تقدسی: بهتر است رهبر کر فلوت فلوتیست باشد

آقای تقدسی در مورد رهبری کر فلوت بفرمایید آیا تفاوتی با رهبری ارکستر های زهی یا سمفونیک دارد یا رهبری کر و آیا رهبر کر فلوت حتما باید فلوتیست باشد؟

تقدسی:
آقای پورقناد جریان اینطوری است که رهبری یک ارکستر سمفونیک یا یک ارکستر مجلسی یا ارکستر بادی مسی یا اصلا یک کر خوانندگی و به صورت کلی کار رهبری همه و همه یک شناخت با پارتیتور و ارزش هایی که آن موسیقی دارد و آن موسیقی و فهم و درک موسیقی و رساندن آن به نوازنده هاست.

اگر تخصصی تر نگاه کنیم کسی که فرض کنید مثلا خودش فلوتیست است و تمام آن کسانی که نشستند دارند آن کار را می کنند چون آن شخص یک مقدار بیشتر به این ساز تسلط و آگاهی دارد، بنظر من سریع تر می تواند مشکلاتی را که هست را متوجه شود و کار را به نتیجه برساند و فرقش این هست یک مقدار با رنگ آمیزی این ساز بیشتر از دیگر رهبر ها آشنا باشد.

البته این کار دشواری های خاص خودش را دارد چون تقریبا فرم ها و صداها یکی است، اینها را باید رهبر در نظر بگیرد، مثلا چهل نفر ویولون می زنند و شما در جایگاه رهبر باید این چهل ویولون را یا چهل تا فلوت را طوری با هم رنگ آمیزی کنید که از نظر کوک، از نظر احساس و از نظر ترکیب این ساز با سازهای کنارش مثل آلتو، مثل باس، هماهنگی لازم را داشته باشد و به همین دلیل من فکر می کنم که یک مقدار اگر آن رهبر این ساز ها را بشناسد، یک مقدار کارش آسانتر خواهد شد اما در مجموع کار رهبری این است که شما صداها را بشنوید و این صداها را بتوانید خوب با آن نوازندگان کار کنید و صدای نهایی مطلوبی را در بیاورید.

تمام ارکستر سمفونیک هایی که رهبر دارند می دانند که بهتر است این هدایت کننده یا نوازنده یک ساز زهی باشد یا پیانیست یا آهنگساز، در نتیجه یک ارکستر که بادی است، چه کر فلوت و چه بادی مسی، رهبرانشان هم ۹۹ درصد نوازنده این سازها هستند، اگر فلوت است فلوتیست، اگر زهی است ویولون و در کرهای فلوت هم ۹۹ درصد رهبری با یک فلوتیست است چون به تک تک این نوازندگان خیلی سریع می تواند دستورات لازم را بدهد و توانایی و فهم اش را بیشتر و سریعتر به نوازندگان برساند؛ حالا چه از نظر تکنیک ساز و چه از نظر موزیک، در ارکستر بادی مسی هم بهتر است رهبر یک ترومپتیست یا یک هورنیست یا یک پوزانیست باشد و ۹۹ درصد رهبران این گروه ها هم اینچنین هستند.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XI)

در این دوران بود که او عصر جدیدی از آثار خود را که شامل یک اپرای بلند بود آغاز کرد. “زن اسپانیایی” و “سمفونی سوم” نیز شامل همین دوره می شوند. در سال ۱۹۳۳ او به پاریس رفت تا در آنجا کنسرتوی ویلن خود را به همراه “یهودی منوهین” به اجرا درآورد. در زمانی که در فرانسه بود، الگار به دیدن “دلیوس” شتافت. (هر دوی این مردان سال بعد وفات یافتند) در ماه اکتبر، الگار به عارضه ی توموری که بر روی عصب سیاتیک او قرار داشت گرفتار شد. اجرای بعدی وی ناممکن شد و او در بیست و سوم فوریه ی سال ۱۹۳۴ جان به جان آفرین سپرد.

بررسی برخی آثار ادوارد الگارد

واریاسیون هایی از یک تم اصلی (انیگما):

یک مقدمه و چهارده واریاسیون برای ارکستر

زمان تقریبی: ۳۲ دقیقه

اولین اجرا : ۱۹ ژوئن ۱۸۹۹

مکان: تالار سنت جیمز، لندن

رهبر ارکستر: دکتر هانس ریشتر

داستان درباره ی برگشتن الگار از تدریس ویلن است در حالیکه او پشت پیانو می نشیند و شروع به بداهه نوازی می کند. آلیس از آوای به صدا در آمده به شدت به وجد آمده و شروع به تعریف از آن می کند و الگار به این می اندیشد که هر کدام از دوستان او این قطعه را چگونه خواهند نواخت. در همین افکار، ایده ی واریاسیون های معماگونه به میان می آید و در انتها تبدیل به کاری می شود که الگار را تبدیل به آهنگسازی ملی و حتی جهانی می کند. این آهنگ تبدیل به یکی از آهنگ های کلاسیک به یادماندنی می شود.

دو معما در میان این واریاسیون ها دیده می شود. اولین معما، هویت دوستانی است که در این قطعه از آنها یاد شده و این اثر به آنها تقدیم شده است. اما این خود الگار است که در میانه ی قطعه، توجه ها را به دومین معما جلب می نماید. یک آوا در قطعه به گوش می رسد که خود او در واریاسیون ها به کار گرفته نشده اما در تم اصلی موسیقی قرار دارد. حقیقت بر این بود که این آوا یکی از ترفندهای الگار بود و در واقع آوایی به صورت مجزا وجود نداشت. این معما به صورتی ناباورانه هیچگاه حل نشد چرا که الگار از ماهیت این آوا با کسی سخن نگفت و راز آن را با خود به گور برد.

audio file
بشنوید بخشی از واریاسیون هایی از یک تم اصلی (انیگما) را از ساخته های الگار

از منظر موسیقایی، واریاسیون ها احتیاجی به معرفی ندارند. به غیر از “رژه ی جلال و شکوه” که به خاطر اهمیت “سرزمین امید و افتخار” به شهرت فراوانی دست یافت، هر یک از واریاسیون های دیگر نیز به نوبه ی خود از پرتکرارترین و معروفترین کارهای الگار به حساب می آیند به گونه ای که واریاسیون نهم که “نمرود” نام دارد، یکی از مورد علاقه ترین شاهکارهای موسیقی کلاسیک به حساب می آید.

نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم


چرا همان انجمن تبدیل به کر فلوت نشد؟

نوایی: با خانم موحد در این خصوص مشورت کردیم و حتی من پیشنهاد کردم که این کر فلوت از دامان انجمن فلوت بیرون بیاید چون اکثر اعضا مشترک هستند اما خانم دکتر موافقت نکردند گفتند که بهتر است که هرکدام از سازمان ها به طور جداگانه کار کنند ولی بچه ها هم خیلی از این ایده استقبال کردند و همانجا سازهایمان را باز کردیم و دو سه تا قطعه ای که من با خودم داشتم اتفاقی، تمرین کردیم و آن اولین جلسه ای بود که کر فلوت در منزل خانم دکتر موحد تمرین کرد و در آنجا حدود پانزده شانزده نفر بودیم، وقتی که باهم تمرین کردیم من به آنها گفتم که معمولا یک چنین کاری را نمی توان بدون رهبر انجام داد.

زمانی که ما این تمرین را انجام دادیم پیشنهاد کردم که سعید تقدسی که رهبر و فلوتیست است بیایند رهبری این کر را به عهده بگیرد؛ خیلی با موفقیت این روند پیش رفت و ایشان قبول کردند و تابستان همان سال با هفده نفر آمدیم و کار کر فلوت را شروع کردیم و به سرعت بچه ها جذب کر شدند، آزمون گذاشتیم و دائم افراد جدید جذب کردیم و الان حدود ۵۶ نفر عضو فعال یعنی عضو کر فلوت هستند که هربار در هر کنسرتی حدود ۳۵ تا ۴۰ نفر فعال شرکت می کنند.

البته دانشجویان بخاطر مشغله درسی برخی اوقات موفق نمی شوند که در تمرین ها شرکت کنند حتی سولیست هایمان را هم که می خواهیم انتخاب کنیم آزمون می گذاریم، در ۳۰ فروردین و اول اردیبهشت گذشته آزمونمان را هم گرفتیم و چندتا از بچه ها را هم انتخاب کردیم که سولو را بزنند با کر فلوت، یک هماهنگی خیلی قشنگی است.

در مورد فراز و نشیب هایی که سوال کردید بله وجود دارند، بالاخره چنین کارهایی با رقابت توام است و چون ما به این مسئله عادت داریم سعی می کنیم که رقابت بد را بگذاریم کنار و رقابت خوب را جایگزینش کنیم و این رقابت را به صورت مثبت استفاده کنیم که اگر آن یکی خوب است خب من هم بیشتر زحمت بکشم که من هم بهتر شوم، نه اینکه باعث ناراحتی طرف شوم چون او بهتر است؛ این یک شعار است در بین ما که رقابت خوب است و حسادت بد است و فکر می کنم که بچه های ما به صورت یک خانواده هستند و دلشان برای همدیگر می تپد و دلشان می خواهد که بهم کمک کنند که صدای خوبی از کار در بیاید و این هدفی بود که ما از اول داشتیم؛ تکروی در قبل از تشکیل این کر متاسفانه وجود داشت حالا نه فقط در ایران بلکه در همه جای دنیا و وقتی که یک نفر می آید و عضو یک کر فلوت می شود یعنی برایش جمع مهم می شود نه خودش و نهایتا آن کنسرتی که می خواهد ایجاد شود مهم می شود.

این بنظرم این یک قدم بزرگ و مثبت است. معلمینی که هستند و شاگرد تربیت می کنند خیلی دارند همکاری می کنند همانطور که گفتم خانم دکتر موحد هستند، آقای سینکی هستند، آقای لقا هستند، آقای رحیمی هستند که هرکدام شاگردان زیادی فرستادند و همه با هم دارند همکاری می کنند و ما امیدمان این هست که روز به روز به سطح بالاتری دست بیابیم و نوازنده هایی که جذب ارکستر می شوند هر روز با سطح کاری بالاتری به ما بپیوندند.

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

آقای عمومی مثل اینکه شما با همین نی در ارکستر استاد پایور هم نوازندگی می‌کردید و همکاری داشتید، در مورد همکاری با این ارکستر صحبت کنید و اینکه آیا پیش از استاد ناهید وارد این ارکستر شده بودید یا پس از ایشان؟

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.

شما با نوازندگان مختلفی از نسل‌های مختلف همکاری داشتید می‌خواستم از شما بپرسم که عکس العمل این‌ها و علاقه‌ی این‌ها به سازهای جدیدی که شما تولید کردید و حرکت‌های اصلاحی که انجام دادید روی تنبک و نی چگونه بوده و به نظرتان در نسل‌های مختلف اختلاف نظری هست یا خودتان اختلافی می‌بینید؟

موضوع بسیار به نظر من طبیعی است، به قول ویکتور هوگو که می‌گوید وقتی که یک نظریه و یک عقیده‌ی جدیدی مطرح می‌شود مردم با آن مخالفت می‌کنند ولی زمانی هم که از آن گذشت می‌گویند خب! این چیز تازه‌ای نیست! البته من خودم را نمی‌خواهم با بزرگانی مثل ویکتور هوگو و گالیله و این‌ها مقایسه کنم ولی می‌دانید که مثلاً گالیله وقتی که نظریه کوپرنیک را قبول کرد که زمین مرکز دنیا نیست حتی مورد اعتراض کلیسا قرار گرفت و او را محاکمه کردند و مجبور شد که یک توبه نامه‌ای بنویسد چرا؟ برای اینکه این نظریه خلاف موضوعاتی بود که در کلیسا مطرح می‌شد و در کتاب آسمانی.

به هر حال من هم این کار را کردم نه به خاطر اینکه بخواهم تحولی ایجاد بکنم یا بخواهم در این کار انقلابی بکنم، ضرورتی بود حس کردم و به دنبالش رفتم و به خاطر فقط این احتیاجی که بود من این کار را کردم و خوشبختانه امروزه می‌بینم که جوان‌ها همه علاقه‌مند هستند که تنبک شان قابل کوک باشد و نی شان گستره‌ی کامل دو اکتاو و نیم داشته باشد یا نی شان شش دانگ داشته باشد، می‌دانیم که نی سنتی هم شش دانگ دارد ولی ناقص و با اضافه کردن یک نت به پایین نی سنتی من این گستره‌ی صوتی را کامل کردم و این نی الان شش دانگ دارد.

نوائی: عرضه و تقاضا برای ساز فلوت منطقی نبود

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با سعید تقدسی، نوازند فلوت و رهبر ارکستر و فیروزه نوایی، نوازنده فلوت و سرپرست کر فلوت تهران؛ این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.

از شما خواهش می کنم که اول در مورد کر فلوت تهران صحبت کنید؛ اصولا کر فلوت چه چیزی است و چه مشخصاتی دارد؟


نوائی:
کر فلوت به آنسامبلی گفته می شود که در آن سازهای خانواده فلوت مثل پیکولو، فلوت، فلوت آلتو و فلوت باس حضور داشته باشند.

من فکر می کنم کر فلوت به این دلیل بوجود آمد که نوازندگان فلوت در عرض این سی و پنج، چهل سال گذشته خیلی خیلی زیاد شدند، شاید این تلالوئی که این ساز به خاطر جنسش دارد و صدایش در ابتدا باعث شده نوازندگان تمایل داشته باشند که این ساز ا انتخاب کنند و به همین دلیل تعداد نوازندگان این ساز خیلی زیاد شده است.

همانطور که می دانید در ارکستر سمفونیک ها اگر ۲۴ تا ویولون وجود دارد فقط دو یا سه فلوت نواز در ارکستر است، به همین دلیل عرضه و تقاضای در مورد ساز فلوت به مشکل بر می خورد؛ این بود که به گمان من در ابتدا کر های فلوت بوجود آمدند و منجر به جمع شدن نوازنده های این ساز دور هم شدند. امروزه در اروپا و امریکا و جاهای مختلف حتی آسیا و ژاپن و کره خیلی کر های فلوت رواج پیدا کرده است.



تقدسی:
در مورد کر فلوت یا آنسامبل فلوت یا ارکستر فلوت باید بگویم، تنها برای ساز فلوت این ارکستر ها بوجود نیامده، الان سی سال است که مقدار زیادی از ارکستر هایی که ایجاد شده از خانواده یک ساز هستند مثلا خانواده ساکیسفون که این ارکستر از ساکسیفون های مختلف است یا ارکستر بادی برنجی از هورن های مختلف یا ارکستری که تمام آنها فاگوت و کنترفاگوت هستند؛ فلوت هم قائدتا از همه زودتر این کار را شروع کرد.

سی سال هم هست که من این کار را شروع کرده ام در اروپا و با این نوع سیستم کاری در ارکستر فلوت که حالا اسمش را گذاشته اند کر فلوت آشنا شدم. در حقیقت کر فلوت ارکستری از فلوت ها است چون از سازهای مختلف فلوت باس، فلوت آلتو، فلوت معمولی و پیکولو و سوباس تشکیل شده که مثل یک ارکسترر زهی صدا می دهد.

شما بنیانگذار کر فلوت تهران هستید لطفا در مورد این کر صحبت کنید، چطور به فکر راه اندازی آن افتادید و چه فراز و نشیب هایی داشته، الان چند عضو دارد و چه کنسرت هایی را اجرا کرده؟

نوائی:
خانم: سرگذشت کر فلوت به این صورت بوده که حدود سه سال پیش که من آمدم ایران برای اجرای کنسرت، با خانم دکتر موحد آشنا شدم و با ایشان خیلی صحبت کردیم و ایشان من را دعوت کردند به یکی از جلسات انجمن فلوت و وقتی که من تعداد بچه های انجمن فلوت را دیدم (که آن زمان بیست و دو – سه نفر بودند) یک مرتبه این ایده به ذهن آمد، چون من سالها با شوهرم آقای تقدسی این کر را در اروپا داشتیم و با هم گاهی شاگردانمان را قاطی می کردیم و یک کر بزرگتر درست می کردیم؛ این ایده به ذهنم آمد که چرا ما این کر فلوت را در اینجا ایجاد نکنیم؟

عمومی: استاد دهلوی من را تشویق کرد

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با دکتر حسین عمومی نوازنده و استاد نی درباره تغییر و تحولات روی ساز نی، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.

دکتر حسین عمومی سال‌ها استاد نی بوده اند، تدریس کرده اند، کنسرت‌های فراوانی دادند و تحقیقات گسترده‌ای روی نی انجام دادند و در این سال‌ها برای گسترش امکانات نوازندگی ساز نی تلاش زیادی داشتند، در کنار کارهایی که روی ساز نی انجام دادند، ایشان تحقیقاتی برای افزایش امکانات ساز تنبک انجام دادند روی ساز تنبک و وسیله‌ای طراحی کرده اند که امکان کوک کردن این ساز را فراهم می‌کند و نوازندهای تنبک با این ابزار می‌توانند سازشان را مانند سازهای ملودیک همراه با ارکستر کوک کنند.

آقای دکتر عمومی لطفاً برای شنوندگان برنامه نیستان در مورد تحولاتی که در ساخت نی ایجاد کردید صحبت کنید و اینکه اصلاً چه شد به این فکر افتادید.

این موضوع مربوط می‌شود به سال‌های قبل موقعی که بنده دانشجو بودم و در دانشگاه ملی یا دانشگاه شهید بهشتی امروز مشغول درس خواندن در رشته‌ی معماری بودم و در ارودی هنری دانشگاه‌ها که در رامسر تشکیل می‌شد، هر ساله شرکت کردم و در آنجا با اساتید موسیقی ایرانی از جمله استاد پایور، استاد دهلوی، استاد کریمی، استاد صفوت و خیلی از اساتید آشنا شدم و من را تشویق کردند که به هنرستان بروم و نی را که در آن اردو با نوازندگی خودم معرفی کرده بودند و مورد توجه همه‌ی اساتید قرار گرفته بود را ببرم در هنرستان و با مطالعه روی مطالب علمی موسیقی، کامل کنم.

در هنرستان در خدمت استاد فخرالدینی بر روی تئوری موسیقی کار کردم و نواختن قطعاتی که برای ویولون نوشته شده بود. در همین زمان رسیدیم به اینکه، در نی سنتی «سی» وجود ندارد و باید آنرا را به نی اضافه کنیم؛ این موضوع را من با استاد دهلوی مطرح کردم و ایشان هم خیلی من را تشویق کردند که ما بتوانیم تمام قطعاتی را که برای سازهای دیگری به غیر نی نوشته شده به راحتی با نی هم اجرا کنیم و این نت به اصطلاح غایب بر روی نی را به آن اضافه بکنم.

در آن زمان امکانات اضافه کردن کلید بر روی نی را دیدم و به مغازه دلشاد که سازفروشی بود مراجعه کردم و از پسر آقای دلشا که آنجا ساز می‌فروخت خواهش کردم که کلیدی را از روی فلوت یا سازهای کلید دار بردارد و اندازه کند و روی آن نی‌ بگذارد؛ من یک سوراخ به آن اضافه کرده بودم و این اولین کلیدی بود که من بر روی نی اضافه کردم.

منیژه صهبایی: تشکیل ارکستر مجلسی در ادامه پروژه های فرهنگی منوچهر صهبایی است

به تازگی در جریان فارسی زبان خبر افتتاح «ارکستر مجلسی ایران» منتشر شده است. در این خبر آمده که ارکستر مجلسی ایران با هدف ارائه موسیقی کلاسیک جهانی و ارتقای فرهنگ شنیداری به رهبری ارکستر منوچهر صهبایی فعالیت خواهد کرد. امروز گفتگوی ما را با منیژه صهبایی مدیر این ارکستر می خوانید:

درباره این ارکستر بگویید، تشکیل آن چگونه بود و هزینه کنسرت ها از چه راهی تامین خواهد شد؟

سالهاست که منوچهر صهبایی پروژه ای به نام «برای ایرانم» را در صدر برنامه های خود قرار داده است. این پروژه از سالها پیش با معرفی آثار آهنگسازان ایرانی در اروپا شروع شد و بعدها به اجرا و ضبط و انتشار آثار فراموش شده آهنگسازان سمفونیک ایران رسید.

آثاری که در واقع وظیفه نهادهای فرهنگی و هنری یک مملکت است که میراث داری اش را کند، صهبایی شخصا متقبل اجرایش شد.

هزینه هنگفت از تهیه نت تا نگارش و تصحیح و تکثیر اجاره ارکسترهای اروپایی، اجاره سالن، هزینه مهندسین صدا، تدوین و توزیع آثار و بسیاری از هزینه های دیگر که بدون هیچگونه چشم داشتی و حمایت مالی صورت گرفت و منجر به تولید این آثار و ثبت آن برای همیشه شد.

بدین گونه منوچهر صهبائی سهم بسزایی در جاودانگی آثار موسیقیدانان ایرانی داشته و دارد.

تولد ارکستر مجلسی ایران در ادامه همان پروژه است. داستانی دیگر در باب موسیقی علمی جهانی… ارکستری با نگاه جدی و… در واقع نوعی ابراز عشق و ارق ملی به فرهنگ و هنر موسیقایی این سرزمین.

آیا با نوازندگان برای هر کنسرت قرارداد خواند داشت یا دستمزد ماهیانه دارند؟


قبل از شروع تمرینات با نوازندگان و بقیه عوامل قرار داد بسته خواهد شد و با توجه به تمرینات مجدد، بلافاصله پس از اجرا طبق قرار داد، حقوق نوازندگان پرداخت خواهد شد.

نوازندگانی که با ما همکاری دارند در ارکسترهای دیگر مشغول به کار هستند و این امکان وجود ندارد که همواره در کنار ما باشند و ما نیز نمی خواهیم که لطمه ای به کارشان وارد شود، بنابراین قراردادمان دائمی نیست و به صورت پروژه ای کار خواهیم کرد.

انتخاب نوازندگان بر چه اساسی و طی چه فرایندی انجام شده است؟


لیستی از بهترین نوازندگان حال حاضر را از نوازنده های با سابقه و قدیمی خواستیم و دوستان لیست پیشنهادی خود را دارند و پس از بررسی های دقیق کسانی که به همکاری با این ارکستر علاقه نشان دادند و رفتار حرفه ای در خور شان یک ارکستر مجلسی حرفه ای را داشتند، دعوت به همکاری شدند. در حال حاضر یاران منوچهر صهبائی از بین بهترین ها انتخاب شده اند.

این ارکستر زهی خواهد بود یا مجلسی؟

بستگی به رپرتوار دارد؛ در برنامه اول ارکستر، زهی خواهد بود. با توجه به انتخاب قطعات سازهای بادی نیز اضافه خواهد شد و نوازندگان رهی نیز در صورت لزوم بیشتر می شوند. ما سعی کرده ایم که اولین قدمها کوچک باشد و با یک گام بزرگ کار را شروع نکنیم. تجربه نشان داده و بارها دیده شده که ارکسترهایی با تعداد زیاد و پر سر و صدا راه اندازی شده و متاسفانه بعد از اجرای یک یا چند برنامه ارکستر از هم پاشیده است. ما امید این را داریم که در طول زمان، ارکستر را با توجه به امکانات بزرگتر کنیم.

امیدوارم با برنامه ریزی های دقیق و بلند مدتی که صورت پذیرفته، ارکستری در سطح هر چه نزدیکتر به استانداردهای جهانی داشته باشیم.