مانده اند که اغلب به سفارش حامیان و طرفداران غیر مجاری او ساخته شده. در سال ۱۹۳۴ پنجمین کوارتت زهی خود را برای الیزابت اسپراگو کولیج آمریکایی (Elisabeth Sprague Coolidge) نوشت. در سال ۱۹۳۶ برای رهبر سوئیسی پائول ساشر (Paul Sacher) موسیقی برای سازهای زهی، کوبه ای و چلستا (Celesta) را ساخت، از جمله سونات برای دو پیانو و ساز کوبه ای در سال ۱۹۳۷ و آثاری متنوع در سال ۱۹۳۹… بنی گودمن (Benny Goodman) نوازنده کلارینت، به او سفارش قطعه ای برای کلارینت، ویولن و پیانو را در سال ۱۹۳۸ داد.

دو اثر برجسته دیگر او از این دوران کنسرتوی ویولن سال ۱۹۳۸ و آخرین کوارتت زهی سال ۱۹۳۹ بود. زمانی که شرایط سیاسی اروپا وخیم تر شد، بارتوک تلاش شدیدی برای مهاجرت از مجارستان کرد.

وی ابتدا شروع به فرستادن آثارش به خارج از کشور کرد و در سال ۱۹۴۰ از طریق دریا به همراه همسرش به آمریکا مهاجرت کرد. با آنکه در سال ۱۹۴۵ به تابعیت آمریکا در آمد اما بیشتر خود را به عنوان یک تبعید شده احساس می کرد تا یک مهاجر. یکی از جذابیتهای آمریکا برای او تحصیل در دانشگاه کلمبیا در نیویورک، درباره جمع آوری موسیقی فولکلور صربستانی-کروات بود.

audio file بشنوید قسمتی از “راپسودی برای ویولون و پیانو” اثر بارتوک را با پیانو نوازی خودش و ویولون زیگتی

آنها در آمریکا زندگی مناسبی نداشتند، زمانی که بارتوک مبتلا به بیماری شد، انجمن آمریکایی برای آهنگسازان، نویسندگان و ناشران (ASCAP) مخارج معالجه او را پرداخت و به بهبود او کمک کرد.

audio file بشنوید قسمتی از “کنسرتو ویولا” اثر بارتوک را با تکنوازی ویولون آلتوی یهودی منوهین

برای بهتر کردن وضعیت اقتصادی بارتوک، رهبر فریتز رینر (Fritz Reiner) و ویولونیست جوزف زیگتی (József Szigeti)، سرجه کوسفیتسکی (Serge Koussevitzky) رهبر مشهور را قانع کردند تا آثار بارتوک را به عنوان اجراهای اصلی ارکستر قرار دهد.

audio file بشنوید قسمتی از “سونات برای ویولون و پیانو” اثر بارتوک را با پیانو نوازی خودش و ویولون زیگتی

نتیجه این درخواست؛ کنسرتو برای ارکستر در سال ۱۹۴۳ بود که از مشهورترین قطعه های بارتوک به شمار می رود. در سال ۱۹۴۴ سونات ویولن را برای یهودی منوهین (Yehudi Menuhin) نوشت. دو اثر مهم و پایانی بارتوک؛ سومین کنسرتو پیانو که شامل نغمه های پرنده و صدای طبیعت بود و کنسرتوی ویولا، هر دوی این آثار به علت مرگ وی ناتمام ماندند و توسط تیبور سرلی (Tibor Serly) همکار مجار او، کامل شدند.
این دو اثر آخر، روح زمان را تسخیر میکرد. در سال ۱۹۴۶ درباره او آمده: “موسیقی بارتوک، موسیقی را شرافت بخشیده و جهان معاصر خیلی زود مفتخر خواهد بود که بگوید؛ ما در دوره بارتوک زیستیم.” آثار بسیاری از او در رپرتوارهای ارکستر و موسیقی مجلسی کلاسیک باقی مانده اند.

audio file بشنوید قسمتی از بخش پایانی “کوراتت زهی” اثر بارتوک

در ۲۶ سپتامبر ۱۹۴۵ بارتوک در حالی که در بیمارستان نیویورک همسرش دیتا و فرزندش پتر او را در بر داشتند، از دنیا رفت و در نیویورک به خاک سپرده شد. در سال ۱۹۸۸ بعد از جدایی اروپای شرقی از اروپای غربی، پسرش بلا جی.آر توانست پیکر پدر را به بوداپست منتقل کند. مجسمه بارتوک در جلوی دومین کلیسای واحد بوداپست نهاده شد.

harvardsquarelibrary.org

2 دیدگاه

  • بلا بارتوک
    ارسال شده در مهر ۱۹, ۱۳۸۸ در ۳:۴۹ ب.ظ

    khobbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbbb

  • سعيد حميدي
    ارسال شده در اسفند ۵, ۱۳۸۹ در ۱:۱۰ ب.ظ

    با تشکر از مدیریت محترم سایت

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت چهل و هشتم)

هر انسانی مسئول خودش و وظایفش است این نگرش من نسبت به زندگی است و من از خود می‌خواهم و تمنا دارم که زندگی من در عشق و شادی طی بشود، در واقع هیچ کسی طالب بیچارگی و مورد نفرت قرار گرفتن نیست. کودکان نمونه‌های بارزی از پاکی هستند زیرا آنها سعی می‌کنند در پاکی و عشقی صاف و سرشار از وی زندگی کنند، من بدون کودکان قادر به زندگی نیستم اما بزرگترها را هم دوست دارم به آنها علاقه قلبی دارم و در نهایت آنها هم رفتنی هستند؛ انسانها باید به هم مهر بورزند و باعث تسلّای خاطر یکدیگر باشند و برای همدیگر باشند، این را موتسارت می‌آموزد و من هم بر این عقیده هستم.

منشور اخلاقی مربیان موسیقی

مرام نامه های یا منشور های اخلاقی اسنادی هستند که در آن اصولا اخلاقی یک نهاد یا گروه در آنها قید شده است. در این منشور اخلاقی محور هایی مانند اخلاق اجتماعی و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گرفته و انتظاراتی که آن نهاد یا گروه از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد دارد در آن ثبت می شود.

از روزهای گذشته…

محمد رضا درویشی و کلیدر (VI)

محمد رضا درویشی و کلیدر (VI)

در انتها ذکر چند نکتۀ تکراری در مورد اجرای مشترک هنرمندان حسین علیزاده و محمدرضا درویشی ضروری به نظر می رسد. شاید یکی از مهمترین نکاتی که نظر خیلی از مخاطبان را به خود جلب کرد ، دعوت از ارکستر زهی ناسیونال اوکراین بود و اینکه آیا این ارکستر توانست از پس اجرای مناسب این آثار برآید؟
داوودیان: اثرم در حصار آرشیو استاد شجریان محبوس است!

داوودیان: اثرم در حصار آرشیو استاد شجریان محبوس است!

زندگی هنری من در امریکا بسیار سخت و در تنهائی و عدم امکانات انجام میگیرد، این وضیت برای هنرمندی که بخواهد با عشق و خلوص و عمق به هنرش بدور از شارلاتان بازی و بیزینس کردن در کارش بپردازد، بسیار سنگین و آزاردهنده است و در واقع هنرمند به مانند پرنده ای در قفس زندگی میکند. هنرمند برای کار خلاقه و کلا پرداختن به موسیقی و ساز زدن و غرق شدن در کارش، نیاز به شادابی در جهت کارش و احساس درک و حمایت و قدر دانی و احترام مردم دارد.
نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (III)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (III)

باری دیگر پاساژ انتقالی، زمینه را برای ورود نی آماده میسازد، نی پس از نغمه سرایی در گستره صوتی بم، به گستره صوتی زیر پرش کرده و پس از نغمه سرایی کوتاهی در آن گستره صوتی، باری دیگر به گستره صوتی بم باز میگردد.
خروسِ بی محل

خروسِ بی محل

این روزها اغلب اعمال ما از سازوکار هایی ناشی می شوند که رفته رفته در درون ما نهادینه شده اند و گه گداری هم به گونه های مختلف خود را نشان می دهند و ما در این تصور واهی که بانی و صادر کننده ی این افعال بوده ایم. در این میان آنان که آسیب کمتری دیده اند، بی گمان اعمالشان اصیل تر و بی شائبه تر خواهد بود و آنان که به موانع تکیه می دهند، یا آن را دور می زنند، راه طّراری را در پیش می گیرند و آنان که در رفع شبهات می کوشند، از مظان اتهام و معرض قضاوت به دور خواهند بود.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (پایانی)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (پایانی)

برخلاف هر دو سبک مکتب فرانکفورت درباره‌ی کالایی کردن و پوپولیسم نو که چیزی بهتر از «بروس اسپرینگزتین» (Bruce Springsteen) نمیتواند تصور کند ( من جدل «جسی لِمیش» (Jesse Lemisch) برعلیه سبک جبهه خلق “موسیقی فولکلور” را بیاد می‌آورم )(۲۹)، من فکر می‌کنم، ما باید این ایده را که گونه‌های معینی از موسیقی – از روی قیاس– اخلاقا و بطور سیاسی خوب است و دیگران نه، پس بزنیم (که معنیش این نیست که کشمکش ایدئولوژیکی در موسیقی و انتخاب آن وجود ندارد).
حرکت های پنجم و اکتاو

حرکت های پنجم و اکتاو

در ادامه بحث های قبل راجع به هارمونی چهار بخشی و انواع حرکت ها، امروز می خواهیم راجع به چند حرکت دیگر که معمولا” توصیه به انجام آنها نمی شود صحبت کنیم.
نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر(I)

نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر(I)

مراسم اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر، ۱۹ بهمن در تالار وحدت برگزار شد و با وجود بارش برف تا بالکن سه تالار مملو از جمعیت بود. اولین گروه، کر کلیمیان بود که به اجرای برنامه پرداخت، این گروه همراه با یک پیانو قطعه کرال “آزادی” ساخته ارزشمند گلنوش خالقی را اجرا کرد که روی هم رفته هماهنگ و دقیق اجرا شد، هر چند شنیدن این قطعه با گروههای کر بزرگتر جذابیت بیشتری دارد.
لیدی بلانت و مسیح (I)

لیدی بلانت و مسیح (I)

در میان ویلن های ساخته شده توسط آنتونیو استرادیواری شاید تنها یک ویلن بتواند رقیب ویلن مسیح ۱۷۱۶ باشد که بدون شک آن lady Blunt خواهد بود. این دو ویلن در کنار یکدیگر نمونه تمامی آن چیزی هستند که در رابطه با کار یک استاد، قابل ستایش است و جای خوشبختی است که این دو نمونه ارزشمند را به طور سالم در اختیار داریم.
دیمیتری شوستاگویچ (IV)

دیمیتری شوستاگویچ (IV)

تاثیر شوستاکویچ بر آهنگسازان غیر روس پس از خود کم بود، اگرچه آلفرد شنیتکه (Alfred Schnittke) از مکتب التقاطی و تضاد بین حرکت و سکون شوستاکویچ اقتباس کرده و همچنین موسیقی آندره پروین (André Previn) ارتباط واضح آثار او را با سبک ارکستری شوستاکویچ نمایان می کند. تاثیر او همچنین بر روی آهنگسازان اسکاندیناوی دیده می شود همانند؛ کالفی آهو (Kalevi Aho)، لارس-اریک لارسون (Lars-Erik Larsson). بسیاری از معاصران روس او و هنرجویانش در کنسرواتور لنینگراد، بسیار زیاد تحت تاثیرسبکش بودند همچون؛ جرمن اکنف (German Okunev)، بوریش تیچنکو (Boris Tishchenko) که سمفونی پنجم سال ۱۹۷۸ خود را به شوستاکویچ تقدیم کرده؛ همچنین سرجی اسلونیمسکی (Sergei Slonimsky) و دیگر آهنگسازان.
حنانه و هزاردستان

حنانه و هزاردستان

همانطور که در مطلب قبل گفته شد، “آتشی در سینه دارم جاودانی” که از آثار با ارزش مرتضی نی داوود است، در اجرای جدیدش صرفنظر از آواز، اجرایی بی نقص نبود!