پس میشود اینطور نتیجه گرفت که او نیز مانند حسن ناهید در اجرای موسیقی چهارچوب خشک و صلبی ندارد و انتظارِ حفظِ کمال و تمام سنتها (همچون انتظاری که از مجریان موسیقی مردمی میرود) را از مجریان موسیقی دستگاهی ندارد.
محمد موسوی نیز مانند حسن ناهید تاکید زیادی بر سادگی نی دارد:
«نی، سازی است که ما دخل و تصرفی در آن نکردهایم و تنها روی آن ۶ سوراخ و ۷ بند داریم. برای همین بیشترین نزدیکی و الفت را در میان دیگر سازها با نوازنده دارد. از آنجا که انسان هیچ دخالتی در ترکیب طبیعی نی ندارد، رابطه مستقیم با نی برقرار میکند و هیچ تقلبی نمیتوان در آن کرد» (جامجمآنلاین، ۱۳۸۸).
و در عین حال به خلاقیت هم اعتقاد دارد: «همانطور که در کنسرت سال گذشته هم دیدید، از نی ۸ نوای همزمان در میآوردم و کار به قدری تنوع داشت که جای خالی خواننده خیلی محسوس نبود.» (همان).
نکتهای که یادآوری آن مهم است اعتقاد به نوآوری در سطوح مختلف در امر نواختن و ساختن موسیقی در نسل اول و دوم با قدرت و ضعفهای متفاوت است. مثلاً حسن کسایی میگوید:
«نزدیک به چهل سال است که روی صندلی اتاق خانهام، در گوشه ای آرام، اما بی قرار نشستهام. لحظه ای از اندیشیدن بر روی موسیقی، و ساختن و نواختن غافل نماندهام. سه سال پیش هم مقداری از ردیف موسیقی ایران را با نی نواختم: این که می گویم «مقداری» به این جهت است که کل ردیف، نوازنده را از خلاقیت و ذوق و ابتکار بازمیدارد» (خبرگزاری دانشجویان ایران، ۱۳۸۹).
نسل سوم دربردارنده نوازندگانیست که پس از انقلاب به فعالیت تخصصی موسیقی روی آوردهاند. نتایج این پژوهش مبیّن آن است که تقریباً تمامی نوازندگان نسل سوم با بحث ابداع و تغییر در ساز نی موافق هستند. با نگاهی مجدد به بحث ابداع در نزد گفتمانهای موسیقی ایرانی و ضدّیت گفتمانهای «موسیقی سنتی ایران» (گفتمان غالب نسل دوم) و از طرفی، هژمونیِ گفتمانِ «موسیقی کلاسیک ایرانی» وزیری که مدافع ابداع و تغییر است، نظرات همگن نسل سوم و تفاوت عمده آن را با نظرات دو نسل پیشین، میتوان مجدداً متأثر از گفتمانهای موسیقی ایران و تغییر هژمونی آنان دانست.
























۱ نظر