در میان استادان موسیقی، روحالله خالقی به چند ویژگی مشهور است. این استاد مسلم ساز و ویلون برخلاف بسیاری از نوازندگان که فقط به لذت نواختن بسنده کردند، علاوه بر لذتی که به طور عملی از موسیقی برد، در پی آموختن و آموزاندن دانش موسیقی برآمد و در این زمینه بسیار کوشید. معروف است که استاد خالقی در دوره افول توانست رکود و سکوت موسیقی را بشکند و در رواج آن توفیق داشته باشد. بدیهی است چنین امر خطیری فقط در صورت برخورداری از سطح بالای دانش تئوریک امکانپذیر است.
تنها در این صورت است که میتوان در مواجهه با موسیقی ایرانی و غیرایرانی، تفاوتها را دریافت و از آن به نفع نواها سود جست.
خالقی اما فقط در زمینه معرفی آثار فاخر کوشا نبود که از معدود موسیقیدانانی به شمار میآمد که در خلق آثار مکتوب درباره موسیقی میکوشید و بر مفید بودن آن در ارتقای موسیقی تاکید داشت. خالقی با وجود برخورداری از احساس قدرتمند از تفکر غافل نبود و آثار او این هر دو را با هم داشت.
ریشههای موسیقی مدرن را میشناخت و با همه علاقهای که به موسیقی ایرانی داشت، از دستاوردهای موسیقیدانان غربی غافل نبود. روحالله خالقی ادیب خوشقریحه و توانمندی نیز بود. توجه او به میراث ادبی این سرزمین او را وامیداشت در این زمینه سعی وافری داشته باشد. همه این ویژگیها از شادروان روحالله خالقی هنرمندی توانا با آثاری ماندگار ساخت.
روزنامه همشهری (۲۱ آبان ۱۳۹۸)
***
خالقی در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در ماهان کرمان به دنیا آمد. پدرش «میرزا عبدالله خان منشی» و مادرش «مخلوقه خانم» بودند. در چندماهگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. تحصیلات ابتداییاش را در تهران و شیراز و اصفهان گذراند.
با انتقال پدرش به شیراز در سال ۱۲۹۵، در شهریور ۱۲۹۷ به همراه خانواده به این شهر رفت. در آنجا از آموزشهای میرزا نصیر فرصت در زمینهٔ عروض و نقاشی استفاده کرد. همچنین آموختن موسیقی را نزد شوهر عمهاش میرزا رحیم شروع کرد و از او بیش از یک سال نواختنِ ویلن آموخت.
در سال ۱۳۰۲ به مدرسهٔ عالی موسیقی رفت و در آنجا تحت نظر علینقی وزیری آموختن موسیقی و نواختن ویلن را آغاز کرد.
در سال ۱۳۰۳ با وجود مخالفت پدرش، تصمیم گرفت صرفاً به مدرسهٔ موسیقی برود. پدرش با وجود علاقهای که به موسیقی داشت، با موسیقی یادگرفتن وی مخالف بود و در نتیجه او مدتی پنهانی به مدرسهٔ موسیقی میرفت. گویا در این مورد، وزیری و یحیی دولتآبادی نزد پدرش وساطت کردهاند که بیتأثیر بوده است. وی بالاخره با گرفتن حکم تدریس موسیقی به پدرش ثابت میکند که «پیِ مطرب شدن نبودهاست». در تابستان سال ۱۳۰۴، چهار کنسرت به رهبری وزیری در مدرسه اجرا شد که خالقی نیز در آنها به عنوان نوازنده حضور داشت.
در سال ۱۳۱۰ از دارالفنون دیپلم گرفت و وارد دارالمعلمین شد. در خرداد سال ۱۳۱۳، دارالمعلمین به «دانشسرای عالی» تغییر نام یافت. خالقی مدرک لیسانس خود را از این دانشسرا در رشتهٔ فلسفه و ادبیات دریافت کرد.
وی در ۱۳۱۴ وارد خدمت دولتی در وزارت فرهنگ شد و در ۱۳۱۷ معاون دفتر وزارتی وزارت فرهنگ شد. در ۱۳۲۰ به پیشنهاد وزیری، معاون ادارهٔ موسیقی کشور و نیز معاون هنرستان عالی موسیقی شد. در ۱۳۲۵ مدتی در وزارت کار و تبلیغات کار کرد. در ۱۳۲۷ متصدی دبیرخانهٔ هنرهای زیبا شد. در ۱۳۲۸ هنرستان موسیقی ملی را تأسیس کرد و رئیس آن شد.
در سال ۱۳۳۴ در چارچوب برنامههای «انجمن ایران و شوروی» به این کشور سفر کرد. همچنین در ۱۳۳۵، سفرهایی را به کشورهای رومانی، فرانسه و هندوستان انجام داد. دستاورد وی از سفر هند، مجموعه مقالاتی در زمینهٔ موسیقی و رقص در این کشور بود.
خالقی سالها در رادیو ایران نیز فعالیت داشت و از جمله رئیس شورای موسیقی رادیو بود و برنامههای رادیویی «یادی از هنرمندان درگذشته» و «ساز و سخن» را راهاندازی کرد. وی همچنین سرپرست ارکستر گلها نیز بود.
خالقی در سال ۱۳۳۸ به در خواست خود از ادارهکل هنرهای زیبا بازنشسته شد اما همچنان به فعالیتهای هنری ادامه داد. خالقی در سال ۱۳۴۴ در سالزبورگ اتریش پس از چند عمل جراحی ناموفق، بر اثر سرطان معده درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله در تهران دفن شد. سه فرزند خالقی گلنوش، فرهاد و فرخ نام دارند.



























۱ نظر