گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گفتگو با گیل شاهام (II)

من خیلی خوش شانس بودم که تونستم خودمو آماده کنم؛ انگار همه چیز دست به دست هم داده بود که این اتفاق بیفتد. من یک سال قبل با ارکستر سمفونیک لندن، بر روی کنسرتوD-Major پروکوفیف کار میکردم. وقتی پرلمن برنامشو لغو کرد، من تقریبا مطمئن بودم آنها قبل از من ۵۰۰ ویولونیست دیگر را نیز امتحان کرده بودند. من شانس آوردم که هیچ کدام از آنها نتونست این کار را انجام بده.

پس در واقع به جای بردن جایزه ، راهی برای جایگزینی پرلمن پیدا کردی؟
من خیلی خوش شانس بودم که تونستم خودمو آماده کنم؛ انگار همه چیز دست به دست هم داده بود که این اتفاق بیفتد. من یک سال قبل با ارکستر سمفونیک لندن، بر روی کنسرتوD-Major پروکوفیف کار میکردم. وقتی پرلمن برنامشو لغو کرد، من تقریبا مطمئن بودم آنها قبل از من ۵۰۰ ویولونیست دیگر را نیز امتحان کرده بودند. من شانس آوردم که هیچ کدام از آنها نتونست این کار را انجام بده.

بعد از این قضیه تماسی از طرف آژانس هنری ICM با من گرفته شد و به من پیشنهاد سفر به لندن داده شد، این واقعا مثل یه رویا بود، یه چیزی شبیه فیلم های سینمایی. یه دفعه این شانس به من رو کرد و من تونستم با اطمینان بگم بله! چونکه من قبلا می دونستم که کنسرتو های بروخ و سیبلیوس جزو فهرست اجرا هستند.

من آن زمان یک بچه دبیرستانی بودم، با دو تا انتخاب، رفتن به لندن یا کلاس زبان انگلیسی! خیلی هیجان انگیز بود، ولیکن وقت بسیار تنگ بود و فقط یک تمرین بعد ظهر کنسرت داشتیم. Michael Tilson Thomas رهبر ارکستر خیلی از من پشتیبانی کرد، همه پشت من بودند و برای من تسلی بخش بودند. همه چیز خیلی خوب بود تا اینکه روی صحنه رفتم و آنجا به من ضربه شدیدی وارد شد، همه مردم انتظار ایزاک پرلمن را داشتند نه من!

یعنی آنها نمی دونستند؟
خوب، اول فکر کردن اونها در اعلان برنامه ها اشتباه کردند. یه کم عصبی شده بودن، ولی دیگه خیلی دیر شده بود. این کنسرت واسه من یک اتفاق بزرگ بود، توجه بسیاری از مطبوعات رو به من جلب کرد و کلی پیشنهاد نوازندگی… حتی تا الان ، هنوز وقتی مردم من رو می بینن در مورد اون داستان صحبت می کنند.

در حال حاضر چند تا کنسرت در سال داری؟
مطمئن نیستم، فکر کنم امسال نزدیک به ۱۸۰ تا.

یعنی یک روز در میون؟
من بسیار خوش شانسم که این موقعیت ها رو برای نوازندگی دارم و وقتی بهش فکر میکنم میبینم کار دیگری هم هست که فقط ۱۸۰ روز در سال باشه؟ چیز دیگر هم اینکه اگر تک نوازی میکردم روزی ۲ ساعت و حتی اگه قطعه اجرا میکردم نهایتا ۴۰ دقیقه میتونم تمرین کنم.

اما شما کارهای زیادی دارید، تمرینات برای کنسرت قبل از هر سفر و کارهای مربوط به مسافرتهاتون. مسافرت برای شما مثل چی است؟
وقتی چمدون ها رو می بندی، خونه رو ترک می کنی، آماده می شی تا بری و کنسرتت رو اجرا کنی، به این معنی هست که تو دکمه “pause ” تو زندگیت زدی! و وقتی بر میگردی، دکمه “play” رو میزنی، قبض تلفن رو پرداخت میکنی، به خشکشوی میری. چند روزی نمیگزره که دوباره باید دکمه “pause” فشار بدی. من این کار رو از ده سال پیش انجام میدم. فکر میکنم در آینده بیشتر از “play” و کمتر از “pause” استفاده کنم!

این یعنی پیشنهادها رو رد میکنی؟ می تونی این کار رو انجام بدی؟
نمی دونم، که بتونم این کار رو بکنم!… برای یک نوازنده خیلی لذت بخش است که بهش پیشنهاد نوازندگی بدن. این مهمترین چیزه، نه؟ اگه مردم از من بخوان اجرا کنم، چطور می تونم بگم نه؟

وقتی به مسافرت می روی معمولاُ چند روز یکجا می مانی؟
وقتی کارمو شروع کردم، همین کارو میکردم. این خیلی فریبنده بود که چند روز بیشتر در پاریس بمونم و از مناظر لذت ببرم. ولی حالا تا جایی که می تونم، سعی کردم زمان دوری از خانه رو کم کنم و زودتر برگردم. همسرم هم بعضی اوقات در سفره؛ اون نوازنده سولو و با چند گروه مجلسی مانند Sejong Soloists، یک گروه جوان با ۱۳ عضو، کار میکنه. یک شب همین اواخر اون رفت ژاپن و من روز قبلش از شیکاگو برگشتم؛ ما فقط دو روز با هم بودیم. این خیلی سخته، اما یاد گرفتیم چه طوری این جور زندگی کنیم.

در تورهات وقت تمرین داری؟
در این قسمت از زندگیم، یادگرفتم چه طوری ازهر دقیقه در تور استفاده کنم و حتی بیشتر از تمریناتم در خونه موفق بودم جاییکه آرامش بیشتری هم دارم. شبها تا دیر وقت بدون صدا تمرین می کنم حتی زمانی که به دلیل تغییر زمان بدنم (تغییر ساعت کشورها) حالم مساعد نبود.

راستی، با این مشکل چه جوری کنار میای؟( نفاوت ساعت کشورهای مختلف)
برای من، این سختترین کاره. می گن که یک روز طول می کشد که ۱ ساعت تفاوت زمانی جبران بشود و من باید سعی کنم براش برنامه ریزی بکنم. وقتی به اروپا میرم، سعی میکم ( ولی معمولاُ موفق نمیشم) اگر ۶ روز وقت آزاد برای تنظیم کردن داشته باشم، می دونم که نمی تونم بخوابم و ساعت یک صبح شروع به تمرین کنم و وقتی که برمی گردم هم باز این اتفاق می افتد. می دونم که می تونم بعداز ظهر تمرینات ارکستر را انجام بدم، اما صبحها نمی تونم، چونکه وقتی در اروپا ساعت ۱۰صبح هست اینجا ۴ صبحه، تمام شب نمی خوابم و کاملا بیهوش میشم.

تمام دوستام بهم می گن تو باید در طول روز بخوابی وگرنه بی حال میشی. اوایل کارم، این موضوع را نمی دونستم و توی رختکن ۲ دقیقه قبل از اجرا کاملاُ خواب بودم… راهی نیست که بتونم خودم را برای اجرا سر حال نگه دارم. من یاد گرفتم چطوری توی هواپیما بخوابم و وقتی بیدار شدم مطالعه کنم، این تنها راه حله!

stringsmagazine.com

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است