الگوهای بینامتنی در بستر تاریخ؛ مقایسه با یک نمونه پیشگام
برای درک اهمیت خلاقیتهای اسدی، ضروری است که کار او را در ادامه و در عین حال در تمایز با تجربه نسل پیشین، به ویژه استادش محمدرضا شجریان، قرار دهیم. شجریان در «یاد ایام»، الگویی را بنا نهاد که میتوان آن را «بینامتنیت سلسلهمراتبی» نامید. در این الگو، ساختار مسلط و تغییرناپذیر، دستگاه است (در اینجا، شور). عناصر فولک خراسان (ملودی، ریتم) به دقت گزیده و سپس درون این ساختار جای میگیرند تا آن را رنگآمیز و غنی کنند. نقش فولک، تزئینی و تکمیلی است. دستگاه، میزبان مقتدری است که از مهمانانش (عناصر فولک) پذیرایی میکند.
از دیگر نمونههای این دست میتوان به آلبوم «شب، سکوت، کویر» اشاره کرد که در آن نیز شجریان کوشیده است برهمکنشی از عناصر فولک را در بستر موسیقی دستگاهی تجربه کند (تصویر ۵). اما گویی شاگرد وی، حسین رضا اسدی به سمت الگویی از «بینامتنیت شبکهای یا دموکراتیک» حرکت کرده است. در این الگو، هیچ ساختار از پیش تعیینشدهای بر دیگری برتری ندارد.
گاه دستگاه چارچوب است (مانند الگوی اول)، گاه فرم یک موسیقی فولک اساس کار قرار میگیرد، و گاه هر دو به طور همزمان در کنار هم میآیند تا چیزی کاملاً جدید بسازند (مانند الگوی دوم). اینجا، رابطه، مبتنی بر مذاکره، تبادل و همکاری است، نه میزبانی یکسویه. این تحول، تنها یک تغییر تکنیکی نیست؛ بلکه بازتاب تحول فرهنگی جامعه ایران در دهههای اخیر است: حرکتی از نگاهی یکدستساز و مرکزگرا به سوی پذیرش تکثر، تنوع و چندصدایی بهعنوان سرمایههای اصلی هویت ملی.

تصویر شماره ۵: آلبوم شب، سکوت، کویر به خوانندگی محمدرضا شجریان
فرجام: آواز به مثابه سرزمین مشترک
دیسکوگرافی حسین رضا اسدی، فراتر از مجموعهای از آوازها و تصانیف، سفرنامهای است از کاوش در مرزهای فرهنگ موسیقایی زاگرسنشینان ایران؛ درهمآمیختگی موسیقی لکی، لری و کردی. او با صدای آموزشدیده در ردیف و دل مشتاق به فرهنگ بومی، نشان میدهد که فولک و دستگاه، دو بیگانه جدا از هم نیستند، بلکه مانند دو رودخانهاند که از کوهسارانی متفاوت سرچشمه میگیرند اما نهایتاً به یک دریای مشترک میریزند: «دریای «موسیقی ایرانی».
به نظر نویسنده، در پایان میتوان کار او را در چند پیامد مهم خلاصه کرد: نخست، احیای کرامت موسیقی نواحی و نشان دادن ظرفیت نامحدود آن برای الهامبخشی. دوم، غنیسازی زبان دستگاهی با تزریق خون تازه و رنگهای بکر از گوشهگوشه این سرزمین. و سوم و مهمتر، ترسیم تصویری از ایران که در آن، هیچ صوتی حذف نمیشود. در آواز اسدی، هم تحریرهای ظریف اصفهان شنیده میشود، هم شکوه حماسی موسیقی لرستان، هم سوز موسیقی کردی و هم عرفان موسیقی بلوچستان.
آینده آواز ایرانی، اگر بخواهد زنده و پویا بماند، نه در انزوا، در همین گفتوگوی خستگیناپذیر نهفته است. حسین رضا اسدی، یکی از عناصر مهم معاصر این مسیر است که نه فقط با حنجره که با بینش میخواند و به ما یادآوری میکند که سازه موسیقی ایران، اتاقهای بسیار دارد و زیبایی آن، در شنیدن همزمان نغمههایی است که از همه آن اتاقها برمیخیزد
دیسکوگرافی
اسدی، حسین رضا. ۱۴۰۴. «آچنیا». تنظیم: رضا دربندی. ناشر: تک آهنگ.
—. ۱۴۰۳. «یلدا». آهنگسازی و تنظیم: بابک شهرکی. ناشر: تک آهنگ.
—. ۱۴۰۰. «آگِرآباد». تنظیم: شهرام منظمی. ناشر: تک آهنگ.
—. ۱۴۰۰. «بهانهها». آهنگسازی و تنظیم: جواد شاهی. ناشر: تک آهنگ.
—. ۱۳۹۹. «گلبانو». تنظیم: جواد شاهی. ناشر: تک آهنگ.
—. ۱۳۹۸. «یارب بلا بگردان». تنظیم: حسین فاضل. ناشر: تک آهنگ.
—. ۱۳۹۷. «پری رو». آهنگسازی: حمید تدینی تنظیم: جواد شاهی. ناشر: تک آهنگ.
—. ۱۳۹۷. «هِنارَس». تنظیم: مهدی مرتضایی. ناشر: نوای زاگرس.
—. ۱۳۹۵. «شوشَمَکی». آهنگسازی و تنظیم: سعید ملکی. ناشر: تک آهنگ.
—. ۱۳۹۲. «فانوس شبآغوش». آهنگسازی و تنظیم: حسین پرنیا. ناشر: ایران گام.
—. ۱۳۹۱. «لحظه ناب». آهنگساز و سرپرست: مجید درخشانی. ناشر: نوای شبدیز.
—. ۱۳۹۰. «شور بهاری». آهنگسازی و تنظیم: حامد فیضیان. ناشر: تک آهنگ.
—. ۱۳۹۰. «متلِ غم». آهنگسازی و تنظیم: حامد فیضیان. ناشر: تک آهنگ.
شجریان، محمد رضا. ۱۳۷۷. «شب سکوت کویر». آهنگسازی و سرپرست گروه: کیهان کلهر. ناشر: دل آواز.
—. ۱۳۷۱. «یاد ایام». آهنگسازی و سرپرست گروه: داریوش پیرنیاکان. ناشر: دل آواز.
—. ۱۳۶۴. «آستان جانان». آهنگساز و سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان. ناشر: دل آواز.







مطلب برهمکنش، هر چند از پایگان نظری خوبی بهرهمند است، اما کاربرد نادقیق مفاهیمی چون سبک مختص به خود، مرکز و حاشیه، رابطه و بهرهمندی موسیقی دستگاهی و فولک به صورت گذار از الگویی سلسلهمراتبی به الگویی شبکهای یا دموکراتیک نوشتار را دچار اشکال نموده است.
الگوی نظری چندآوایی دموکراتیک باختین که ریشۀ بینامتنیت است، یادآور میشود که صرف وجود چند ملودی یا چند زبان کنار هم، به معنای چندآوایی نیست؛
همانطور که وجود یک مرکز ساختاری نیز الزاماً به معنای تکآوایی نیست. لذا مفهوم «بینامتنیت شبکهای» در این مقاله، بر نوعی همارزی ناروا میان کثرت عناصر، استقلال صداها، گفتوگومندی و برابری استوار است و کاربرد اصطلاح بینامتنیت «دموکراتیک» نیز از این جهت مسئلهدار است، که با حضور همزمان چند سنت موسیقایی، نتیجهای ارزشی و سیاسی دربارۀ برابری آنها استخراج میکند که بهخودیخود از تحلیل موسیقایی حاصل نمیشود.
از سویی، مطلب توصیف و تعاریف استعاری از صدای جناب اسدی( گرم، مخملین، با حس و حال، سبک مختص به خود! )، تحلیلی بینامتنی نیست. آیا صدا و روش خواندن اسدی رگههایی از شیوه و روش خواندن استادان خود را همراه ندارد و به قول شما اسدی سبکی مختص به خود دارد؟ و در خلا شکل گرفته و صدای نشاندار از صداهای پیشین خود نیست! آیا سایر خوانندگان بینش نداشتهاند و این اسدی است که با بینش میخواند؟ در همین جا مقاله به ستایشنامهنویسی غلتیده است تا تحلیلی بینامتنی! چگونه و کجای آلبوم «لحظه ناب» بینامتنی دموکراتیک است؟ آیا به زور واژگان میشود اجرایی را دموکراتیک توصیف کرد، آن هم با ذهنیت و ساختار کلی آهنگسازی مشترک (استاد درخشانی) که برای استاد شجریان و جناب اسدی کار ساختهاند؟