تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

هرچند آماتی و استرادیواری، در مرحله اول حرفه اش، برای سازها از ورنی طلایی رنگی گرم با سایه های مختلف استفاده می کردند اما در این زمان (آغاز قرن هجدهم) بود که استرادیواری به ورنی نارنجی متمایل به قرمز روی آورد که به استاندارد سازهایش تبدیل شد. با آغاز قرن هجدهم، استرادیواری به دوران طلایی حرفه اش رسید که تا دهه بیست این قرن ادامه داشت.

در این دوران استرادیواری با انحناهای پهن و مسطح و چهارگوش تر کردن قوس میانی به قالب ها و مدل های بی همتایی دست یافت که به استانداردی برای ویولون سازان آینده تبدیل شدند. استرادیواری در این دوران همیشه از چوب بهترین چنارها و ورنی نارنجی متمایل به قهوه ای با کیفیت غیر قابل مقایسه ای استفاده می کرد.

پسرهای استرادیواری، فرانچسکو * (۱۶۷۱-۱۷۴۳) و اُموبونو ** (۱۶۷۹-۱۷۴۲) از سال ۱۷۰۰ در کارگاه پدرشان کار می کردند و در ساخت ماهرانه ویولون ها، ویولاها و ویولونسل های استاد مشارکت داشتند. اگرچه می توان ردپای پسران استرادیواری را بر روی بعضی از ویولون های ساخت پدرشان در دوره طلایی حرفه اش دید اما به نظر می رسد که آن ها بیشتر در مراحل اولیه ساخت ویولون درگیر بودند و به امور کارگاه رسیدگی می کردند.

در اواخر دهه بیست و اوایل دهه سی قرن هجده، همکاری پسران آنتونیو در ساخت ویولون ها بیشتر مشخص است و حتی تعدادی از ویولون ها نیز (مانند Rawlings) برچسب های مخصوصی داشتند که نشان می داد که توسط افراد دیگری و با نظارت آنتونیو ساخته شده اند. آنتونیو تا قبل از مرگش در سال ۱۷۳۷ به ساخت ویولون های برجسته مشغول بود. هرچند آخرین ویولون های او ریزه کاری های ویولون های قبلی را ندارند اما از لحاظ هر استانداری، سازهای قابل توجهی اند. بسیاری از تکنوازان، آخرین ویولون های استرادیواری را به خاطر صدای اصیل و قدرتمندشان ترجیح می دهند.

جوزپه گوارنری دل جزو
خاندان گوارنری با آندرا گوارنری (Andrea Guarneri) حدودا ۱۶۲۴-۱۶۹۸ آغاز می شود که فعالیتش را به عنوان کارآموز درکارگاه آماتی در دهه ۴۰ قرن هفده شروع کرد و در دهه بعد آنجا را ترک کرد تا کسب و کار مستقل خودش را راه اندازی کند. پسر بزرگ آندرا، پی یترو *** (۱۶۵۵-۱۷۲۰) به مانتوآ (Mantua) نقل مکان کرد که باعث شد مسئولیت کارگاه پدرش به گردن برادر کوچک تر یعنی جوزپه (۱۶۶۶-۱۷۴۰) بیفتد.

در واقع پسر جوزپه، بارتولومیو جوزپه گوارنری **** (۱۶۹۸-۱۷۴۴) بود که جوزف گوارنریوس دل جزو (Joseph Guarnerius del Gesu) لقب داده شد و بزرگترین فرد خانواده اش شد.

در آن زمان کارآموزی در کارگاه ها از یازده سالگی آغاز می شد، در نتیجه این طور به نظر می رسد که جوزپه گوارنری جوان، از دهه دوم قرن هجدهم به طور مداوم در حال آموختن کسب و کار خانوادگیشان بود اگرچه سازهای ساخت این دوره همه به نام گوارنری پدر برچسب خورده اند. در دهه ۲۰ قرن هجده، نوعی ساز در کارگاه گوارنری ساخته می شود که هم از لحاظ صدا و هم از لحاظ ظاهری بسیار پیشرفته تر ار سازهای قبلی است. در واقع در این زمان است که گوارنری دل جزو گاهی به صورت نسبی و گاهی به صورت کامل در ساخت ویولون ها مشارکت دارد.

پی نوشت
*Francesco ** Omobono *** Pietro **** Bartolomeo Giuseppe Guarneri

یک دیدگاه

  • محمدی
    ارسال شده در آذر ۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

    استرادیواری در این دوران همیشه از چوب بهترین چنارها! ؟ آیا از چنار در ساخت ویولن استفاده می شود؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (II)

ضربی: این قطعات در موسیقی قدیم ایران اکثرا دوضربی یا سه ضربی بودند و معمولا به همراه ساز تنبک اجرا می شدند. ضربی هم به مانند چهارمضراب در اکثر ردیف های سازی موسیقی دستگاهی ایران به چشم می خورد و در اکثر مواقع به عنوان اثری مستقل در میان گوشه ها یا تکنوازی ها اجرا می شده است. شاید بارز ترین قطعۀ تحت این عنوان، قطعۀ ضربی اصول از ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی خان برومند باشد که قطعه ایست کاملا مستقل که از توالی نغمات متعدد در دستگاه شور تشکیل شده است.

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.

از روزهای گذشته…

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت اول)

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت اول)

ما برای انجام بسیاری از کارهایمان، به قوانین و استانداردها رجوع می کنیم، وقتی در موسیقی از چیزی به نام نت یا نگارش موسیقی به میان می آید، بی شک لازم است تا استانداردی وجود داشته باشد تا توانایی خوانش آن برای همه قابل دسترسی باشد. در موسیقی قاعده و قراردادهایی وجود دارد و این قانون و قواعد در تمام دنیا به یک شکل ثابتی قابل دسترسی است. با کمک تئوری موسیقی، هنرمندان موسیقی (و بخصوص اهالی موسیقی کلاسیک)، موسیقی را اجرا و آنالیز میکنند.
در باب متافیزیک موسیقی (IV)

در باب متافیزیک موسیقی (IV)

از سوی دیگر، اگر این رابطه رابطه ای غیر منطقی یا رابطه ای باشد که تنها با اعداد بزرگ قابل بیان است، هیچگونه تطابق عقلانی در ارتعاشات رخ نمی دهد، بلکه “این ها دائما بر سر هم فریاد می زنند” و به این ترتیب در برابر اینکه همراه با هم وارد درک ما شوند مقاومت می کنند و از این رو دیسونانس به حساب می آیند. در نتیجه این نظریه، موسیقی وسیله عقلانی ساختن نسبت های گویا (یا منطقی) و اصم (یا غیر منطقی) عددی است، البته نه به شیوه ریاضی و با کمک مفهوم، بلکه با در آوردن آنها به هیئت شناختی که کاملا مستقیم است و همزمان حواس را تحت تاثیر قرار می دهد.
ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

ارکستر فیلارمونیک برلین برای سالیان متمادی به عنوان یکی از پیشگامان اجرای موسیقی سمفونیک در جهان مطرح بود، نام آن با واژگانی چون تکنیک فوق العاده، اجرای گستره وسیعی از سبکهای موسیقی کلاسیک، سونوریته درخشان مترادف است. برلین، به عنوان شهری که برای مدتی نزدیک به ۱۰۰ سال یکی از مراکز بزرگ فرهنگ و هنر در سرتاسر جهان بوده است، همیشه در جذب علاقمندان موسیقی با اجراهای فوق العاده قوی ارکستر فیلارمونیک خود، موفق بوده است.
خداوندگار سنتور (II)

خداوندگار سنتور (II)

استاد فرامرز پایور در جهت حفظ میراث موسیقی ایرانی، «رنگ شهر آشوب» که یکی از آثار قدیمی موسیقی ایرانی است را در خرداد ماه ۱۳۶۳، به نت درآورد و بعد آن را به طور کامل اجرا و ضبط کرد
ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج (Erol Erdinç)، متولد ۱۹۴۵، پس از فارغ التحصیلی در رشته های نوازندگی پیانو و آهنگسازی از کنسرواتور آنکارا به تدریس در همان کنسرواتور پرداخت. او در سال ۱۹۷۵ به پاریس رفت و رهبری را نزد موزیسین های مشهوری مانند ژان مارتینون ( Jean Martinon ) در کنسرواتوار پاریس و پی یر دروو (Pierre Dervaux) در مدرسه ملی موسیقی پاریس (Ecole Normal de Musique de Paris) فراگرفت. اردینج در سال ۱۹۸۰ به ترکیه بازگشت و رهبر اپرا و باله آنکارا شد. او در سال ۱۹۸۳ به استانبول رفت و رهبر اصلی (chief conductor) و مدیر موسیقی ارکستر سمفونیک استانبول شد.
«ماندالای درون» منتشر شد

«ماندالای درون» منتشر شد

آلبوم «ماندالای درون» شامل مجموعه قطعاتی برای پیانو با آهنگسازی و اجرای سام اصفهانی توسط انتشارات ماهور به بازار آمده است. این اولین آلبوم مستقل سام اصفهانی به عنوان نوازنده و آهنگساز است که منتشر شده است.
کیونگ- وا چانگ (I)

کیونگ- وا چانگ (I)

خانم کیونگ- وا چانگ (Kyung-wha Chung) متولد ۲۶ مارچ ۱۹۴۸ سئول – کره جنوبی، ویولنیست و پیشرو موسیقی کلاسیک آسیا است. خانم چانگ در سن سه سالگی حرفه موسیقی را آغاز نمود. در سن هفده سالگی شهرتی در رده دیگر ویولنیستهایی همچون پینچاس زوکرمن (Pinchas Zukerman) و ایزاک پرلمن (Itzhak Perlman) به دست آورد. وی به عنوان نوازنده آثار رومانتیک و مدرن شهرت دارد. او همچنان در زمینه شرکت در کنسرتها بسیار فعال است و دامنه نوازندگیش را تا آثار باروک در سالهای اخیر گسترش داده.
ارول گارنر، ترانه میستی و جز استاندارد

ارول گارنر، ترانه میستی و جز استاندارد

برای نوشتن شرح حال نوازنده ای که بیش از هر چیز به “آن کسی که میستی – Misty – را ساخته” شهرت دارد، بد نیست ابتدا کمی درباره ترانه جز استاندارد و اهمیت آن بگوییم، زیرا این ترانه که موسیقی آن- به قصد اجرای بدون کلام – در سال ۱۹۵۴ توسط پیانیستی به نام ارول گارنر ساخته و سپس اشعار آن توسط جانی برک (Johnny Burke) سروده شد، یک ترانه جز استاندارد به شمار میرود.
شیوه ای برای نت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (I)

شیوه ای برای نت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (I)

موسیقی میکروتونال بر اساس فواصل کمتر یا بیشتر از ترکیبات پرده و نیم پرده شکل می گیرد. این فواصل متنوع بوده و اندازه های گوناگون را شامل می شوند. همچنانکه امروزه برای نشان دادن تغییر فاصله به اندازه نیم پرده از علائم “بمل” و “دیز” استفاده می شود برای نشان دادن فواصل میکروتونال نیز علائم عرضی متفاوت ابداع شده است. به هنگام مطالعه نوشته های مرتبط با میکروتونالیته با انبوهی از مدلهای پیشنهادی برای نوشتار موسیقی مواجه می شویم. تعدد مدلها گویای عدم اتفاق نظر برای ابداع علائمی واحد است. دلیل این مسئله می تواند تاکید بر دقت درتعیین اندازه فاصله یا اعمال سلیقه شخصی فرد ارائه دهنده علامت باشد. مثالی از این مورد تفاوت علائم ربع پرده در دیدگاههای مختلف است:
به زبان ایرانی (II)

به زبان ایرانی (II)

در این که ملودی در موسیقی ایرانی (و شاید موسیقی‌های شبیه آن) اهمیتی به‌سزا دارد شکی نیست اما در نحوه‌ی استفاده از این جایگاه خاص برای حل شدن در متن ساختار موسیقایی دیگر، و به‌کارگیری آن برای آفریدن زبان موسیقایی سمفونیکی که مختص این فرهنگ باشد ابهامات فراوانی هست.