گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

علاوه بر اجرای قطعات فرانسوی، من به آرا بلا (Arabella) می روم، آثار استرائوس (Strauss) را اجرا خواهم کرد، زیرا موسیقی فوق العاده زیبایی است. هسته اجراهای من آثار وی و موزار خواهد بود به همراه موسیقی فرانسوی و بخشهایی از اشعار بل (bel)، زیرا می خواهم صدایم را جوان نگاه دارم، خود را درگیر اجراهای سنگین نمی کنم. در کنار آنها چند قطعه غیر معمول… نقشهای وردی (Verdi)، سچ (Czech) و جانک (Janacek) و احتمالا راسالکا (Russalka) که نقش محبوب من است، آثار بسیار وسیعی هستند اما از لحاظ نوع صدا آنچنان متفاوت نیستند.

حرفه خود را در طول پنج یا ده سال آینده چگونه می بینید؟

علاوه بر اجرای قطعات فرانسوی، من آرا بلا (Arabella) اثر اشترائوس (Strauss) را اجرا خواهم کرد، زیرا موسیقی فوق العاده زیبایی است. هسته اجراهای من آثار وی و موزار خواهد بود به همراه موسیقی فرانسوی و بخشهایی از اشعار بل (bel)، زیرا می خواهم صدایم را جوان نگاه دارم، خود را درگیر اجراهای سنگین نمی کنم. در کنار آنها چند قطعه غیر معمول… نقشهایی از وردی (Verdi) و جانک (Janacek) که روزالکا (Russalka) هم نقش محبوب من است… آثار بسیار وسیعی هستند اما از لحاظ نوع صدا آنچنان متفاوت نیستند.

چندین نقش را در حال حاضر ایفا می کنید؟

هیچ گاه نشمرده ام، گرچه باید!

آیا از آثار واگنر یا همانند آن نیز اجرایی خواهید داشت؟

تابستان امسال و سال آینده به بیروت خواهم رفت و نقش اوا (Eva) را می خوانم. این تنها نقشی است که فکر می کنم مناسب برای اجرا در بیروت است. تحصیل در آلمان باعث شده به آن زبان تسلط کامل داشته باشم. این تنها شانس است و من بسیار خوشحالم زیرا قطعه ای بسیار زیبا و موزون است. می بینیم که این نقش چطور پیش می رود بدون فکر کردن به الیزابت یا الزا… در سالن تاتر بزرگ این نقش آکوستیک بسیار بالایی دارد.

همچنین از کار کردن مجدد به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) بسیار راضی هستم. شما راجع به رهبران پرسیده بودید، سولتی (Solti) نقش کلیدی در حرفه من داشت، همچنین باعث ارتباط من با دکا (Decca) شد. این بهترین قسمت حرفه خوانندگی است، آشنا شدن و کار کردن با افراد مختلف! سولتی بعد از اجرای جیووانی از من راجع به نقش ایوا در بیروت پرسید؛ او گفت: “همیشه می توانی روی راهنمایی من حساب کنی.” این رابطه ای است که هر کسی آرزو دارد با رهبر خود داشته باشد.

مصاحبه ما به النور استبر (Eleanor Steber) رسید، کسی که رنه فلمینگ از او آموزش دید و صحبت درباره مشکلات کار کردن با بعضی از اساتید خانم…

شاید وقتی سن شما بالاتر می رود بهتر یاد می گیرید. در پایان یک هفته کلاس با الیزابت شوارزکوف (Elizabeth Schwarzkopf) تنها کاری که توانستنم انجام دهم گریستن برای یک ساعت بود! زیرا کاملا خسته و بدون انرژی شده بودم؛ یک روز کاملا موفق بودم و روز دیگر کاملا بد می خواندم. برای یک شخص جوان کنار آمدن با این نوع برخوردها دشوار است. من در کار با او غرق شده بودم، در واقع یک پدیده بود. به مدت یک سال از هارتموت هول (Hartmut Höll) آموزش دیدم، من یاد می گرفتم که چگونه تنها برداشت خود را از آن آموزشها داشته باشم. در آن زمان بسیار دشوار بود اما حال می دانم که حقیقاتا با ارزش و مفید بوده است.

اجرای تک نفره و با گروه کوچک را ترجیح می دهید یا بیشتر بر روی اپرا متمرکزید؟

در طول تحصیلم در آلمان تنها اجراهای سولو داشتم و در هیچ اپرایی شرکت نکردم. در واقع برای هیچکدام از رشته های اپرا قبول نشدم زیرا فکر می کردند یک سال زمان بسیار کمی برای یادگیری خواندن اپرا است. یکی دیگر از اساتید من در آن دوره آرلیین آئوگر (Arleen Augèr) بود، معلم فوق العاده ای بود. به همراه پیانیست هلن یورک (Helen York) برای اجرا در سفر بودیم (کسی که خود تحت حمایت استاد من هارتموت بود.) اگرچه به همراه کریستوفر اشنباخ (Christoph Eschenbach) در حال اجرا و ضبط آثار شوبرت (Schubert) هستم، در عین حال چند کنسرت در سالزبورگ و دیگر جاها اجرا خواهیم کرد.

آیا بعضی از آثاری را که کمتر شنیده می شود را نیز خواهید خواند؟

این دیسکت آخر بیشتر آثار برتر است، در طی ده سالی که در نیویورک زندگی کرده ام، فکر می کنم هیچگاه کار فوق العاده ای از هیچ آهنگسازی در بین کارهای گروهی نشنیده ام! دیگرهیچ کس “گرتچن پشت چرخ نخ ریسی” (Gretchen am Spinnrade) یا “راهبه جوان” (Die junge Nonne) را نخواهد خواند، البته به اعتقاد من!

گفتگوی هارمونیک

۱ نظر

بیشتر بحث شده است