روش سوزوکی (قسمت سی چهارم)

دانشمندان طراز اول، هنرمندان، بازرگانان و سیاستمداران تنها زمانی در کارشان موفق می‌شوند که انسان هایی ممتاز، عالی و طراز اول باشند. برای بدست آوردن موفقیت باید در وهله‌ی اول انسانی عالی مرتبه بود، باید شخصیتی داشت. در چهار سال تحصیلی یعنی از سال اول تا سال آخر، من سخنگوی کلاس بودم، باید بگویم که من خیلی هم با هوش نبودم و نمره‌ هایم به ندرت خوب می شدند اما تک تک شاگردان کلاسمان را دوست داشتم و برایشان احترام قائل بودم و آنها هم مرا دوست داشتند و چون شخصیتی مددکار و یاری دهنده داشتم، همواره مورد تایید و انتخاب آنها بودم.

در هنگام امتحانات نهایی یکی از شاگردان که من او را A نامگذاری می‌کنم از شاگرد دیگری B در هنگام تقلب کردن دیده شد و این کار بسرعت به معلم ناظر بر امتحانات خبر داده شد.

A از کلاس امتحان بیرون شد و در میان این ازدحام، سر و صدا و بلوایی بپا شد. بعد از امتحان شاگردان در کریدور جمع شدند و نفر سوم C به B هجوم آورد و را به باد انتقاد گرفت و شروع به زدن او کرد. دیگران هم به C پیوستند و به B کتکی حسابی زدند. تمام این اتفاقات در یک لحظه واقع شده بود. در زمانی که من هنوز در کلاس درس بودم؛ به عنوان نماینده و سخنگوی کلاس مرا به دفتر معلمین خواستند.

– «این آشوب به چه معنی است؟ آیا تو در این باره چیزی می‌دانی؟» – «بله من هم او را زدم» – « نگاه کن! کدام یک از شاگردان کتک زدند؟» – «همه شاگردان، آقای پروفسور» – «و شما فکر می‌کنید که کار شایسته ای کرده اید؟» – «نه، آقا به نظر من تقلب کردن کار درستی نبوده، اما این رسم رفاقت نبوده که B این کار را گزارش بدهد. خواهش می‌کنم ما را جریمه کنید (برای ما مجازات تعیین کنید).»

تمام مدرسه دست به اعتصاب می‌زند
من به کلاس برگشتم و به همکلاسی ‌هایم گزارش کردم که چه جوابی به دفتر دادم و با دل و جرئت پیشنهادی داده ام. کاری که ما کردیم به خاطر همبستگی بوده، موافقت شماها لازم است، با اجازه شماها می‌خواهم ابلاغ کنم که با پیش آمدن این حادثه به نظر من می‌توانیم امسال در همین کلاس بمانیم و به کلاس بالاتر نرویم، در همین حین حتی کسانی که در بوجود آمدن این شلوغی و آشوب دخیل نبوده اند، دست هایشان را بالا آوردند و همگی ما تصمیم گرفتیم سال بعد را در مدرسه نمانیم.

بلافاصله تمام شاگردان یکی پس از دیگری به دفتر معلمان خواسته شدند و مورد استنطاق قرار گرفتند، روز بعد که به مدرسه آمدیم بر روی تخته سیاه اعلانی نوشته شده بود که بیست تن از شاگردان باید جریمه بشوند، ده تن از آنان که اسم من در بالا قرار گرفته بود اخراج موقتی و تنبیه و توبیخ می‌شوند، با اینکه دیده شده بود که من (که نماینده کلاس هم بودم) در این زد و خورد نقشی نداشتم و نه نفر بقیه جزو کسانی بودند که در این زد و خورد شرکت داشتند.

روشن بود که تمام این ماجرا ها و هر چه پیش آمده فراموش می‌شود و امتحانات نهایی یک بار دیگر تکرار شد و جالب اینکه دو سه نفر از دانش آموزان کلاس ما که معمولاً رد می‌شدند، با وضعی که پیش آمده بود، آن سال توانستند قبول شوند! اما چه طنزی بپا شده بود!
اینها در سال ۱۹۱۶ اتفاق افتاده بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

خالقى از زبان خالقی (I)

خالقى از زبان خالقی (I)

در سال ۱۲۸۵موقعی که پدرم میرزا عبد الله خان در کرمان منشی فرمانفرما؛ والی ایالت بود به دنیا آمدم. هنوز چند ماهی از تولدم نگذشته بود که ماموریت پدرم به سرآمد و با اوبه تهران مراجعت کردیم. سالهای اولیه دوران کودکی را درست به خاطر ندارم ولی از سن پنج، شش سالگی را خوب به یاد می آورم که در همان خانه با مادر، خواهرو برادر بزرگترم زندگی می کردیم و در همین هنگام بود که مرا هم مانند خواهرم (مخلوقه) و برادرم (کریم) به مدرسه آمریکایی فرستادند.
همگون و ناهمگون (IV)

همگون و ناهمگون (IV)

تفاوت شیوه نقش‌خوانی نقش‌خوانان نسبت به نسل قبل تنها در لحن و بیان حسی است و در سایر زمینه‌ها نقش‌خوانی بدون هیچ کم و کاست و هیچ دخل و تصرف، عیناً مانند نسلهای قبل خوانده و گفته می‌شود. بخشهای غنایی نقش‌خوانی که بسیار محدود، گه‌گاه و اتفاقی است، به حافظه موسیقایی، دانش آوازخوانی، سونوریته، توانایی حنجره و مهارت خواندن بستگی دارد که کاملاً سلیقه‌ای و شهودی است و گاه چندان ادامه می‌یابد و به درازا می‌کشد که به خارج از موضوع نقش‌خوانی می‌کشد. این بخش از موسیقی قالیباف‌خانه‌ای به دلیل عدم تکرار و حسی بودنِ بیش از حد در حافظه‌ها باقی نمی‌ماند و غیرقابل انتقال است.
آتشی در سینه دارم جاودانی (II)

آتشی در سینه دارم جاودانی (II)

همایون شجریان این قسمت را (قسمت ابوعطا) مانند دیگر قسمتهای تصنیف پخته و استادانه اجرا می کند که شاید تا بحال چنین اجرایی از او نشنیده بودیم.
موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (III)

موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (III)

ادامه‌ی گسترش این دیدگاه باعث شد که تمایزی میان موسیقی آوانگارد غیر تجربی که به هر حال بر سنت‌هایی (حتا سنت‌هایی نوگرایانه) تکیه داشت و موسیقی تجربی مورد نظر جان کیج پیش‌ بیاید، به این معنی که دومی کاملا خارج از هر سنت شناخته شده قرار می‌گرفت.
نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (IV)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (IV)

آهنگسازان به نامی که ایرج قطعات آنها را اجرا کرده، در ذیل نام برده شده اند، همچنین آهنگسازان دیگری نیز با ایرج همکاری داشته اند که بدلیل نداشتن اطلاعات کافی فعلا” نام آنها را نمی بریم، البته از هر آهنگساز تعداد محدودی تصنیف که منابع و اطلاعات موجود اجازه میداده ذکر شده است و مسلما” کل آثار بسیار بیشتر از موارد ذکر شده میباشد.
ششمین سال فعالیت ارکستر هنگام

ششمین سال فعالیت ارکستر هنگام

کنسرت ارکستر هنگام، در ششمین سال فعالیت حرفه ای این گروه، ۸ و ۹ آبان ماه ۸۷ در تالار حافظ شیراز برگزار می شود. ارکستر ملی هنگام، از جمله معدود ارکستر های غیر دولتی ثابت کشور است که از سال ۱۳۸۱ تا کنون به طور پیوسته در شهر شیراز به فعالیت پرداخته است. این ارکستر در سال ۱۳۸۱ در دانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل و پس از یک سال از دانشگاه جدا شد و به طور مستقل به فعالیت خود ادامه داد.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (II)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (II)

ایقاع مخصوص موسیقی بود. طویس اولین خواننده ای بود که در مدینه از ایقاع استفاده کرد. او با اضافه کردن نت های زینت و به کاربردن فواصل ملایم شیوه ای جدید را در موسیقی به کار گرفت که آن را غناءالمتقین (آواز هنری) می گفتند. نخستین خواننده ای که در حجاز به معرفی و ترویج ایقاع پرداخت عزه المیلاء بود که ایقاع را غناءالموقع نامید و سائب خاثر نیز در این زمینه تلاش فراوانی کرد در دوره ی خلفای اموی ایقاع شکل علمی تری به خود گرفت و دایره هایی برای معرفی آن وضع گردید. ضربهای این دوره ثقل اول، ثقل ثانی، خفیف ثقیل، هزج، رمل و رمل طنبوری بود.
دورژاک، آهنگسازی از چک (I)

دورژاک، آهنگسازی از چک (I)

آنتونین لئوپولد دورژاک، آهنگساز بزرگ اهل کشور چک از در دوره رومانتیک است. او کسی است که موسیقی و ملودیهای قومی موراویا (Moravia) و بوهمیا (Bohemia) را به شایستگی به خدمت گرفت. آثار او شامل؛ اپرا، سمفونی، کنسرتو، موسیقی های مجلسی و … است. از بهترین آثار وی می توان به؛ “سمفونی دنیای نو”، “رقصهای اسلاوی”، کوارتت زهی “آمریکایی” و “کنسرتوی ویولن سل در مینور B” اشاره کرد.
جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک (Geoffrey Arnold “Jeff” Beck) در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۴ در والینگتون انگلیس بدنیا آمد. او نوازنده راک انگلیسی و یکی از اعضای گروه رویایی آن زمان یعنی Yardbirds که ستارگانی چون اریک کلاپیتون و جیمی پیج در آن حضور داشتند، بود. جف بک در کودکی خواننده گروه کر کلیسا بود، وقتی نوجوان بود توانست نواختن را با قرض گرفتن گیتار فرا بگیرد.
فریادی میهن پرستانه! (I)

فریادی میهن پرستانه! (I)

در زمان کودکی اش، مردم پراگ، در مدارس و اداره های دولتی به جای زبان چک به زبان آلمانی سخن میگفتند. سرزمینش زیر یوغ فرمانروایی اطریشی ها بود. در دوران انقلاب سال ۱۸۴۸، اصلاح طلبان چک، برای دستیابی به آزادی سیاسی و از میان بردن نظام سرفی به مبارزه پرداختند، اما شورش ملی شکست خورده و میهن پرستان دستگیر شدند. از این رو آهنگسازانی ملی گرا نظیر اسمتانا که یک بوهمی ناسیونالیست مشتاق و جدی بود و پیوسته در آرزوی استقلال و آزادی سرزمین مادریش می سوخت، جهت ایجاد تمایز فرهنگی از امپراطوری هاپسبورگ اطریش که قرن ها بر بوهمیا و موراویا سلطه داشت، به میدان آمدند.