پدرام فریوسفی: با بارنبویم ۵۰ کنسرت داده ام

پدرام فریوسفی در حال اجرای
پدرام فریوسفی در حال اجرای "سوگواری باد" با ارکستر فیلارمونیک ایرانیان (تصویر از سایت نای- عکاس مهدی توسلیان)
آیا با رهبران خارجی هم کار کردید؟
با دانیل بارنبویم نزدیک پنجاه کنسرت داده ام، در ورک شاپی هم با پیر بولز کار کردم، در واقع او ارکستری که من در آن می نواختم را با قطعاتی از بارتوک، هدایت کرد. با آش فیش که رهبر بزرگی است و دستیار بارنبویم هست هم در اسپانیا کار کرده ام. اسم این ارکستر دیوان شرقی و غربی است که نوازندگانی از سراسر دنیا دارد.

نوع انتخاب نوازندگان این ارکستر چگونه بود؟
این ارکستر دعوت کرده بود از نوازندگان سراسر دنیا برای همکاری و در سه مرحله آنها را انتخاب میکرد. اول یک فیلم از اجرایمان به صورت سولیستی باید میفرستادیم، در صورت تایید دعوت به آزمون حضوری میشدیم و در صورت قبولی در این مرحله وارد ارکستر میشدیم ولی در همین مرحله هم ممکن بود توسط باربویم از ارکستر اخراج شویم! چنانکه چندین نوازنده به همین صورت از همکاری با ارکستر منع شدند!

همکاری شما با ارکستر فیلارمونیک ایرانیان چطور شکل گرفت؟
آرش گوران از دوستان من بود، او یک موسیقیدان کاردان، آهنگساز، پیانیست و رهبر با استعداد است. در یکی از ضبطهایش که در حال نواختن آلتو بودم به من پیشنهاد داد به دیدن ارکسترش بروم که در حال تمرین قطعه ای از کانچلی بود؛ من هم به تالار رفتم برای دیدن تمرین آنها و با این پیش زمینه فکری که این ارکستر هم ارکستر ضعیفی است مانند بیشتر ارکسترهای ایرانی… هنوز به سالن تمرین نرسیده بودم، صدایی از ارکستر را شنیدم که متوجه شدم صدای این ارکستر متفاوت است و صدا دهی خوبی دارد.

صدای این ارکستر مرا تحت تاثیر قرار داد و مشخص بود که آرش گوران در هدایت ارکستر حرف زیادی برای گفتن دارد. کار را شنیدم و نت سولوی ویولای کانچلی را گرفتم و بعد از مدتی با تمرین با آقای گوران کار را آماده کردیم. این کنسرت عکس العمل های خوبی را در بر داشت، مخصوصا خانم تامارا که پیانیستی گرجی و هموطن کانچلی است که می گویند با کانچلی هم کنسرت داده، بعد از برنامه به ما گفت، تا به حال کانچلی را اینگونه نشنیده بودم و بسیار از کنسرت راضی بود.

از سفارت گرجستان آمده بودند و حتی قرار بود خود کانچلی دعوت بشود به ایران که امکان مالی اش فراهم نشد.

همکاری مسئولین با ارکستر چطور بود؟
همکاری خوبی وجود نداشت؛ این نوازندگان بدون چشم داشت مالی ۷ ماه هفته ای یک یا دو بار در تمرین ها حضور پیدا کرده بودند ولی مسئدولان روزی ۹۰ یا ۱۰۰ تومان از آنها اجاره سالن تمرین می خواستند. حتی بنیاد رودکی برای هر روز کنسرت پنج میلیون پول از این ارکستر نوجوان که میانگین سنی نوازندگانش ۱۸ سال بوده پول خواسته!

به جای اینکه آنها از این ارکستر جوان حمایت کنند، هزینه ای را هم برگردن آن انداختند! حتی صدابرداران برنامه یکبار تمرین جدی مارا نشنیدند و متاسفانه نتیجه هفت ماه تمرین این ارکستر با صدابرداری ضعیفی همراه بود.

در ایران کنسرت دادن و ندادن تغییر چندانی را ایجاد نمیکند، شما این همه هزینه مادی و معنوی میکنید ولی از نظر مادی و معنوی نتیجه ای نمیگیرید، چرا باید باز این کار را تکرار کنید؟! چرا سولیست های بزرگ بین المللی همیشه روی صحنه هستند، درست است که تواناییش را هم دارند ولی در ایران هم هنرمندان توانا داریم، چرا آنها روی صحنه نیستند؟ چون نتیجه زحماتشان را اینگونه داده اند. هزینه زیاد، صدابرداری بد، برخورد بد، بازتاب مطبوعاتی و رسانه ای ضعیف و … همه دلسرد میشوند.

20 دیدگاه

  • sorush
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۰ در ۵:۳۸ ب.ظ

    من از مدیر این سایت یک انتقادی دارم ، در این مصاحبه ذکر شده که این آقا ۵۰ تا کنسرت دادن با بارمبوم !! آیا می‌شه کسی‌ ۵۰ تا کنسرت با چنین شخصیتی بدهد اما وقتی‌ اسم ایشون را با فونت انگلیسی در گوگل سرچ بکنید حتا یک خط در مورد ایشون مطلبی وجود نداشته باشد ؟؟؟؟ چرا بدون اینکه برسی‌ کنید هر مطلب غیر معتبری رو میذارید روی سایت ؟ دو روز دیگه همه میگن ما با فلان ارکستر کنسرت دادیم ، اما همه دروغ و دروغ

  • ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۰ در ۷:۲۹ ب.ظ

    دوست گرامی من جای شما باشم کمی محتاط تر عمل میکردم
    اولا مرسوم نیست که ارکسترها نام نوازندگان خود را روی سایت بگذارند
    دوما بهتر است برای چک کردن صحت این ادعا اول برنامه هایی که این ارکستر اجرا کرده را در آن مقطع چک کنید. تصاویری از این کنسرتهای موجود است به علاوه فیلمهایی که شبکه متسو از این ارکستر پخش کرد
    یک تصویر هم بنده دارم که میتوانید آقای پدرام فریوسفی را در آن ببینید که پولت دوی ویولون اول جایگاه اوست:
    http://www.harmonytalk.com/wp-content/uploads/2011/09/divan-barenboim-pedram-faryousefi.jpg

  • حسام
    ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۹۰ در ۸:۱۳ ب.ظ

    البته سجاد جان پولت دوم ویلن دوم .اگر دقت کنید پسر بارنبویم دانیل مایستر ارکستره و کنترباسها پشت ویلن اولها هستند

  • ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۹۰ در ۸:۱۹ ب.ظ

    سلام
    درسته دوست عزیز، ارکستر به شیوه قدیمی نشسته و دو طرف رهبر ویولونها هستن

  • آیدین احمدی نژاد
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۹۰ در ۳:۲۵ ب.ظ

    چند نکته:
    ۱- سایت هارمونی تاک حرفه ای بودن و تخصصی بودن خودش را در این سالها به خوبی نشان داده و جامعه موسیقی کلاسیک ما هم آنقدر وسیع نیست که تحقیق صحت اخبار کار پیچیده ای باشد. در ضمن دروغ را وقتی کسی میگوید که برایش نفعی داشته باشد و همکاری این عزیزان با مایسترو برنبویم نفع که نداشته هیچ، بی ضرر هم نبوده!
    ۲- اگر قرار بود دوست عزیزم جناب فریوسفی ادعا کنند میگفتند یک کنسرت نه ۵۰ کنسرت!
    ۳- اگر پدرام فریوسفی در ارکستر مایسترو برنبویم هم ساز نزده بود، از نظر من توانائیهایش به هیچ عنوان زیر سوال نمیرفت.اقای فریوسفی جزو هنرمندان دیکته ننوشته نیست. اصولا توانایی این عزیزان باعث شد چنین موقعیتی برایشان فراهم بشود. هر چند در پیشرفت حرفه ای او و دیگر دوستان مانند آقای کیارس این همکاری بسیار مثبت و سازنده بوده است.
    اینکه به جز نوازندگی، عملگرایی این فرد خاص همیشه برای من احترام برانگیز است. و خوشبختم که شرایط دشوار موسیقی مملکت باعث نشده چنین نوارندگانی به وجود نیایند.
    با تشکر

  • Saeed
    ارسال شده در شهریور ۲۴, ۱۳۹۰ در ۲:۰۸ ق.ظ

    سلام
    ضمن ابراز خشنودی از موفقیّت هنرمندان ایرانی ممنون می شوم در صورت امکان از آقای پدرام فریوسفی بخواهید اطّلاعات جزیی تری درباره اجراهای ایشان با آقای بارنبویم را در اختیار ما بگذارند مانند تاریخ، محل، رپرتوار و …، که بتوانیم نمونه ای از آنها را پیدا کنیم و از دیدن و شنیدنشان لذّت ببریم
    با تشکّر

  • farshad
    ارسال شده در شهریور ۲۴, ۱۳۹۰ در ۵:۰۳ ب.ظ

    daniel barenboim )induste azize ma deghat kone esme latine in shahakhso man daghigh neveshtam in agha khyli pianiste khubiham :)hastan lazem nis ke shoma beshnasin

  • farshad
    ارسال شده در شهریور ۲۴, ۱۳۹۰ در ۵:۰۷ ب.ظ

    surush ye khode daghigh nistesh boro youtube filmash hastesh fadad sham:)

  • یاسر
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۹۰ در ۱:۴۷ ق.ظ

    قدرت نوازندگی آقای فریوسفی خود دلیلی بر اثبات این شخص است. مهم نواختن در فلان ارکستر نیست. مهم وضعیت فعلی ایشان و جایگاه موسیقایی است.

  • barbod
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱:۳۶ ق.ظ

    من واقعا فکر نمیکنم ویلون نوازهای ایرانی / حتی درمرحله مقدم ورودبه یک ارکستر معتبر اروپا قبول بشن .

  • mohamad
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۰۲ ق.ظ

    آقای باربد این عقیده شما ناشی از تو سری خور شدن ایرانی هاست در چندین و چند سال. . . اگر خوب چشمتونو باز کنید می بینید واقعیت چیز دیگه ای را میگه و موزیسین های ایرانی در کنار بقیه ملتها مشغول به کار هستند. آقای فریوسفی یکی از نمونه هاست افراد خیلی زیادی هم هستند که هم نوازنده ارکستر و هم سولیست هستند و ایرانین

  • Arash
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۹۱ در ۹:۱۱ ق.ظ

    Here you go: http://www.west-eastern-divan.org/fileadmin/files/Bilder/gallery/Bild-5a.jpg

  • فریدون
    ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۹۲ در ۳:۴۱ ق.ظ

    مدتی پیش چند اجرای کلاسیک از گروه سل راگوش دادم وکم مانده بودازموسیقی کلاسیک بیزارشوم اجراهایی بسیار ضعیف وکودکانه .حالا شما ادعا می کنیدموزیسین های ایرانی توانایی زیادی دارند یاشما ازموسیقی کلاسیک چیزی نمی دانید یابا تعصب حرف می زنید من کاملا با آقای باربد موافقم. موسیقی کلاسیک در کشور ما در مرحله خیلی پایینی است

  • ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۹۲ در ۵:۲۳ ب.ظ

    آقای محترم! سفسطه نکنید! اگر شما اطلاعاتتان از وضعیت موسیقی کلاسیک در ایران در حد شنیدن و قضاوت در مورد گروه سل است، مشکل از شماست. وقتی صحبت از موزیسین ایرانی در جهان موسیقی کلاسیک می کنید باید نامهایی مثل رهبری، اصلانیان، چکنواریان، مشکات، خادم میثاق و… بسیاران دیگری را در ذهن مرور کنید، سپس قضاوت کنید.

  • فریدون
    ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۹۲ در ۳:۴۶ ق.ظ

    این عکسی هم که گذاشتید فکرکنم ارکسترسنفونی متشکل ازجوانان کشورهای مختلف باشد نه یک ارکستر معتبر اروپایی

  • ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۹۲ در ۵:۲۰ ب.ظ

    جهت اطلاع شما که فکر می کنید این ارکستر معتبر نیست، دیشب سمفونی شش بتهوون با اجرای همین ارکستر و همین رهبر در برنامه بی بی سی پرامز پخش شد.

  • خطیبی
    ارسال شده در خرداد ۵, ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۰ ب.ظ

    معمول هست که وقتی نوازنده ای بعنوان سولیست با ارکستر یا رهبری همکاری میکند عنوان کند با فلان رهبر کنسرت داشته ام. ولی در صورتی که نوازنده یک ارکستر چند ده نفری باشد معمولا عنوان می شود که عضو یا نوازنده فلان ارکستر هستم. فکر میکنم علت این بحث که اینقدر طولانی شده نیز همین هنجار شکنی جناب فریوسفی هست.

  • ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۲ ق.ظ

    نه دوست گرامی همیشه اینطور هم نیست، با بعضی رهبران به قدری کار کردن سخت است که حتما نوازندگان نام می برند که در ارکستر فلان رهبر بودند. رهبران بزرگی مثل کارایان خیلی وقتها نوازنده را در حین تمرین از ارکستر هم اخراج می کردند! البته آقای بارنبویم هم در این ارکستر چنین کاری کرده است. در چنین ارکسترهایی رهبر به اندازه سازمان ارکستر قدرت دارد. در بعضی از ارکسترها انتخاب و اخراج نوازنده به رهبر مربوط نیست و هیات مدیره ارکستر چنین قدرتی دارند.

  • خطیبی
    ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۹۲ در ۶:۲۲ ب.ظ

    بعله در رابطه با سخت گیری بسیاری از رهبران شکی نیست. اما عبارت با بارنبویم ۵۰ کنسرت داده ام مربوط به نوازنده سولیست است نه نوازنده داخل ارکستر! حالا اینکه رهبر قدرت زیادی در هیات و سازمان یک ارکستر دارد و نوازندگی در ان ارکستر دقت نیاز دارد ربطی به عنوان این گفته ندارد.

  • ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۲ ب.ظ

    اگر گفتگوهایی که با نوازندگان ارکستر و نه سولیست ها انجام شده را بخونید خواهید دید که در مورد رهبرها هم صحبت کردند به همین شکل. در همین سایت هم نمونه هایی باید وجود داشته باشه البته در مصاحبه های نوازندگان ارکستری مانند نوازندگان هورن و ابوا باید سرچ کنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

در باب متافیزیک موسیقی (I)

در باب متافیزیک موسیقی (I)

چهار صدا یا بخش آوازی هرگونه هارمونی، یعنی باس، تنور، آلتو و سوپرانو یا تونیک، سوم، پنجم و اکتاو، مطابق چهار درجه سلسله هستی ها، یعنی قلمروهای کانی، گیاهی، جانوری و انسانی اند. دیگر گواه چشم گیر این امر یکی از قاعده های اصلی موسیقی است که می گوید فاصله باس در زیر سه صدا یا بخش بالایی بسیار بیشتر از فواصل آنها میان خودشان است، طوری که باس هرگز نمی تواند نهایتا بیش از یک اکتاو به آنها نزدیک شود، بلکه اغلب حتی به فاصله ای بیشتر زیر آنها واقع می شود.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IV)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IV)

همان‌طور که ذکر شد، در آنالیزی که می‌خوانید، نسخه صوتی «قطعه‌ای در ماهور» که توسط انتشارات ماهور در آلبومی به نام «گروه‌نوازی» منتشر شد را به عنوان نسخه مرجع قرار دادیم، چرا که به خاطر ضبط استودیویی، اشکالات اجرایی قابل اصلاح بوده است و طبعا، این نسخه مورد تایید نهایی آهنگساز نیز بوده است.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VIII)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VIII)

ابو حسن علی بن نافی که به خاطر چهره ی سیاه و کلام حکیمانه اش به زریاب معروف بود. او از مشهورترین موسیقیدانان زمان خود و اندلس شمرده می شود. زریاب از شاگردان برجسته ی اسحاق موصلی بود. از ابتکارات او می توان به افزودن سیم پنجم به عود اشاره کرد که نام آن را حاد نهاد. ناگفته نماند نام چهار سیم دیگر عبارت بود از بم، مثلث، مثنی، زیر. زریاب پس از عزیمت به اسپانیا دردربار سلطان حکم اول و بعد از آن عبدالرحمان دوم عزیز و محترم شمرده شد. او هنر موسیقی ایرانی را در اسپانیا ترویج داد ودر اندلس مدرسه ی موسیقی تاسیس کرد. از آن پس اندلس به مرکز مهم موسیقی در اروپای غربی تبدیل شد.
پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

اینکه بگوییم با صفتهای مختلف این موسیقی زیبا است، یک گفته کلی است ولی اینکه بگوییم چرا این اثر زیباست و چرا با مخاطب ارتباط برقرار میکند و چرا ماندگار میشود، به دلیل وجود هویت است. بررسی مسائلی که به این اثر هویت میبخشد میتواند به این سئوال پاسخ دهد که چرا آثار کاظم داوودیان زیباست.
اجرای آثار سه آهنگساز ایرانی با کر شهر تهران

اجرای آثار سه آهنگساز ایرانی با کر شهر تهران

گروه کر شهر تهران در روزهای ۵ و ۶ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱، در تالار رودکی به اجرای کنسرت می پردازد. در این کنسرت که به رهبری مهدی قاسمی انجام می شود، سوییت “شبح اپرا” برای گروه کر و پیانو، ۵ کرال مینیاتور اثر محمدرضا تفضلی، دیر مغان اثر امیر اسلامی، ۳ نیایش کوتاه برای گروه کر اثر مهدی قاسمی و همچنین قطعاتی از باخ، ویوالدی و هندل به اجرا گذاشته می شود.
به زبان ایرانی (III)

به زبان ایرانی (III)

برای او ایرانی ساختن امری نیست که باید از جایی وارد کرد، او لاجرم این گونه می‌سازد. یک بعدی کردن را به رسمیت نمی‌شناسد و در هم می‌ریزد. برای ارکستر چنان می‌نویسد که انگار نوازنده‌ای تار به دست، آزاد می‌نوازد. نوازنده‌ای که ویژگی‌ها و روابط درونی موسیقی ایرانی را کاملا درونی کرده و اکنون بی‌زحمتی آن‌ها را به سر پنجه می‌آورد.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VI)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VI)

«این کتاب یک «فرهنگ توصیفی و تحلیلی مفاهیم» است، و در توضیح مسائلی نوشته شده که در شرایط کنونی در جریان دریافت جدی و اندیشیدن به موسیقی پدید می‌آیند. این فرهنگ در گام نخست به کار هنرآموزان موسیقی می‌آید تا وقتی کتابی یا مقاله‌ای درباره‌ی موسیقی می‌خوانند از مفاهیم و نکته‌های مهمی باخبر شوند که از فضای فرهنگی و افق دانسته‌های امروزی ناشی می‌شوند و در نوشته‌های نظری و انتقادی بازتاب می‌یابند.» (احمدی ۱۳۸۹: ۲)
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

خانم النی کارایندرو (Eleni Karaindrou) در روستایی کوهستانی تیچیو در مرکز یونان به دنیا آمد و در آتن بزرگ شد، در آنجا او به تحصیل پیانو و تئوری در هلنیکن اُدین (Hellenikon Odion) پرداخت. از سال ۱۹۶۹ تا ۷۴ در رشته اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) در پاریس تحصیل کرد. در بازگشت به یونان در مرکز فرهنگی ORAلابراتواری برای سازهای سنتی یافت، از آن پس به نمایندگی از موسیقی یونان موسیقیدانی فعال بود.
ادیت در ویولن (I)

ادیت در ویولن (I)

ادیت در ویولن، مهمترین و پیچیده ترین شاخه از دانش های هنر نوازندگی این ساز است که هنرمندان درسطوح مختلف نوازندگی این ساز بطور مستقیم با آن سر و کار دارند. اهمیت این دانش از آنجاست که برای نواختن هر اثر تصنیف شده برای این ساز، نیازمند استفاده ازآن هستیم.
تعزیه خوانی (IV)

تعزیه خوانی (IV)

تعزیه از نظر لغت به معنی ظهار همدردی، سوگواری و تسلیت است ولی به عنوان شکلی از نمایش ریشه در اجتماعات و مراسم یاد کرد شهادت امام حسین (ع) در ایام محرم دارد و در طول تکامل خود بازنمایی محاصره و کشتار صحرای کربلا محور اصلی آن بوده و هیچ گاه ماهیت مذهبی اش را از دست نداده است.