در تاریخ موسیقی کلاسیک ایران و غرب نمونههایی از نقل قولها را میتوانیم از استادان صاحب نام بیاوریم که نشاندهندۀ نگاهشان به هنر و معنویت است:
حسین تهرانی: نود و نه درصد اخلاق، یک درصد هنر (تهرانی از این طریق میخواهد ارزش متعالی اخلاق را به اهالی هنر یادآوری کند.)
ابوالحسن صبا: روی هنر حساب کردن، استفاده کردن، انتظار تشویق و تقدیر داشتن و همه اینها خصایص کسانی است که به هنرمندی تظاهر میکنند و هنرمند واقعی نیستند. (صبا در اینجا نه تنها انتظارات مالی بلکه حتی انتظار تشویق و تقدیر داشتن را هم دون شأن هنرمند میداند.)
در اینجا باید تأکید شود که اظهارات این دو هنرمند به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن ارزش تشویق و تمجید از یک هنرمند یا دستمزد برای فعالیتهای هنری مانند تدریس یا اجرای موسیقی نیست زیرا میدانیم که هر دو هنرمند برای اجرای موسیقی در رادیو و تدریس در هنرستان موسیقی، دستمزد دریافت میکردند و همچنین جزو مشهورترین و تحسینشدهترین هنرمندان دوران خود به شمار میرفتند. بنابراین، این سخنان بیشتر به هدف والای هنرمند در ارائه آثار هنری اشاره دارد و هنرمند را از تمرکز بر جلب توجه، تشویق یا کسب درآمد. برحذر میداد.
در فرهنگِ ایرانی، عرصه هنر نه تنها به عنوان نمایانگر عالم معنا و خانۀ معنویت شناخته میشود، بلکه در حوزه ورزش نیز با پدیدهای به نام «فرهنگ پهلوانی» مواجه هستیم که سرشار از آموزههای اخلاقی و انسانی است. این فرهنگ، نیرومندی را در خدمتِ خلق و انسانیت میخواهد و نه به منظور نمایش برتری فردی. از این رو، طراحی معماری زورخانه و ورود ورزشکاران به گود، همراه با ابراز تواضع و فروتنی در برابر مردم، به شکلی زیبا و معنادار شکل گرفته است و حتی مفهوم مسابقه و رقابت را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
بلا بارتوک، آهنگساز برجسته مجارستانی، جملهای مشهور دارد که میگوید: «رقابت متعلق به اسبهاست نه هنرمندان!» این جمله از کسی است که امروزه چندین مسابقه و رقابت نوازندگی و آهنگسازی به نام او برگزار میشود. اما این تناقض ظاهری از کجا ناشی میشود؟ در حقیقت بارتوک مخالف رقابت نیست؛ چراکه ذاتِ اثرِ هنری با یگانگی و برتری پیوندی ناگسستنی دارد و به طور طبیعی در هنر این خصوصیتها جاریاست اما همانطور که در رقابتهای ورزشهای باستانی ایرانی، برتری امری گریزناپذیر است، در هنر نیز رقابت وجود دارد، لیکن نباید به «هدف اصلی» تبدیل شود. هدف نهایی باید خلق آثار هنری ارزشمند و تأثیرگذار باشد، نه صرفاً نمایش برتری فردی.
در یک جمعبندی کلی هنر و معنویت را میتوان لازم و ملزوم یکدیگر تلقی کرد که مخاطب را به تأملی عمیق در هستی و جایگاه انسان در آن دعوت میکند. در این راستا گاه جلوهگری «هنر»، منجر به جلوهگری «هنرمند» می شود که به نوعی انحراف از مسیر اصلی معنویت و هنر است و ازاینرو هنرور باید پیوسته در آیینۀ خودنگری بایستد و با خضوع، انضباط درونی و خوداصلاحی مداوم، مرز مرزِ صداقتِ هنری و تظاهری را برقرار سازد.


۱ نظر