بازآفرینیِ یک تکنیک، از صفر
وقتی پاول به وین بازگشت، در عمارتِ خانوادگی منزوی شد و روزی هفت ساعت تمرین کرد. او روی یک جعبهٔ چوبی، شمایی از کلاویه کشید و شروع به ابداعِ انگشتگذاریهایی کرد که خلأ دستِ دوم را جبران کند. تکنیکهایی که او پرورش داد – جانشینیِ انگشت (جایگزینی یک انگشت با انگشتِ دیگر برای نواختنِ آکوردهای پیچیده) و استفادهٔ گسترده از پدال برای ایجادِ لگاتو و تداومِ صدا – بعدها به استانداردی برای نوازندگانِ تکدست تبدیل شد. به گفتهٔ منتقدان، ترکیبِ حرکتِ دست و پدال به او اجازه میداد آکوردهایی را به صدا درآورد که حتی برای یک پیانیستِ دهانگشتی هم دشوار بود!
اولین آثاری که او نواخت، قطعاتی بودند که معلمِ قدیمیاش، یوزف لابور (آهنگسازِ نابینا)، برایش نوشته بود که به همراهِ تنظیمهای خودِ پاول از شاهکارهایِ رپرتوارِ پیانو شد. اما او به این بسنده نکرد؛ ویتگنشتاین میدانست که برای اینکه به عنوانِ یک «نوازندهٔ تکدست» جدی گرفته شود (و نه یک «نوازندۀ قابل ترحم») به آثاری نیاز دارد که در سطحِ عالیترین موسیقیِ زمانه باشند.
سفارشهایی که تاریخِ موسیقی را تغییر دادند
پاول با تکیه بر ثروتِ خانوادگی، دست به کاری زد که کمتر نوازندهای جرئتش را داشت: او به سراغِ بزرگترین آهنگسازانِ زمانه رفت و از آنها خواست آثاری مخصوصِ دستِ چپِ او بنویسند. حاصلِ این سفارشها، مجموعهای از حدود چهل اثر برای پیانو و ارکستر و موسیقیِ مجلسی است.
موریس راول: کنسرتو برای دستِ چپ
معروفترینِ این آثار، کنسرتو برای دستِ چپ در رِ ماژور اثرِ موریس راول است. راول این اثر را در سالهای ۱۹۲۹–۱۹۳۰ نوشت و پاول آن را در ۵ ژانویه ۱۹۳۲ با ارکسترِ سمفونیکِ وین اجرا کرد. این کنسرتو که در یک موومانِ پیوسته شکل گرفته، از تاریکیِ ارکستر برمیخیزد و به یک بیانیهٔ قدرتمندِ پیروزی بر مصیبت بدل میشود. با این حال، رابطهٔ پاول و راول پرتنش بود: پاول در اجراهایش تغییراتی در نتِ راول به سلیقهٔ خود میداد، کاری که معمولاً آهنگسازِ دقیقپسندی مثلِ راول را خشمگین میکرد. این موضوع موجب کدورت و قطع ارتباط آنها شد.
سرگئی پروکوفیف: کنسرتویی که ویتگنشتاین اجرا نکرد
پروکوفیف کنسرتو پیانو شمارهٔ ۴ در دو ماژور را به سفارشِ پاول نوشت. اما پاول آن را نپسندید و در نامهای به آهنگساز نوشت: «از کنسرتوی شما متشکرم، اما یک نُت از آن را نمیفهمم و آن را اجرا نخواهم کرد». این کنسرتو در زمانِ حیاتِ پاول ویتگنشتاین هرگز به صورتِ عمومی اجرا نشد و تنها پس از مرگِ او بود که نوازندگانِ دیگر (از جمله پیانیستهای دو دست) آن را به رپرتوار بازگرداندند.


۱ نظر