دنیس برین، مروج هورن (III)

دنیس برین (1921-1957)
دنیس برین (1921-1957)
در نوامبر ۱۹۵۳، برین به رهبری هربرت فون کارایان و به همراهی ارکستر فیلارمونیک برلین کنسرتوهای شماره ۱ تا ۴ هورن موزار را با شرکت EMI ضبط کرد. همچنین در جولای ۱۹۵۴، برین نوازندگی ارگ را در ضبط سرود عید پاک از Cavalleria rusticana اثر پیتر ماسکاگنی (Peter Mascagni) را به رهبری کارایان بر عهده گرفت.

برین هم در ضبط قطعات (که مهمترین آنها عبارتند از پارتینا در “ر” دیترسدروف (Dittersdrof)، سرناد ر مینور دئورژاک (Dvorak) برای سازهای بادی، op.44 و آریای هندل برای دو هورن، ابوا و باسون) و هم در اجرای کنسرت با گروه باروک کارل هاس (Karl Haas) در لندن همکاری کرد.

برین برنامه رادیویی هورن اولیه (The Early Horn) را در سال ۱۹۵۵ تولید کرد. در این برنامه او به بالاتر بودن اهمیت نوازنده نسبت به ساز در تولید آهنگ بی نقص تاکید می کند.

برین باشوخ طبعی خاص خود کنسرتو هورن موزار را با شیلنگ های لاستیکی در جشنواره موسیقی جرارد هوفنانگ در سال ۱۹۵۶ اجرا کرد! برای آماده کردن شیلنگ ها آنها را با قیچی باغبانی به اندازه های مناسب درآورد.

بی خیالی برین زبانزد بود؛ او سالها از یک هورن فرانسوی piston valve با ردیف منظمی از دنتس (dents) استفاده می کرد. به علاوه بنجامین بریتن متن یکی از موسیقی هایش را اینگونه برایش امضا کرد: «برای دنیس- شاید نسخه قبلی را گم کند!». اما از نظر سر توماس بیچام برین یک «نابغه» بود و نوئل گودین نیز معتقد بود که «برین نابغه ای بود که هورن را رام کرد»؛ ساز کهنه او که با بی دقتی مورد استفاده قرار گرفته صدایی مانند سازهای قطعات ضبط شده آن زمان تولید می کرد. این ساز که در تصادف شدیدا آسیب دیده بود توسط Daxmans لندن تعمیر شده و اکنون در آکادمی سلطنتی در معرض تماشای عام قرار دارد.

برین اغلب از آهنگ سازان می خواست که اثرات جدیدی بسازند تا او آنها را بنوازد. بسیاری از آهنگسازان نیز خودشان بدون درخواست برین این کار را انجام می دادند. از جمله آنها می توان به بنجامین بریتن (سرناد برای تنور، هورن و سازهای زهی، سرود ۳)، مالکولم آرنولد (کنسرتو هورن شماره ۲)، پل هیندمیت (کنسرتو برای هورن و ارکستر)، یورک باون (کنسرتو برای هورن، سازهای زهی و ارکستر)، پیتر راسین فریکر (سوناتای هورن)، گوردن جاکوب (کنسرتو برای هورن، سازهای زهی و ارکستر)، ماتیاس سیبر (نتورنو برای هورن و سازهای بادی)، هانری سرل (آوباده برای هورن و سازهای بادی)، ارنست تامنیلسون (راپسودی و رونو برای هورن و ارکستر؛ رومانس و روندو برای هورن و ارکستر)، لنوکس برکلی (تریو هورن، ویولون و پیانو) و الیزابت لوتینز اشاره کرد.

فرانسیس پولانک مرثیه ای برای هورن و پیانو (Elegie for Horn and Piano) خود را در گرامیداشت درگذشت برین ساخت. اتفاقا او زمانی که برین کشته شد در لندن بود و روز پس از مرگ او مرثیه اش را نوشت. این مرثیه دقیقا در سالگرد درگذشت برین برای اولین بار توسط نیل ساندرز و پولانک (پیانو) اجرا شد. در گرامیداشت پنجاهمین سالگرد درگذشت برین اثر جدیدی به نام Fanfare: a salute to Dennis Brain به سفارش سر پیتر مکسول دیویس ساخته و در ۱۵ مارچ ۲۰۰۷ توسط مایکل تامپسون در ناتینگهام اجرا شد. پنجاه هورن نواز با پرداخت ۵۰ پوند به این برنامه با مسئولیت Windblowers of Nottingha کمک کردند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

بله. من از پنج سالگی نوازندگی تار را با یک تار کوچک و با پدرم که معلم تار بود و ویولن به سبک ایرانی، شروع کردم اما بعداً به ویولن گرایش پیدا کردم و ردیف راست کوک ویولن را با پدر کار کردم و وقتی پیش استاد صبا رفتم او از من خواست ردیف را بزنم و با اینکه خود ردیف مخصوص ویولن داشت، ردیف راست کوک را از من قبول کرده و از ردیف چپ کوک شروع کرد. این حسن اخلاق استاد صبا برای هنرآموزان امروز باید سرمشق قرار گیرد.
کلاف سردرگم (IV)

کلاف سردرگم (IV)

جشنواره‌های متعدد استانی با موضوعات مختلف و گستره‌های گوناگون را نیز نباید از نظر دور داشت هر چند که به دلیل جریان مرکزگرای موجود در جامعه‌ی ایران، آن‌ها هم مانند همتایان تهرانی‌شان بودند با همان سردرگمی و گرفتاری‌هایی که شرح داده شد. از جمله‌ی این جشنواره‌ها به برگزاری جشنواره موسیقی استانی و شب‌های موسیقی ایران در شیراز، جشنواره‌ی موسیقی نواحی در کرمان اشاره کرد.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XII)

حالا که تا حدودی از نظریه ی صنعت فرهنگ سازی بحث به میان آمد، نوشتنِ حاشیه بر متنِ آدرنو سخت تر می شود چرا که تمام حرف آدرنو در این جمله خلاصه می شود: هر آنکه در قدرتِ یکنواختی و تکرار شک کند، ابله است.
اُرفِ ایرانی؟ (II)

اُرفِ ایرانی؟ (II)

برخورد با وزن در این قسمت بیشتر با فرهنگ فارسی زبان نزدیک است. بچه‌ها بدون تلاش زیاد برای به کار بردن ترکیبات مصنوعی، تنها با استفاده از اسم همدیگر و جواب‌هایی مانند «اومدم» که در گفت‌وگوی روزمره مورد استفاده است، با الگوهای ریتمیک مختلف آشنا می‌شوند. این همان روشی است که در گذشته در بازی‌های آهنگین ایرانی هم موجود بود. نمونه‌ی معروف آن که شاید هنوز بچه‌ها انجام‌ش می‌دهند «عمو زنجیرباف» و آن «بَعله»ی مشهورش است. در اینجا یکی از خصوصیات اصلی روش آموزشی ارف که تاکید بیشتر، بر آموزش از طریق ریتم است با نوعی آموزش شفاهی قدیمی ایرانی وجه مشترکی یافته. مولف از این همسایگی سود برده و اینها را در هم ادغام کرده است.
نشست کارگروه موسیقی ایکوم

نشست کارگروه موسیقی ایکوم

مطلبی که پیش رو دارید گزارش نشست کار گروه موسیقی ایکوم (cim cim) است که توسط خانم مهتاب نادری تهیه شده است: دوشنبه ۵ آذر، تالار بتهوون خانه هنرمندان، محل برگزاری برنامه کمیته موسیقی ایکوم به سرپرستی پیمان سلطانی بود. در این نشست از مقام هنری رامبد صدیف خواننده قدیمی موسیقی ایرانی و همچنین فوزیه مجد آهنگساز و پژوهشگر با سابقه کشور تقدیر شد.
در باب متافیزیک موسیقی (X)

در باب متافیزیک موسیقی (X)

موسیقی رونوشت اراده یا خواست است. در حالی که سایر هنرها، رونوشت ایده ها هستند. همچنان که خود جهان، عینیت بی واسطه و رونوشتی از کل اراده است، موسیقی نیز رونوشتی از اراده است. در نتیجه، موسیقی مطلقا چون دیگر هنرها، رونوشت ایده ها نیست؛ بلکه رونوشت خود اراده است که ایده ها عینیت آن هستند. موسیقی با دور زدن از کنار این ایده ها، رونوشتی مستقیم از اراده یا خواست است؛ همچنان که خود جهان چنین است. اراده یکبار خود را به صورت مجموعه ای از پدیده های خاص در یک کل بزرگ (جهان) و بار دیگر به صورت موسیقی نشان داده است. موسیقی نماد خواست ماهیت شئ در ذات خویش است و در این وجه هنری، آوای دنیای پنهان به گوش می رسد. موسیقی بدون واسطه ایده ها، به بیان چیزهایی می پردازد که ما هرگز آنها را در سایه ایده ها و مفاهیم درک نخواهیم کرد. اگر بتوانیم آنچه موسیقی بیان می کند را بفهمیم، به فلسفه راستین پی خواهیم برد.
کاری ماری آندروود، بت کانتری

کاری ماری آندروود، بت کانتری

خانم کاری ماری آندروود (Carrie Marie Underwood) متولد ۱۰ مارس ۱۹۸۳، خواننده و سراینده اشعار موسیقی کانتری و هنرپیشه، کسی است که چهار مرتبه برنده “بت آمریکایی”-آیدل آمریکایی، شده است. آندروود برنده جایزه گرمی، سه بار برنده آکادمی موسیقی کانتری و برنده برترین خواننده زن موسیقی کانتری می باشد.
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (I)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (I)

جامعه شناسان همواره به موسیقی به عنوان یکی از انتزاعی ترین هنرها در دوره های مختلف از تحول پژوهش جامعه شناختی نگاه های متفاوتی داشته اند. برای جامعه شناسان مطالعه کارکردهای موسیقی در جهت ایجاد هویت و تلاش برای داخل شدن در زندگی فرهنگی جامعه، موسیقی و سیاست مقاومت در برابر قدرت، مصرف موسیقی و بازتولید جایگاههای طبقاتی، الگوی توزیع اجتماعی مصرف موسیقی و مدیریت احساسات عمومی و… بسیار اهمیت داشته است.
درگذشت یوجین فودور در شصت سالگی (II)

درگذشت یوجین فودور در شصت سالگی (II)

شیوه ماجراجویانه فودور در اواسط دهه ۸۰، بسیاری از فرصت های کاری او را ضایع کرد و زندگی حرفه ایش از کنترل خارج شد. به گفته خودش از مشروبات الکی بسیار می نوشیده و ماری جوانا، کوکائین و هروئین مصرف می کرده است. این اعتیاد باعث شد که تعهدش به نوازندگی بسیار کم شود.
داریوس میلو، آهنگساز بزرگ فرانسوی (II)

داریوس میلو، آهنگساز بزرگ فرانسوی (II)

داریوس میلو در بیشتر آثارش همپای بزرگترین آهنگسازان عصر حاضر است. او در آثارش که بر مبنای تحریر کنترپوانی است، نقشی اساسی را به انوانسیون ملودیک داده است. مجموع آثارش میان قلب و ذهن هارمونی متعادلی برقرار می کند. میلو تحت نفوذ دبوسی، موسورگسکی، ساتی، کوئشلن و استراوینسکی بود. برلیوز، بیزه، شابریه و روسل را دوست داشت و به شومان، واگنر و فرانک چندان علاقه ای نداشت.