روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

با اینکه از جانب موزیسین‌های هموطن خودم که با پیشگوئی‌هایشان مرا دلسرد می‌کردند و می‌گفتند کلینگر شاگرد خصوصی نمی‌پذیرد و من هم بسیار ناامید و دلسرده شده بودم، چهارشنبه بعد از آن جوابی از کلینگر گرفتم: «نزد من بیایید!»؛ باید بگویم که من سالها همین رفتار را با کوجی تویودا (Koji Toyoda) که نوزده ساله بود کرده بودم. چون با انگیزه و خواست خود و حرکت خود آرزومند این بود که شاگرد من بشود و من او را پذیرفتم. من باید در کوچه و خیابانهای غریب برلین می‌گشتم تا خانه کلینگر را پیدا کنم… او از من خواست برایش کنسرتو رود (Rode) را اجرا کنم، در حالی که من بخش‌هایی را اشتباه می زدم و پاساژها را تکرار می‌کردم با ناامیدی می‌اندیشیدم که این فرصت از دست رفت و همه چیز تباه شد اما در کمال ناباوری شنیدم که او گفت: چه موقع می‌توانید دوباره بیائید؟

یک انسان با اخلاق و شجاعت قوی
به این طریق تحصیل خود را با معلم انتخابیم پروفسور کلینگر که من تنها شاگرد خصوصیش بودم شروع کردم. گلینگر در آن سالها چهل سال داشت.

او به من کمتر تکنیک یاد می‌داد و بیشتر از روح و آلا و بزرگواری موسیقی در من می دمید. مثلاً وقتی که سونات هندل را کار می‌کردیم موکداً توضیح می‌داد که زمان نوشتن این سونات آهنگساز می‌بایست چه روح و احساس نافذ مذهبی وجود داشته باشد. بعد خودش آنرا ابتدا برایم اجرا می‌کرد.

او همیشه به دنبال ریشه یابی از یک انسان در جستجوی هنرش و احساساتش بود. مرا به همان سمت و سو جاری می‌کرد. این واقعاً برای من یک سعادت و خوشبختی بی اندازه‌ بود که تحت نظر چنین انسان و شخصیت مطرحی بودم.

غالباً مرا به کنسرتهای خانگی که داشت دعوت می‌کرد، این واقعاً فوق العاده بود. هیچ قیمتی را بر آن نمی شد تعیین کرد. چه چیزها که من از او آموختم! وقتی که نازی‌ها بر سر قدرت آمدند و قدرت در دست هیتلر بود، من دوباره به ژاپن برگشتم. در آنجا به من خبر رسید که کلینکر چه انسان شجاع و فوق‌ای العاده است.

در جلوی درب اصلی دانشکده موسیقی برلین مجسمه‌ای قرار داشت از یوزف یوآخیم (Joseph Joachim) که ویولونیست بزرگ آلمانی است و یهودی، هیتلر دستور داده بود که آن مجسمه را از آنجا بردارند. کلینگر شجاع شخصاً از او و هنرش دفاع کرد و اظهار داشت که نباید مجسمه چنین شخصیتی نابود بشود. پروفسور کلینگر از دانشگاه موسیقی اخراج شد، او دارای تمام ابعاد بزرگی و عظمت یک هنرمند بود، من از این شخصیت شجاع خیلی چیزها آموختم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

علیزاده: مسئولین هیچ شناختی در مورد موسیقی ندارند

علیزاده: مسئولین هیچ شناختی در مورد موسیقی ندارند

آن دوران به خاطر وجود جنگ این مسائل مطرح نبود و متاسفانه از اول انقلاب به این موضوع توجه نشده است. البته من میدانم که آقای موسوی و همسرشان هر دو هنرمند هستند و نگاهی که به هنر دارند قطعا آن چیزی نیست که در قوانین کنونی ما وجود دارد. این شعار خیلی مهمی است چراکه فرهنگ دولتی خیلی زیاد در جامعه ما خیلی رواج پیدا کرده و آثار بسیاری به صورت سفارشی امروز تولید میشود. سفارش هم بیشتر جنبه مادی دارد…
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (I)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (I)

پرده‌ی آهنین که روزگاری کشورهای زیادی را از باقی جهان جدا می‌ساخت، همچون بسیاری پرده‌ها و دیوارهای دیگر دو کارکرد داشت؛ یکی پوشاندن جهان خارج پرده از چشمان درونیان و دیگری پوشاندن دنیای داخل پرده از چشم بیرونیان، و گویا این دومی برای برپا دارندگانش مهم‌تر بود. همین دو ویژگی اصلی پرده (اگرچه با نسبت‌هایی متفاوت) سودمندی و ناسودمندی‌های کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر»، نوشته‌ی جمعی از موسیقی‌شناسان روس و ترجمه‌ی «مسعود ابراهیمی» مترجم باهمت و پرتلاش چندین جلد از آثار نظریه‌پردازان روسی درباره‌ی هارمونی و…، را بر ما می‌گشاید که این بار او متنی روزآمدتر را برگزیده و احتمالا اولین ترجمه‌ی این کتاب پیشرفته‌ را به زبانی دیگر فراهم آورده است (ترجمه‌ای به زبان دیگر از آن یافت نشد).
موسیقی سینه به سینه (گفتگو با خسرو سلطانی)

موسیقی سینه به سینه (گفتگو با خسرو سلطانی)

خسرو سلطانی (موسیقیدان ایرانی مقیم اتریش)، اخیراً آلبوم تازه ای به نام «ماهور کبیر» منتشر ساخته است. اجرای اثر را «گروه شیراز» – متشکل از خسرو سلطانی (سرنا، کرنا، بالابان)، مجید درخشانی (تار، سه تار، رباب)، علی اکبر شکارچی (کمانچه) و فرزانه نوایی (چنگ) _ به عهده داشته و بخش های آوازی توسط افسانه رثایی و علیرضا قربانی خوانده شده است.
نگاهی به سانسور موسیقی در ایران (II)

نگاهی به سانسور موسیقی در ایران (II)

پس از اشغال ایران در سال ۱۳۲۰ و آغاز حکومت محمدرضا پهلوی به دلیل در دسترس قرار گرفتن فن‌آوری ضبط صدا و گسترش استفاده از رادیو در ایران گستره‌ی شنوندگان بزرگتر و در نتیجه اثر گذاری موسیقی از این طریق بیشتر شد به همین دلیل دولت‌های وقت برای کنترل نشر موسیقی با مسائلی روبرو شدند که تا پیش از آن مطرح نبود.
گفتگو با جیمز دپریست (V)

گفتگو با جیمز دپریست (V)

فکر می کنم حتما اتفاق خواهد افتاد و البته اتفاق نخواهد افتاد اگر ما هوشمندانه بدانیم که چه کاری انجام می دهیم و چرا چیزی را می خریم. ما سی دی را می خریم برای آنکه بشنویم هنرمندان محبوب ما چطور اجرا کرده اند. در یک کار ضبط شده جزئیات یک قطعه بسیار واضح شنیده می شود که هیچ وقت در اجرای زنده یک کنسرت آنگونه دریافتش نخواهیم کرد. اما اگر یک اثر را بارها و بارها گوش دهیم و تمریم کنیم بعد به همان کنسرت برویم، در مقایسه با سی دی آن، یا خیلی کند است یا تند!
در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

سازمان پیوندی این ساختارهای موسیقایی از طریق گوشه‌ها است (به خصوص که در اولین تجربه‌ها خود گوشه‌های ردیف به این شکل از چندصدایی اجرا شده‌اند). در این شیوه، به هنگام هم‌خوانی، یا همان گوشه‌ی سازنده‌ی ملودی اصلی از کرسی دیگری خوانده می‌شود یا به کل ملودی گوشه‌ای دیگر که همراهی‌اش ملایمتی ایجاد می‌کند. این تجربه‌ها که در نوبانگ کهن هنوز پیوندشان با کرال‌ها تا اندازه‌ای به گوش می‌رسد، ابتدا در سال ۱۳۷۰ در «دلشدگان» بیان کاملا مستقل آوازی ایرانی می‌یابند و سپس امتداد پیدا می‌کنند تا سال ۱۳۷۶ و «راز نو» که در آن عدم هم‌زمانی لایه‌های مختلف صوتی و فروگشایی به هم­صدا، اکتاو و به ندرت فواصل قابل فروگشودن دیگر، یعنی مجموع فنون هم‌آوایی علیزاده، شکل نهایی خود را پیدا می‌کنند (۸).
اصول نوازندگی ویولن (VI)

اصول نوازندگی ویولن (VI)

چگونگی وارد آوردن نیرو: نیروی وارده برای انگشت گذاری، تنها بایستی از طریق سر انگشت بر روی گریف وارد گردد و نبایستی سایر قسمت های دست (به خصوص ناحیه مچ)، درگیر این مسئله شود. برای تمرین می توان بدون بکارگیری آرشه، ویلون را نگاه داشت و با پرتاب انگشتان از فاصله یک الی دو سانتی بر روی گریف و اعمال نیرو تنها از طریق سر انگشت، به تمرین انگشت گذاری پرداخت. در این تمرین لازم است تا نکات زیر رعایت گردد:
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«اگر محور اصلی این شعر را ترس بگیریم و لحظه‌ای به خاطر بیاوریم که در تاریکی ظلمات قدم‌زنان در معبر یک باغ حرکت می‌کنیم و درک و استنباط ما از محیط اطرافمان فقط و فقط به واسطه‌ی حس شنیداری برقرار می‌باشد و این به همراه خود توهمات و تصویرهایی از آنچه دور ماست در ذهنمان می‌سازد که می‌تواند اضطرابی در خود نهفته داشته باشد. اینجا ترمولوی کمانچه را می‌شنویم که بسیار آرام نواخته می‌شود و در لایه‌های دیگر کمانچه طراحی سوال و جواب‌هایی را به عهده می‌گیرد که در نهایت فیگور استیناتویی را به آهستگی طرح می‌کند. همان ضرباهنگ رو به تندی و کندی با ضربه‌ی آرشه روی سیم‌های کمانچه […]» (ص ۲۳)
هارمونی یکی از کارهای التون جان

هارمونی یکی از کارهای التون جان

با وجود سادگی ظاهری و زیبایی مردم پسند کارهای التون جان، هارمونی موسیقی او اغلب خیلی هم ساده و پیش پا افتاده نیست. یکی از این ترانه ها Your Song است که می خواهیم راجع به آن صحبت کنیم.
فخرالدینی: نتیجه یازده سال زحمت من را از بین بردند

فخرالدینی: نتیجه یازده سال زحمت من را از بین بردند

به نظر من اصلا ایرادی ندارد و کارهای خاطره انگیز هم به نوبه خودش زیبا بود. تکرار کارها به این دلیل بود که خواست مردم این طور است. همچنین نسل جوان هم باید این خاطره‌ها را بشناسند؛ البته کارهای جدید هم اجرا می‌شد. وقتی مردم می‌خواهند که قطعه “ای ‌ایران” را اجرا کنیم و بارها آخر کنسرت فریاد میزنند، “ای ‌ایران” ما هم به احترام مردم، اجرا می‌کنیم؛ به طور کلی نقل ارکستر ملی نقل ملانصرالدین و پسرش بود و هر کاری که می‌کردیم، یک حرف و حدیثی پیش می‌آمد.