روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

چرا بیشتر انسان ها به این می‌اندیشند که کاری را انجام دهند اما در پایان آن را انجام نمی‌دهند؟ چرا آنها قدرت آن را ندارند که آن کاری را که در مغزشان می‌خواهند به آن عمل کنند عمل نمی‌کنند اگر آدم به انجام آن کار فکر کند باید به اجرای آن کار عمل کند.

انسان از کودکی تحت نظر پدر و مادر و به خواست آنها کارهایی را که باید انجام بدهد، انجام می‌دهد آنها هستند که تعیین می‌کنند که باید چه و چه انجام بدهند.

من باید یک نامه می‌نوشتم… من باید به یک نامه جواب می‌دادم… وقتی تو اینگونه می‌اندیشی پس فوری بنویس! در غیر این صورت تو هیچ کاری نمی‌کنی و فقط به آن فکر می‌کنی و صبر می‌کنی و بعداً هم انجام نمی‌دهی حتی به کوچکترین کار هم نباید بی توجه بود، بلکه باید آنها را فوری انجام داد، توجه به این مسئله بسیار با اهمیت است. انسان‌ها‌‌یی که قادر هستند که کوهی از کار را انجام بدهند، آنان کسانی هستند که دارای قابلیت و توانمندی این هستند که کارهای مهم را به بهترین وجه انجام دهند اگر کارها به بعد ‌ها موکول شوند، هرگز به موقع انجام نمی‌شوند، زیرا آن بعد ها کارهای خودشان را دارا هستند و در پایان به آنجا می‌رسد که انسان دیگر قادر به انجام کاری نیست و هیچ کاری نمی‌تواند بکند و همه کار را به بعدها موکول می‌کند. زمان صبر نمی‌کند: اما بیشتر انسان ها نسبت به انجام دادن کارها، ناتوان هستند. عادت به انجام به نظر من مهمترین کار است.

این را ما باید کسب کنیم و موفق و یا ناموفق بودن در زندگی به آن بستگی دارد خوب حالا ما باید چه بکنیم.

ما باید کاری کنیم که طبیعت دوم مان بشود و برای اینکه قادر شویم اینگونه افکار، اهداف و نظریاتمان را به اجرا در بیاوریم باید از همین حالا شروع کنیم البته به این سادگی نیست که بگوئیم و بلافاصله انجام بدهیم (البته به گفتن هم نیست!) اما هر چه بیشتر سعی کنیم به همان اندازه برایمان عادت می‌شود؛ انجام و اقدام یک قابلیت و توانایی است که لازم و ضروری است، این ضعف است که توانمندی هایی را داشته باشی امّا به آن عمل نکنی؛ معلومات، معرفت و آگاهی و شناسایی آگاهی نباید با استعداد یا توانمندی‌ جایش عوض شود. ابتدا اگر معلومات و آگاهی تبدیل به طبیعت دوم انسان شد، می‌تواند به توانمندی و استعداد تبدیل شود: بسیار کسانی وجود دارند که در مورد انواع ورزشها، مثلاً فوتبال، اطلاعات زیاد دارند و درباره آن هم می‌توانند نظر بدهند؛ با این وجود به عنوان تماشاچی توانایی انتقال و قدرت تشخیص داوری در مورد تسلط بر بدن یک بازیکن پرتجربه را ندارند (قدرت تشخیص و و داوری به اندازه کافی در حدّ داوری نیست).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابیانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فرآیند دیگری نیز هست تحت عنوان «انسان‌شناختی» که اگر چه به سختی می‌توان آن را جزیی از بحث حاضر به حساب آورد اما گاهی با آن اشتباه گرفته می‌شود. در این فرآیند قصد، توصیف انسان‌شناسانه‌ی هنر است و نقد به مفهوم داوری و ارزیابی در آن جایی ندارد.
رکوئیم های مرگ موتسارت

رکوئیم های مرگ موتسارت

موتزارت در آخرین سال از زندگی کوتاه خود با شخصی که حاضر نبود چهره خود را به او نمایان کند ملاقات می کند. این مرد سیاه پوش به موتزارت سفارش ساخت رکوییم یا مسی را برای مرگ می دهد و ادعا میکند که از طرف مردی این درخواست را دارد که برای گرامی داشتن خاطره همسر فوت شده اش نیاز به این موسیقی دارد.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (III)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (III)

ژان دورینگ گوشه ها را به سه گروه تقسیم می کند: ۱- شاه گوشه ها: گوشه های بزرگی که دارای درآمد و دیگر بخش ها (مانند فرود) هستند و می توانند دارای چند مقام باشند ۲- گوشه هایی که یک بخشی هستند اما بیشتر از یک ملودی یا انگاره دارند ۳- گوشه هایی که تنها یک انگاره یا ملودی کوچک دارند. دورینگ تنها شاه گوشه ها را دارای قابلیت آن می داند که بتوان با استفاده از آنها -بدون استفاده از دیگر گوشه ها- در فرم های گوناگون (چهارمضراب،‌ تصنیف) قطعه ها ی ریتمیک ساخت (ایرانیکا:‌ مقاله ی گوشه) اما شاه گوشه های دستگاه های گوناگون را نامگذاری نکرده است.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی<br /> در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (I)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (I)

بررسی سه شیوه، در حقیقت ادامه دهنده و تکمیل کننده کتاب هفت دستگاه موسیقی ایرانی است که آقای مجید کیانی آن را در سال ۱۳۶۸ نوشته و انتشار داده اند. ایشان در آن کتاب موسیقی ایرانی را به سه نوع تقسیم بندی کرده و دو نوع آن را – یکی به عنوان «غرب زده و تحریف شده» و دیگری را به عنوان «شیرین نوازی» – مردود دانسته و نوع سوم را – «ردیف نوازی یا خوش نوازی» تنها نوع قابل قبول در موسیقی ایرانی معرفی کرده بودند.
Umbria Jazz Festival 2005

Umbria Jazz Festival 2005

فستیوال موسیقی جز “آمبریا” بدون شک یکی از مهمترین رخدادهای موسیقی Jazz در اروپا و آمریکا است. این فستیوال از سال ۱۹۷۳ همه ساله در حال اجرا است و در دهه هفتاد پذیرای بزرگانی چون Dizzy Gillespie و Miles Davis نیز بوده است.
فرافکنی در کمانچه نوازی! (I)

فرافکنی در کمانچه نوازی! (I)

مدتی پیش در محل خبرگزاری مهر، برنامه ای درمورد نوازندگی کمانچه برگزار شد که نگارنده مطلبی داشتم پیرامون نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی. در این مقاله، نواخته های نوازندگان آذری با نوازندگان ایرانی نیز مقایسه شدند. پس از این برنامه گفتگوهایی با هنرمندان این ساز توسط خبرگزاری مهر و روزنامه های مختلف انجام شد که در این گفتگوها، نوازندگان نظرات خود را در مورد نوازندگی و پیشرفت های این ساز بیان داشتند.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VIII)

گفتید: «اگر بخواهید نظر بنده را بدانید، من مطمئن هستم که در آینده نسلهای بعدی این تعصب جاهلانه را که در تمام ارکان جامعه ی ما از دین تا موسیقی رخنه کرده کنار خواهند زد و سازهای ما هم مثل افکار و رفتار و کردار و منش و تفکرمان پیشرفت خواهند کرد» این ادبیات ناپسند است؛ در مورد خودم نمی گویم، با هر کسی که بحث می کنید لطفا از این ادبیات استفاده نکنید. شما اگر طرف مقابلتان را جاهل می دانید نباید با او وارد بحث شوید. البته می دانم منظور شما کلی بوده و بنده را با این عنوان خطاب نکردید ولی توجه داشته باشید که الان روی سخن شما با من است و احتمالا همفکران بنده.
سالی بدون همایون­پور (I)

سالی بدون همایون­پور (I)

از بخت شکر دارم از روزگار هم. کاری نمی­شود کرد، جامعه دچار نوعی گسست نسلی و نیز امتناع و انقطاع فرهنگی شده است. اما باید شکرگذار نیز بود، در روزگاری که به زعم مهندس مهدی بازرگان ( نخست وزیر دولت موقت ۱۳۵۷ – ۱۳۵۸ ) جامعه دچار قحطی­الرجال، وجود مفاخری نظیر استاد منوچهر همایون­پور غنیمیتی است.
اگر نمی توانی آواز بخوانی قره باغی نیستی

اگر نمی توانی آواز بخوانی قره باغی نیستی

از خصوصیات بارز موسیقی آذربایجان می توان به سهم تعدادی از خانواده های مطرح این کشور در توسعه و گسترش موسیقی اشاره کرد.
سمفونی شماره یک بتهوون

سمفونی شماره یک بتهوون

اواخر سال ۱۷۹۹ بتهوون شروع به تهیه سنفونی شماره یک خود نمود و پس از حدود دو سال آنرا در دسامبر سال ۱۸۰۱ منتشر کرد. ریشه های تهیه این سنفونی به هنگامی باز می گردد که او تصمیم گرفت تا بعنوان شاگرد موسیقی، سر کلاسهای هایدن حاضر شود. او به همین دلیل در سال ۱۷۹۲ شهر بن را ترک کرد و به وین رفت. آگاهان و منتقدین موسیقی معتقد هستند که بتهوون با وجود توانایی های زیادی که در تصنیف موسیقی سمفونی داشت به علت احترامی که برای بزرگانی چون هایدن و موتسارت قائل بود و نیز آنکه تمایل داشت کاری در اندازه کارهای این اساتید موسیقی سنفونیک ارائه کند، تصمیم گرفت تا در تهیه اولین کار سنفونیک خود علجه نکند.