ما در موسیقی با یک زبان مشترک روبرو هستیم، همان گونه که علائم موسیقی و ارزش نت ها مثل کلیدها، دیزها، بمل ها، سکوتها، دیرندها و… را طبق استانداردهای بینالمللی به کار میبریم، شماره گذاری انگشتان نیز بخشی از همین نظام استاندارد هستند و تغییر آنها بدون وجود مزیتی بارز، روشن و قابل دفاع، به کاهش یکپارچگی آموزش و افزایش ابهام و سردرگمی منجر میشود. تا به امروز برای دادن اولویت به انگشت کوچک بهعنوان انگشت اول هیچگونه استدلالی بر پایه علم، تاریخ و قوانین بینالمللی وجود ندارد! مگر در مواردی که شاهد سلایق و دلایل بر پایۀ یک تکنیک بومی یا یک عادت اجرایی و اهرم خاص شکل گرفته باشد.
در نهایت یک تکنیک انحصاری یا بومی در مورد یک ساز خاص (تنبک) نمیتواند به تنهایی مبنای یک قرارداد آموزشی آکادمیک جهانی قرار بگیرد.
پس اگر مبنای شماره گذاری انگشتان را بدون در نظر گرفتن قوانین و قراردادهای آکادمیک جهانی و صرفا بر اساس تکنیکهای بومی که چون مثلا در فلان تکنیک تنبک مثل (هفت کماندار) انگشتِ کوچک زودتر به پوست اصابت میکند پس انگشت کوچک را اول بنامیم! یا چون مثلا در (هشت کماندار) انگشت شست زودتر به پوست تنبک اصابت میکند، انگشت شست را اول بنامیم! یا در تکنیکهای دیگری که در آن انگشت اشاره اول به پوست اصابت میکند، ادعا کنیم انگشت اشاره اول است! نظام آموزش از حالت پایدار و منطقی خارج شده و به مجموعهای از قراردادهای ناپایدار و موردی تنزل خواهندکرد.
حال اگر مجبور باشیم این قوانین بینالمللی را تغییر بدهیم، باید آنرا در حوزه های مختلف و با مستندات علمی، تاریخی و موسیقایی به اثبات برسانیم، نه فقط با تکیه بر سلایق شخصی یا تکنیکهای جزیرهای و بومی! شماره انگشتان را توجیه کنیم.
حالا میخواهم بررسی دقیقی در مورد اینکه چرا مناسبترین شماره برای انگشت اشاره در تمام سازها به غیر از پیانو یک است؛ به صورت علمی، جهانی و تاریخی… در چند حوزه تطبیقی، شناختی، آموزشی و موسیقی؛ به شکل کاملا مستدل، با رویکردی بینالمللی داشته باشم:
۱- اولویت آناتومیکی انگشت اشاره
در علم آناتومی، شماره انگشتان بر اساس محور استخوانی دست نام گذاری میشوند و به همین دلیل شماره گذاری انگشت ها از شست شروع میشود و بعد از آن انگشت اشاره شماره ۲ و نهایتا انگشت کوچک شماره ۵.
طبق تحقیقات پزشکی انگشت اشاره متخصص دقت، مهارت و ظرافت است و همینطور از نظر مغزی بسیار باهوش تر از انگشت کوچک است، به عبارتی بخش بیشتری از قشر حرکتی مغز به کنترل حرکات ظریف آن اختصاص دارد و انگشت کوچک فقط در حوزه ی قدرت و ثبات موفق است. در نظام موسیقی جهانی وقتی شست نقش مستقیمی در اجرای موسیقی و نوازندگی ندارد؛ انگشت اشاره جای آنرا میگیرد. حال باید دید در نوازندگی اولویت با قدرت است یا دقت و کنترل؟ جواب مشخص است؛ در موسیقی اولویت با دقت و کنترل است نه شدت و قدرت! یعنی کیفیت نوازندگی به فاکتورهایی مثل زمانبندی دقیق، کنترل ضربه، سونوریته،استقلال انگشتان، هماهنگی عصب و عضله و اقتصاد حرکت بستگی دارد. به همین دلیل یک نوازنده حرفهای قبل از محکم ساز زدن به فکر کنترل بهتر است.


۱ نظر