گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

ردیف های مکتب خانواده ی فراهانی با روایت های گوناگون کمتر از ۴۰۰ گوشه دارند مانند ردیف سازی میرزا عبدلله (نزدیک به ۲۵۰ گوشه به روایت برومند و نزدیک به ۳۹۰ گوشه به روایت منتظم لحکما) و ردیف آوازی عبدلله دوامی ( ۱۸۸ گوشه) و محمود کریمی (نزدیک به ۲۲۳ گوشه). واژه ی ”نزدیک” برای آن است که در نام گذاری بعضی گوشه ها اختلاف نظرهایی وجود دارد مثلن گوشه ی رضوی دستگاه شور در ردیف محمود کریمی به روایت ارفع اطرائی دارای بخش های نغمه، تحریر جواد خوانی و فرود است (اطرائی، ،۱۳۶۹ ۸-۱۰) اما در روایت مسعودیه با دو نام و دو گوشه ی متفاوت مشخص شده اند:‌ یکی «رضوی» و دیگری «رضوی با تحریر جوادخانی» (مسعودیه،‌ ۶،۲۵۳۶-۸) یا اینکه در روایت ارفع اطرائی گوشه هایی وجود دارند (مانند درآمد نوع دیگر در ماهور صفحه ی ۱۵۸ ) که در کتاب محمد تقی مسعودیه وجود ندارند.

ردیف های مکتب خانواده ی فراهانی با روایت های گوناگون کمتر از ۴۰۰ گوشه دارند مانند ردیف سازی میرزا عبدلله (نزدیک به ۲۵۰ گوشه به روایت برومند و نزدیک به ۳۹۰ گوشه به روایت منتظم لحکما) و ردیف آوازی عبدلله دوامی ( ۱۸۸ گوشه) و محمود کریمی (نزدیک به ۲۲۳ گوشه). واژه ی ”نزدیک” برای آن است که در نام گذاری بعضی گوشه ها اختلاف نظرهایی وجود دارد مثلن گوشه ی رضوی دستگاه شور در ردیف محمود کریمی به روایت ارفع اطرائی دارای بخش های نغمه، تحریر جواد خوانی و فرود است (اطرائی، ،۱۳۶۹ ۸-۱۰) اما در روایت مسعودیه با دو نام و دو گوشه ی متفاوت مشخص شده اند:‌ یکی «رضوی» و دیگری «رضوی با تحریر جوادخانی» (مسعودیه،‌ ۶،۲۵۳۶-۸) یا اینکه در روایت ارفع اطرائی گوشه هایی وجود دارند (مانند درآمد نوع دیگر در ماهور صفحه ی ۱۵۸ ) که در کتاب محمد تقی مسعودیه وجود ندارند.

ردیف آوازی حاتم عسگری فراهانی بیش از ۸۰۰ گوشه دارد (ایرانیکا، دورینگ) ردیف آوازی حسن کسایی نیز بیش از ۳۰۰ گوشه دارد.

رنگ های پایانی دستگاه ها را معمولن گوشه نمی نامند اما جز ردیف به حساب می آیند. رنگ ها کمتر به صورت الگویی برای بداهه پردازی استفاده شده اند.

گوناگونی «شخصیت و هویت» گوشه ها آن اندازه زیاد متنوع است که به سختی می توان واژه ی “گوشه” موسیقی کلاسیک ایرانی را چنان تعریف کرد که همه را شامل شود. مثلن در دستگاه ماهور گوشه می تواند شامل یک ملودی (مانند محیر) یا چند ملودی (مانند آذربایجانی) باشد. گوشه می تواند فراتر رفته و سیر کامل مقام را شامل شود (مانند عراق و راک). گوشه می تواند ریتمیک (مانند زنگوله و کرشمه) یا آزاد از ریتم (مانند نیشابورک) باشد یا ترکیبی از بخش های ریتمیک و آزاد (مانند دلکش). گوشه می تواند دارای یک انگاره ی مشخص باشد (مانند مرادخانی) یا آنکه شخصیت اش را در سیر فراز و فرود با چهار سازه ی اصلی “آغاز″، “شاهد”، “ایست” و “پایان” (مانند نیریز) نشان دهد و دارای یک انگاره ی یکسان نباشد بعضی از گوشه ها با حالت یکسان در دستگاه های گوناگون در مقام های مختلفی می توانند اجرا شوند مانند بسته نگار، زنگوله، نغمه و کرشمه اما بعضی گوشه ها مانند عشاق گرچه در بیش از یک دستگاه وجود دارند اما همیشه مقام یکسانی دارند.

هرمز فرهت واژه ی “تکه” را برای گروهی از گوشه ها به کار می برد که می توانند در همه ی دستگاه ها اجرا شوند، ملودی و یا فرم ریتمیک تقریبن ثابتی دارند و با بداهه نوازی نمی توان این ویژه گی ها را زیاد تغییر داد. همچنین تکه ها دارای مقام مشخصی نیستند و می توانند در مقام های گوناگون دستگاه ها اجرا شوند. او تکه ها را به دو گروه ریتمیک (کرشمه، بسته نگار، نغمه، زنگوله و دوتا یکی) و بدون ریتم (حزین، دوبیتی، جامه دران و مثنوی) تقسیم می کند. تکه های ریتمیک معمولن سازی هستند و کمتر در ردیف های آوازی استفاده می شوند. (فرهت ۱۹۹۰: ۱۰۹-۱۱۲)

مهدی رضانیا

۱ نظر

بیشتر بحث شده است