اپرای سان فرانسیسکو (IV)

اپرای سان فرانسیسکو
اپرای سان فرانسیسکو
پاملا روزنبرگ (Pamela Rosenberg) بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ کارگردان اصلی اپرای سان فرانسیسکو بوده است. خانم پاملا روزنبرگ سابقه فعالیت در تولیدات اپرا در آلمان به خصوص در اپرای اشتوتگارت را دارد. در ژانویه ۲۰۰۱ او اولین نوع آوری هنری خود را برای اپرای سن فرنسیسکو، اعلام کرد: اپرای پرتحرک (Animating Opera)

پس از مشکلاتی که او را در اداره SFO دوره کرده بودند، از جمله کمبود بودجه که به از هم پاشیدن (dot-com) در سال ۲۰۰۲ انجامید و نیز تاثیر واقعه ۱۱ سپتامبر روی هنر، در سال ۲۰۰۴، عدم تمدید قرار داد خود را با کمپانی در پایان سال ۲۰۰۵ اعلام کرد!

استیفن ویین (Steven Winn) در تاریخچه سن فرنسیسکو در دسامبر ۲۰۰۵ چنین نوشته است: تولیدات SFO به دلیل کمبود بودجه US$7.7 میلیونی، به تعلیق افتاد و آرزوهای دادن کنسرتهای کوچکتر به کناری ماند.

در سال ۲۰۰۳ کمپانی ۱۴ درصد از بودجه را کم کرد. اپرای سان فرانسیسکو، محاصره شده با مشکلات مالی بود و روزنبرگ دائما سرزنش می شد.

سلیقه او برای برگزاری اپراهای جدید، ترقی زیبایی شناسیهای اروپایی و اجرای کارهای کلاسیک به روشی نو، تماشاچیان را از خود راند و نیازهای مالی کمپانی به شدت افزایش یافت.


پاملا روزنبرگ
روزنبرگ به آلمان باز گشت و به همراه سیمون راتل و ارکستر فیلارمونیک برلین مشغول به فعالیت شد.

دیوید گوکلی (David Gockley) از سال ۲۰۰۶ تا هم اکنون کارگردان اصلی اپرا
بعد از ۳۳ سال سرپرستی اپرای بزرگ هووستن، اول ژانویه ۲۰۰۶ دیوید گوکلی رئیس کل SFO شد. در بخشی از اطلاعیه فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۷ در ۱۱ ژانویه، گوکلی نوشته است: “در این فصل برای اولین بار هویت جدیدی را به نمایش خواهیم گذاشت که فلسفه نو هنری در خود خواهد داشت. من معتقدم که این اجرا از شکوه، زکاوت، سنت، نوع آوری و همه نکاتی که برنامه های ما را برای آینده اپرای سن فرنسیسکو ترقی خواهد داد، سخن می گوید.”

در ادامه این برنامه های آینده، او گفته است: “من داشتن چیزی کمتر از بزرگترین ستارگان جهانی اپرا را در اینجا به طور مرتب، نخواهم پذیرفت. می توانید انتظار شنیدن صدای رنه فلمینگ (Renée Fleming)، آنا نتربکو (Anna Netrebko)، تامس هاپسون، دمتری فوروچووسکی (Dmitri Hvorostovsky)، مارسلو جیوردانی (Marcello Giordani)، ریمون فارگس (Ramón Vargas)، مارچلو آرفرز (Marcelo Alvarez)، خوان دیگو فلورز (Juan Diego Flórez)، بن هپنر (Ben Heppner)، ناتالی دسیی (Natalie Dessay) و آنجلا جورجئو (Angela Gheorghiu) را در میان بسیاری دیگر از ستارگان، داشته باشید. ما نخستین اجرای جهانی خود را برای شما در سال ۲۰۰۷ خواهیم داشت و عاشقان واگنر در میان شما خوشحال خواهند شد زمانی که در سال ۲۰۰۸ چرخه حلقه (Ring Cycle) را بشنوند”.

در سپتامبر ۲۰۰۶ اعلام شد که با موافقت متقابل گوکلی، دونالد رانسلز (Donald Runnicles) در سال ۲۰۰۹ به عنوان کارگردان موسیقی منصوب خواهد شد و گوکلی قرارداد خود را تمدید نخواهد کرد، اگرچه او ارتباط خود را با SFO ادامه خواهد داد و “چرخه حلقه ” را در سال ۲۰۱۰-۱۱ سرپرستی خواهد کرد.

در ۹ ژانویه ۲۰۰۷، SFO کارگردان موسیقی بعدی خود را معرفی کرد که او یک ایتالیایی به نام نیکولا لوسوتی (Nicola Luisotti) خواهد بود که در فصل ۲۰۰۹-۲۰۱۰ با داشتن قرارداد ۵ ساله، کار خود را آغاز خواهد کرد.

اولین اجراههای مهم آمریکایی در SFO
از سال ۱۹۲۳، SFO اولین اجراهای آمریکایی را به همراه هنرمندان بسیار زیادی به اجرا گذاشته است، خوانندگانی همچون: ولادیمییر آتلانتوف (Vladimir Atlantov)، اینگه برخ (Inge Borkh)، بوریس کریستوف (Boris Christoff)، ماری کولییر (Marie Collier)، گرانیت ایوانز (Geraint Evans)، مافالدا فاورو (Mafalda Favero)، تیتو گوبی (Tito Gobbi)، سنا جوریناک (Sena Jurinac)، ماریو دل موناکو (Mario del Monaco)، برژیت نیلسون (Birgit Nilsson)، لئونتینا و مارگارت پرایس (Leontyne & Margaret Price)، لئونی رایسنک (Leonie Rysanek)، الیزابت شوارزکوف (Elisabeth Schwarzkopf)، جیولیتا سیمیوناتو (Giulietta Simionato)، ابه سیگنانی (Ebe Stignani)، رناتا تبالدی (Renata Tebaldi) و ایگوار ویکسل (Ingvar Wixell)، رهبرانی همچون: جرد آلبرشت (Gerd Albrecht)، والری جرجیف (Valery Gergiev)، جرج سولتی (Georg Solti) و سیلویو فارویسو (Silvio Varviso) و کارگردانانی همچون: فرانسیس فورد کوپولا (Francis Ford Coppola)، هاری کوپفر (Harry Kupfer) و جیین – پییر پونله (Jean-Pierre Ponnelle)

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کنسرت «پنجگاه»

گذارِ «نقش» از آغاز، که خود را گروه موسیقی دستگاهی می‌نامید، تا امروز، که به «پنجگاه» رسیده، در نزدیک به ده سال فعالیتِ مداومش شاخصه‌هایی در ذهن شنوندگان پیگیر موسیقی کلاسیک ایرانی به جا گذاشته است: اولویت دادن به دغدغه‌های موسیقی‌شناختی در فرایند آهنگسازی، بهره‌گیری از پتانسیل‌های موسیقی قدیم ایران پیرو آموزه‌هایی که نخستین بار در آلبوم «سرخانه» به عمل درآمد و در عین حال بهره‌مندی از عناصر موسیقی قاجاری، دقت در گزینش کلام و الگوبرداری از قالب‌های شعری مانند مستزاد در تجربه‌های پیشین یا مخمس در «پنجگاه» و…

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

از روزهای گذشته…

بازگشت ایرانی  (II)

بازگشت ایرانی (II)

رادیو و تلویزیون هم، که سال‌ها (به عدد سال‌های رنج فردوسی) است با موسیقی قهراند. برنامه‌ی کودک و نوجوان که یک لحظه‌اش بدون آهنگ نیست، چیزی بر شناخت بچه‌ها از موسیقی سرزمین مادری‌شان نمی‌افزاید (راستش را بخواهید از موسیقی سرزمین‌های دیگر هم در آن چیزی نیست) و تقریبا همان روش کودکستانی را دنبال می‌کند، با این تفاوت که در این جا گاهی علاوه بر «خاله»، «عمو» هم داریم و حرکات موزون هم اکیدا ممنوع است. آن یار دلنواز هم اگر هست در پس گلدانی یا شمایل زنبوری یا … رخ در نقاب کشیده.
تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (I)

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (I)

Bill Evans نوازنده پیانو و آهنگساز Jazz عصر حاضر که سبک و طریقه خاصی در آهنگسازی برای خود دارد معتقد است که موسیقی عامل اصلی غنای روح انسان بوده و باعث میشود که انسان توان شناخت قسمتی از وجود خود را که قبل از درگیری با موسیقی نشناخته بود پیاده کند.
دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه

دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه

در خبرهای روز گذشته داشتیم که یک قطعه موسیقی دست نویس از لودویگ وان بتهوون که شامل یکی از انقلابی ترین آثار اوست، توسط یک کتابدار که به تمیز کردن قفسه های کتابخانه یک مدرسه علوم دینی در پنسیلوانیا مشغول بود، کشف شد؛ این قطعه مدتی بیش از یک قرن بود که مفقود شده بود.
آکوردهای sus – قسمت اول

آکوردهای sus – قسمت اول

آکوردهای sus – قسمت اول به روایتی دوک الینگتون جزو اولین کسانی بوده است که از سال ۱۹۳۰ شروع به استفاده از آکورده های sus کرده است. اما استفاده متداول از این آکوردها از سال ۱۹۶۰ شروع شد.
آوازی سرشار از صفای جوانی

آوازی سرشار از صفای جوانی

بازخوانی و بازنوازی آهنگ‌های قدیمی، کاری رایج در تاریخ موسیقی هر کشوری است، البته کشورهایی که حافظه تاریخی قوی دارند یا به خاطر تمدن ویژه‌شان، زود‌تر از سایر ملل به اسباب و لوازم ثبت و ضبط موسیقی دست پیدا کرده‌اند و مهم‌تر از همه، در حفظ و نگهداری آن‌ها کوشا هستند. در ۳۰ سال گذشته، استقبال از ترانه‌های قدیمی، دو عامل بنیادی دارد که مربوط می‌شود به دوره طلایی برنامه‌های گل‌ها در رادیو (۱۳۴۴-۱۳۳۴) و دوره طلایی ضبط صفحه‌های ریز شیار ۳۵ دور (۱۳۵۴ـ۱۳۴۲) و تکثیر فراوان و ارزان آن‌ها در سطح کشور که موجب شد موسیقی به خانه‌های مردم برود و ماندگار شود. عامل دیگر این استقبال، بی‌رنگ و رو شدن بیشتر آثاری است که به ویژه در ۲۰ سال گذشته ساخته شده‌اند و از لحاظ نیروی خلاقیت، خلوص هنرمند با هنرش، سلیقه در انتخاب ملودی و کلام و زیبایی در اجرا، قابل مقایسه با آثار گذشتگان نیستند. البته عده‌یی هم هستند که نوعی علاقه قلبی به موسیقی دهه‌های گذشته دارند و حساب آن‌ها از این بحث جداست.
ارسلان کامکار: ارکستر نسبت به ۱۵ سال پیش رشد داشته

ارسلان کامکار: ارکستر نسبت به ۱۵ سال پیش رشد داشته

این موضوع را قبول دارم که بعضی مواقع صدای ساز‌های بادی یا برنجی خوب نبوده‌اند ولی در کل صدای ارکستر بد نیست اما واقعیت این است که بعضی از نوازنده های ارکستر بی‌خیال هستند. به فرض مثال زمانی که من قرار است یک میزان را سلوی ویلن را بزنم اینقدر باید تمرین ‌کنم که یک نت بالا و پایین نشود و اگر این اتفاق نیفتد از خجالت آب می‌شوم. اما شاهدیم که بعضی از نوازنده‌های سلو بی خیالند و اصلا دلهره ندارند. به همین دلیل برای یک اجرای تمیز و شفاف علاوه بر همت نوازنده باید رهبر ارکستر نیز سخت‌گیر باشد.
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

«درهم شکستن زاده رویا نیست.» اساس تفکر مدرنیسم در این جمله نهفته است. ما وارد عصری شده ایم که بر گسستن و بی حرکتی استوار شده و از زمان صفر آغاز کرده است، عصری که انسان را میان وجدان اجتماعی و طغیان های زیبایی شناسانه شقه کرده و بین او و خودش شکافی عمیق و طبقاتی آفریده است. در همین عصر است که تمامی ابهام های صوتی غیرقابل انتقال و غیرقابل توصیف به «صوت» مبدل می شود.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VI)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VI)

از زمان استعمار، کامپانا به میراث موسیقایی اش می بالد، و تفسیری از این داستان توسط خنیاگر مشهور محلی، مارسلو پومپئو (Marcello Pompeu) در کتابچه ی کوچکی با عنوان کمک های مالی برای تاریخ موسیقی کامپانا (Subsídios para a história da música da Campanha 1977) نقل شده است. لازم به ذکر است که با این حال این سند هیچ اشاره ای به گونه های مرتبط با طبقات پایین تر شهری نکرده است؛ این سندها منحصراً بر فعالیت های موسیقایی نخبگان محلی، توصیف گروه های دسته جمعی، آواز جمعی کلیسا، ارکسترها، پیانوها، قطعات موسیقی عاشقانه و رقص های سالنی که سرگرم کننده-ی قشرهای مرفه تر کامپانا در طول عمر طولانی او، تمرکز کرده است. این فروگذاری، کاملاً نتیجه منطقی نگرش-های غالب نخبگان محلی درباره فرم های بیانی طبقات فرودست شهر است. در واقع، فضای اجتماعی در کامپانا توسط یک تقسیم طبقاتی مستحکم مشخص شده است.
در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (I)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (I)

میان کنش‌های گوناگون دانشگرانه نوشتن، از ترجمه‌ی صرف گرفته تا تالیف محض (اگر این دومی را در سایه‌ی مراتبی از بینامتنیت، رویایی دست‌نیافتنی ندانیم) طیفی از کنش‌ها همانند اقتباس، ترجمه‌ی آزاد، ترجمه-تالیف و … جای می‌گیرند که همچنان به سر اول طیف نزدیک‌تراند تا سر دوم. «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» نوشته‌ی «امین هنرمند» یک گونه‌ی بسیار نادر از همین کنش‌های ترجمه‌گون است؛ به این صورت که سرفصل‌های اصلی و فرعی آن در قریب به اتفاق موارد از یک کتاب تقریبا هم‌نام و بسیار مشهور این حوزه وام گرفته شده. گویی مولف یک اسکلت از پیش موجود را با ماده‌ای به انشای خود (و البته هنوز نزدیک به محتوای استخوان‌بندی اصلی) پر کرده باشد.
زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

خانه، کار، فراغت و معبر چهار رکن زیست انسانی اند.خانه قلمروی عاطفی و وابستگی آفرین دارد ضمن آن که می تواند تحت تاثیر کار تبدیل به میدانی برای فراغت و زایش شود. کار قلمرو استقلال در مبارزه با ضرورت های اجتماعی را می آفریند. فراغت که خود حاصل مازاد ارزش تولیدی کار است، می تواند در میدانی میان بازآفرینی نیروی کار تا زایش هنر فعال شود و سرانجام معبر قلمرو تجلی و ارتباط حوزه های سه گانه است.