گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

برهم‌کنش فرهنگ فولک و موسیقی دستگاهی در آواز ایرانی: مطالعه موردی دیسکوگرافی حسین رضا اسدی (۴)

در این بخش، بد نیست نگاهی هم به آلبوم تماماً فولک خواننده بیندازیم و کاربست فولک را در تصنیف «هنارس» (اولین قطعه آلبوم هنارس، ۱۳۹۷) از منظر فرهنگ فولکلور بررسی کنیم. در این قطعه، شعر و موسیقی آنچنان در هم تنیده‌اند که مشخص نیست موسیقی برای ترانه ساخته شده یا ترانه بر روی موسیقی سروده شده است. این قطعه با ترانه ای از مرتضی خدایگان و تنظیم مهدی مرتضایی، با نوای دل‌انگیز کمانچه در دستگاه شور و با ریتم شش‌هشت (که در بین مردم لک‌زبان «سه‌پا» نامیده می‌شود) آغاز می‌گردد. پیش از این، عمده قطعات موسیقی فولک لکی بر روی اشعاری عمدتاً ده‌هجایی به نام «چلسرو» ساخته می‌شدند. در این قطعه، علاوه بر استفاده از ترانه‌ای نیمایی که خود در موسیقی فولکلور نوآوری محسوب می‌شود، اسدی نغمه‌ای با انگاره‌های ملودیک موسیقی فولک در مایه شور ساخته است.

او به‌جای ارائه آن در فضای معمول موسیقی محلی و الگوهای ریتمیک خاص موسیقی زاگرس (که عمدتاً از چند نت فراتر نمی‌رود)، نغمات را چنان در پیکره عمودی فواصل دستگاه شور جاری می‌کند که در نتیجه آمیزش و گفت‌وگوی افقی این دو، اوجی زیبا و ماندگار خلق شده است.

در بسیاری از مقام‌ها و نغمه‌های لکی، به‌ویژه در آوازهای کار، مرثیه یا لالایی‌ها، ساختار ملودی ساده، تکرارشونده و فاقد اوج‌گیری دراماتیک است. این ویژگی معمولاً تابع کارکرد اجتماعی آن ملودی بوده است. اما اسدی این نوع موسیقیِ به‌ظاهر فاقد اوج را با افزودن اوجی طبیعی در ادامه ملودی، و با حفظ مد و لحن اصلی، تکامل بخشیده است. او در روند ملودی، جمله‌های افزوده‌ای از جنس ملودی پایه طراحی کرده که به دلیل بهره‌مندی از المان‌های نوآورانه در ملودی‌پردازی و توسعه جمله، با حفظ همسانی رنگ صوتی و بافت و تغییرات دینامیکی در فواصل دستگاه شور، حس اوج یا پیشرفت احساسی را به مخاطب منتقل می‌نماید. او این کار را با چنان پیوستگی و امانت‌داری انجام داده است که گویی ملودی‌پردازان مقدم نیز چنین اوج‌هایی را برای آثار قدیمی لکی می‌ساختند. در موسیقی نواحی، خلاقیت به معنای بی‌احترامی به سنت نیست؛ بلکه نوعی ادامه‌دادن حیات موسیقی فولک در زمانه‌ای تازه است.

اسدی یکی از چهره‌های تأثیرگذار در عرصه موسیقی نواحی ایران است که با صدای مخملین، گرم، و حس‌وحال و سبک مختص به خود، روحی تازه در کالبد موسیقی فولکلور دمیده و به حفظ و احیای میراث صوتی بومی کمک‌های ارزشمندی کرده است.

الگوی سوم: تقابل انتقادی و بازتعریف هنجارها
به گمان محقق، اسدی حتی با انتخاب‌هایی جسورانه‌تر و مستقیم‌تر به بازتعریف مرزها و به چالش کشیدن سلسله‌مراتب زیبایی‌شناختی می‌پردازد. این الگو، جنبه انتقادی کار او را نمایان می‌سازد. برای نمونه، قطعه «پلامار» از آلبوم هنارس را بررسی می‌کنیم. این قطعه برپایه یک نغمه ساده فولک از مقام یاری ساخته شده، اما اسدی آن را در قالب یک تصنیف پیچیده با توسعه ملودیک و کروماتیسم قابل توجه ارائه می‌دهد. او یک موتیف ساده را با تکنیک واریاسیون به نغمه‌ای در شوشتری تبدیل و سپس در دستگاه همایون بسط می‌دهد و از ریتم لنگ هفت‌ضربی (که در موسیقی آیینی زاگرس میانی کاربرد فراوان دارد) بهره می‌گیرد. این کار، عملاً مرز میان «ساده» (فولک) و «پیچیده» (دستگاهی) را مخدوش می‌کند. او با این حرکت می‌گوید: «این نغمه ساده فولک، ظرفیت و زیبایی آن را دارد که به سطح یک اثر هنری پیچیده ارتقا یابد؛ شأن آن کمتر از یک تصنیف شهری نیست.»

محسن نورانی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است