Posts by محسن نورانی
برهمکنش فرهنگ فولک و موسیقی دستگاهی در آواز ایرانی: مطالعه موردی دیسکوگرافی حسین رضا اسدی (۵)
برای درک اهمیت خلاقیتهای اسدی، ضروری است که کار او را در ادامه و در عین حال در تمایز با تجربه نسل پیشین، به ویژه استادش محمدرضا شجریان، قرار دهیم. شجریان در «یاد ایام»، الگویی را بنا نهاد که میتوان آن را «بینامتنیت سلسلهمراتبی» نامید. در این الگو، ساختار مسلط و تغییرناپذیر، دستگاه است (در اینجا، شور). عناصر فولک خراسان (ملودی، ریتم) به دقت گزیده و سپس درون این ساختار جای میگیرند تا آن را رنگآمیز و غنی کنند. نقش فولک، تزئینی و تکمیلی است. دستگاه، میزبان مقتدری است که از مهمانانش (عناصر فولک) پذیرایی میکند.
برهمکنش فرهنگ فولک و موسیقی دستگاهی در آواز ایرانی: مطالعه موردی دیسکوگرافی حسین رضا اسدی (۴)
در این بخش، بد نیست نگاهی هم به آلبوم تماماً فولک خواننده بیندازیم و کاربست فولک را در تصنیف «هنارس» (اولین قطعه آلبوم هنارس، ۱۳۹۷) از منظر فرهنگ فولکلور بررسی کنیم. در این قطعه، شعر و موسیقی آنچنان در هم تنیدهاند که مشخص نیست موسیقی برای ترانه ساخته شده یا ترانه بر روی موسیقی سروده شده است. این قطعه با ترانه ای از مرتضی خدایگان و تنظیم مهدی مرتضایی، با نوای دلانگیز کمانچه در دستگاه شور و با ریتم ششهشت (که در بین مردم لکزبان «سهپا» نامیده میشود) آغاز میگردد. پیش از این، عمده قطعات موسیقی فولک لکی بر روی اشعاری عمدتاً دههجایی به نام «چلسرو» ساخته میشدند. در این قطعه، علاوه بر استفاده از ترانهای نیمایی که خود در موسیقی فولکلور نوآوری محسوب میشود، اسدی نغمهای با انگارههای ملودیک موسیقی فولک در مایه شور ساخته است.
برهمکنش فرهنگ فولک و موسیقی دستگاهی در آواز ایرانی: مطالعه موردی دیسکوگرافی حسین رضا اسدی (۳)
الگوی دوم از برهمکنش را میتوان در آثاری جستجو کرد که نغمات محلی نه بهعنوان نقلقولی گذرا، بلکه بهمثابه موجودیتی همارز با زبان موسیقی کلاسیک ایرانی در بافت اثر حضور مییابند. در اینجا، شاهد «آفرینش فضای مرکب» هستیم؛ فضایی که در آن سازهای اصیل دستگاهی (مانند تار، سنتور و کمانچه) در کنار سازهای بومی (همچون نیانبان، دمام یا سازهای فولک مناطق مختلف) قرار گرفته و هر یک با حفظ هویت مستقل خود، به «گفتوگوی افقی» میپردازند. در این گفتوگو، خبری از تلفیق و ادغام نیست، بلکه دو جهان موسیقایی در طول هم و به موازات یکدیگر حرکت میکنند و با پرسش و پاسخهای سازها، روایتی چندلایه را شکل میدهند.
برهمکنش فرهنگ فولک و موسیقی دستگاهی در آواز ایرانی: مطالعه موردی دیسکوگرافی حسین رضا اسدی (۲)
برای درک عمق کار اسدی و دیگر خوانندگان همسبک او، به زبانی تحلیلی نیاز داریم که بتواند پیچیدگیهای ارتباط میان این دو سنت را تبیین کند. نظریه «بینامتنیت» که از حوزه نقد ادبی برخاسته، ابزاری قدرتمند در اختیار ما میگذارد. بر اساس این نظریه، هیچ متنی (اعم از یک قطعه موسیقی، یک شعر یا یک سبک اجرایی) در خلأ آفریده نمیشود. هر متن همواره در گفتوگو با متون پیشین و همعصر خود معنا مییابد. در این بررسی، «متون» موسیقایی میتوانند یک آلبوم، یک تصنیف، یک ملودی ویژه (مانند گوشه «رهاب» در شور یا نغمهای در موسیقی لکی)، یا حتی یک شیوه خاص تحریر باشند. وقتی اسدی یک ترانه فولک لکی را در دستگاه همایون میخواند، در واقع دو متن مستقل را آگاهانه در کنار هم مینهد تا میان آنها رابطهای بینامتنی ایجاد کند. این رابطه میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد که مهمترین آنها عبارتند از:
برهمکنش فرهنگ فولک و موسیقی دستگاهی در آواز ایرانی: مطالعه موردی دیسکوگرافی حسین رضا اسدی (۱)
موسیقی ایران همواره دربردارنده دو رویکرد جغرافیایی بهظاهر متمایز، اما عمیقاً درهمتنیده بوده است: از یک سو، موسیقی دستگاهی با ساختاری منظم، نظریهپردازی پیچیده و میراث مکتوب، که در بستر شهرها رشد یافت و تجلیگاه فرهنگ رسمی و درباری محسوب میشد؛ از سوی دیگر، موسیقی فولکلور با خصلتی شفاهی، کارکردی و ریشهدار در زیستبومهای خاص و آیینهای جمعی، که در کوهستانها، دشتها و روستاها همواره جاری بوده است. این دو جریان، برای دههها موضوع بحث پژوهشگران بودهاند. برخی بر تمایز مطلق آنها تأکید کرده و برخی دیگر به ارتباطات ناگزیرشان اشاره داشتهاند. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، پدیده «برهمکنش» پویا و آگاهانهای است که این دو جهان را نه به شکلی تصادفی، بلکه خلاقانه و معناساز به گفتوگو میکشاند.
موسیقی فیلم در خدمت سینما یا نظام ستارهسازی؟ (۴)
رویکرد استفاده از ترانه و خواننده در تیتراژ پایانی فیلمها با موج جدید خوانندگان جوان عرصه موسیقی و رونق کنسرت در ایران رنگ و بوی جدی بخود گرفت و ستارههای موسیقی علاقهمند به بازیگری در عرصۀ سینما شدند که این ماجرا با ورود بازیگران به عرصۀ موسیقی هم بصورت یک واکنش دوطرفه تداوم یافت.
موسیقی فیلم در خدمت سینما یا نظام ستارهسازی؟ (۳)
مکانیزم سینمای دفاع مقدس، ساخت و تأمین بودجه از سوی نهادهای دولتی و معنویت حاکم در آن اجازه ستارهسازی را به کلیت سینمای ایران نمیداد. البته برخی از بازیگران این دوره به دلیل فعالیت زیاد و تعدد کار در این سینما به عنوان پُرکاران سینما لقب گرفته بودند اما، ماهیت ستارهسازی همچنان در سینمای ایران دیده نمیشد.
موسیقی فیلم در خدمت سینما یا نظام ستارهسازی؟ (۲)
از موسیقی فیلمهای ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانهها جلوه و جذابیت خاصی به آن میداد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقهمند به شنیدن ترانههای شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانههای فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.
موسیقی فیلم در خدمت سینما یا نظام ستارهسازی؟ (۱)
به باور اغلب کارشناسان، موسیقی مردمپسند (از نوع پاپ) بعد از انقلاب سیر نزولی را طی کرده است. اما، صنعت سینما و عناصر وابسته به فیلم (نظیر موسیقی فیلم) روندی صعودی داشته است. بصورتی که مسیر رو به رشد سینما در این چند دهه و کسب جوایز متعدد بینالمللی در عوامل منسوب به سینما میتواند گواه این ادعا باشد. این نوشته به عنوان جستاری پیرامون موسیقیفیلم در سینمای بعد از انقلاب کارکرد این گونۀ هنری را تحلیل کرده و از پی آن پدیدۀ تیتراژخوانی ستارههای موسیقی در سینما را مورد واکاوی قرار خواهد داد.

