سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VI)

سر توماس بیچام (1879 – 1961)
سر توماس بیچام (1879 – 1961)
بیچام با نزدیک شدن تولد شصت سالگیش تصمیم گرفت که یک سال از دنیای موسیقی فاصله بگیرد و تعطیلاتش را در یک کشور آفتابی سپری کند. اما شروع جنگ جهانی دوم در ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ برنامه های او را به هم زد و در عوض مجبور شد برای تضمین آینده ارکستر فیلارمونیک لندن که حامیانش پشتیبانی مالی خود را با اعلام جنگ قطع کرده بودند، مبارزه کند.

بیچام در بهار ۱۹۴۰ انگلیس را ترک کرد و بعدا توضیح داد که «به من اطلاع دادند که مورد اضطراری است و من هم خودم را رساندم». بیچام ابتدا به استرالیا و سپس به آمریکای شمالی رفت.

در سال ۱۹۴۱ او مدیر موسیقی ارکستر سمفونیک سیاتل شد. اولین بار ارکستر سیاتل را در ۲۰ اکتبر ۱۹۴۱ رهبری کرد و آخرین کنسرتش در ۱ نوامبر ۱۹۴۳ برگزار شد. تعداد کمی از این کنسرت ها از شبکه Mutual-Don Lee پخش شدند و بر روی دیسک نیز نگهداری شدند.

از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ بیچام رهبر اصلی جشنواره های مونترال بود. در سال ۱۹۴۲، بیچام و برونو والتر، دستیار سابقش، به عنوان رهبران ارشد به اپرای مونترال پیوستند. بیچام کارش را در آنجا، با اقتباس خودش از فیبوس و پان (Phoebus and Pan) از کانتاتای کمیک باخ آغاز کرد و سپس Le Coq d’Or را اجرا کرد. رپرتوار اصلی او فرانسوی بود: کارمن (Carmen)، لوئیز (Louise) (با گریس مور)، مانون (Manon)، میگنون (Mignon) و داستان های هوفمان. بیچام علاوه بر ارکستر های سیاتل و مت (Met)، رهبر میهمان ۱۸ ارکستر آمریکایی دیگر نیز بود.

بیچام در سال ۱۹۴۴ به انگلیس بازگشت. پیوستن دوباره او به ارکستر فیلارمونیک لندن از لحاظ موسیقایی یک موفقیت به شمار می رود. اما این ارکستر که در غیاب او به یک تعاونی خود گردان تبدیل شده بود سعی داشت که او را به عنوان مدیر هنری با حقوق معین استخدام کند.

بیچام پاسخ داد که «من قطعا این را نمی پذیرم که هیچ ارکستری به من حقوق بدهد. بلکه یک ارکستر بزرگ دیگر راه اندازی می کنم تا حرفه ام را به نحو احسن به پایان برسانم». والتر لگ (Walter Legge) ارکستر فیلارمونیک را در سال ۱۹۴۵ تأسیس کرده بود. بیچام اولین اجرای آن را رهبری کرد اما همانطور که او تمایل نداشت از نوازندگان ارکستر سمفونیک لندن حقوق بگیرد تمایلی نداشت که به عنوان حقوق بگیر لگ، دستیار سابقش، مشغول به کار شود.

بیچام در سال ۱۹۴۶ ارکستر فیلارمونیک سلطنتی (RPO) را راه اندازی کرد و با انجمن فیلارمونیک سلطنتی به این توافق رسید که این ارکستر جدید باید جایگزین ارکستر فیلارمونیک لندن در تمام اجراهای انجمن فیلارمونیک شود. مانند سال های ۱۹۰۹ و ۱۹۳۲ دستیاران بیچام مجبور شدند که به صورت مستقل شروع به کار کنند.

بیچام سپس با فستیوال گلایندبورن به این توافق رسید که ارکستر فیلارمونیک سلطنتی، ارکستر مستقر در گلایندبورن در فصل تابستان باشد. بیچام حمایت مالی از ارکستر خود را با مذاکره برای قراردادهای سودآور برای ضبط موسیقی با شرکت های آمریکایی و انگلیسی تضمین کرد. اعضای اصلی ارکستر فیلارمونیک سلطنتی عبارت بودند از: جرالد جکسون، رجینالد کِل، آرشی کامدن (Archie Camden)، لئونارد برین، دنیس برین و جیمز برادشاو.

این ارکستر بعد ها به خاطر گروه ثابت نوازندگان اصلی سازهای بادیش شهرت یافت که اغلب به آن خانواده سلطنتی گفته می شد که متشکل بود از: جک برایمر (کلارینت)، گیدیون بروک (باسون)، ترنس مک دونا (Terence McDonagh) (ابوا) و جرالد جکسون (فلوت).

ارکستر فیلارمونیک سلطنتی در سال ۱۹۵۰ توانست تور بزرگ و توانفرسایی را در ایالات متحده آمریکا، کانادا و آفریقای جنوبی برگزار کند. در جریان تور آمریکای شمالی بیچام چهل و نه کنسرت را هر روز پشت سر هم رهبری کرد!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

مستر کلاسهای آواز فلورانس لیپت برگزار می شود

مستر کلاسهای آواز فلورانس لیپت برگزار می شود

فلورانس لیپت (Florence Lippett) خواننده اپراتیک از تاریخ چهارم بهمن ماه امسال، اقدام به برگزاری مستر کلاس های آواز کلاسیک می کند. علاقه مندان می توانند با تماس با شماره های ۷۷۶۲۰۷۷۴ – ۷۷۶۲۰۷۵۳ از امروز ثبت نام نمایند. فلورانس لیپت از یک خانواده موسیقیدان و در شهر دوور انگلستان بدنیا آمد. پدر و پدربزرگ او از خوانندگان پرکار و فعال کاتیدرالهای انگلیس بودند و لذا وی تعلیم آواز را از سن ۱۳ سالگی و با اساتید آوازی چون لزلی تراماتیک (Lesley Tremethick) آغاز کرد.
دورین

دورین

در مقاله پیشین به بررسی مد لیدین پرداختیم و نمونه های صوتی آن را با هم مرور کردیم. در این قسمت به مد «دورین» می پردازیم. ابتدا یک مد دورین می سازیم؛ با نیم پرده بالا بردن درجه ششم گام مینور به دورین دست پیدا می کنیم:
درباره حسینعلی ملاح (II)

درباره حسینعلی ملاح (II)

تخصص او در موسیقی علمی و عملی و در شعر ادیب پارسی و آشنایی به زبان های دیگر همگام با عشق به پژوهش از وی پژوهشگری کم نظیر و مطمئن ساخت به نحوی که بنا به قول استاد بزرگوار زنده یاد دکتر محمد تقی دانش پژوه دانشمندی چون مجتبی مینوی با آن وسواس علمی فیش های موسیقی خود را به وی می سپرد که یادآور سفارش علامه دهخدا در تحویل فیش های لغت نامه به دکتر معین است تا سیر تحقیق در باب تشویق تداوم یابد حسینعلی ملاح از نخستین کسانی بود که آقای مهدی ستایشگر صاحب اثر واژه نامه موسیقی را در این کار تشویق و ترغیب نمود و راهنمایی های موثری جهت این کار برای ایشان انجام داد.
یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

سالن خیلی خلوت است؛ تعداد زیادی جا خالی است. عده ای از تماشاگران که جای نامناسبی دارند با متصدیان سالن بحث می کنند و می خواهند جایشان را عوض کنند. متصدیان خونسرد جواب می دهند : “ صبر کنید اگر جایی باقی ماند، حتماً. ” البته آن ها مطمئن بودند حتی یک جای خالی هم باقی نمی ماند!
ریچارد اشتراوس (III)

ریچارد اشتراوس (III)

استرائوس برای آنکه بدرو از سیاست باقی بماند تصمیم داشت موقعیت خود را در این پست (رئیس مرکز فرهنگ و موسیقی آلمان)حفظ کند، تصمیمی بخاطر آن بسیار سرزنش شد. زمانی که در این پست بود “المپیک هامن” (Olympische Hymne) را برای المپیک تابستانی ۱۹۳۶ نوشت و توانست با چندین سرباز آلمانی ارتباط دوستانه ای برقرار کند. در حقیقت قصد اصلی او حفاظت از جان عروسش آلیس، بود (شخصی که یهودی و تحت تعقیب گشتاپو بود) در سال ۱۹۳۵ استرائوس به دلیل آنکه از حذف برنامه اجرای اپرای دوست یهودیش استفان زویک امتناع نمود، مجبور به استعفا از “مرکز فرهنگ و موسیقی آلمان” شد. وی به زویگ نامه ای حمایت آمیز نوشت و به نازیها توهین فراوان کرد که این نامه توسط گشتاپو از بین رفت.
واپسین سالهای زندگی بتهوون  – قسمت اول

واپسین سالهای زندگی بتهوون – قسمت اول

در بررسی دوره های مختلف زندگی بتهوون، دوازده سال آخر زندگی بتهوون بسیار مورد توجه است. پس از مرگ برادرش کارل – کاسپر (Karl-Kaspar) در سال ۱۸۱۵، او چندین سال متمادی به منظور بر عهده گرفتن سرپرستی برادر زاده اش کارل در کشمش و نزاع با زن برادرش به سر برد.
آلبوم عکس به همراه موسیقی از مراسم تجلیل استاد دهلوی

آلبوم عکس به همراه موسیقی از مراسم تجلیل استاد دهلوی

مراسم بزرگداشت استاد دهلوی در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۸۳ در خانه هنرمندان در تهران برگزار شد. در این مراسم هنرمندان و اساتید موسیقی ایران از جمله سرکار خانم قاجار، سوسن دهلوی (اصلانی)، وزیری تبار و آقایان هوشنگ ظریف، منوچهر صهبایی، محمد سریر، امین الله شهمیری، داوود گنجه ای، رشیدی، پور حسینی و … شرکت داشتند.
موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر (II)

موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر (II)

در ژرف اندیشی هنری انسان به مشاهده گری بی تعلق بدل می شود. اما مقصود این نیست که ژرف اندیشی هنری چیزی دل انگیز نیست. برای مثال، اگر من به یک شیء همچون شیئی هوس خیز یا هوس انگیز بنگرم، دیدگاه من، دیدگاه ژرف اندیشی هنری نیست؛ در این صورت من نگرنده ای دلبسته ام و در واقع بنده یا ابزار خواستم. اما من می توانم به شیء زیبا ، نه همچون چیزی هوس خیز یا هوس انگیز، که تنها و تنها به ارزش هنریش بنگرم.
ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (II)

ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (II)

در سال ۱۹۴۵ موقعیت وی بحرانی تر شد چرا که پلیس گشتاپو او را به شدت تحت فشار قرار داده بود، از این روی، به سوئیس گریخت. در این دوره بیشتر روی آهنگسازی کار می کرد. آثارش شامل آثاری برای پیانو، ارکستر و سونات بود. تا دسامبر ۱۹۴۶ وی موضع خود را مبنی بر طرفداری و مشارکت با سوسیالیستهای ملی مشخص کرد.
کتابی تازه از پدر اتنوموزیکولوژی ایران

کتابی تازه از پدر اتنوموزیکولوژی ایران

از محمد تقی مسعودیه (۱۳۷۷-۱۳۰۶) که به حق پدر اتنوموزیکولوژی ایران لقب گرفته، کتاب ها و مقاله های بسیاری به زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و پارسی در زمان حیات خود او انتشار یافته است.