Posts by علیرضا میرعلی نقی
امینالله رشیدی، خواننده صاحب امضا و نتنویس
آقای امینالله رشیدی بعد از آقای جواد بدیعزاده دومین خوانندهای است که آهنگ آثارش را خودش ساخته است، امتیازش هم این است که بر نتنویسی مسلط است و نت آثارش را هم شخص خودش مینوشته است. پس از آقای رشیدی یعنی سومین شخصی که آثارش را خودش نوشته و میسازد، آقای جمالالدین منبری است که خودشان هم نت آثارشان را مینویسند و هم برای ارکستر تنظیم میکنند و هم با صدای گرمشان میخوانند و همچنین به نواختن دو ساز سنتور و تمبک هم مسلط هستند.
درباره مرتضی حنّانه (۲)
برخی از مهمترین آثار حنانه عبارتاند از: اوراتو ریو، برای کر و سُلوها و ارکستر؛ صبر و ظفر، برای ارکستر مجلسی با پیانو و هارپ؛ ترجمه جلد اول کتاب ارکستراسیون تألیف شارل کوکلن؛ تفسیرِ مقاصدالالحانِ عبدالقادر مراغی (چاپ نشده)؛ و تألیف کتاب گامهای گمشده (ملّاح، ص ۵۹۶).
گلپا از نگاه اهالی موسیقی
به مناسبت پنجمین روز درگذشتِ اکبر گلپایگانی دلنوشتهای به قلم علیرضا میرعلینقی را میخوانید که در ادامه این یادداشت، نقل قولهایی از اساتید موسیقی را درباره او میخوانید که در بهار ۱۳۷۹ در مجله جدول به انتشار رسیده است و به کمک یکی از دوستداران این استاد فقید، علی رحیمی به دست ما رسیده است:
درباره آلبوم «بی صدف دردانه باش»
این هشت قطعه، با اینکه بر اساس اشعار مولانا جلال الدین رومی در دیوان شمس است، و با اینکه سازها در آن نقشی معنادار و تعریف شده را دارند و از کارکردهای عادت شده سازهای ایرانی در گروه نوازی های معمول دور هستند، با همه این احوال، نه موسیقی با کلام به معنای متعارف آن هستند نه موسیقی پروگراماتیک. طراحی این کار از هیچ قالب شناخته شده ای تبعیت نمی کند و شاید همین، امتیاز آن باشد.
درباره مرتضی حنّانه (۱)
مرتضی حنّانه، آهنگساز، نوازنده، رهبر ارکستر و پژوهشگر موسیقی در ۱۳۰۱ش، در تهران متولد شد. پدرش، محمد حنانه ملقب به مدیر (مؤسس و مدیر مدرسه ثروت)، به اجبار وی را به هنرستان عالی موسیقی فرستاد. حنانه زیرنظر رودولف اوربانتس (تکنواز و رئیس ارکستر سمفونیک هنرستان و از استادان اعزامی از پراگ)، نوازندگی و نوشتن جملات موسیقی برای سازهای بادی را فراگرفت.
نگاهی به آلبوم «راز» از «ابوسعید مرضایی»
این آلبوم تجربهای است متفاوت با همه آثاری که از نوازنده آن شنیدهایم، این تفاوت صرفاً مربوط به تفاوت ساز تخصصی او سه تار با ساز انتخابی او در این آلبوم (شورانگیز) نیست. بلکه عناصر دیگری است که سعی میکنیم در این یادداشت کوتاه تا حد امکان آنها را شرح دهیم.
دربارۀ علی تجویدی؛ نغمۀ ریشههای سرو (۸)
از سال ۱۳۷۶ که کار ارکستر ملی ایران به رهبری هنرمند ارجمند آقای فرهاد فخرالدینی به راه افتاد، آثار استاد تجویدی در تارک فهرستی بود که هنرمندانی چون فرهاد فخرالدینی، حسین علیزاده و… در آن قرار داشتند. ارکستر ملی شوق تازهای به استاد زندهدل و کهنسال داد تا دوباره کار مشکل آهنگسازی و ارکسترنویسی را حتی در بستر بیماری انجام دهد، ولی کارشکنیهای بخشی از ادارات دولتی که مانع انتشار فیلم و سیدی اجراهای این ارکستر شدند، ناراحتی بسیاری برای او در آستانۀ هشتادسالگی به وجود آورد و او را دلزده و ناراحت، هرچند خوددار و خاموش، بر جا گذاشت. ازاینپس بود که استاد تجویدی، تألیف و نوشتن را جدیتر دنبال کرد و تنها در مجالس بزرگداشت هنرمندان موسیقی، در مقام استادی ممتاز و پیشکسوت در محافل بزرگداشت و در مساجد حاضر میشد و برای دوستداران موسیقی سخن میگفت.
دربارۀ علی تجویدی؛ نغمۀ ریشههای سرو (۷)
با اوج گرفتن فعالیتهای علی تجویدی در اوایل دهۀ ۱۳۴۰ و ایرانگیر شدن آثاری چون صبرم عطا کن، آزادهام، پشیمانم و…، موقعیت اداری و استخدامی او از ادارۀ دارایی به رادیو تهران انتقال قطعی یافت و او علاوه بر سرپرستی ارکستر، آهنگسازی و تدریس در هنرکدۀ موسیقی ملی، عضویت در شورای موسیقی رادیو را نیز داشت و بر سر میزی مینشست که مشیر همایون شهردار، روح اللّه خالقی، خویشاوندش ضیاءالدین مختاری و مرتضی حنانۀ تازه از تحصیل در ایتالیا برگشته، دورادور آن بودند. تجویدی از آن دوران با افسوس و اندوه یاد میکند و اعتقاد دارد: «در آن روزگار، موسیقی بیشتر از امروز بوی محبت و صمیمیت میداد و هنرمندان کمتر انگیزههای مادی داشتند.»
دربارۀ علی تجویدی؛ نغمۀ ریشههای سرو (۶)
او در رشتۀ نوازندگی، خود صاحب سبکی منحصربهفرد بود. قدرت آرشه و تکنیک برجستۀ او در بهکارگیری از ظرایف موسیقی کلاسیک مثل پوزیسیونهای بالا تا نزدیک خرک و آرشهپرانیهای مخصوص تحسینبرانگیز است.
نگاهی به کتاب «فرهنگ و هنر سهتارنوازی»
«فرهنگ و هنر سهتارنوازی»، جدیدترین اثر تالیفی تحقیقیِ ابوسعید مرضایی را نمیتوان اتفاقی شبیه اکثریت قریب بهاتفاق کتابها و سیدیهایی که با عنوان ظاهراً قانعکننده آموزشی یکی پس از دیگری به بازار نشر میآیند، همسان دانست.

