آرشیو دسته‌ها: مصاحبه و گفتگو

رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!
این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است
روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.

رمضانیان: انتقاد مثلِ آتشی به سایر نقاط زبانه می‌کشد

رمضانیان: انتقاد مثلِ آتشی به سایر نقاط زبانه می‌کشد
وقایع روزها و ما‌ه‌های گذشته، هم‌چنین سانحه‌‌ی اسف‌بار سقوط پرواز شماره ۷۵۲ اوکراین باعث شده تا برخی از فعالان عرصه‌های مختلف هنری اعم از سینما، موسیقی، و هنرهای تجسمی طی روزهای اخیر واکنش‌های متفاوتی به این وقایع داشته باشند. در همین راستا برخی از هنرمندان، برگزاری کنسرت‌هایشان را لغو کرده‌اند و عده‌ای دیگر از حضور در رویدادهای هنری پیش‌رو انصراف داده‌اند. این رویه البته انتقادهایی را هم ازسوی مردم و برخی از فعالان در پی داشته است. در این میان به تازگی برگزیدگان «جشنواره موسیقی دانشجویی صبا» نیز از حضور در جشنواره موسیقی فجر انصراف داده‌اند. جشنواره‌ی موسیقی «صبا» که دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر برگزارکننده‌ی آن بود، یکی از رویدادهای نوپای دانشجویی است که امسال دومین دوره‌ی آن در مقیاسی بزرگ در قالب ۱۸ رویداد و طی دو هفته، به‌ دبیری پوریا رمضانیان برگزار شد و مورد استقبال جامعه‌ی موسیقی واقع شد.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم
در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

رامین بحیرایی: چالش اصلی مان کوک است

رامین بحیرایی: چالش اصلی مان کوک است
گروه نوای مخالف قرار است در ساعت ۱۹ روز ۲۴ آبان ماه سال جاری در تالار حوزه هنری تهران به روی صحنه برود. در این کنسرت مسعود نجفی سرپرست این گروه نوای مخالف، ترکیب جدیدی را از اعضای گروه معرفی می کند که شامل سازهای سنتور و تنبک و دف با همراهی ۵ خواننده به صورت چندصدایی است. فروش بلیط این کنسرت از سایت ایران کنسرت انجام می شود.

رحمت الله بدیعی: در کمانچه و قیچک خودآموز بودم

رحمت الله بدیعی: در کمانچه و قیچک خودآموز بودم
پرویز محمود. در سال ۱۳۲۶، از سن یازده سالگی یعنی از کلاس چهارم ابتدایی، در زمان مدیریت محمود وارد هنرستان عالی موسیقی شدم. اما به خاطر برخی مشکلات خانوادگی (اینکه پدر و مادرم در کاشان بودند، من هم طبعا باید به کاشان می رفتم)، وقفه ای در تحصیلم به وجود آمد ولی طولی نکشید که دوباره به هنرستان برگشتم و تا دیپلم ادامه دادم. بعد از دیپلم هم باز چند سالی وقفه هایی در تحصیلاتم به وجود آمد، تا اینکه در سال ۱۳۵۸ لیسانس خود را گرفتم.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود
آقای شهرام فسازاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود فسازاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 53 54 55 بعدی

یادداشتی بر آلبوم «نوهنگام»

عناصرِ موسیقیِ جَز گونه‌ی نوهنگام، بی‌جلوه‌گریِ ویژه‌ای (مثلاً با ویرتوئوزیته و تکنیک یا نوسان‌های برجسته در شدت‌وری) کنار هم مسیری آرام و رام را طی می‌کنند. هر مسیر، ابتدا با پرسه زدنِ سازها (سه ساز غربی و یک سه‌تار/تنبور) در یک اشل صوتی مشخص شروع می‌شود و پس از تثبیت یک اتمسفر مدال، آنچه گروه را همگام می‌کند موزون شدنِ موسیقی‌ست که آن نیز همچون عناصر دیگر موسیقی، قرار نیست به دنبال پیچیدگی باشد. حرکت مدال در هر قطعه ثابت نمی‌ماند و مدگردی‌هایی (از پیش تعیین شده) را در طی مسیر از سر می‌گذراند. گاه زمزمه‌ای تک بیتی نیز با موسیقی همراه می‌شود. این گزارشی از موسیقی نوهنگام است.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (V)

در ادامه، سیّدعلیرضا میرعلی‌نقی، پژوهشگر موسیقی دستگاهی، به سخنرانی دربارۀ آلبوم به‌یاد بهاری پرداخت. او در ابتدای صحبت خود اشاره کرد، علی‌رغم تعداد کم حضار، همین تعداد را هم انتظار نداشته است و گفت گمان می‌کند این نسل از آخرین نسل‌هاست که این موسیقی را عاشقانه دوست دارد و علاقه‌مندان این موسیقی هم‌اکنون چنان کم هستند که گاه تصور می‌کنم برای مردم پنجاه صد سال پیش صحبت می‌کنم یا برای پنجاه سال بعد!

از روزهای گذشته…

پاتتیک شماره یک (II)

پاتتیک شماره یک (II)

سمفونی چهارم چایکوفسکی در فا مینور، اپوس ۳۶، در سال ۱۸۷۷ برای مادام فون مک (Nadezhda von Meck) تصنیف شده و در بالای سمفونی نوشته می شود: “تقدیم به بهترین دوست من”. لازم به ذکر است بدانید که موضوع تقدیم این اثر به بانو فون مک، ارتباطی به اندیشه اثر ندارد. در آن زمان چایکوفسکی که مدتی ارتباط نامه ای اش را با بانو فون مک قطع کرده بوده، قصد آنرا داشته که از این بانو به عنوان ساپورت کننده مالی و تنها محرم اسرارش تشکر کند.
چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (II)

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (II)

اول ببینیم که وزیری چه گفت و چه نوشت؛ دستور تار، اولین کتابی است برای آموزشِ نواختن تار: «منقسم به دو جزو/ جزو اول موسقی اروپایی یا بین‌المللی و جزو دوم موسقی وطنی یا ایرانی» که در قسمت دوم به تئوری موسیقی ایرانی معاصر اشاره شده است؛ و البته در زمان و در نوع خودش یک اتفاق مهم هنری فرهنگی بوده است. کتاب با آموزش خط (نت‌نویسی) فرنگی شروع می‌شود و با تمرین‌هایی برای یاد گرفتن نت و یافتن مهارت در نواختن نت‌ها با ساز تار تا نیمه ادامه می‌یابد؛ و کم‌کم اشاره‌هایی ناقص و نه‌چندان درست به تئوری موسیقی اروپایی می‌شود؛ اما آنچه که مورد بررسی در این نوشته است قسمت دوم و موسیقی ایرانی است.
پروانه های موسیقی ایران (II)

پروانه های موسیقی ایران (II)

پروانه نمازی جعفری (معروف به پروانه نمازی) متولد ۱۳۱۰ در یکی از روستاهای آذربایجان بدنیا آمد و پس از مهاجرت به تبریز از سال ۱۳۲۴ به خوانندگی روی آورد ابتدا به اجرای ترانه های آذری پرداخت و شهرت بدست آورد سپس مورد توجه سرهنگ محمد شب پره قرار گرفت و آهنگهای آذری او را به فارسی برگرداند و از او خواست که فارسی بخواند با ترانه آن بام بلند که می بینی بام من است آغاز کرد و در سال ۱۳۳۲ با ترانه شبهای تهران ساخته مجید وفادار شهرتی بدست آورد و در سال ۱۳۳۵ آهنگ معروف مرا ببوس را برای اولین بار در فیلم اتهام ساخته رشید یاسمی که در خرداد ماه آن سال به نمایش درآمده بود اجرا کرد وی اولین کسی است که این ترانه را خوانده و بعدها حسن گل نراقی، ویگن و دیگران آنرا بازخوانی کرده اند.
کریمی: هر نوازنده، حال و هوای شخصی خود را دارد

کریمی: هر نوازنده، حال و هوای شخصی خود را دارد

فروغ کریمی استاد فلوت و کین زیولوژی دانشگاه موسیقی وین، از سال ۲۰۰۴ سمت داوری در مسابقات موسیقی جوانان (در رشته فلوت) در اطریش را به عهده داشته است، همچنین او به مستر کلاسهای فلوت در دانشگاه موسیقی لهستان دعوت شده تا متد جدید خود در فراگیری موسیقی و نحوه پیدا کردن آرامش هنگام آمدن به روی صحنه، در مدت کوتاه، را آموزش بدهد. او در سالهای اخیر دعوت به برگزاری سمینارهای بیشماری برای سازهای مختلف مثل ابوا، فاگوت و سازهای دیگری مثل هارپ در سراسر شهرهای اطریش شده است.
گفتگو با آرش محافظ (I)

گفتگو با آرش محافظ (I)

عجملر عنوان پروژه‌ای شنیداری بود که پس از چند سال پژوهش و انتشار مقالات متعدد، با گردآوری و تنظیم آرش محافظ در سال ۹۰ ضبط و در سال ۹۲ توسط موسسه ماهور منتشر شد. این پروژه گزیده‌ای از آثار آهنگسازان ایرانی و معاصرین‌شان در دربار عثمانی مقارن با عصر صفوی را شامل می‌شد که مجموعه‌ی کامل آن امسال در قالب یک کتاب حاوی نغمه‌نگاری ۷۰ قطعه‌ی موسیقی منتشر شد. پرونده‌ی حاضر با در نظر گرفتن این نکته که دست‌یابی به منبعی ناشناخته از تاریخ موسیقی ایران توسط یک ایرانی و به پشتوانه‌ی چندسال کار پژوهشی، و نهایتاً عملی کردن تجربه‌ی اجرایی آن و به گوش جامعه‌ی موسیقی رساندن رخدادی کم‌سابقه و بااهمیت است، به ابعاد مختلف این موضوع می‌پردازد.
ریتم و ترادیسی (IV)

ریتم و ترادیسی (IV)

برای دقیق تر شدن، شکل ۳ چهار میزانِ اولِ [قطعه ی] مِیپِل لیف رَگ از اسکات جاپلین را نشان می دهد. میزان-نما ۲/۴ است. یک نت سیاهْ یک ضرب را به خود اختصاص می دهد و دو ضرب در هر میزان وجود دارد. باس در حامل پایین با نظم کامل حرکت می کند، هر میزان شامل چهار نت چنگ است (هنگامی که نت ها به صورت عمودی روی هم چیده شده اند همزمان نواخته می شوند). در حامل سُل (بالا)، تقسیمات پیچیده تر است. اولین میزان شامل پنج نت دولاچنگ، یک نت چنگ، و یک سکوت دولاچنگ (در مجموع دو ضرب) است. میزان دوم، اما، به یک نت سیاه و چهار نت دولاچنگ تقسیم شده است. (۲)
ویلالوبوس، مردی با قلبی بزرگ

ویلالوبوس، مردی با قلبی بزرگ

اولین باری که با نام ویلا لوبوس برخورد کردم حوالی سالهایی بود که تازه وارد دنیای قطعات پیچیده گیتار شده بودم. اتود شماره ۱ او را شنیدم با اجرای جولیان بریم (!). درگیر شدم با آنهمه آرپژهای فرمولی که صدای نت می (نت آزاد سیم اول) بصورت متناوب و با زمان بندی مرتب شنیده می شد. بعد آکوردهای دیسونانس آن از پایین دسته گیتار شروع شد و بصورت انتقال کروماتیک به بالای دسته حرکت کرد. انگار روحت در تقلای یک پایداری و آرامش دست و پا می زند که کاملا ناگهانی در یک پرش بزرگ از سر دسته به انتهای آن حرکت های لگاتو بر سیم اول و دوم و الی آخر شروع می شود.
مرور آلبوم «مثنوی صبا»

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.
رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با لیلا رمضان، نوازنده و مدرس پیانو درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لیلا رمضان مدتی است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای ساز پیانو است و اخیراً هم با یکی از انتشارات‌های معتبر موسیقی کلاسیک در فرانسه یک CD از این آثار ضبط و منتشر کرده است.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VI)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VI)

همانطور که در حاشیه ی قبلی ذکر شد، ویتکین عقیده دارد که آدرنو در نقد کاملا پیرو فلسفه است. به نظر می رسد در این بخش آدرنو قصد داشته تا با آنالیز نمونه های موسیقیِ ” جدیِ” اروپا (آثار بتهوون) و مقایسه ی آن با موسیقی عامه پسند این مطلب را بیان کند که بر مبنای بحث “وجودِ رابط” در فلسفه، و بحث “عینی و یا ذهنی بودن ارتباط”، جزئیات و رابطه ی آن با کلِ فرم در موسیقی عامه پسند، فقط یک پدیده ی ذهنی است و هیچ مصداق عینی برای آن وجود ندارد. در حالی که در موسیقی “جدی” (در اینجا بتهوون) این ارتباط کاملا عینی است و جزء بدون ارتباطش با کل معنای خود را از دست می دهد.