بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VI)

ناهمسانی‌های ثبت شدت‌وری
چنان که در بخش «چه چیزهایی باید ثبت شود؟» نیز به آن پرداختیم یکی از مهم‌ترین نکاتی که یک نغمه‌نگاری را از دیگری متمایز می‌کند توانایی‌اش برای ثبت تغییرات شدت‌وری است. در مورد ردیف ناگفته پیدا است که رشد چنین توانایی‌هایی تابعی است از اهمیتی که مجری و نغمه‌نگار برای تغییرات شدت‌وری قائل‌اند. یعنی تا چه حد در موسیقی این ظرافت‌ها جاری است و تا چه حد لازم است که ثبت و از این طریق منتقل شود.

با این وصف می‌توان نغمه‌نگاری‌ای را متصور شد که علی رغم ظرافت‌های شدت‌وری اجرایی که در حال ثبت آن است به دو دلیل از ثبت آن ظرافت‌ها خودداری کند: ۱- معتقد است که تعیین چنین ظرافت‌هایی را باید به عهده‌ی نوازنده در زمان اجرا یا معلم در زمان آموزش گذاشت، ۲- دقت لازم و توان ثبت را ندارد.

در کتاب بهزاد ندیمی کمتر نشانه‌های دینامیک را می‌بینیم در حالی که در کتاب بهجت نیز که گه‌گاه به آنها بر‌می‌خوریم (مثلا بهجت ۱۳۷۹: ۳۴ : نغمه اول) به شکل علایم حرفی زیر نت‌ها است.‌ به عکس کتاب ندیمی شهاب منا نسبت به ثبت شدت‌وری حساس‌تر است به شکلی که با وام‌گیری روشی از محمدتقی مسعودیه (مرتبط کردن تقریبی اندازه‌ی نت‌ها با شدت‌وری) سعی کرده ظرافت تغییرات شدت را ثبت کند؛ در این روش اندازه‌ی نت‌ها نشان دهنده‌ی شدت آنها است. او علاوه بر این هر جا که این روش به قدر کافی کارساز نباشد از علایم حرفی نیز بهره می‌گیرد.
نمونه‌ی ۶٫ (منا ۱۳۸۴: ۴۷)؛ درآمد اول

تفاوت در ثبت ریزه کاری‌ها و تزیینات
تزیینات نقش بسیار پراهمیتی در اجرای ردیف دارند. این اهمیت تا حدی است که به سختی می‌توان آنها را تحت عنوان تزیین از دیگر عناصر سازنده‌ی ملودی‌ها جدا کرد و در مرتبه‌ی دوم اهمیت قرار داد. از جمله تزییناتی که بیش از بقیه در اجرای ردیف با سنتور مورد استفاده قرار می‌گیرند می‌توان به انواع تک‌ها و زینت‌های پیش از ریز، دراب‌ها، تکیه‌ها و شلال‌ها اشاره کرد.

از نظر نغمه‌نگاری عناصر تزیینی پیش از ریز کتاب منا بسیار غنی است، نمونه‌های زیر گویای همین موضوع هستند. در کتاب‌های دیگر سنتور و از جمله نوشته‌های ندیمی و بهجت برای نغمه‌نگاری چنین الگوهایی علایم جداگانه در نظر گرفته نشده بلکه آنها را به صورت باز شده می‌نویسند.

نمونه‌ی ۷٫ (منا ۱۳۸۴: ۲۱)

تغییر دیگری که شهاب منا به درستی با بازخوانی مفهوم اصلی علایم در فرهنگ موسیقی اروپایی به تزیینات داده است تمایزی است که او میان این دو علامت
از سویی و هر دوی آنها با تکیه از سوی دیگر قائل شده. او اولی را بسیار کوتاه و بدون ارزش زمانی قابل اندازه‌گیری و دومی را کمی کشیده‌تر از اولی و در هر حال هر دو را متفاوت از تکیه می‌داند و تاکید می‌کند که دو نمونه‌ی زیر یکی نیستند. نمونه‌ی ۸٫ (منا ۱۳۸۴: ۲۴)

اما همان‌طور که می‌دانیم در اغلب کتاب‌های سنتور و از جمله دو کتاب دیگری که مشغول بررسی آن هستیم این دو نغمه‌نگاری را معادل می‌گیرند هر چند که گاه به گونه‌های مختلفی اجرا می‌کنند. با این ترفند منا موفق شده علایم و حالت‌های بیشتری برای نگارش اشاره‌ها و زینت‌ها در اختیار بگیرد.

2 دیدگاه

  • سمانه
    ارسال شده در بهمن ۱۲, ۱۳۹۰ در ۹:۲۹ ب.ظ

    سلام. من سمانه آشوری متولد سال ۱۳۷۶ هستم تقریبا ۴ ساله که سنتور میزنم ولی پیشرفت زیادی نداشتم.کتاب شیوهی سنتور نوازی با سپیده و ردیف میرزا عبدالله رو کار کردم ولی نمیتونم زیاد خوب بزنم میشه کمکم کنید

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۲ ب.ظ

    سمانه عزیز،
    با پوزش فراوان، متاسفانه من نمی توانم در این مورد راهنمایی مفیدی بکنم چون معلم سنتور نیستم. شاید بهتر باشد از علیرضا جواهری (http://www.harmonytalk.com/id/1394) یا سامان ضرابی (http://www.harmonytalk.com/id/1714) بپرسید. در ضمن بهتر است دقیق تر شرح دهید که چرا فکر می کنید پیشرفت نکرده اید تا همکاران بتوانند راهنمایی های موثرتری بکنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XV)

در واقع، هم او است که شایع کرد «دستگاه ماهور» همان «گام ماژور» غربی است. در دستور تار اولین تعریف از موسیقی ایرانی در مورد آواز ماهور است:

از روزهای گذشته…

ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی بالایی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (II)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (II)

در این شماره به بررسى چند شیوه ى آموزشى مى پردازم که نه تنها بى ارتباط به مسائل مربوط به تمرینِ هنرجویان نیست بلکه به ترتیب در شماره هاى بعدى ارتباطِ بین شیوه هاى آموزش، با کیفیت و کمیت تمرین را روشن خواهم ساخت.
داستان دیدار بتهوون و لیست

داستان دیدار بتهوون و لیست

هر چند بتهوون در اواخر عمر خود قدرت شنوایی خود را تقریبا” بطور کامل از دست داده بود اما می گویند پس از آنکه در سیزدهم آوریل سال ۱۸۲۳ فرانتس لیست (Franz Liszt) کنسرت بسیار جذابی با پیانو اجرا کرد، بتهوون ۵۳ ساله که در آن زمان در محل کنسرت حضور داشت بر پیشانی این نوجوان ۱۲ ساله بوسه ای می زند و از نوازندگی فوق العاده او تشکر می کند.
منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست

منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست

ما این سی دی ها را به همین دلیل ضبط می کنیم چون وظیفه ماست. کلام و آهنگ و تصنیفش وارد بازار می شود. پدر و مادر ها وظیفه دارند که اینها را گوش کنند و تاریخچه و فلسفه اش را برای بچه هایشان بگویند. ما که این ها را به صورت مجموعه وارد بازار می کنیم. یادم است که روزی در خیابان می رفتم آقایی که موجه به نظر می آمد به سمتم آمد که سی دی “هفت سین” و “چهارشنبه‌سوری” در دست داشت و با من سلام و احوال پرسی کرد. من به او گفتم که می توانم بپرسم که چرا شما این دو تا سی دی را خریدید؟ گفت بچه های من در حال بزرگ شدن با فرهنگ امریکا هستند.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (XI)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (XI)

حالا که تأکید تحقیقات موسیقی شناسانه از “موسیقی” به فرآیندهای موسیقایی و روش های فهم موسیقی تغییر جهت داده است، محدود شدن تقسیم کار توسط دسته های “موسیقی شناسی تاریخی”، “قوم موسیقی شناسی”، و “مطالعات موسیقی مردم پسند” به نظر زائد می رسد. با این حال، درک حوزه ی موسیقایی، که اساس پا بر جا نگه داشتن این تقسیمات و اندیشه های مردم درباره موسیقی و نیز انتخاب های موسیقایی شان است، در بسیاری از نقاط جهان هنوز هم رایج است. اگرچه اکنون ممکن است کمی بیش از برچسب “مردمی” به نظر رسند، که، به همراه دیگر برچسب ها، در فروشگاه های موسیقی برای کمک به انتخاب های موسیقایی مصرف کنندگان پراکنده شده اند، این نوع موضع گیری شان می تواند بسیار گمراه کننده باشد، چراکه میراث های بسیارِ پدید آورنده ی آنها، بر تصورات مرتبط با ارزش ذاتی گونه های مختلفِ بیانِ موسیقایی متکی هستند.
شکوری: برای آهنگسازی تصویر سازی می کنم

شکوری: برای آهنگسازی تصویر سازی می کنم

موضوع های مختلفی می توانست باشد مثل طبیعت یا اتفاقاتی که در زندگی رخ می دهد، چه برای بنده و یا برای اطرافیانم یا در شهری که ساکن هستم و همچنین در دنیا؛ معمولا تصویر سازی می کنم، حتما وقتی که قطعه را می خوانم و می نویسم، تصویر سازی می کنم و مدتها با آن ایده زندگی کرده ام، مانند یک جنین که در دل یک مادر رشد می کند، یک قطعه هم برای من آرام آرام بزرگ می شود و به مرور زمان راه را خودش پیدا می کند که من در آن دست نداشته ام ولی آن ایده اول را من داده ام و باید آن بذر را خوب کاشته باشم و آن قطعه راه خود را پیدا می کند، مثلا یک قطعه برای فلوت و پیانو که برای بنده آهنگسازی اش سخت بود؛ ولی تصویری که از آن داشتم، به نظر من مثل یک شمع بود که در تمام موجودات وجود دارد و ما را می برد، به نام این قطعه فکر کردم و به نام «شعله جان» رسیدم. این نور خودش را نمایان کند و شروع می کند به زندگی کردن، با خوشحالی وارد زندگی می شود… یادم است زمانی که این قطعه را می ساختم و یک ماه قبل تمام شد… دیگر به جایی رسیدم که گمان می کردم نمی دانم این شعله مرا با خود می برد؛ به این شعله گفتم دست مرا بگیر و هر کجا خواستی با خودت ببر، بعد جالب است بدانید یک چیزهای در ملودی اش به وجود آمد که اصلا خودم گمان نمی کردم چنین چیزی بوجود بیاید؛ در انتها هم مثل نور زندگی که یک لحظه تمام می شود، خاموش شد.
کج بشینیم، راستشو بگیم  (III)

کج بشینیم، راستشو بگیم (III)

صحت اغلب این اطلاعات مورد تردید است و داستانهای ضد و نقیضی از زندگی و حتی در مورد زادگاه بیوک آقا گفته می‌شود. آنچه بیش از همه برای من اهمیت دارد موضوع جایگاه ایشان در موسیقی‌ست. همان جمله‌ی نخست نوشته‌ی بالا مایه‌ی حیرت و شگفتی‌ست: “او یکی از بزرگترین نوازندگان تار در ایران بود…!”. (بگذریم از خیالبافی‌های خارق‌العاده‌ و در عین حال خلاقانه‌ای که از این هم فراتر رفته و گاه حتی لباس رهبری ارکستر در روسیه نیز به قامتِ جوانی بیوک آقا می‌پوشانند). پرسش این است: کسی که این عبارت را سالها بعد می‌خواند، چه تصوری از بیوک آقا خواهد داشت؟ لابد او را در کنار غلامحسین بیگجه‌خانی، علی اکبر شهنازی و جلیل شهناز و دیگران در زمره‌ی سرسلسله‌داران تارنوازی ایران خواهد نشاند.
نمودی از جهان متن اثر (I)

نمودی از جهان متن اثر (I)

برای آن که به اعماق روح آهنگساز و اثر او بتوان نظری انداخت تا به چگونگی آنچه او با اشراف به آن یا نادانسته – مخاطب خویش را به دام خوش‌طبعی خویش می‌اندازد – پی بریم، چاره‌ای جز سلاخی آن پیکره بی‌نقص یعنی اثر هنری او نیست چرا که اینجا در جستجوی آن چرا و چگونه‌هایی هستیم که – بی آنکه مجذوب بودن ما در میان باشد- ما را به سوی جوهره‌ای هدایت می‌کند تا از طریق آن بتوانیم با درک آن زیبایی‌شناسی در جستجوی مشابه آن در آثار همان آهنگساز یا آهنگسازان دیگر بپردازیم.
تولد اولین کر فلوت بانوان در ایران

تولد اولین کر فلوت بانوان در ایران

امروزه در سراسر جهان نام «کر فلوت» دیگر نامی آشناست؛ افزایش قابل ملاحظه تعداد نوازندگان فلوت، فروش قابل توجه سازهای خانواده فلوت و گرایش به شنیدن صدایی نو از آثار مشهور موسیقی کلاسیک، مهمترین عوامل در تشکیل کرهای فلوت در دنیا هستند. گرایش روز افزون بانوان به این چابکترین ساز ارکستر سمفونیک، باعث شده، در کرهای فلوت بیشتر بانوان نوازنده حضور داشته باشند تا مردان.
جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا (John Philip Sousa) روز ششم نوامبر سال ۱۸۵۴ در واشنگتن دی سی به دنیا آمد. او آهنگساز و رهبر ارکستر آمریکایی اواخر دوره رمانتیک و سومین فرزند از ده فرزند جان آنتونیو سوزا (متولد اسپانیا از والدین پرتغالی) و ماریا الیزابت ترینخاوس (متولد باواریا، آلمان) بود. پدر جان فیلیپ در ارکستر نیروی دریایی آمریکا نوازنده ترومبون بود؛ به این دلیل سوسادر فضای موسیقی ارکستر های نظامی بزرگ شد.