روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (I)

روی کلتون اوربیسن (1936-1988)
روی کلتون اوربیسن (1936-1988)
روی کلتون اوربیسن (Roy Kelton Orbison) خواننده، ترانه ‌سرا و موسیقی ‌دان راک اند رول آمریکایی که به خاطر صدای متمایز و بانفوذ، ساختار پیچیدهٔ آهنگ‌ها و اشعار احساسی و محزونش شناخته شده ‌است. اوریبسن در تگزاس بزرگ شد و در گروه راک ابیلی-کانتری و غربی در دبیرستان، آغاز به خواندن کرد تا آنکه با شرکت ضبط سان در ممفس قرارداد بست.

بزرگترین موفقیت وی با شرکت ضبط مانیومنت در اوایل و اواسط سال ۱۹۶۰ بود. زمانی که ۲۲ آهنگ وی در بین ۴۰ آهنگ برتر بر روی بیلبورد آمریکا قرار گرفت، همچون: “فقط تنهایی” (Only the Lonely)، “گریستن”، “رویاها” و “اوه، بانوی زیبا”. حرفه وی در سالهای ۱۹۷۰ دچار رکود شد اما مورد استفاده قرار گرفتن یکی از آهنگهایش در فیلمی از دیوید لینچ در سالهای ۱۹۸۰ بار دیگر جانی تازه به آثار او بخشید.

در سال ۱۹۸۸ آلبوم جدید سولوی خود را عرضه نمود و همچنین به گروه The Traveling Wilburys پیوست با حضور: جرج هریسون (George Harrison)، باب دیلن (Bob Dylan)، تام پتی (Tom Petty) و جف لاین (Jeff Lynne). اوربیسن در دسامبر همان سال بر اثر حمله قلبی، در اوج موفقیت درگذشت. وی تجربه های دلخراشی در زندگی داشت از جمله مرگ همسر اولش و مرگ دو فرزندش در تصادفهای جداگانه.

audio.gif قسمتی از “dream baby” اثر اوربیسون را بشنوید

روی اوربیسن به طور طبیعی صدایی میانه داشت با اینحال می توانست نتهای زیر در حد صدای تنور را به سادگی بخواند، دامنه صدای وی سه تا چهار اکتاو بود. به دلیل ترکیب صدای قدرتمند و برانگیخته اوربیسن و موسیقی پیچیده وی، موسیقی او را اپرایی دانستند و همچنین او را “کاروسوی راک” نامیدند، به یاد انریکو کاروسو (Caruso Enrico) خواننده اپرای ایتالیا. خوانندگانی چون: الویس پریسلی و بونو (Bono) صدای اوربیسن را بهترین و خاص ترین صدایی که تا به حال شنیده اند توصیف کردند.

در حالی که دیگر افراد در موسیقی راک اند رول سالهای ۱۹۵۰ و ۶۰ جسارتی بی رحمانه را نسبت به او به تصویر کشیدند که بسیاری از آثار اوربیسن را به سکون، یاس و آسیب پذیری رساند. وی در هنگام اجراهایش بر روی سن ساکن و تنها بود، لباسهای سیاه بر تن و عینکی تیره بر چشم داشت که شخصیتی مرموز به او می بخشید.

audio.gif قسمتی از “you got it” اثر اوربیسون را بشنوید

در سال ۱۹۸۷ توسط ستایشگر همیشگی خود: بروس اسپرینگ استین (Bruce Springsteen) به تالار مشاهیر راک اند رول معرفی شد و همان سال به تالار مشاهیر ترانه سرایان شهر نشویل در ایلالت تنسی آمریکا نیز وارد شد. مجله رولینگ استون در بین ۶۰۰ موسیقیدان با آثار ضبط شده، نام اوربیسن را در رده ۳۷ لیست خود قرار داد و در سال ۲۰۰۸ این مجله او را در رده ۱۳ بین ۱۰۰ خواننده برتر تمام دوران قرار داد.

خانواده اوربیسن در شهر وینک در غرب تگزاس زندگی می کردند که اوربیسن ویژگیهای زندگی در آنجا را چنین توصیف کرده:” فوتبال، نفت، روغن و شن”، او سالها پس از آنکه قادر به ترک این شهر ویران شد، اظهار خوشحالی می کرد. همه فرزندان خانواده اوربیسن دچار ضعف بینایی بودند، بنابراین روی، از همان دوران کودکی عینک بر چشم داشت.

در کودکی مبتلا به بیماری یرقان شد که باعث جلوآمدن گوشهایش شد. اوربیسن نسبت به ظاهر خود اعتماد به نفس نداشت، در سنین جوانی موهایش که به سفیدی می گراییدند را مشکی می کرد. اوربیسن خیلی ساکت بود و خود را بی اهمیت می پنداشت، بسیار مودب و مهربان بود که بر اساس نوشته های بیوگرافر اوربیسن: آلن کلایسون (Alan Clayson) این خصوصیات از تربیت و رویش جنوبی وی سرچشمه داشت، با این وجود اوربیسن همیشه در اوج خوانندگی و شهرت و در زمان مرگش مرکز توجه همگان بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

از روزهای گذشته…

شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

اینها حقیقتاً انسان را ناراحت و دلزده می کند و فکر می کنم راهش این است که یک بازنگری ها و فکرهایی برای به وجود آوردن فضای مناسب رشد برای خود مان بکنیم. تکلیف خود مان را یک مقدار روشن کنیم و به خلاقیت ها بپردازیم و به آنها اجازه رشد بدهیم. خیلی از اتفاقاتی که در سینما می افتند می بینیم جنبه های انتقادی اجتماعی دارند. خب این خیلی خوب است. اما در نهایت انتقادی که راه حل نداشته باشد…
۳۵ سال در کنار هم

۳۵ سال در کنار هم

در میان گروههای Rock و Blues، گروه ZZ Top از معدود گروهایی است که از سال ۱۹۶۹ تا به حال بدون تغییر در اعضای گروه همچنان پا برجا به فعالیت خود ادامه می دهد.
زوج موتر – پروین

زوج موتر – پروین

این دو هنرمند، یکی ویولنیست، دیگری پیانیست و رهبر و آهنگساز، در سال ۲۰۰۲ عقد ازدواج و هم عقد هنری بستند. آن سوفی موتر در ایالت تاریخی بادن در جنوب غربی آلمان متولد شد(۱). روز بیست ونهم ژوئن ۱۹۶۳ بود. در پنج سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد، ولی خیلی زود به ویولن تغییر ساز داد.
کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

چند کنسرواتوار تا کنون برای مسابقات شان یک کنسرتو از سده بیست و یکم برگزیده اند؟ و آخرین باری که اثری از یک آهنگساز ایرانی، و نه آلمانی و اتریشی، انتخاب کرده اند چه زمانی بوده است؟ با توجه به یکصدمین سالگرد تأسیس جولیارد، با گزینش یک کنسرتو از بهزاد رنجبران (استاد همین دانشکده) برای مسابقات ویلنِ سال ۲۰۰۶ یک سنت شکنی صورت گرفته است.
رحمت‌الله بدیعی: «اگر در ایران بودم…»

رحمت‌الله بدیعی: «اگر در ایران بودم…»

رحمت‌الله بدیعی،‌ یکی از برجسته‌ترین هنرمندان موسیقی ایران، سالهاست که در هلند زندگی می‌کند. او در هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) در رشته ویلن کلاسیک آموزش دیده و همچنین در زمینه موسیقی ایرانی با ابوالحسن صبا کار کرده است.
نگاهی کوتاه به هارمونی دوبفسکی (I)

نگاهی کوتاه به هارمونی دوبفسکی (I)

کتاب «هارمونی» نوشته‌ی چهار تن از استادان کنسرواتوار مسکو است. نام و تاریخ مختصر‌ی از فعالیت‌ نویسندگان این کتاب در پیش‌گفتار آمده. هر چهار مولف ‌دارای کرسی استادی بوده و از آن‌ها با عنوان تئوریسین‌ یاد می‌شود. کتاب در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۳۷ (چاپ اول) تا ۱۹۸۴ نه بار تجدید چاپ شده، اما از چاپ چهارم (۱۹۵۵) به بعد تغییری نکرده و این کتاب به احتمال زیاد برای مدتی طولانی کتاب درسی رسمی در کنسرواتوار مسکو بوده است.
یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

سالن خیلی خلوت است؛ تعداد زیادی جا خالی است. عده ای از تماشاگران که جای نامناسبی دارند با متصدیان سالن بحث می کنند و می خواهند جایشان را عوض کنند. متصدیان خونسرد جواب می دهند : “ صبر کنید اگر جایی باقی ماند، حتماً. ” البته آن ها مطمئن بودند حتی یک جای خالی هم باقی نمی ماند!
ششمین سال فعالیت ارکستر هنگام

ششمین سال فعالیت ارکستر هنگام

کنسرت ارکستر هنگام، در ششمین سال فعالیت حرفه ای این گروه، ۸ و ۹ آبان ماه ۸۷ در تالار حافظ شیراز برگزار می شود. ارکستر ملی هنگام، از جمله معدود ارکستر های غیر دولتی ثابت کشور است که از سال ۱۳۸۱ تا کنون به طور پیوسته در شهر شیراز به فعالیت پرداخته است. این ارکستر در سال ۱۳۸۱ در دانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل و پس از یک سال از دانشگاه جدا شد و به طور مستقل به فعالیت خود ادامه داد.
روش سوزوکی (قسمت سی یک ام)

روش سوزوکی (قسمت سی یک ام)

در آلمان، جائی که من بعد از جنگ جهانی اول به عنوان دانشجو زندگی می‌کردم، تورم اقتصادی شدیدی حاکم بود. هیتلر پدیدار و جنگ جهانی دوم آغاز شد. برلین دچار سردرگمی‌ ها و ماجراهای پیچیده ای شده بود، همه از آلمانی‌ و غیرآلمانی درگیر شده بودند؛ در آنجا حتی به دانشجویی مثل من پیشنهاد می‌کردند که: در فلان جا یک خانه پنج طبقه برای فروش موجود می‌باشد، شما می‌توانید آن را در ازای حتی ۱۰۰۰۰ ین (Yen) صاحب شوید و من همیشه رد می‌کردم و می‌گفتم که برای پول درآوردن به آلمان نیامده ام.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

یافتن دلیل این رویکرد همگانی نویسندگان و تفاوتی که با دیگر متن‌ها وجود دارد چندان ساده نیست زیرا عوامل تبدیل شدن قطعات و اشخاص به مرجع، بسیار پیچیده‌ هستند. اما در تحلیل اولیه چند دلیل به ذهن می‌رسد. نخست این که شاید پای نوعی اغراق ملی‌گرایانه‌ی شورویایی در میان بوده و در حقیقت موسیقی‌شناسان به نفع همکاران آهنگسازشان جهت‌گیری کرده باشند. دوم که درست عکس این است، شاید تاریخ موسیقی آوانگارد که تاکنون می‌شناخته‌ایم بیش از اندازه غرب‌محور (اروپای غربی و آمریکای شمالی) بوده است خواه به دلیل آن که نویسندگان در بیشتر سال‌های قرن بیستم دسترسی اندکی به آثار شوروی‌ها داشتند و درنتیجه این آثار در یک فرآیند ته‌نشینی طولانی مدت در کتاب‌های موسیقی‌شناسی جایگاهی نیافته‌اند و خواه به این علت که نوعی خودبینی و خودمحوری در کار منتقدان و موسیقی‌شناسان وجود داشته است.