کتاب «پیدایش نظام هفت دستگاه و پنج آواز» نوشته پروفسور هرمز فرهت و با ترجمه محسن محمدی به تازگی توسط انتشارات هنر موسیقی به بازار نشر وارد شده است. این کتاب را ساینا زمانیان به فارسی ترجمه کرده است.
هرمز فرهت پروفسور و مدیر بازنشستۀ بخش موسیقی دانشگاه دوبلین، تربینتی کالج در تاریخ ۲۸ فروردین سال ۱۳۹۹ در مقدمۀ این کتاب نوشته است:
تعدادی رساله از دورهٔ سدههای سوم تا هشتم هجری قمری باقی مانده است که اطلاعاتی در مورد نظریههای مختلف دربارهٔ فواصل و گامهای موسیقی ایران ارائه میدهند. منابع مکتوب موسیقی در سدههای بعدی تا دورهٔ مدرن بهطور عمومی حاشیهای و بیاهمیت دانسته میشوند و در واقع بهطور گسترده شناخته شده نیستند. یکی از جنبههای چشمگیر رسالهٔ دکتر محسن محمدی، یعنی پیدایش نظام هفت دستگاه و پنج آواز، پرتویی است که بر این دورهٔ اخیر افکنده است. با این بررسی جامع میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که موسیقی سنتی شهری که امروزه متداول است در واقع محصول همین دوره است و هر ارتباطی که بین این موسیقی و گذشتهٔ دورتر برقرار شود در بهترین حالت نوعی حدس و گمان خواهد بود.
مقابلهٔ دقیق اطلاعات و مقایسه و تحلیل مفصل مطالب در این رساله مثالزدنی است. وقتی کانون توجه پژوهش به زمانی میرسد که میتوان «دورهٔ مدرن» نامید، یعنی دورهٔ تأثیر روزافزون غرب بر اکثر جنبههای فرهنگ ایران که مقارن نیمهٔ دوم قرن نوزدهم تا قرن بیستم است، غنای مطالب و تفصیل تحلیلها همراه با نمودارها و جداول حتی بیش از پیش تحسینبرانگیز است.
نتیجهٔ مهمی که خواننده بدان میرسد این واقعیت است که موسیقیدانان ایران، یا همان پاسداران سنت، درک یکسانی از مطالبی که با آن کار میکردند، نداشتند. دکتر محمدی زیاد به این مورد نپرداختهاند، اما شرح مفصل و بررسی ایشان نشان میدهد که موسیقیدانان ایران مجموعهٔ جاافتادهای از مفاهیم و اصطلاحات نداشتند. واژگانی نظیر آواز، دستگاه، مقام، پرده، گوشه و غیره، بهدلخواه و به جای یکدیگر استفاده میشدند و کموبیش یک معنی را میرساندند. ابهام چنان شایع بود که دستآخر به نظر نمیرسید اهمیتی داشت، چرا که موسیقیدانان حتی اگر اصطلاحات آنها واضح و مشخص نبود منظور هم را میفهمیدند.
در واقع در سدهٔ نوزدهم موسیقیدانان ایرانی تنها نوازنده و خواننده بودند و عالمان موسیقی نبودند. آنچه هر یک آموخته و اجرا میکرد از منابع مدوّن آموخته نشده بود، بلکه از استادان مختلف اندوخته شده بود. آنان برای استدلال و سنجش موضوعات مربوط به تئوری و تحلیل موسیقی بهدرستی ناآماده بودند. شاهد آن این است که وقتی علینقی وزیری در سال ۱۹۲۳ و پس از یکی، دو سال تحصیل در اروپا به ایران بازگشت و نظریهٔ یکسره خودساختهٔ بیستوچهار ربعپرده در هر گام را بهعنوان اساس موسیقی ایران مطرح کرد، هیچکس در جایگاهی نبود که اعتبار آن نظریه را به چالش بکشد.































۱ نظر