بنابراین، هیچ ساز موسیقیای (جز نی چوپان) در مینیاتورهای مرتبط با این منظومه دیده نمیشود. از میان سازها، دف و چنگ بیش از سایرین در مینیاتورها به تصویر کشیده شدهاند. در برخی مینیاتورهای چندچهرهای، گاهی تنها ساز موجود دف است و حتی گاه میتوان دو دف با اندازههایی متفاوت مشاهده کرد. با این حال، هرگز دو چنگ یا دو عود در کنار هم نشان داده نمیشوند، اگرچه در صحنههای نبرد، وجود دو کرنا یا دیگر سازهای بادی قابل مشاهده است. همچنین در شماری از مینیاتورهای اسلامی، همنشینی گونههای مختلف سازهای خانواده لوت در یک گروه نوازندگی دیده میشود. چنگ تنها اندکی از نظر تعداد حضور در مینیاتورها از دف کمتر است. این ساز بسیار چشمنواز و فوراً قابل تشخیص است، زیرا شکل آن با هیچیک از سازهای دیگرِ به تصویر کشیده شده شباهت ندارد، و در عین حال، مبهمترین آنها نیز محسوب میشود.
شمایلنگاری سازهای خانواده چنگ از آشور، مصر باستان، یونان باستان، آلبانی، قفقاز یا گرجستان نشان میدهد که این سازها فاقد ویژگیهای شاخص چنگی هستند که در جهان اسلام و همچنین چین استفاده میشد. همانطور که در مینیاتورها میبینیم، این ساز دارای پایه بلندی مانند پا است که بیتردید نقش ویژهای داشته و متقابلاً ویژگیهای اجرایی آن را تعیین میکرده است. پایهای با این مشخصات را همچنین میتوان در چنگ زاویهدار چینی یافت، هرچند در هنر تصویری چین این پایه بسیار کوتاهتر ترسیم شده است.
از همین رو، نوازندهای که روی جعبه چوِبی یادبودهایِ بودایی متعلق به سده هفتم میلادی به تصویر کشیده شده، پایه چنگ را زیر کمربند خود قرار داده و هنگام حرکت آن را مینوازد، چراکه این نوع «چنگ زاویهدار قابل حمل بود و به آسانی در هر موقعیتی نواخته میشده است. نقاشیهای دیواری نیز نشان میدهند که نوازندگان این ساز را در حالت نشسته، ایستاده، در حال راهرفتن و حتی در وضعیت پرواز مینواختند». (۱) چنگ در تصاویر و نگارههای موجود در نسخههای خطی آثار نظامی گنجوی، در حال راهرفتن و یا پرواز دیده نمیشود و پایهاش نیز برای قرار گرفتن زیر کمربند بیش از حد بلند بوده است. با این حال، این نوع چنگ زاویهدار که منشأ آن غرب چین است، بیشترین شباهت را به چنگی دارد که در مینیاتورهای اسلامی به تصویر کشیده شده و بهعنوان نمونه اولیه ایرانی نیز در نظر گرفته میشود.
پایه نگهدارنده چنگ ممکن بوده صاف یا خمیده باشد؛ چنانکه نظامی آن را به پدر رنجکشیده و درمانده مجنون تشبیه کرده و چنین مینویسد:
تنگ آمد از این سراچه تنگ
شد نای گلوش چون دم چنگ
تعداد بسیار زیادِ مینیاتورها نشان میدهد که دو روش برای نواختن چنگ وجود داشته است. به نظر میآید، حالت طبیعیتر آن است که چنگ به صورت مورب نسبت به بدن نگه داشته شود؛ یعنی اگر پایه ساز بر روی لگن راست قرار گیرد، قسمت بالای بدنه چنگ در کنار شقیقه چپ نوازنده خواهد بود و بالعکس (شکل ۳). حالت دیگر که کمتر رایج است به این صورت است که یکی از دستهای نوازنده زیر ساز قرار میگیرد، بهطوری که پایه ساز در بخش داخلی خم آرنج جای میگیرد. این وضعیت آزادی حرکت دست نوازنده را بهشدت محدود میکند.
با این حال، همین شیوه در بسیاری از مینیاتورها نیز دیده میشود؛ مینیاتورهایی که، همانطور که پیشتر اشاره شد، به دقت در نمایش جزئیات واقعیت معروفاند. امروزه نمونههای بازسازیشده چنگ فاقد پایه نگهدارنده هستند و هیچیک از نوازندگان معاصر که با چنگ بازسازیشده مینوازند، آن را به شیوهای که در مینیاتورها دیده میشود، نگه نمیدارند (شکل۴). این ویژگیِ خاص از نظر سازندگان امروزیِ چنگ – جز یک نفر (۲)- پنهان مانده است؛ دیگران به این جزئیات توجه نکرده و ظاهراً آن را غیرضروری دانستهاند، در حالی که برای نگارگران قرون وسطی رعایت آن الزامی بوده است.

- قسمتی از هفت پیکر از خمسهی نظامی (هرات، حدود ۱۴۳۰)، برگ 47r. مرکب، آبرنگ مات، نقره و طلا روی کاغذ، ۲۲.۵ × ۱۲.۴ سانتیمتر. نیویورک، موزه هنر متروپولیتن، ۱۳.۲۲۸.۱۳.۶. هدیه الکساندر اسمیت کوکران، ۱۹۱۳.

۴. فزیله رحیموا، نوازنده گروه سازهای قدیمی خاور زمین وابسته به موزه دولتی فرهنگ موسیقی آذربایجان، با چنگی که توسط مجنون کریماف در سال ۱۹۷۶ ساخته شده است، مینوازد.
پینوشت
۱- Li Mei 李玫, “Adaptations of Harps Refl ected in Mu-
rals of the Chinese Western Regions”, Music in Art XXXIX/1–۲
(۲۰۱۴), ۴۳-۵۵: ۴۴.
۲- The only copy closest to the original was made by Feridun
Obul (Turkey).




پس از نوزده روز خاموشی اینترنت در ایران و توقف اجباری فعالیت سایت، امروز در وضعیتی غمبار و برزخی بازگشتیم به امید فردایی بهتر…
در نهایت غم و اندوه ، به روزهای بهتر امیدوار خواهیم بود